پایان نامه با موضوع افسردگی اساسی، اختلال افسردگی، اختلالات روانی

دانلود پایان نامه ارشد

ا افزایش سن وظایف مهم آنها خاتمه یافته و به انتخاب خود به وظایف جدیدی میپردازند(فروغ عامری، گواری، نظری، رشیدینژاد و افشارزاده، 1380).
9- نظریه تحولی
از میان نظریههای روانشناختی، معروفترین آنها نظریه تحولی اریکسون123 است که مراحل رشد را در تمامی دورههای زندگی توصیف مینماید. وی هشت مرحله را در زندگی انسان در نظر گرفته و سنین بالای 65 سال را، مرحله کمال در برابر یأس و انزوا یا انسجام من در برابر ناامیدی، نامگذاری کرده است. این مرحله به شخص امکان میدهد که جایگاه خود را در این دوره زندگی بپذیرد و قبول کند که زندگی هر کس مسئولیتی است که بر عهده خود او میباشد(سادوک و سادوک،1996؛ ترجمه پور افکاری، 1375). شخصی که به سن سالمندی میرسد، میبایستی تکالیف تکاملی این دوره را به انجام رسانده باشد.تکالیف تکاملی در مرحله کمالیافتگی در مقابل یأس و ناامیدی از نظر اریکسون عبارتند از:
1. قبول کاهش توانایی و محدودیتها
2. تطابق با بازنشستگی
3. تطابق با تغییر الگوهای زندگی
4. قبول مرگ و نیستی همراه با آرامش(کوزیر و ارب، 1987).
10-نظریه صفات
یکی از نظریات مطرح در رویکرد صفات، نظریه آلپورت124 است که رشد شخصیت را به عنوان یک فرآیند افتراقی مستمر در نظر گرفت و معتقد بود که شخصیت فرد مسن از طریق پیچیدگی یا افتراق بیشتری که نسبت به شخصیت فرد جوان دارد مشخص میشود. این افتراق رو به تزاید، به کمک تجربه زیاد سالمندان و تسلط بهتر بر سائقها125، تبیین میشود. وی شش صفات متمایز را برای این سنین تشخیص داده است. این صفات که به نظر میرسد شخصیت پخته را مشخص میکنند و آن را در مقابل شخصیت مسن قرار میدهند عبارتند از:
1. احساس خویشتن رشد یافته
2. توانایی حفظ روابط گرم با دیگران
3. امنیت عاطفی عمیق که به پذیرش نفس وابسته است
4. تمایل به درک، تفکر و اشتیاق عمل در مقابل واقعیت خارجی
5. خود عینیتیابی126، تعمق (بصیرت)127 و شوخ طبعی128
6. زندگی متناسب با فلسفهای که به زندگی وحدت میبخشد(آلپورت 1961، به نقل از گنجی، 1371).

مشکلات و اختلالات سالمندان
دادههای مربوط به شیوع اختلالات روانی در افراد مسن متغیر است اما بر اساس یک برآورد محافظهکارانه 25% این گروه سنی علائم روانپزشکی چشمگیری دارند. تعداد سالمندان دچار بیماری روانی در سال 2005 حدود 9 میلیون نفر برآورد شد. انتظار میرود این رقم تا اواسط این قرن به 20 میلیون نفر افزایش یابد. سالمندان با اختلالات روانی یا جسمانی و یا هردوی آنها دست به گریبانند و این اختلالات توانایی عملکردی و حتی بقای آنها را به خطر میاندازد. برنامه همهگیرشناسی منطقه تحت پوشش وابسته به موسسه ملی بهداشت روانی نشان داد که شایعترین اختلالات روانی در سالمندان عبارتند از: اختلالات افسردگی، اختلالات شناختی، انواع هراسها(از گروه اختلالات اضطرابی) و اختلالات مصرف الکل(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمهی رضاعی، 1390). حال با توجه به انواع اختلالاتی که سالمندان با آن درگیرند، این پژوهش به دنبال این است که دو مورد از این مشکلات و اختلالات(یعنی افسردگی و اضطراب) را بررسی کند و سپس یکی از درمانهای مرتبط با این مشکلات را مطرح سازد.
