پایان نامه با موضوع افغانستان، دولت اصلاحات، حقوق بشر، نقشه راه

دانلود پایان نامه ارشد

فکري بالتبع سياست گذاري هاي ايران در عرصه داخلي و خارجي راه متفاوتي را طي مي کرد. مخصوصاً در مورد چگونگي برخورد با موضوع هسته اي با توجه به فشارهاي غرب ايران در شرايط بسيار حساسي بود.
درچنين اوضاعي وبا توجه به تعدد کانديداهاي رياست جمهوري و تنوع آراي مختلف، شرايط ويژه اي به وجود آمده بود و همين امر باعث شد که براي اولين بار انتخابات رياست جمهوري در جمهوري اسلامي ايران به دور دوم کشيده شود و بدين ترتيب محمود احمدي نژاد و علي اکبر هاشمي رفسنجاني به دور دوم راه يافتند.
احمدي نژاد از اول ورود به انتخابات فردي چندان شناخته شده نبود و مهم ترين کار اجرايي او شهرداري تهران بود.
از سوي ديگر رقيب وي، علي اکبر هاشمي رفسنجاني فردي کاملاً شناخته شده و سرشناس بود. هاشمي رفسنجاني که جزو افراد تأثيرگذار در طي انقلاب اسلامي بود. با توجه به چنين اختلافي بين احمدي نژاد و هاشمي رفسنجاني، رقابت بين اين دو کاملاً ديدني بود.
با توجه به اظهارات هاشمي رفسنجاني، مشخص بود که وي در صورت پيروزي در انتخابات همان سياست هاي گذشته خود را مبتني بر تنش زدايي و تعامل با سازمان هاي بين المللي را ادامه خواهد داد ولي از سوي ديگر احمدي نژاد در مواضع و سخنراني هاي خود کاملاً اين نکته را به اثبات رسانده بود که نگاهي کاملاً مذهبي و ديني به مسائل دارد و در پي احياي ارزش‌هاي سالهاي اول انقلاب مي باشد. احمدي نژاد تنها کانديدايي بود که در سخنراني هاي خود چفيه به گردن مي انداخت و تمام شعارهاي او رنگ و بوي مذهبي و ديني داشت و الهام گرفته از آرمان انقلاب اسلامي وامام خميني بود.
در طي يک هفته اي که در دور دوم مهلت تبليغات بود، جو بسيار جالبي بر کشور حاکم بود و دسته بندي هاي جديدي نمايان شد. به هر حال رأي گيري در سوم تيرماه1384 برگزار شد و احمدي نژاد توانست با اخذ 782/248/17 رأي از کل 253/959/27راي اخذ شده به عنوان رئيس جمهور ايران اسلامي انتخاب شود.
شرايط داخلي کشور در آستانه روي کار آمدن دولت نهم بدين صورت بود که بعد ازآنکه در سالهاي اول انقلاب که ايران سياست تهاجمي و مقابله با استکبار و امپرياليسم را در دستور کار داشت ، به صورتي که در آن دوران ايران سياستش کاملاً بر مبناي مقابله با کشورهاي سلطه جو و همچنين حمايت از جنبش هاي رهايي بخش در هر کجا و مخصوصاً در کشورهاي اسلامي بود ولي به تدريج در دولت سازندگي و اصلاحات اوضاع تغيير کرد.
