پایان نامه با موضوع ارتکاب جرم، قانون مجازات، جبران خسارت

دانلود پایان نامه ارشد

،ناتواني ملاکي آسيب شناسانه براي شناساندن دسته خاص از بزه ديدگان است، بي آنکه از جهت نارساييها ،محدوديت ها يا محروميت هايي که به آن دچارند،تمايزي ميانشان برقرار باشد.
بر اين پايه ،ناتوانان بزه ديده ، کساني اند که به علت از دست دادن توانايي انجام کار يا دچار بودن به يک نارسايي يا بيماري بدني يا رواني بزه ديده مي شوند.
برقراري تعامل صحيح با ناتوان بزه ديده ،مستلزم آموزش دهي به قضات و اساسا کارکنان دستگاه قضايي است که مي تواند حاکي از لزوم استفاده از ظابطين تخصصي در برخورد با اين طيف از بزه ديده گان باشد.
در اهميت لزوم آموزش دهي به افرادي که به نحوي در نظام عدالت کيفري با ناتوانان بزه ديده سروکار دارند ،همين بس که حصول نتيجه اي مفيد و موثر در فرايند درمان لطمات ناشي از وقوع جرم براي ناتوان بزه ديده به طور مستقيم ، منوط به چگونگي طي شدن فرايندي است که وي در طول روند درمان در تماس و برخورد با متوليان امر قرار مي گيرد. باز تاب برخورد صحيح با ناتوان بزه ديده در دستگاه قضايي را مي توان در تمايل بزه ديده به مشارکت در روند رسيدگي به جرم و همکاري با ظابطين و قضات در کشف و تعقيب جرم مشاهده کرد. بدين سان ،ناتوان بزه ديده ،ديگر خود را فقط دليلي يا ابزاري براي اثبات جرم در دادرسي کيفري که بيشتر جنبه حاشيه اي و نقشي منفعل دارد، تصور نکرده ، بلکه نسبت به ايفاي نقشي فعالانه و مشارکتي در نظام عدالت کيفري ترغيب مي گردد.67
*با اين وجود به نظر مي رسد ناتوانان بزه ديده در طبقه بزه ديدگان خاص قرار مي گيرند که اين حاکي از آسيب پذيري خاصي است که آنان را شايسته جايگاهي ويژه در نظام عدالت کيفري مي نمايد، در اين ميان بديهي است که شيوه پاسخ دهي به بزه ديدگان نيز بايد واجد حالتي افتراقي باشد .مضافا اينکه اهدافي که از رهگذر فرايند مساعدتي – درماني در قبال بزه ديده گان آسيب پذير در نظام هاي عدالت کيفري بايد دنبال شود فراتر از اهدافي است که نسبت به بزه ديدگان عام مورد توجه متوليان عدالت کيفري قرار مي گيرد.به هر روي مادام که نظام عدالت کيفري در اين باره همچنان از ساز و کارهاي سنتي خود براي پاسخ دهي مطلوب به بزه ديدگان ناتوان استفاده مي کند بهبود وضعيت اين بزه ديدگان آسيب پذير و ارتقاء جايگاه آنان در فرايند دادرسي کيفري دور از انتظار خواهد بود.
2-1-3-2 -انواع بزه ديده
جرم‏شناسان با توجه به روابط بين بزهكار و بزه‏ديده، بزه‏ديدگان را به انواع گوناگوني مانند بزه‏ديده پنهان، بزه‏ديده محرّك، بزه‏ديده بي گناه و…، از جمله بزه‏ديده بالقوّه تقسيم كرده‏اند. زنان، كودكان، پيران، افتادگان جامعه، نيازمندان و فقيران و تمامي اشخاصي كه بيش از ديگران در معرض آسيب‏پذيري قرار دارند. در اين نوع و تعريف از بزه‏ديده (بزه‏ديده بالقوّه)، قرار دارند.68 از سوي ديگر بر اساس آموزه‏هاي ديني در جامعه اسلامي هيچ فقيري وجود ندارد، مگر اينكه توانگري حق او را از وي بازدارد. بدين ترتيب نيازمندان جامعه كه در فقر زندگي مي‏كنند و امكانات رفاهي در اختيار ندارند، به نحوي آسيب ديده‏اند، از اين‏رو، مي‏توان آنها را جزء بزه‏ديدگان بالقوّه به حساب آورد.
