پایان نامه با موضوع ارزش های دینی، صاحب نظران، زیبایی مطلق، زیبایی شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

را درباره هر اثر هنری واجد موضوعی مذهبی به کار می برند٬ فراموش می کنند که هنر اساسا صورت است. برای آنکه بتوان هنری را مقدس نامید٬ کافی نیست که موضوع هنر از حقیقتی روحانی نشات گرفته باشد٬ بلکه باید زبان صوری آن هنر نیز بر وجود همان منبع گواهی دهد. تنها هنری که قالب و صورتش نیز بینش روحانی خاص مذهب مشخصی را منعکس سازد٬ شایسته چنین صفتی است.” (بورکهارت، 1369، ص7)
جلال ستاری ویژگی مهم هنر دینی را موضوع دینی داشتن می داند اما محتوای دینی را از شروط هنر مقدس نمی داند. از نظر وی هر هنری که بتواند تاثیر معنوی گذاشته و حال و هوای روحانی را بر انگیزد حتی اگر موضوع دینی نداشته باشد مقدس است.(ستاری، 1378، ص75)
بر خی دیگر تمایزی میان هنر دینی و هنر قدسی قایل نیستند، فریتهوف شوان کمتر بر ویژگی های شکلی و صوری تاکید دارد و محتوای این گونه هنر را مهمترین بخش آن قلمداد می کند(شوان، 1372، ص96). وی می گوید: “زیبایی هنر دینی بیش از هز چیز از حقیقت معنوی و لذا از دقت جنبه رمزی و تمثیلی و نیز از فایذه آن برای اعمال آیینی و مشاهده عرفانی سرچشمه می گیرد.” (شوان، 1372، صص 99-100)
همانگونه که مشاهده می شود برداشت صاحبنظران از هنر مقدس نزد هر یک متفاوت است، از سویی بررسی عوامل موثر بر هنر مقدس بدون مشخص کردن تعریفی خاص امکان پذیر نخواهد بود. از این رو در ادامه بحث با توجه به نظر چندین تن از صاحب نظران مطرح در این زمینه همچون بورکهارت و نیز مشخص بودن حدود و زوایای هنر مقدس در تعریف وی، در این پژوهش نیز هنر مقدس بدین شکل تعریف شده است: هنری با موضوع دینی (مرتبط با آیین و مناسک دینی خاص) که صورت و قالب اجرای آن نیز بر وجود منشاء روحانی آن گواهی میدهد. بدین ترتیب هنر سنتی هنری با منشاء و نیز صورت روحانی است که الزاما دینی (مرتبط با آیین دینی خاص) نمی باشد و هنر دینی هنری با موضوع دینی است که صورت و قالب آن الزاما سنتی نیست. نمودار شماره 1 موقعیت این سه هنر را بر اساس تعریف ارائه شده نشان می دهد:

حال که مقصود از هنر قدسی در این پژوهش مشخص شد، در ادامه تببین متفکران از این موضوع ارائه خواهد شد. نظرات بیان شده را می توان در سه دسته بیان نمود: نخست شکل گیری هنر قدسی، دوم جایگاه و شرایط هنرمند در آفرینش آن و نهایتا نقش کارکرد هنر قدسی.

