پایان نامه با موضوع اقتصاد بازار، آداب و رسوم، صاحب نظران، اقتصاد باز

دانلود پایان نامه ارشد

ت يافته است از جمله انحرافات نخستين و ثانويه، انحراف خاص، انحراف فردي و گروهي، انحرافات مثبت و منفي كه در ذيل به شرح مختصر به هر كدام مي پردازيم.
بند اول- انحراف نخستين و ثانويه:
در انحراف نخستين، افرادي كه مرتكب انحراف مي شوند به طور اتفاقي بوده و در زندگي آنها تكرار نمي شود و اين افراد خود را منحرف نمي دانند.
انحراف ثانويه: در اين مرحله فرد خود را منحرف مي داند و عمل انحرافي در زندگي او تداوم دارد و در ديد عموم مردم فرد منحرف محسوب مي شود.
بند دوم- انحراف خاص:
«انحراف خاص مبين صفات و ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري غير تيپيك و غير متعارف در افراد است.

بند سوم- انحراف فردي و انحراف گروهي :
انحراف فردي: فرد به تنهايي مرتكب مي شود و از هنجارهاي مورد پذيرش جامعه عدول
مي كند. به عبارت ديگر «تخطي از قوائد و هنجارهاي مورد انتظار اجتماعي بصورت منفرد توسط شخص صورت مي گيرد »10
انحراف گروهي: يعني عمل تبهكارانه را به صورت گروهي و با همكاري يكديگر انجام داده و برخلاف هنجارهاي جامعه عمل نمايند و آن را انحراف گروهي مي نامند.
گفتار دوم- انواع جرائم
در باب بزه و جرائم و انحرافات اجتماعي كلينادوميير11 با قرار دادن انحرافات و جرائم در سه طبقه كلي جرائم بر عليه اشخاص، جرائم بر عليه اموال و جرائم سياسي به موارد مختلف جرائم در هر يك از طبقات سه گانه اقدام نموده اند.
جرائم شخصي و بر عليه اشخاص: جرائمي كه عليه ديگران اتفاق مي افتد.
جرائم بر عليه اموال :اين نوع جرائم با انگيزه دستيابي به پول يا چيزهايي با ارزشي ديگر است.
الف- سرقت
ب- جرائم مالي
ج- وندآليسم (خرابكاري و تخريب اموال عمومي)
د- آتش زدن و ايجاد حريق
هـ- قاچاق كالا و مواد مخدر
و- احتكار
جرائم سياسي: اصطلاح جرائم سياسي به اعمال غير قانوني و غير اخلاقي گفته مي شود و شامل جرائمي مي باشد كه صاحب منصبان حكومتي با سوء استفاده از قدرت و يا افراد بر ضد حكومت انجام مي دهند.
1. عليه حكومت و نظام سياسي 2. جرائم دولتي
از آنچه در باب انواع انحرافات و جرم گفته شده مي توان اينچنين خلاصه نمود كه:
– انحراف به رفتارهايي كه مخالف با ارزشها و هنجارهاي مورد پذيرش مردم باشد مي‌‌گويند.
– اكثر مردم جامعه در طول عمر خود حداقل يكبار دچار انحراف شده اند.
– انحراف و كژ رفتاري و جرم در جوامع مختلف برحسب شرايط تاريخي و مكاني، زماني، اجتماعي و مقام و منزلت نسبي مي باشد.
– بر حسب تعاريف جوامع از كجروي، مثل مصرف مشروبات الكلي در بعضي كشور ممنوع و جرم محسوب مي شود، در حاليكه در بعضي كشورها هيچ منع قانوني ندارد.
– كجروي بر حسب زمان و تاريخ: زنده به گور نمودن دختران در عصر جاهليت رسم عادي بود در حاليكه بعد از اسلام رسمي ناپسند و ممنوع و غير اخلاقي اعلام شد.
– كجروي بر حسب مكان: مثلاً تزريق مرفين در بيمارستان توسط پزشك عمل اخلاقي است. در حاليكه بيرون از بيمارستان توسط خود شخص جرم محسوب مي شود.