تعریف افسردگی
در حال حاضر افسردگی چهارمین بیماری شایع در جهان محسوب میشود و بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی 340 میلیون نفر در جهان از افسردگی رنج میبرند و طبق برآوردهای انجام شده پیشبینی میشود تا سال 2020 این بیماری به دومین بیماری شایع در جهان بدل شود(قایم محمدی، 1383). در چهارمین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی129، انجمن روانپزشکی آمریکا(1994)، اختلال افسردگی اساسی، یکی از اختلالات خلقی شمرده میشود. در اختلال افسردگی در حالت خفیف آن فرد به تفکر درباره موضوعات فردی میپردازد. در بیشتر ساعات روز و بیشتر روزهای هفته، غمگین و ناراحت است. با عمق یافتن افسردگی، علائم بیشتری افزوده میگردد. این علائم شامل تغییرات هیجانی همانند احساسات غمگینی و ناامیدی مفرط، تغییرات شناختی مانند احترام به خود پایین، گناه و تقصیر، حافظه و مشکلات تمرکزی، تغییرات در رفتار و انگیزش مانند احساس بیقراری یا کندی، کاهش علاقه به فعالیتهای اجتماعی یا تفریحی و تغییرات جسمی مانند خواب، مسائل خوردن و جنسی و توانباختگی است. چنانچه افسردگی به اندازهای شدید باشد که پنج علامت یا بیشتر از این علائم را برای مدت بیش از دو هفته در برگیرد، افسردگی اساسی است. میزان خطر ابتلای فرد به افسردگی در طول زندگی، در مردان12% و در زنان 20% است. در هر مقطع زمانی، حدود 5% جامعه از افسردگی با این شدت در رنج هستند؛ 25% از برهههای افسردگی کمتر از یک ماه طول میکشد و 50% در کمتراز سه ماه بهبود مییابند(کلارک130 و بورن131، 1954؛ ترجمه کاویانی، 1380). البته تعاریف دیگری نیز از افسردگی وجود دارد از جمله:
– افسردگی به منزله یک بیماری خلق و خو یا اختلال کنش خلق و خو است(لو132 و لو ،1991). در سطح معمول بالینی، افسردگی نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیرلفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالتهای برانگیختگی نشان داده میشود(بلاکبرن133 و کوترو134،1990).
-سقوط غیر قابل توجیه تنود حیاتی: این حالت در قلمرو بدنی با خستگی دائم آشکار میشود، در قلمرو شناختی به صورت پراکندگی دقت و مشکل کوشش فکری و در قلمرو عاطفی به شکل حالتی مالیخولیایی که با هشیاری فرد نسبت به ناتوانمندی واکنش همراه است، متجلی میشود(چاپلین135، 1975). از علائم افسردگی میتوان به اندوه و تشویش زیاد، احساس گناه و بیارزشی، دوری گزیدن از دیگران، کاهش اشتها و میل جنسی، بیخوابی، از دست دادن علاقه و کسب لذت از فعالیتهای روزمره اشاره کرد. افراد افسرده شکلهای متفاوتی از علائم مذکور را تجربه میکنند که از نظر شدت ممکن است از ملایم تا خیلی شدید در نوسان باشد(دیویسون136، کرینگ137 و نیل138 ، 2004).
جدول2-4: فهرست نشانههای بالینی افسردگی(هوبر139، 1993؛ به نقل از دادستان، 1383)
رفتار، حرکت و شکل ظاهری
بدون نیرو، خمیده، بدون تنش، کندی حرکات، ناآرامی، اضطراب عصبی، مالیدن دستها به یکدیگر، غمگین،نگران، آویزان بودن گوشههای دهان، چینهای عمیق، به صورت آرام و یکنواخت حرف زدن، کاهش طیف عمل.