بدين صورت که بعد از روي کار آمدن دولت هاشمي، ايران جنگ تحميلي را پشت سر گذاشته بود، هاشمي براي تأمين هزينه هاي مالي بازسازي، نيازمند درآمد بيشتر از طريق افزايش درآمدهاي نفتي بود، اين کار به نظر هاشمي ميسر نمي شد مگر اينکه ايران براي تأمين نيازهاي توسعه اي خود، تغييراتي در اهداف و رويکردهاي سياست خارجي انجام دهد تا بدين وسيله بتواند نيازهاي ارزي برنامه هاي توسعه و بازسازي کشور را با همکاري کشورهاي جهان ميسر گرداند اصولاً در دولت سازندگي سياست خارجي به سمت پذيرش نظم حاکم بر روابط بين الملل و احترام به قواعد و اصول بين المللي و عضويت در سازمان هاي منطقه اي و بين‌المللي پيش مي رفت. البته بعد از روي کار آمدن دولت اصلاحات اين روند با شدت بيشتري پيگيري شد. محمد خاتمي رئيس دولت اصلاحات با اعلام سياست تنش زدايي درصدد بود تا روابط ايران با کشورهاي اروپايي را گسترش دهد و از پرداختن به سخنان تحريک آميز عليه کشورهاي سلطه گر خودداري مي نمود چرا که بر مبناي سياست خارجي تنش زا، ايران بايد از طرح چنين سخنان و شعارهايي اجتناب مي ورزيد.
همچنين در اين دوران شاهد فشارهاي شديد غرب بر ايران به دليل برنامه هاي هسته اي و همچنين موضوع حقوق بشر هستيم.
ب) شرايط منطقه اي در آستانه روي کار‌آمدن دولت نهم:
در آستانه روي کار آمدن دولت نهم شرايط منطقه اي بسيار حساس بود. چرا که در پي حوادث 11 سپتامبر در آمريکا و متهم شناخته شده گروه القاعده از سوي ايالات متحده، اين کشور با توجه به جو به وجود آمده ناشي از اين حملات با همکاري کشورهاي غربي به کشور افغانستان حمله برد و اين کشور را به اشغال خود درآورد.
بدين ترتيب ايران در مرزهاي شرقي خود شاهد حضور نيروهاي آمريکايي و ناتو بود، مسلماً وجود تعداد زيادي نيرو در مرزهاي شرقي کشور ايران باعث تأثيرات بسياري بر امنيت ملي ايران مي شود از ديگر سو بعد از اشغال افغانستان، جورج بوش رئيس جمهوري وقت ايالات متحده در طي يک سخنراني ايران، عراق و کره شمالي را “محور شرارت” خواند و ضمن تهديد اين کشورها، خواستار تغيير رفتار آنها شد. در راستاي همين تهديدات ايالات متحده آمريکا علي رغم عدم اجماع بين المللي به بهانه وجود سلاح هاي کشتار جمعي در کشور عراق به اين کشور حمله کرد و بدين ترتيب جمهوري اسلامي ايران در مرزهاي غربي خود نيز شاهد حضور گسترده نيروهاي آمريکايي بود. بدين ترتيب به گفته کارشناسان منطقه اي، عملاً ايران در محاصره نيروهاي آمريکايي و متحدانش قرار گرفته و اين امر مسلماً براي جمهوري اسلامي ايران شرايط دشواري را فراهم کرده بود. از ديگر سو با توجه به تجربه جنگ تحميلي اين امر کاملاً مشخص بود که کشورهاي عربي منطقه کاملاً در جبهه ايالات متحده و در زمره دوستان اين کشور بودند. به همين دليل کشورهاي منطقه مخصوصاً کشورهاي عربي از سخت شدن عرصه بر جمهوري اسلامي ايران بسيار خشنود بودند و اميدوار بودند که با توجه به شرايط به وجود آمده جمهوري اسلامي ايران تضعيف شود اما از همه اين کشورها بيشتر اين رژيم صهيونيستي بود که از وضع به وجود آمده شادمان گشته بود چرا که بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، يگانه دشمن اصلي اين رژيم در منطقه خاورميانه کشور ايران محسوب مي‌شد و با توجه به شرايط به وجود آمده اميدوار بود که ايالات متحده آمريکا مانند عراق و افغانستان به ايران نيز حمله کند و يا حداقل با تضعيف ايران ، باعث شود که مذاکرات سازش با فلسطيني ها را به سرانجام برساند، مخصوصاً اينکه دوباره در دولت جورج بوش طرح نقشه راه براي صلح اسراييل با اعراب در دستور کار قرار گرفته بود.
