پایان نامه با موضوع ادیان توحیدی، جهان مادی، هنر و معماری، احساس غربت

دانلود پایان نامه ارشد

تمامي عناصر حاضر در طبيعت، انعكاسي آشكار از ذات احديتي مقدس مي باشند و زيبايي اين هنر به واسطه ي وابستگي به همين جمال و كمال مطلق و برقراري پيوندي منطقي ميان آسمان و زمين متجلي گشته است. چرا كه اين زيبايي و كمال مطلق از آن يكتا خالق هستي است و تنها اوست خداي خالق نوساز صورتگر. (حجت، 1384، ص 58)

4-5-1-5- تجلی عوالم برتر در ساحت های نازل تر
هنر قدسی را تجلی قدسی از ظهور امر متعال از خلال واقعیت مادی می دانند و آن را تجلی امری و عملی ، از مرتبه ای فراتر از عالم مادی ، در اشیایی می انگارند که با دنیای طبیعی جدایی ناپذیر می نماید.(الیاده، 1375، ص16) امر قدسی حاکی از تجلی عوالم برتر در ساحت های نفسانی و مادی هستی است(نصر، 1380، ص 512)
هنر قدسی نظام و قوانین هستی را سر مشق کار خود قرار می دهد و امر مقدس را در عالم زیبایی به صورت اثر هنری ظاهر می کند و به عبارتی به آن صورت محسوس می بخشد. صورتی که تجلی معناست و معنایی که در صورت تجلی یافته است. ( نوروزی طلب، 1388، ص 7) در معماری قدسی تاکید بر بیانی ورای ظاهر اشیا برای نمایانگری ذات آن ها وجود دارد و نقش آن در جهان هستی ارائه مفاهیم ماورایی به گونه ای محسوس و قابل درک است. ( رهنورد، 1385، ص 102)
تجلی عالم ماوراء در دنیای مادی به واسطه فضای قدسی کارکرد های دیگری را نیز برای هنر و معماری مقدس به دنبال خواهد داشت:
– کمال و شرافت بخشیدن به ماده: اثر هنری ، تجسم صورت قدسی در عالم محسوس است و ماده ی بیان این صورت تنها وسیله ای برای تحقق صورت است، و به برکت صور قدسی است که اشیاء ، شرافت و ارزش های متعالی و مقدس و زیبا شناسانه می یابند. نصر به تبعیت از بورکهارت ، رسالت هنر اسلامی را شرافت بخشیدن به ماده می داند . ( نصر، 1375 ،صص 75-77) ” ماده با پذیرش « صورت » است که شرافت می یابد . مبدا صورت ، زیبایی الهی است که در خیال رحمانی هنرمند نقش می بندد.” ( نوروزی طلب، 1388، ص 17)
در هنر قدسی مادهی خام بشريت، محتوايى آرمانى و مثالى مى یابد كه به آن مادهى خام، نظام و نسق مى بخشد، هدايتش مى كند و موجب مى شود كه مادهى خام سرشت، بر وفق سبب كافى وضع و موقع بشرى، از حد خود فراتر رود و اعتلا يابد. ( نوروزی طلب، 1388، ص 17)
“کیمیای هنر قدسی ماده را که تاریک است به جلوه هایی از تجلیات نور مبدل می کند و هنرمند به هر چه دست می یازد آن را مبدل به گوهری درخشان می کند.” (نوروزی طلب ، 1388، ص 18)
– نمایش سرشت رمزی عالم: هنر و معماری قدسی یک رمز است و ریشه و اصل آسمانی دارد و نمودار سرشت رمزی عالم است زیرا الگوهایش بازتاب واقعیات ماوراء این عالمند و هنر مند نمودی از آنچه در اتصال به ماوراء می بیند در آثارش متجلی می کند. هر چیزی در هنر مقدس رمزی است از یک حقیقت برتر که انسان را به سوی آن حقیقت هدایت نموده و به مثل اعلا می رساند (داداشی،1378، ص2)
معماری قدسی همواره تجلی گاه احساسات و کمالات پاک و خاصانه هنرمندانی بوده است که با گفتمانی استعلایی تلاش کرده اند رمز و راز های نهان هستی را در ساحتی عرفانی به تصویر کشند. (صادقی،1389، ص 1) این هنر، هنری است دست نیافتنی و حاوی رموز بی شمار، که جهان رمزی متعال را برای سالک قابل فهم تر می کند. (کامرانی،1378، ص 3)
– راهی برای ارتباط با گیتی: فضاي قدسي، جايي است كه در آن، ارتباط ميان جهان ما و جهان ديگر، عالم تحتاني و عالم فوقاني، عالم كبير و عالم صغير، ممكن ميشود. به بياني ديگر، فقط در فضاي قدسي عبادتگاه، گذار از مرتبه اي به مرتبه ي ديگر و خاصه گذار از زمين به آسمان، در وهله نخست، امكان پذير مي شود. يعني گذار از كيفيت وجودي خاصي به كيفيت وجودي ديگري، گذار از حال و وضع گيتيانه به حال و وضع قدسي. (ستاری، 1381، صص 179-180) به بیان کاپادونا هنر قدسی ممكن‌ است‌ در بیان‌های‌ دیداری‌اش‌ از الوهیات‌، راهی‌ برای‌ ارتباط‌ با گیتی‌ پیش‌ پای‌ انسان‌ نهد. ( کاپادونا، 1383، ص 8)
– نمود نظم آرمانی کاینات: مکان مقدس نمایانگر نظم آرمانی امور است که با قلمرو کامل الوهیت زندگی و حیات انسان ها و ارزشهایی که مردم باید از آن ها الهام گیرند مرتبط است. (بررتون، 1377، ص141)
به عقیده پوپ معماری قدسی، به مثابه ملموس ترین و محسوس ترین بخش از هنر قدسی، تصویر و بازتابی آشکار از نظم حاکم در جهان هستی است. (پوپ، 1373، ص74
– مکانی برای تعدیل غربت انسان در جهان مادی: از آنجایی که انسان در این جهان خاکی با یادآوری اصل خویش مدام احساس غربت می نماید، یکی از نقش های اصلی هنر ها تذکر و یادآوری اصل و نجات انسان از احساس غربتی است که او را می آزارد. هنر قدسي، مكاشفهاي است از صور گوناگون هستي، تا حقيقت اين صور را در قالب معماري به تجسم و نمايش گذارد و در روند اين مكاشفه، حيات فردي و جمعي انساني را برتر آورد تا آن حد كه به غربت انسان پايان بخشد (رهنورد، 1378، ص40)
تجلی کالبدی بخشیدن به زیبایی های معنوی تعدیل کننده غربت انسان در این جهان مادی است. (محمدی، 1391، ص 258) هنر اصیل اصولا نمی تواند فاقد این رابطه باشد که باید انسان را از غم غربت این جهان رهانیده و او را به اصل خویش هدایت نماید.(نقی زاده،380، ص 120) این هنر بیننده و خواننده و مخاطب را به عوالم بالا سوق می دهد و پیمان الست و عهد نخستین آدمی با خدا (میثاق فطرت ) را فرایاد او می آورد و گاه این احساس چنان قوّت می یابد كه آدمی احساس دلتنگی و فراق و هجران می كند و آهنگ بازگشت به اصل را در درون جان خود به تجربت می شنود و همان نی مولانا می شود كه زینت بخش آغاز مثنوی شریف است. غربت آدمی در این خاكدان، گسستن از اصل وجود و مبتلاشدن به هجران و درد فراق و شوق رجوع به «نیستان ازل » و خلاصی و رهیدن از زندان، پیوسته مضمون هنرمندانه ترین اشعار فارسی و عربی شاعران و حكیمان و عارفان مسلمان بوده است. .( همتی،1383،ص4)
از نگاه استاد بزرگوار شهید مرتضی مطهری نیز هنر منشأ الهی دارد و جنبشی است از سوی انسان تا بتواند درد هجران را كاهش دهد. او معتقد است منشأ عشق در هجران است و هجران توأم با دردی است كه جز با وصال معشوق پایان نمی گیرد. انسان درد خدا دارد وعاشق كمال مطلق است و این درد و عشق او را از درون به سوی حق می كشاند. (گودری سروش،1391)