جنبهی هیجانی
احساس کوفتگی، ناتوانی، غمگینی، ناامیدی، فقدان، رهاشدگی، تنهایی، گنهکاری، خشم، اضطراب و نگرانی، بی احساسی در برابر جهان پیرامون
جنبهی روانشناختی نباتی
ناآرامی درونی، تحریکپذیری، تنش، برانگیختگی، گریه، خستگی، ضعف، اختلال خواب،حساسیت نسبت به تغییرات جوی، کاهش اشتها و وزن، دردها و ناراحتیهای نباتی(درد معده و سنگینی سر و . . .)
جنبهی خیالبافیشناختی
بازخورد منفی نسبت به خود و آینده، بدبینی و انتقاد دائم از خود، عدم اطمینان نسبت به خود، خودبیمارپنداری، فقدان تخیل،کندی فکر،مشکلات تمرکز،نشخوار فکری ادواری، انتظار تنبیه و فاجعه، افکار هزیانی مانند ارتکاب گناه، بیکفایتی، افکار انتحاری
جنبهی انگیزشی
انتظار شکست، کنارهگیری و اجتناب از مسئولیتهای خود،احساس فقدان کنترل و ناتوانی، احساس فزونی خواستههای دیگران، فقدان تمایل به پیشرفت، کنارهگیری تا حد انتحار یا افزایش وابستگی به دیگران.

تاریخچه مطالعه افسردگی
بقراط در حدود چهارصد سال قبل از میلاد مسیح اصطلاحات مانیا140(شیدایی) و مالیخولیا141 را برای توصیف اختلالات روانی به کار برده بود. در حدود سال سیام میلادی یک پزشک رومی به نام سلسوس142 مالیخولیا را به عنوان نوعی افسردگی ناشی از غلبه صفرا ذکر کرده است. در سال 1854 شخصی به نام فالره143 بیماریای به نام جنون دورهای را توصیف کرده بود که در آن حالات خلقی افسردگی و مانیا به طور متناوب پیدا میشد. در 1882 روانپزشک آلمانی به نام کالبام144 اصطلاح سیکلوتایمی145 را به کار برد و مانیا و افسردگی را مراحلی از یک بیماری واحد قلمداد کرد. در سال 1899 کراپلین146 نوعی روانپریشی به نام روانپریشی مانیا-افسردگی توصیف کرده بود که اکثر ملاکهایی که امروزه روانپزشکان برای گذاشتن تشخیص اختلال دو قطبی یک به کار میبرند در آن گنجانده بود. وی همچنین نوعی افسردگی هم برشمرده بود که در اواخر بزرگسالی شروع میشد و نهایتاً نام مالیخولیای کهولتی بر آن نهاده شد(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمه رضاعی، 1390).
همهگیرشناسی افسردگی
نتایج به دست آمده از مطالعات نشان داده که زنان دو برابر مردان افسرده هستند و احتمال بروز افسردگی یک قطبی برای مردان 8 تا 12 درصد و برای زنان 20 تا 26 درصد است(ساراسون147 و ساراسون، 1333؛ ترجمه نجاریان، اصغری مقدم و دهقانی، 1383). اما در جدیدترین مطالعات اختلال افسردگی اساسی در بین اختلالات روانپزشکی بالاترین شیوع طول عمر(حدود 17%) را داشته است. میزان بروز سالیانه افسردگی اساسی 59/1 درصد(زنان89/1 درصد و مردان1/1 درصد) است.از نظر جنسیت نیز تقریباً در سراسر جهان و در همهی کشورها و فرهنگها دیده شده که شیوع اختلال افسردگی اساسی در زنان دو برابر مردان است، طبق فرضیههای ارائه شده دلائل این تفاوت عبارت است از تفاوتهای هورمونی، اثرات زایمان، تفاوت فشارهای روانی-اجتماعی زنان و مردان و الگوهای رفتاری مربوط به درماندگی آموخته شده. و از بُعد تأهل نیز اختلال افسردگی اساسی بیشتر در افرادی دیده میشود که هیچ ارتباط بینفردی نزدیکی ندارند و یا طلاق گرفته یا متارکه کردهاند(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمه رضاعی،1390).
