پایان نامه با موضوع استرس تحصیلی، هیجانات منفی، آموزش و پرورش، اضطراب امتحان

دانلود پایان نامه ارشد

فاجعه آمیز (شدید): بسیار شدید و مخرب هستند و مدت ها طول می کشد تا فرد با آن کنار آمده و سازگار شود. اما بندرت بروز می کنند. این استرس ها شامل حوادث طبیعی، مانند: سیل و زلزله و استرس های ساخته ی دست بشر، مانند: جنگ، شکنجه و یا گروگان گیری.
2. استرس های معمولی زندگی: تقریباٌ همه ی افراد در طی زندگی خود این استرس ها را تجربه می کنند و از نظر شدت خفیف تر هستند اما از نظر تعداد بسیار زیادتر هستند. استرس هایی مانند رفتن به مدرسه، امتحان، اشتغال، ازدواج، سوگوار شدن و بیماری از این دست هستن.
3. استرس های خرد: این استرس ها شدت بسیار کمی دارند، ولی به تعداد بسیار فراوان و متعددی در زندگی رخ می دهند. استرس هایی مثل دیر رسیدن به کلاس درس، معطل شدن در صف، نداشتن محل مناسب برای مطالعه، گرمی محیط مطالعه از این دست هستند.
ب. طبقه بندی استرس ها از نظر کیفیت
برخی از استرس ها خوشایند و برخی دیگر ناخوشانید هستند. این طبقه بندی در تعریف استرس نیز مشهود است. چرا که هر تغییری استرس است، زیرا باعث برهم خوردن تعادل قبلی فرد شده و فرد سعی می کند با شرایط جدید سازگار شود. به همین دلیل استرس ها را می توان از نظر کیفیت نیز طبقه بندی کرد:
1. استرس های منفی: شامل تمام اتفاقات منفی و ناخوشایند مانند: مرگ یکی از عزیزان، طلاق، بیماری و مواردی از این قبیل.
2. استرس های مثبت: شامل اتفاقات مثبت و خوشایند مانند: قبول شدن در دانشگاه، ازدواج، ترفیع و پدر شدن.
ج. طبقه بندی استرس ها از نظر مدت:
1. استرس های کوتاه مدت: مدت زمان تأثیر آن محدود است. مانند: یک بیماری و یا یک بحران مالی موقت.
2. استرس های مزمن یا طولانی: این استرس ها بلند مدت و طولانی هستند و ممکن است سال ها طول بکشد. مانند: داشتن یک کودک معلول در خانواده. استرس های مزمن نسبت به نوع کوتاه مدت، عوارض روانی و جسمانی و صدمه های سنگین تری دارد (نوری، 1386؛ البرز، 1386).
واکنش ها نسبت به استرس
تجربه ی موقعیت استرس زا واکنش های مختلفی را در فرد منجر می شود که از سه جنبه ی جسمانی، روانی و رفتاری قابل بحث است.
واکنش های جسمانی: اعضای درونی بدن انسان به طور ناخودآگاه به وسیله ی دستگاه عصبی خودکار یا ANS59 کنترل می شود، که خود شامل دو دستگاه عصبی متناقض به نام های سمپاتیک60 و پاراسمپاتیک61 است. اعصاب سمپاتیک بدن را آماده ی دفاع در هنگام بروز استرس می نماید و بدن حالت دفاعی به خود می گیرد. متعاقب آن اعصاب پاراسمپاتیک بدن را به شرایط عادی برمی گرداند. این بدان معناست که دستگاه سمپاتیک باعث بروز برخی از فرایند های جمسانی چون انقباض ماهیچه ای، اتساع مردمک چشم، خشکی دهان، اتساع برونش ها، اتساع منافذ پوستی، افزایش عرق بدن، انقباض روده ها و اتساع مثانه می شود. علاوه بر این ها کبد به منظور تولید ایژی بیشتر فعالتر شده و قند وارد جریان خون می کند. و هورمون هایی از قبیل آدرنالین و کورتیکو استروئیدها برای سرعت بخشیدن به تنفس و افزایش ضربان قلب ترشح شده و وارد سیستم گردش خون می شود (پایفر62، 1385).