4-3-2- شکل گیری هنر مقدس
چگونگی به وجود آمدن هنر قدسی در آیه «هوالله الخالق البارء المصور له اسماء الحسنی» از قرآن کریم به زیبایی، تصویر و به این گونه بیان شده است که «بالاترین مرحله «هو» است. پس از آن در مرحله ی عقلانیت «الله» است؛ سپس خالق، همه ی پدیده ها را از نیستی به هستی می آورد و صفاتی را در عالم ماده خلق می کند. آنچه خلق می شود (بارء) مخلوق متکثر با صورت ها و رنگ ها و شکل های مختلف است. این هنرمند نهایتاً (مصور) صورت آفرین است و معیار قضاوت (له اسماء الحسنی) زیبایی شناسی مشخصی دارد که با این صفات تجلی پیدا کرده است؛ پس هنر باید در مسیر مانند مسیر فوق، انسان را از صورت های مختلف به سمت ابداع و خلاقیتی ببرد که مبتنی بر تمام صفات حسن بوده» (نقره کار، 1387، ص101) و او را به سوی مرکز و وحدتی (هو) که مبدأ تجلی همه چیز در بی کران هستی است، رهنمون سازد؛
هنگام آفرینش اثر هنری تعاملی پویا و روحانی میان هنر مند و جهان هستی رخ می دهد نعاملی که سبب می شود در ورای هنر، حقیقت و مفهومی شگرف، رمز آلود و آسمانی نمایان و توجه برانگیز شود. چنانکه در ورای طبیعت زمینی افقی بی کران وجود دارد.(هاشم نژاد، 1385، ص 330)
“این هنر، زاییده ی ذوق و شعف ناشی از میل انسان به لقا و نزدیکی به حق تعالی است؛ هنری که در نتیجه ی قداست، پاکیزگی، تعالی و عروج ناشی از فرایند طی طریق به سوی عالم کبیر و جهان معنا، نمود یافته است.” (نقره کار، 1387، ص101)
نصر نیز امر مقدس را منشا هنر قدسی دانسته از نظر وی سرچشمة صورت ها، نمادها، قالب ها و رنگ ها در هرگونه هنر قدسی نه روان فردي هنرمند بلكه عالم مابعدالطبيعي و معنوي است كه به هنرمند تعالي مي بخشد و ريشه تفاوت بزرگ این هنر نيز از همين جاست. هنر و تقدس در اينجا جدايي ناپذيرند زيرا اين خود امر مقدس است كه آن هنر را آفريده است ( نصر، 1385، صص 352-335)