تقسيم بندي هاي متعددي از سوي نظريه پردازان براي بزه ديدگان بيان شده است كه در يكي از مهمترين اين تقسيم بندي ها، سه ديدگاه بزه ديده اوليه، دومين و ثالت وجود دارد.
2-1-3-3- بزه ديده مستقيم و غير مستقيم:
بزه ديده هم مي تواند شخص حقيقي باشد و هم شخص حقوقي، بزه ديدگان گاهي بزه ديده مستقيم است که بي واسطه رنج و عذاب ناشي از جرم بر آنها وارد شده و گاهي هم بزه ديده به طور غيرمستقيم هستند مانند اوليا دم شخص که با واسطه رنج و عذاب را تحمل مي کنند. از جمله بزه ديدگان غير مستقيم قتل که نزديکان بزه ديده قتل مى‌باشند ولازم است که مورد حمايت قرار گيرند چون دانستن اين امر که فردى را که دوستش داشتيم، عادلانه کشته شده مى‌تواند ضربه‌اى ناراحت کننده باشد و تأثيرش حتى تا ساليان سال باقى باشد و چنين تجربه‌اى لزوماً (آسيب) مى‌باشد و منجر به اضطراب مى‌شود.
برخي از بزه ديدگان به طرق مختلف در ارتکاب جرم عليه خويش و نيز بزه ديده واقع شدن خويش نقش ايفا مي کنند. به عبارتي اين افراد به دو روش کلي زمينه هاي بزه ديده شدن خود را فراهم مي کنند.
الف- بزه ديدگي بواسطه نقش بزه ديده (ويژگي هاي بالفعل)
برخي بزه ديدگان به گونه اي عمل مي کنند که زمينه هاي ارتکاب جرم از سوي بزهکار را بر خويش فراهم مي سازند و در واقع با عمل خود قصد ارتکاب جرم را در بزهکار ايجاد مي کنند. ازجمله اين موارد مي توان به رفتار يا گفتار تحريک آميز از سوي بزه ديده اشاره کرد. در اين حالات قرباني جرم درواقع با بيان کلمات و يا انجام کارهايي بزهکار را نسبت به انجام جرم تشويق مي نمايد. هرچند که بزه ديده به شخصه چنين نتيجه ايي را از فعل خويش انتظار نداشته باشد.
البته شايان ذکر است که در برخي از موارد مانند آنچه که در ماده 267 قانون مجازات اسلامي پيش بيني شده است، گاهي مجني عليه نسبت به بزه ارتکابي رضايت دارد و به همين دليل جهت قانون گذار آن را از علل رافع مسئوليت دانسته است. در اين فرض رضايت مجني عليه منجر به ارتکاب جرم از سوي فرد خاصي که گاهاً از خويشاوندان يا پرستاران فرد بزه ديده بوده است صورت گرفته و در اين فرض بزه ديده با جلب ترحم بزهکار وي را به انجام بزه نسبت به خويش متقاعد مي سازد.
ب- بزه ديدگي بواسطه ويژگي بزه ديده (ويژگي هاي بالقوه)
در اين فرض بزه ديده بواسطه ويژگي هاي خاص خود سبب تقويت انگيزه مجرمانه در بزهکار مي شود. از مهم ترين موارد اين ويژگي ها مي توان به همجواري يا نزديک بودن، جاذب بودن قرباني، قابليت وصول و دسترسي و … اشاره نمود. البته برخي موارد هستند که ميان تمام بزه ديدگان در جرايم مختلف مشترک است مثل ضعف قرباني. کاملاً معقول است که مجرمين به دنبال افرادي هستند که توان مقابله با آنها را نداشته باشند و بهتر بتوانند به خواست خود برسند.