ج) شرايط بين المللي در آستانه روي کار آمدن دولت نهم:
بعد از فروپاشي شوروي و اعلام نظم نوين جهاني توسط جورج بوش پدر، ايالات متحده آمريکا به سوي تک قطبي کردن دنيا گام برمي داشت، بعد از حوادث 11 سپتامبر زمينه بيش از پيش براي تحقق اين خواسته سردمداران کاخ سفيد مهيا شد. بدين ترتيب بعد از اشغال افغانستان و عراق وحضور آمريکا در منطقه حساس خاورميانه و خليج فارس، ايالات متحده عملاً براي تحقق اين خواسته گام برمي داشت از ديگر سو کشورهاي معارض براي آمريکا، چون روسيه و چين نيز توانايي مهار اين يک جانبه گرايي از سوي آمريکا در عرصه روابط بين المللي را نداشتند.
آمريکا که خود را قدرت بلامنازع در عرصه بين المللي مي ديد در تلاش بود تا به هر نحوي که شده بر منطقه خاورميانه و خليج فارس تسلط کامل پيدا کند به همين دليل به خاطر فعاليت هاي هسته اي جمهوري اسلامي ايران، امريکا و متحدانش فشار زيادي بر ايران وارد مي کردند و در عرصه بين المللي فعاليت هاي ايران در زمينه هسته اي را تهديدي براي صلح و امنيت جهاني معرفي مي کردند و با همين استدلال خواستار توقف و تعليق فعاليت هاي هسته اي ايران بودند که اين فشارها به حدي رسيده بود که ايران ناچار شده بود فعاليت هاي هسته اي خود را به تعليق درآورد و از ديگر سوي در زمينه حقوق بشر نيز فشارهاي زيادي بر ايران وارد بود.
يکي ديگر از موضوعاتي در آستانه روي کار آمدن دولت نهم مطرح بود و دنبال مي شد طرح “خاورميانه بزرگ” بود. اين طرح از سوي آمريکا مطرح شد و ايالات متحده توانست کشورهاي اروپايي را نيز با خود همراه کند.
ايالات متحده در راستاي يک جانبه گرايي و هژمون شدن خود در عرصه بين المللي بايد خاورميانه را از وجود نيروهاي معارض با خود پاک سازي مي کرد و مسلماً اصلي ترين معارض و مخالف ايالات متحده در منطقه جمهوري اسلامي ايران است.
محمود واعظي اهداف واقعي ايالات متحده‌آمريکا از طرح خاورميانه بزرگ را چنين برمي‌شمارد:
1-تضمين امنيتي اسراييل
2-تضمين تداوم جريان انرژي
3-مقابله با رشد جريان هاي اسلام گرا
4-تلاش براي روي کار‌آمدن رژيم هاي سکولار در منطقه 161
وقوع چنين حوادثي شرايط بين المللي را بسيار حساس نموده بود دولت نهم دراين شرايط حساس روي کار آمد.پيدايش چنين شرايطي در عرصه داخلي منطقه اي و بين المللي باعث شده بود که تصميم گيري در عرصه سياست خارجي بسيار سخت و دشوارشود.
دراين شرايط حساس دولت نهم با الهام از آرمان هاي سال هاي اوليه انقلاب و پيروي از سياست تهاجمي آن سالها، در عرصه سياست خارجي، سياست فعالانه و تهاجمي به خود گرفت و نوک پيکان اين سياست را متوجه رژيم صهيونيستي ساخت و بحث مقابله با رژيم صهيونيستي جزو اولويت هاي اساسي و مهم در سياست خارجي دولت نهم قرار گرفت.
همچنين مقابله با کشورهاي سلطه گر و استعمارگر در عرصه روابط بين الملل از ديگر رئوس سياست خارجي دولت نهم محسوب مي شود.