4-3-3- جایگاه هنرمند در هنر مقدس
هنر دینی نه تنها باورها و ارزش های دینی را متجلی و متبلور می سازد، بلكه توسط یك پدیدآورنده ی دیندار و برخوردار از تجربه ی ایمانی پدید آمده است. این هنر، هم از نظر فاعل و هم به لحاظ غایت و تأثیر و هم به دلیل مراحل تكوین، دارای صبغه ای دینی و تمام عیار است.
هنرمند و معنویت او یکی از دلایل مهمی است که هنر را می­توان «هنر قدسی» نامید، در بسیاری از ادیان، هنرمند شخصی است که خود را واقف طریقی معنوی می­کند و سرآغاز این فرآیند خلاق، همچون پاک سازی روح هنرمند می­باشد؛ هنرمند باید در این راه تزکیه نفس (ریاضت) را در پیش گیرد. (نصر، 1378، ص 60).
در واقع هنر زمانی قدسی می شود که هنرمند از فطرت اول به فطرت ثانی برود. آن گاه فتوح روی می دهد و عقل جزیی با عقل کلی متصل و متحد می گردد.( بسیج، 1388، ص 234) هنر، زماني كه از هنرمند متعهد و عارف سرچشمه گيرد، مي تواند نقش سازندهاي در رشد و بالندگي انسان ها داشته باشد و به اين معنا هم راستا با اهداف دين و جزئي از دين باشد. (پورحسن درزی، 1388، ص9)
در این زمینه محمد مدد پور به ذکر ویژگی های هنرمند اصیل دینی و هنر دینی قدسی پرداخته است. از نظر وی هنر قدسی هنری نیست که هر کس در مقام تجربه آن بر آید. این هنر به اولیا الله اختصاص می کند. لازمه نیل به سوی هنر قدسی داشتن صرافت طبع و سادگی است. هنر قدسی نوعی مکاشفه روحی جلوه های ربانی است نه استغراق در رسوبات خودپرستی که هنرمندانی چون میکل آنژ خود آگاه یا ناخودآگاه بدان اصرار می ورزند.(مددپور، 1372، ص152)
در اندیشه محمد رضا ریخته گران نیز و هنرمند بسته به اینکه سیر او از باب وجه الرب باشد یا وجه النفس هنرش قدسی یا غیر قدسی خواهد بود. (ریخته گران، 1370)
در حقیقت هنرمندان قدسی و مومنان هنرمند برای تجربه های معنوی و مشاهدات عرفانی خویش به آفرینش صورت هایی هنری می پردازند.(نوروزی طلب،1378، ص6) به بيان ديگر هنرمند در هنر قدسي، پس از درك هجران دنيوي، در صدد بر مي آيد تا در حد ممكن خويش را به ذات باريتعالي نزديك گرداند و بر اين اساس به وادي سلوكي عرفاني وارد مي شود تا لحظه به لحظه به آستان حضرت دوست نزديك گردد و بر غربت دروني خويش التيامي بخشد و ديگران را نيز از اين احساس ملكوتي در بستر تجربه اي هنري مستفيد گرداند و اين چنين است كه مراتب سلوك عرفاني هنرمند آغاز مي گردد.(مددپور 1371، ص 142)
هنر مند قدسی به واسطه انضباط معنوی و عروج به عالم روحانی از یک سو و شناخت علم قدسی از سوی دیگر قادر به آفرینش هنری می گردد.(نصر، 1380، ص512) وی نیاز دارد که شوایب نفسانی را از خود بزداید و با سیر و سلوکی معنوی ، آمادگی لازم برای دریافت پیام الهی را در خود فراهم کند .هنرمند بایستی همچو آیینه ای بی غبار در برابر « انوار مطلق الهی » نظاره گر تجلی حقیقت و زیبایی مطلق ( جمال ازلی ابدی ) و کمال مطلق باشد و انوار الهی را در آثار هنری اش منعکس نماید . پس بایستی که مشاهدات خویش را در قالب مناسب ، انشاء کند تا زیبایی خداوندی در اثر هنری ، امکان ظهور برای دیگران را پیدا کند.(نوروزی طلب، 1388،ص8)
هنر قدسی اساسا با دریافت و حکمت سر و کار دارد و بر حکمت استوار است. در قلمرو هنر معنوی هنرمند همواره در پی تجلی کالبدی بخشیدن به شهودی است که به آن رسیده است. مرتبه شهود و توانایی هنر مند در بیان زیبایی آن نیازمند نبوغی است که هر کسی به سهولت به آن دسترسی ندارد.(نقی زاده،1382، ص12)
هنر مند قدسی فردیست است که با وقوف به معنویت به مثابه یگانه عامل هویت ساز بشری، همواره کوشیده است با گفتمانی استعلایی و بهره گیری از عناصری پویا، متعادل، هم آوا، رازگونه و متنوع، معنویت و مقدسات را در ساختار و کالبدی مادی به تصویر بکشاند و از این رهگذر سبب ساز هویتی متمایز برای آدمی باشد؛ هویتی که در نتیجه ی گسست او از قیود مادی و نیل به ملکوت و جاودانگی حاصل می شود.( بمانیان،1389، ص2)
نهایتا توجه به این نکته ضروریست که به واقع هنرمند قدسی، خود هرگز آفریننده نیست، بلکه وی با اثرش پرده از رخسار حقیقت بر می دارد. حقیقتی که سراسر جمال و زیبایی است. ( بمانیان،1382، ص2)