ديدگاههاي مختلف درباره افسردگي
در طي سالهاي گذشته تبيينهاي نظري مختلفي از افسردگي شده است، عمدهترين اين نظرات در زیر توضیح داده میشود.
1-دیدگاه زیستشناختی
پیشفرض این دیدگاه این است که علت افسردگی یا در ژنها نهفته است که از طریق توارث از والدین به فرزندان منتقل میشود، یا نارسایی عمل فیزیولوژیایی که ممکن است پایه ارثی یا غیرارثی داشته باشد. یک زمینه عمدهی پژوهش درباره علل زیستشناختی افسردگی مربوط است به نقش انتقالدهندگان عصبی(آزاد، 1384). در خلال دو دهه اخیر پژوهشهای گستردهای برای تعیین نقش نوراپینفرین و سروتونین در ایجاد افسردگی انجام شدهاند، پارهای از پژوهشها، پایین بودن سطوح نوراپینفرین و سروتونین را علت افسردگی تلقی میکنند و پارهای دیگر، پایین بودن سطح یکی از انتقالدهندگان عصبی را موجد حالت افسردگی میدانند و برخی از پژوهشگران نیز به این نتیجه رسیدهاند که افسردگی ناشی از نوراپینفرین و افسردگی مبتنی بر سروتونین، نشانههای متفاوتی دارند(کامر148، 1995؛ به نقل از دادستان، 1383).

2-دیدگاه روانتحلیلگری149
رویکرد روانتحليلگري براي تبيين اختلال افسردگي بر دو مفهوم جدايي150 يا فقدان151 و خشم152 تأكيد دارد. به اعتقاد اين ديدگاه از دست دادن همسر، والدين، بچه و يا هر محبوبی ميتواند فقدان ايجاد نمايد. فقدان صرف نظر از اينكه به علت مرگ باشد يا ترك شدن، حتي وقتي هم واقعي نبوده به صورت نمادين باشد، ميتواند موجب افسردگي شود. این نظریه افسردگی ابتدا توسط فروید153(1917) و آبراهام154(1911-1916) ارائه شد. وجود مشابهت بین افسردگی بالینی و واکنش عزا به دلیل از دست دادن فردی محبوب، نقطه آغاز این نظریه بود، چون در هر دو مورد نشانههایی مانند کاهش اشتها، اختلال خواب، ناتوانی در اخذ لذت از زندگی، گوشهگیری، خمودگی و جز آن مشاهده میشد(دادستان، 1383).
آبراهام و فرويد(1924 و 1917 به نقل از سو155 و سو، 1990) بين سوگواري طبيعي و افسردگي تمايز قائل شدهاند، از جمله اينكه در سوگواري فرد سوگوار نسبت به از دست دادن موضوع عشق آگاهي و هشياري دارد و از احساس خود در اين خصوص آگاه است و ميداند با از دست دادن موضوع عشق چه تغييراتي براي او بوجود آمده است. فرد عزادار به علت ناتوانی در پذیرش این فقدان به مرحله دهانی، مرحله تمایز نایافتگی کودک-والد، واپسروی میکند و در نتیجه هویت او با هویت شخص از دست رفته همسان شده و دستیابی به فرد اخیر، امکانپذیر میشود. به عبارت دیگر افراد عزادار برای بازیافتن موضوع از دست رفته

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع افراد سالمند، نظریه مبادله، رضایت از زندگی Next Entries پایان نامه با موضوع پردازش خبر، تنبیه کننده، فرآیندهای شناختی