واکنش های روانی و هیجانی: وابستگی تن و روان تاحدی است که علایم ظاهری استرس تأثیر بسزایی بر توانایی روانی و توازن هیجانی می گذارد. داشتن افکار و خیال های واهی و غیر قابل کنترل، عدم تمرکز و بی خوابی از جمله واکنش های روانی حاصل از استرس است و این زمانی اتفاق می افتد که میزان استرس از حد نرمال و بهینه ی آن بیشتر باشد. تأثیرات هیجانی جانبی استرس همراه با حالت بیش فعالی ذهن در یک فرد حالت بسیار ناخوشایندی را ایجاد می کند، که در نتیجه ی آن، فرد همواره به دنبال راه فرار و یا تسکین است و منجر به واکنش های تغییر خلق، پرخاشگری، و حزن و اندوه می شود (پایفر، 1385).
واکنش های رفتاری: استرس در رفتار برخی از افراد بجای واکنش های هیجانی، بیشتر تغییرات منفی رفتاری ایجاد می کند. رفتار و واکنش های افراد به وسیله ی سه عامل کنترل می شوند: شخصیت، تجربیات گذشته و شرایط فعلی فرد. شخصیت رفتار و گرایش های فرد را تعیین می کند. به عنوان مثال شخصی با تیپ شخصیتی درون گرا، احتمالاًهنگام مواجهه با شرایط استرس زا خود را زیاد درگیر نمی کند و برعکس افراد برون گرا، در رابطه ی با شرایط استرس زا بسیار شتابزده عمل می کنند.
تجربیات گذشته بویژه آن هایی که در ارتباط با دوران طفولیت است در شکل دهی به نگرش ها، باورها و انتظارات فرد و چگونگی کنار آمدن با شرایط استرس زا نقش اساسی دارند. همچنین شرایط و محیط فعلی از قبیل زندگی در محیط های پرسر و صدا، باعث واکنش های رفتاری متفاوتی از قبیل سیگار کشیدن، اضطراب، وسواس، پرخوری، کناره گیری از دیگران، بی اشتهایی، کندن مو و ناخن جویدن می شود (پایفر، 1385).
سندرم عمومی سازگاری
تحول اساسی در مفهوم استرس و نقش تعیین کننده ی آن در بیماری ها مدیون پژوهش های دکتر هانس سلیه63 اهل مونترال کانادا است. سلیه در 1950، مفهوم استرس را با ارائه ی مفهوم دیگری به نام « سندرم عمومی سازگاری64» کاملتر کرد که مجموعه پاسخ هایی است که هر جانوری در برابر استرس از خود نشان می دهد. به زعم سلیه اگر استرس را به منزله ی مجموعه ی کنش و واکنش تلقی کنیک، سندرم عمومی سازگاری عبارت خواهد بود از جنبه های فیزیولوژیک، خونی و هورمونی این واکنش. این نشانگان کلی دارای سه مرحله است (تصویر 1-2). این سه مرحله بویژه در زمانی که ارگانیسم، در برابر یک استرس دائمی قرار می گیری بروز می کنند.