4-3-4- نقش و کارکرد هنر قدسی
“هنر دینی هنریست که باورها و ارزش های دینی را متجلی و متبلور می سازد.” (همتی،1383،ص1) هنر قدسی همواره رو به سوی امر قدسی و موجود متعالی دارد و آدمی را به قدرت و كمال بیكران متصل می سازد . هنر قدسی آن نوع هنری است كه مجلا و مرآت تجلی امر قدسی است و آدمی را به او رهنمون می گرد. (اتو،1380،ص21)
هنر قدسی پیامی الهی را به بشر منتقل می سازد و فراتر از زمان و مكان است و ریشه در عالم تجرّد و دیار مرسلات و ساحت های برین هستی دارد و از عالم بالا ریشه گرفته و در جهان جسمانی خود را متجلی می سازد. امّا انتزاعی و بریده از واقعیت ها نیست كه یك سره به لاهوت بپردازد و از ناسوت و زندگی روزمرّه غافل شود، بلكه ریشه در واقعیت دارد و از فریب به دور است. (همتی،1383،ص2)
بنابراین هنر قدسی، سیطره ای کیفی و رهیافتی باطنی است با مقامی والا و کبریایی که به مثابه برترین تجلی گاه عالم روحانی در قالب، صور و ساحتی نفسانی و مادی متجلی می گردد و همواره در تلاش است با برقراری گفتمانی متعالی و قرائتی عرفانی و ذاتی مقدس، وحدت و یگانگی حقیقی متعالی را بر دیدگان عرضه نماید، حضور رمزوار ایمان را آشکار سازد، عالم مادی را به گونه ای سامان بخشد که دغدغه ذاتی و فطری آدمیان را که دستیابی به شهود و وصال ساحت مقدس حق تعالی است، التیام بخشد و بستر عروج عارفانه ی آدمی را از بستر مادیات، فراهم آورد.( بمانیان،1389، ص4)

4-4- مکان مقدس

مکان صیغه ی اسم ظرف است، مشتق از کون به معنای “بودن” و به معنای مطلق “جا” ( دهخدا، 1373،جلد 13) و بودن خود به معنای گذران عمر و “زندگی کردن نیز معنی میشود( دهخدا، 1373،جلد 3). در نزد حکما مکان عبارتست از سطح باطن جسم حاوی که مماس باشد به سطح ظاهر جسم محوی و در پیش متکلمین عبارتست از فضایی متوهم که جسم آن را اشغال کند و ابعادش در آن نفوذ نماید( لغتنامه ی دهخدا، 1373، جلد 13). مکان ها مستقیما یک پدیدار آزموده از جهان زنده، پر از مفاهیم، با عین خارجی، فعالیتها و کارکردهای تداوم بخش عرضه میدارند و از این نظر منبع مهمی برای هویت فردی و جمعی می باشند و مرکزیتی بوجود می آورند که در آن پیوندهای عمیق عاطفی و روانی بین مردم برقرار می گردد(شکوئی، 1386،ص276).
یک مکان مقدس قبل از هر چیز یک مکان مشخص شده است. یک فضا که از دیگر فضاها متمایز شده است. آیین های پرستش که یک نفر به جا می آورد خواه در یک مکان یا مستقیما رو به جهت آن قداست آن را مشخص می کند و آن را از سایر فضاهای تعریف شده متفات می کند.(سلطانی،1384)
مکان از نظر انسان دینی یکنواخت نیست بلکه وی در آن انقطاع ها و ناهمسانی ها را می بیند.
برخی بخش های آن با سایر بخش ها اختلاف کیفی دارد. خداوند خطاب به موسی فرمود: “بدینجا نزدیک میا، نعلین خود را از پای بیرون کن، زیرا مکانی که در آن ایستاده ای زمین مقدس است.”(سفر خروج، باب 3، آیه 5) پس مکان مقدس وجود دارد و از این حیث حایز اهمیت و قدرت بسیار است.(الیاده،1375، ص12)
به گفته الیاده فضای مقدس حضور ناهمگون در محیط همگون است. مقدس به معناي حضور ذات سرمدي در امر زماني و حضور مركز كل در محيط است و هنر قدسي نشانگر حضور ذات سرمدي در نظام انساني است كه اعم از معماري، نقاشي، شعر يا موسيقي، حجاب وجود را كنار مي زند و نظاره گر را با واقعيتي مواجه مي سازند كه از آن سوي ساحل وجود، مي درخشد. (نصر، 1379، ص35) فضای مقدس مکان هایی را در بر می گیرد که مثل معابد یا مکان های برگزاری مراسم دینی با اهداف دینی بنا شده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع ارتباط با طبیعت، روانشناسی، هنر و معماری، عامل اجتماعی Next Entries پایان نامه با موضوع فضای کالبدی، هنر و معماری، زیبایی شناختی، سلسله مراتب