واژه بزه ديده هم در بردارنده بزه ديده مستقيم و هم در بر دارنده بزه ديدگان غير مستقيم است. به عبارت ديگر اين واژه نه تنها خود بزه ديده بلكه خانواده بي واسطه يا وابستگان بزه ديده مستقيم و شخصي را كه در جريان كمك به بزه ديدگان مصيبت ديده يا در جريان پيش گيري از بزه ديدگي به آسيب دچار مي شود را نيز در بر مي گيرد.69
درباره بزه ديده مستقيم واژه مجني عليه را مي توان نام برد كه با الهام از فقه اسلامي به قانون راه يافته است. در كنار اين مفهوم تعابير ديگري چون مقذوف (ماده 140 قانون مجازات اسلامي 1370 ) مقتول و مجروح (مواد 210 و 217 همان قانون ) شخص توقيف شده (ماده 585 قانون مجازات اسلامي 1375) به چشم مي خورد كه مي توان آن ها را به بزه ديده مستقيم پيوند داد.
درباره بزه ديدگان غيرمستقيم هم تعبير ها گوناگون بوده است. براي نمونه قانون مجازات اسلامي در جرمي چون قتل از خانواده بزه ديده و بستگان او در چارچوب عنوان هايي مانند اولياي دم يا صاحبان خون نام مي برد.بر همين پايه قانون مجازات اسلامي سال 1370 قتل عمد را موجب قصاص مي داند و به صاحبان خون اجازه مي دهد تا با اذن ولي امر قاتل را با رعايت شرايط ذكر شده در قانون قصاص كنند.70
*به نظر ميرسد با توجه به ماهيت اصلي جرم و جرائم و همچنين نتيجه حاصل از آنها در پديده بزه ديدگي(مستقيم و غير مستقيم) و اعم از صدمات جسمي و روحي، ايجاد انجمن هاي حمايتي در راستاي حمايت از بزه ديدگان حقوق کار که معمولا جامعه آماري اين دسته را کودکان و زنان نان آور خانه و بي سرپرست تشکيل مي دهند ازالزامات حمايتي و قانوني پيش روست. چرا که روابط جوامع کنوني بر پايه نياز اقتصادي شکل مي گيرد و به صراحت مي توان اين موضوع را بيان نمود که مبناي اکثر جرائم از محيط کار و نياز هاي اقتصادي بوجود مي آيند.
2-1-3-4- انواع بزه ديده با توجه به تقصير
در اين راستا مهم‌ترين مبناى مسئوليت مدنى بزهکار، نظريه تقصير است. بر اين اساس، بزهکار به علت آنکه با اراده و تصميم، قوانين را نقض کرده است و يا با بى‌احتياطى و غفلت و مسامحه با ارتکاب جرم موجب ورود ضرر به ديگرى شده است مقصر است و در نتيجه مسئول جبران خسارات بزه ديده است. تقصير همان گونه که مى‌تواند مبناى مسئوليت کيفرى بزهکار باشد، مى‌تواند مبناى مسئوليت مدنى وى نيز قرار بگيرد. در کنار تقصير، مى‌توان به نظريه منافع نيز اشاره کرد. مطابق اين نظريه، هرکس از مزاياى عملى منتفع شود، بايد زيان ناشى از آن را نيز متحمل شود.
در زمينه روابط بين بزه ديده و بزهکار، مندلسون در راستاي تحقيقاتش پنج رابطه را که منشأ زيست- روان و اجتماعي آنها در شخصيت بزه ديده بود را بيان داشت:
1- بزه ديده کاملاً بي گناه؛ که مي توان وي را بزه ديده “ايده آل” توصيف نمود. يعني بزه ديده ناآگاه مانند: کودک بزه ديده
2- بزه ديده با کمينه تقصير؛ بزه ديده جهل، مثال: زني که با توسل به وسايل تجربي موجبات يک زايمان ناقص را فراهم مي آورد و با از دست دادن جانش سزاي جهلش را مي بيند.