– كجروي بر حسب مقام و منزلت:بيشتر مجرمين از طبقات پايين هستند در حاليكه طبقات بالا هم خلاف مي كنند ولي چون از مقام و منزلت اجتماعي بالا برخوردارند كمتر محكوم مي شوند.
– كجرفتاري برحسب نتايج و آثار حاصله: «از اين منظر اولاً نيت و فكر عمل كجروانه يا پليد مجازات نمي شود.
ثانياً رفتار واقعي مجرمانه مي بايد صورت گيرد ، تا كجروانه تلقي گردد و از اينرو تنها اعمالي كجروانه و مستوجب مجازات به شمار مي آيند كه عملاً و علناً منجر به آثار و نتايج خاص گردند.
بند اول- تبيين كجروي
ماهيت و محتواي كجروي از گذشته تا كنون و از جامعه به جامعه ديگر متفاوت است، بدينگونه علل و عوامل كجروي هم متفاوت و متعدد مي باشد. در مجموع هيچيك از نظريه هاي مطرح شده نمي تواند علت كامل و لازم انحراف را مطرح نمايد اما اين نظريه ها در تركيب با يكديگر بهتر مي توانند در فهم علت يا علل كجروي موثر باشند. تبيين هاي متعددي از نقطه نظر زيست شناسي و روانشناختي و جامعه شناختي انحراف مطرح شده است.
بند دوم- تبيين زيست شناسي انحرافات (تبيين جسماني)
برخي از انسان شناسان عوامل زيست شناختي را عوامل ارتكاب جرم و رفتار انحرافي مي دانند آنها معتقدند رفتار انحرافي متاثر از نقايص جسماني و كروموزمي مي باشد. از اين نقطه نظر ديدگاههاي صاحب نظراني چون سزارلومبرز و ويليام شلدون و غيره مطرح مي باشد.
«لومبرزو مي نويسد كه فرد مجرم از نظر جسماني از افراد طبيعي عقب مانده تر است و ممكن است از نظر جسماني بيش از آنكه معاصرانش شبيه باشد به اجداد قبل تاريخ شباهت داشته باشد»12
«ويليام شلدون13 انسانها را در سه دسته جسماني قرار داد. اندومرف (چاق و خپل) مزومرف (عضلاني و ورزشكار) اكتومرف (لاغر و استخواني) و معتقد بود كه نوع مزومرف يا فرد عضلاني و ورزشكار بيشتر به افراد جاني و منحرف شبيه مي باشند.»14
بند سوم- تبيين زيست شناختي انحرافات زنان
لمبرزو معتقد است كه زنان در مقايسه با مردان فاقد حساسيت مردانه مي باشند و زنان بيشتر احساسي، حسود، انتقام جو منقعل هستند و دلايل خودش را در رابطه با اينكه جرم در ميان زنان كمتر است نسبت به مردان به شرح زير بيان مي دارد.
«1ـ در زنان عوامل عاطفي، جنسي و طرز عمل خود مخصوصاً هورمونها در سنين نزديك به بلوغ، اختلال قائدگي، دوره يائسگي و پيري نقش مهمي در رفتارها و كژرفتاريهاي آنان ايفا مي كند.
2ـ زنان اصولاً از لحاظ زيستي محافظه كارترند
3ـ ضعف جسماني زنان مانع از ارتكاب جرايمي است كه نياز به قدرت بدني و چالاكي دارد.
4ـ حالات عصبي در پسران در دوره بلوغ شديدتر از دختران است »15

بند چهارم- تبيين روان شناختي كژ رفتاري هاي اجتماعي
بسياري از روانشناسان و روانكاوان علل رفتارهاي انحرافي را بر حسب نقص شخصيت فرد كجرو توجيه و تبيين مي كنند و بر اين باورند كه برخي از گونه هاي شخصيت بيشتر از گونه هاي ديگر گزينش به جرم و تبهكاري دارند .
در واقع آنان كژرفتاري را ناشي از تجربه هاي تلخ دوران كودكي مي دانند كه معلول روابط ناسالم فرد و محيط اجتماعي است.