حمايت و تقويت گروه هاي مقاومت از ديگر کارهايي بود که در دولت نهم دنبال مي گشت.
اين سياست ها ناشي از پيروي آرمان هاي انقلاب ، امام و همچنين عمل به اصول قانون اساسي بود، چرا که در اصل 152 قانون اساسي چنين آمده است: “سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، بر اساس نفي هر گونه سلطه جويي و سلطه پذيري ، حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضي کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت هاي سلطه گر و روابط متقابل صلح آميز با دولتهاي غير محارب استوار است.”
همچنين دولت نهم اجراي اصل 154 قانون اساسي را در دستور کار داشت اين اصل بيان مي دارد که: “جمهوري اسلامي ايران سعادت انسان در کل جامعه بشري را آرمان خود مي داند و استقلال و آزادي و حکومت و عدل را حق همه مردم جهان مي شناسد. بنابراين در عين خودداري کامل از هر گونه دخالت در امور داخلي ملت هاي ديگر، از مبارزه حق طلبانه مستضعفين در برابر مستکبرين در هر نقطه از جهان حمايت مي کند.”
در کل مي توان گفت که دستگاه سياست خارجي دولت نهم براي مقابله با هجمه هاي بين‌المللي و کنترل شرايط به وجود آمده دو استراتژي عمده را برگزيد:
1- استراتژي تغيير وضعيت متهم به مدعي
2- استراتژي مقاومت و پايداري
در يک تقسيم بندي ريزتر مي توان مؤلفه هاي سياست خارجي دولت نهم را چنين برشمرد:
1- حمايت قاطع از گروه هاي مقاومت در منطقه
2- مخالفت با روند سازش در خاورميانه
3- زير سئوال بردن هولوکاست و تلاش براي ايجاد جبهه ضد اسراييلي در بين ملت هاي اسلامي
4- سياست خارجي نگاه به شرق و احياي جهت گيري سياست خارجي جنوب- جنوب
5- توجه و تأکيد بر نقش مردم و ملت ها در عرصه روابط بين الملل
6- تلاش براي بازتعريف نقش سازمان هاي بين المللي در تأمين منافع ملت ها و کشورهاي مستقل
7- ايجاد جبهه ضد امپرياليستي
8- تأکيد بر احيا نقش عدالت و معنويت در تحولات جهان
9- مقاومت در زمينه هسته اي و تأکيد بر دستيابي بر چرخه سوخت هسته اي
در ادامه در مورد برخي از اصول مهم اين مؤلفه ها به تفضيل سخن خواهيم گفت.

2- اولويت يافتن اسراييل در سياست خارجي (تشکيک در موضوع هولوکاست):
همانطور که قبلاً ذکر شد دولت نهم در شرايط حساس منطقه اي و بين المللي روي کار آمد و با توجه فشارهاي بين المللي در زمينه هسته اي و همچنين اشغال همسايگان شرقي و غربي ايران توسط نيروهاي آمريکا و متحدانش و خطر حمله نظامي عليه ايران، انتظار مي رفت دولت جديد در ايران، تحت تأثير اين شرايط از موضع انفعال برخورد کند اما نه تنها چنين نشد بلکه اين دولت موضعي تهاجمي گرفت.
نوک پيکان سياست خارجي تهاجمي دولت احمدي نژاد متوجه اسراييل بود، همانطور که در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران نيز چنين سياستي از سوي امام خميني در پيش گرفته شده بود.
چرا که اصولا امام خميني سالها قبل از انقلاب اسلامي براساس نظري فقهي هرگونه رابطه ومبادله با رژيم صهيونيستي حرام دانسته بود ، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اين امر با جديت کامل پيگيري شد و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع افغانستان، آموزش و پرورش، جبهه مقاومت، جهان اسلام Next Entries پایان نامه با موضوع جهان اسلام، سازمان ملل متحد، استادان دانشگاه، کانون توجه