بیشتر
سطح پایداری طبیعی
کمتر

زمان
تصویر (1-2). سندرم عمومی سازگاری(برگرفته از کتاب زمینه ی روان شناسی هیلگارد، 1385)
مرحله ی هشدار65: بدن ارگانیسم برانگیخته می شود تا با راه اندازی دستگاه عصبی سمپاتیک وضعیت مواجهه با تهدید به خود بگیرد (اتکینسون و همکاران، 1385). این مرحله خود به دو مرحله ی “شُک”66 و “ضد شُک”67 تقسیم می شود. شُوک عبارت است از حالت غیر منتظره ای که در اثر تهاجم ناگهانی به وجود می آید و از علایمی تشکیل می شود که ناشی از تغییرات انفعالی در تعادل کارکرد ارگانیسم و بیانگر یک حالت رنج عمومی شدید، مانند افزایش ضربان قلب، کاهش تونوس عضلانی، کاهش درجه حرارت بدن و … است. این مرحله اگر منجر به مرگ ارگانیسم نشود به مرحله ی ضد شُک می انجامد و ارگانیسم مجدداٌ به تکاپو می افتد و ابزارهای فعال دفاعی خود را به کار می گیرد. حجم قسمت قشری غدد فوق کلیوی افزایش یافته و فعالیت سلول های آن افزایش می یابد و اکثر علایم مرحله ی شُک برعکس می شود. اکثر اوقات مرحله ی شُک و ضد شُک در هم ادغام شده و اگر محرک هایی که واکنش هشدار دهنده را برانگیخته اند تداوم یابد، ارگانیسم وارد مرحله مقاومت می شود (لو و لو68، 1371).
مرحله ی مقاومت69: در این مرحله جاندار با یکی از دو واکنش جنگ یا گریز با موقعیت تهدید مقابله می کند و به طور همزمان در برابر تأثیرات سایر عوامل هشدار دهنده حساس تر می شود. به عنوان مثال بدن فردی که یک بیماری عفونی شدید را پشت سر گذاشته است، در مقابل یک شوک عصبی مقاومت کمتری از خود نشان می دهد ( لو و لو، 1371 و اتکینسون و همکاران، 1385).
مرحله ی درماندگی70: هنگامی که تهدید همچنان پابرجا بماند و فرد با موقعیت استرس زا انطباق پیدا نکند بدن به سوی درماندگی یا فرسایش می رود. این مرحله زمانی است که ارگانیسم قدرت سازگاری خود را در مقابل محرک از دست می دهد ( لو و لو، 1371 و اتکینسون و همکاران، 1385).
استرس تحصیلی
بر اساس آمار آموزش و پرورش چند برابر شدن افت تحصیلی از ابتدایی به متوسطه نشان دهنده مشکلات و معضلاتی است که فراروی دانش آموزان مقطع متوسطه قرار دارد و بستری برای تجربه هیجانات منفی تحصیلی قلمداد می شود، بنابراین از بعد نظری فرض بر این است که فراگیران در موقعیت های تحصیلی هیجانات متنوعی از جمله اضطراب امتحان، هراس از مدرسه و استرس تحصیلی71 را تجربه می کنند، چراکه دستیابی فراگیران به حرفه های تخصصی بر پیشرفت تحصیلی آن ها وابسته است. بنابراین میل به یادگیری و پیشرفت را می توان به عنوان یکی از عوامل برانگیزاننده هیجانات مثبت و منفی قلمداد کرد. (آمار آموزش و پرورش سال تحصیلی 86- 1385 و شکری، کدیور و دانشورپور، 1386). همچنین تجربه ی هیجانات تحصیلی بر الگوهای تفکر و حل مسأله ی یادگیرندگان، انگیزش، راهبردهای یادگیری، منابع شناختی و خودگردانی تحصیلی آن ها اثر می گذارد. به عنوان مثال، دانش آموزی که هیجانات مثبت تحصیلی را تجربه می کند، الگوهای تفکر کلی گرا، شهودی و خلاقانه در وی برانگیخته می شود در حالی که با تجربه ی هیجانات منفی تحصیلی، الگوهای تفکر مبتنی بر جزئیات و تفکر الگوریتمی پردازش اطلاعات در وی برانگیخته می شود. بدین روی با توجه به نقش هیجانات تحصیلی بر عملکرد افراد در موقعیت های تحصیلی، این هیجانات به چهار دسته تقسیم شده اند:
1. هیجانات فعال ساز مثبت72 (مانند لذت از یادگیری و امید به موفقیت).