آنان در تكويني شخصيت دو عامل زيستي و اجتماعي را موثر مي دانند و عوامل زيستي معمولاً به ارث مي رسند و عوامل اجتماعي محصول محيط اجتماعي هستند.
گفتار سوم- نظريه هاي جامعه شناسي انحرافات
در قلمرو جامعه شناسي نظريه هاي مختلفي در باب كجروي و انحرافات مي باشد. جامعه شناسان علل و عوامل گوناگوني را باعث شكل گيري و انجام عمل كجروي در جامعه توسط انسانها معرفي نموده اند.
از اهالي حوزه هاي جامعه شناسي ريشه هاي انحراف و علل آن را نه در درون فرد بلكه در بيرون از او در واقعيت هاي اجتماعي نهادها، ساختارها، روابط اجتماعي و نظاير آن جستجو مي كنند.
1ـ نقطه آنان از جامعه و ساخت اجتماعي است.
2ـ افعال و كنش هاي فرد را در قبال جامعه مي سنجد.
3ـ واحد تحليل آن جمع است نه فرد
4ـ جرم و بزهكاري را امري ناخواسته به شمار مي آورند كه از سوي نظام اجتماعي بر فرد تحميل گرديده است»16

بند اول- نظريه هاي آنومي
تبيين همه صور كجرفتاري از جمله انحرافات و جرايم زنان به وسيله مفهوم آنومي (بي هنجاري) امكان پذير مي باشد. «از نظر لغوي آنومي از دو جزء تركيب يافته است. 1ـ «نوميا» و «نومي» كه در زبان يوناني به مفهوم ناموسي و قانوني است و دلالت بر قاعده روال رفتار، هنجار، سنجه، قانون، رسم روش و مانند آن 2ـ «آ» به مفهوم نفي آن.
همچنين ساروخاني مي نويسد: «بي هنجاري از نظر ريشته لغوي فقدان هنجارها يا قوانين را مي رساند و در آغاز توسط دوركيم به منظور تشريح بعضي از رفتارهاي جانيان و افراد غير اجتماعي به كار رفت»17
بند دوم- نظريه آنومي دوركيم:
نظريه آنومي دوركيم يكي از مهمترين و اساسي ترين و پرآوازه ترين نظريات جامعه شناسي در باب بزهكاري و كجرفتاري مي باشد.
آنومي در نظر دوركيم اشاره به بي سازماني، گسستگي و از هم گسيختگي اجتماعي، اختلال، و اغتشاش در نظام جمعي دارد وقتي اجماع بر سر پذيرش هنجارهاي اجتماعي و اهداف و انتظارات جامعه نباشد، بي هنجاري يا آنومي شكل مي گيرد.
با توجه به بحث آنومي دوركيم مي توان چنين بيان كرد كه آنچه كه دوركيم در ارتباط با آنومي و رفتار انحرافي مطرح نموده است شامل انحراف يا كجرفتاري زنان هم مي شود.
بنابراين براساس اين تئوري هر گاه آنومي يا بي هنجاري اجتماعي افزايش يابد و هنجارها و قواعد رفتار در جامعه دچار ستيز و از هم گسيختگي شوند و يا اينكه فرد بر اثر فقدان هنجارها و الگوهاي رفتار، دچار سرگشتگي و پريشاني شود و بر اثر چنين حالاتي احساسات جمعي تضعيف شود و ضمانت اجرائي خود را از دست بدهد كجرفتاري هاي اجتماعي از قبيل سرقت، قتل، فحشاء، اعتياد و غيره افزايش مي يابد.
همچنين براساس اين تئوري بين فرد گرايي و افزايش جرم يا كجرفتاري رابطه وجود دارد يعني اگر همبستگي اجتماعي در اثر از هم گسيختگي و انفكاك بين اعضاء خانواده ضعيف شود و اعضاء خانواده خوب جامعه پذير نشده باشند، در نتيجه نمي توانند قواعد و قوانين و آداب و رسوم و ارزشهاي اجتماعي جامعه را دروني نمايند لذا، نمي توانند خود را همراه و همساز با اعتقادات و اخلاقيات و عقايد و قواعد پذيرفته شده جامعه بنمايند و احتمال اينكه دچار كجرفتاري اجتماعي شدند بسيار است.