3- بزه ديده با مسئوليت مجرمانه همسان با مجرم؛ بزه ديده آگاه و مختار، اين نوع بزه ديدگي خود به شاخه هايي تقسيم مي گردد:
4 – بزه ديده اي که بيش از بزهکار يا به تنهايي مقصر است.
الف) بزه ديده محرک؛ که با رفتار خود مجرم را به ارتکاب جرم تحريک مي کند. “بزه ديده کاتاليزور” مفهومي است که توسط فتاح بسط داده شده است. يعني بزه ديده اي که با انجام برخي اقدامات شرايط ارتکاب جرم را تسهيل مي نمايد.
ب) بزه ديده بي احتياط؛ که به خاطر نداشتن تسلط بر خود موجب وقوع تصادف مي شود.
5- بزه ديده با مسئوليت مجرمانه تام: الف) بزه ديده مجرم؛ آن است که خود به ديگري هجوم مي برد و متهم در حالت دفاع مشروع از خود دفاع کرده، مهاجم (بزه ديده) به قتل مي رسد.
الف) بزه ديده تصنعي؛ بزه ديده اي که در مقام شاکي، متهم را تحت فشار قرار داده و او را تهديد مي کند؛ تا دادگاه را به اشتباه بيندازد.
ب) بزه ديده تخيلي؛ يعني شاکي مبتلا به پارانويا مانند فردي که به طور غير واقعي مي پندارد، ديگري به او آسيب رسانده، لذا درصدد جبران بر مي آيد. يا فردي که رفتارها و گفتارهاي ديگري را بر ضد خود تعبير و تفسير مي کند و يا کسي که به خاطر عدم تعادل رواني از شکايت کردن و مرافعه لذت مي برد. مانند شاکي دروغ پرداز، سالخورده، کودک بويژه دختران يا نوجوانان در حال بلوغ. 71
درقانون مسئوليت مدني که در سال 1339 در 15 ماده به تصويب رسيد. ماده يک اين قانون که در واقع همان ماده 328 قانون مدني مي‌باشد، بيان مي‌کند: “هرکس بدون مجوز قانوني عمداً يا در نتيجه بي‌احتياطي به جان يا سلامتي يا مال يا آزادي يا حيثيت يا شهرت تجاري يا به هر حق ديگري که به موجب قانون براي افراد ايجاد گرديده است، لطمه‌اي وارد نمايد که موجب ضرر مادي يا معنوي ديگري شود، مسئول جبران خسارت ناشي از عمل خود مي‌باشد.”ماده 2 اين قانون نيز بر مسئوليت ناشي از احراز تقصير تأکيد مي‌کند و معتقد است در مـواردي کـه عـمـل واردکـننده زيان موجب خسارت مادي يا معنوي متضرر باشد، به محض ثبوت امر، مجبور به جبران خسارت است و اين مورد توسط حکم دادگاه صادر مي‌شود. ‌لازمه احراز مسئوليت اثبات 3 اصل، يعني وجود رابطه عليت ميان فعل خوانده، خسارت و تقصير است. تقصير هم يا عمدي است و يا بر اثـر بي‌احتياطي حاصل مي شود. پس از احراز اين اصل اساسي، خوانده محکوم به تأديه خسارت است و منظور از ايـن خسارت نيز خسارت معنوي مي‌باشد.
ماده 8 نظر به وارد کردن خسارت به اعتبار مال يا اخلاقي است که اين مسئوليت هم مبتني بر احراز تقصير مي‌باشد.72
نظريه تقصير رايج‌ترين مبنايي است که مى‌توان براى ضمان قهرى دولت مطرح و تبيين کرد. اين موضوع علاوه بر آنکه در آثار مکتوب حقوقى مورد تأکيد قرار گرفته است، در داستانها و سرگذشتهاى تاريخى نيز آمده است. چنان که مى‌گويند پيرزني که اموالش به سرقت رفته بود نزد کريم خان زند آمد و شکايتش را مطرح کرد. خان زند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع حقوق بشر، اسناد حقوق بشر، سازمان ملل Next Entries پایان نامه با موضوع حقوق جزا، جبران خسارات، ارتکاب جرم