2. هیجانات غیر فعال ساز مثبت73 (مانند آرامش و تسکین بعد از موفقیت).
3. هیجانات فعال ساز منفی74 (مانند خشم، اضطراب و احساس شرم).
4. هیجانات غیر فعال ساز منفی75 (مانند خستگی و نومیدی).
البته پیامدهای تجربه ی هیجانات تحصیلی بر عملکرد افراد یکسان و قابل پیش بینی نیست. برای مثال تجربه ی اضطراب ممکن است بجای انگیختگی به تثبیت رفتاری منجر شود (پکران و همکاران، 2002؛ نقل از شکری، 1378).
اهمیت مطالعه ی استرس تحصیلی
اگر گفته شود که حوزه مطالعه ی هیجانات تحصیلی هنوز به عنوان زمینه ای کشف نشده در روان شناسی است مبالغه آمیز نخواهد بود. چراکه بجز تحقیقات وسیعی که روی اضطراب امتحان76، طی سال های دهه ی 1970 انجام شده است (زیدنر77، 1998؛ نقل از گوئتز78 و همکاران، 2006) و تحقیقاتی که روی هیجانات مبتنی بر اسناد79 در زمینه ی پیشرفت80 انجام شده است پژوهش عمده ی دیگری در این زمینه به چشم نمی خورد ( واینر81، 1985 و 2001؛ نقل از گوئتز و همکاران، 2006).
بدین روی به زعم متخصصان این زمینه توجه به حوزه ی هیجانات تحصیلی به چهار دلیل عمده حائز اهمیت است:
1. تجارب هیجانی دانش آموزان به طور مستقیم با بهزیستی ذهنی82 آن ها در ارتباط است (دینر83، 2000؛ اکمن و دیویدسون84، 1994؛ نقل از گوئتز و همکاران، 2006).
2. تأثیر هیجانات روی کیفیت یادگیری، انگیزش، فعال سازی منابع یادگیری، انتخاب راهبردهای یادگیری و پیشرفت دانش آموزان ( پکران و همکاران، 2002؛ نقل از گوئتز و همکاران، 2006).
3. هیجانات دانش آموزان تأثیر قابل توجهی بر کیفیت ارتباطات در کلاس درس دارد که این هم با تأثیرات آموزش و کنش متقابل معلم- دانش آموز سازگار است ( اندرسن و گرورو85، 1998؛ مِیر و تِرنر86، 2002؛ نقل از گوئتز و همکاران، 2006).
4. بینش های جدید مربوط به خواستگاه های هیجانات تحصیلی که منجر به طراحی مداخلات تئوری محور و برنامه های ارزشیابی برای مداخله در امر پروردن هیجانات، یادگیری و پیشرفت می شود (استلیتنر87، 2000؛ نقل از گوئتز و همکاران، 2006).
تعریف استرس تحصیلی
تعاریف مختلفی از استرس ارائه شده است. در یکی از این تعاریف کینگ88 و همکاران (1987؛ به نقل از شکری و همکاران، 1385)، استرس را به عنوان هیجانی منفی تعریف کرده اند، که به تردید درباره ی مقابله مربوط است. این تعریف از استرس با استرس در حوزه ی تحصیلی ارتباط نزدیکی دارد، چراکه از دانش آموزان انتظار می رود که با حجم بالایی از تکالیف مواجه شوند و این مسأله می تواند زمینه ی تردید درباره ی خود و احساس تنیدگی را فراهم کند (شکری و همکاران،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع خودکارآمدی، استرس تحصیلی، مهارت های زندگی، جمعیت شناختی Next Entries پایان نامه با موضوع خودکارآمدی، مهارت های زندگی، فشار روانی، باورهای خودکارآمدی