بند سوم- نظريه آنومي رابرت مرتن
مرتن معتقد است كه فقر باعث رفتار انحرافي مي شود. چرا كه فشار ساختاري جامعه به افراد از طريق تشويق ها و تبليغاتي كه درباره اهداف فرهنگي انجام مي دهد باعث كجروي مي شود.
آنومي و بي هنجاري در ديدگاه مرتن زماني اتفاق مي افتد هنجارهاي اجتماعي با واقعيت اجتماعي در ستيزند و از اين طريق بر افراد جامعه فشار وارد مي شود.
مرتن شيوه هاي انطباقي دارد كه پنج حالت مي باشد.
1ـ سازگاري ، همنوايي و تطابق
2ـ بدعت و نوع آوري
3ـ سنت گرايي و يا عادت گرايي
4ـ عقب نشيني انصراف
5ـ شورش و طغيان
مرتن مي گويد كه در جامعه چگونه ساختار اجتماعي و ارزشهاي اجتماعي موجب انحراف افراد جامعه مي شوند. در تناقض واقعيت با هنجارها به افراد فشار وارد مي آيد و افراد براي رسيدن به هدف هاي تاكيد شده ناچار به راههاي غير مشروع روي مي آورند. البته شيوه واكنش افراد به پايگاه اجتماعي او و چگونگي جامعه پذيري افراد بستگي دارد. در نهايت اهميت تئوري مرتن در اين است كه به رفتار فرد توجه ننموده بلكه جنبه هاي اجتماعي كه روي را در نظر دراد كه متأثر از ساختار فرهنگي اجتماع است.

بند چهارم- نظرات رابرت آگينو و مسنرو روز نفلد:
پس از مرتن افرادي چون رابرت اگينو18 و مسنر19 و روز نفلد20 هم در باب انحراف كارهايي را انجام داده اند خلاصه نظرات آنها به قرار ذيل مي باشد:
الف) رابرت آگينو: اگينو مي گويد تاكيد عمده نظريه فشار اجتماعي از جمله نظريه مرتن توجه به اهميت روابط اجتماعي منفي است. اگينو معتقد است سه منشأ كلي فشار وجود دارد كه باعث انحراف مي‌شود:
1ـ عدم موفقيت در دستيابي به اهداف با ارزش از نظر اجتماعي
2ـ حذف وقايع با ارزش از نظر اجتماعي ، مثلاً از دست دادن نزديكان
3ـ تجربه وقايع منفي از نظر ارزشهاي اجتماعي كه شامل تجربياتي مانند سوء استفاده جنسي از كودكان ، قرباني شدن در يك واقعه جنايي، تنبيه هاي لفظي يا جسماني اگينو معتقد است كه اين فشار ها تمايل به كج رفتاري را در افراد ايجاد مي كند.
ب) مسنرو روزنفلد: مسنرو روزنفلد نظريه مرتن را در باب كج رفتاري طبقه پايين و نظر جامعه شناسان معاصرتر را نسبت به اينكه كج روي فقط منحصر به طبقه پايين نيست بلكه طبقات بالا و متوسط هم ممكن است دست به كج رفتاري بزنند را مورد توجه قرار دادند.
مسنرو روزنفلد مي گويند علت عدم هماهنگي بين اهداف اجتماعي و راههاي نهادي شده در جامعه آمريكا بويژه دست يافتن به پول ، اقتصاد بازار آزاد است كه مبدل به نهاد اصلي اجتماع گرديده است نهادهاي ديگر مثل مدرسه، كليسا، خانواده در مقابل آن ضعيف هستند.
1ـ نقش هاي غير اقتصادي از ارزش كمتري در مقابل نقشهاي اقتصادي برخوردار است.
2ـ نقش هاي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع پیشگیری از جرم، انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، آنومی اجتماعی Next Entries پایان نامه با موضوع حقوق جزا، امر به معروف، ضرب و جرح، نماز جمعه