4-5-2- ویژگی های فضا و معماری قدسی
خلق و آفرينش آثار هنري جز ايجاد فرمي خاص، چيز ديگري نيست. همان گونه كه هر انساني، ويژگي جسماني منحصر به فردي دارد كه از روحي منحصر به فرد سرچشمه گرفته است، آثار هنري هم ويژگي هاي صوري منحصر به فردي دارند كه از محتواي منحصر به فردي سرچشمه گرفته اند. تيتوس بوركهارت مي گويد: «هر صورت، محمل مبلغي از كيفيت وجود است. موضوع مذهبيِ اثري هنري ممكن است به اعتباري بر آن مزيد شده باشد، ممكن است با زبان صوري اثر، ارتباطي نداشته باشد ، چنان كه هنر پس از رنسانس، اين معني را اثبات مي كند. پس آثار هنري ذاتاً غيرديني نيز هستند كه مضمون مقدسي دارند، ولي برعكس، هيچ اثر مقدسي نيست كه صورت غيرديني داشته باشد؛ زيرا ميان صورت و روح (معنا)، مشابهت و تماثل دقيق و خدشه ناپذيري هست. بينش روحاني ضرورتاً به زبان صوري خاصي بيان مي شود. اگر اين زبان نباشد، به نحوي كه هنر به اصطلاح (يا شبه) مقدس صورت هاي مورد نياز خود را از هر قسم هنر غيرديني اخذ كند، معلوم مي شود كه بينش روحاني از امور وجود ندارد». (کاپادونا، 1383،ص2)
با این مقدمه و با نگاهی مجدد به تعریف ارائه شده برای هنر قدسی می توان معماری قدسی را هنری دانست که معنایی الهی را در صورت فضایی مقدس به نمایش می گذارد که بر وجود همان منشا روحانی گواهی می دهد. با توجه به این تعریف در هر تجلی قداست، سه عنصر تشخیص باید داد: شیء طبیعی که همچنان در محیط متعارف و معمولی اش باقی ماند و همواره جزئی از آن محسوب می شود؛ واقعیت نامرئی یا چیزی «کاملاً متفاوت» که همان معنایی است که آشکار می گردد؛ واسطه یا میانجی یعنی چیزی طبیعی که ساحتی نو یافته یعنی قدسی شده است. این قداست، شیئی (طبیعی و معمولی) را مظهر و مجلای «چیزی کاملاً متفاوت» می کند. نقش پدیدارشناسی، فهم جوهر و ساختارهای پدیده های دینی و تفسیر معنای هر تجلی قداست و سپس عیان ساختن محتوای کشف شده و معنای دینی است.(سه گونه تحلیل اسطوره)به عبارت ساده تر سه عنصر اساسی دخیل در معماری مقدس را می توان به این صورت بیان نمود : اول معنای روحانی، دوم صورت ماده و سوم شیوه بیانی که معنا را با صورت مرتبط می سازد. بنابراین می توان ویژگی هایی را که صاحبنظران در مورد معماری و فضای مقدس مطرح ساخته اند را نیز در همین راستا دسته بندی نمود:

4-5-2-1- ویژگی های منشا معنوی
از منظر جهانی بینی قدسی، در هر چیز معنایی نهان و مستتر است و مکمل هر صورت خارجی، واقعیتی است که ذات نهانی و درونی آن را شکل می دهد و جنبه ای کیفی است (اردلان و بختیار، 1380، ص5). اساسا قداست فضای قدسی به جهت همین مفهوم مستتر در آن است. (رهنورد، 1385، ص 105) مضمون (تِم ) و درون مایه ی این آثار حاوی پیام معنوی و گوهر فضیلت و خداجویی هستند. پیامی که تقدس، وحدت جویی، سیر از زمین تا خدا و گریز از غفلت و كثرت و رجوع به وحدت از عمده خصوصیات آن است.( همتی،1383،ص6)
مضمون و محتوا و پیام هنر قدسی نیز مقدس، متعالی، معنوی و دینی است؛ یعنی بیدارساز و آگاهی بخش است و آدمی را به بیكرانه ها، به پاك زیستن، آزادگی، عزتمندی، ارزش های ماندگار دینی و انسانی و ارتباط با خداوند فرا می خواند.( همتی،1383،ص6)
معماری قدسی از دیرباز نیز بستر تبلور اندیشه های متعالی انسان و کمال مطلق الهی بوده ،که در نتیجه ی قداست، پاکیزگی، تعالی و عروج جهان معنا، نمود یافته است. و فضایی می سازد که با تجسم خلوص، عدالت و تقوای ذات یگانه و اقدس الهی (وحدت) در لایه های مستتر معرفی اش شوق و شعف مذهبی و دینی آدمیان را بر می انگیزد. .( بمانیان، 1389، ص11)
در هنر قدسی تمامی اثر باید لبریز مضمون عالی و تعالی بخش،پیش برنده و فضیلت ساز باشد. (پورحسن درزی، 1388، ص 9) به گونه‌ای که تجلیات متافیزیکی در تمام‌ شئون آن مشاهده می‌شود.(مهرپویا،1387، ص43)
در آنچه از دیدگاه های صاحب نظران آورده شد ویژگی هایی برای معماری و فضای قدسی بیان شده که می توان آن ها را به منشا معنوی یک فضای قدسی نسبت داد، و به طور خلاصه عبارتند از: نماد قداست و الوهیت، متعال و ماورایی، نماد وحدت، نماد حقیقت، نماد تمامیت و کمال، نماد انسان کامل، نماد پاکی و خلوص، فضیلت ساز، پیش برنده. در بیان اندیشمندان توجه بیشتری به برخی از این صفات دیده می شود :
– متعال و ماورایی : فضای قدسی منشایی فوق بشری و ملکوتی دارد زیرا که مدل های آن بیانگر و بازگو کننده واقعیاتی ماورائ فرم ها و صور هستند.(مطهری الهامی، 1384، ص1) این فضا مصداقی بارز از تجلی اندیشه های ماورایی در ساحتی نفسانی است. (بمانیان،1389، ص3) که حقایق متعالی و ماورایی را به نمایش می گذارد. ( نقره کار، 1387)
– نماد وحدت: وحدت و تجلی یگانگی حضور خالقی یکتا در تاروپود کالبدی فیزیکی، یکی از عوامل اساسی شکل گیری هویت معنوی و فرهنگ قدسی شناخته می شود. (بمانیان،1389، ص5) معماری الهی خصوصا در ادیان توحیدی بر مبنای اعتقادات دینی است که در وهله اول تجلی وحدت حق است در مقام زیبایی و نظم اجزاء عالم. این وحدت در هماهنگی میان کثرات، در نظم و انتظام امور و بالاخره در تعادل و توازن میان پدیدار ها منعکس می گردد.(مطهری الهامی، 1384، ص3) این امر پدید آورنده ی اصل حرکت از کثرت به وحدت بوده است. این مهم، معماران را بر آن داشت تا آثاری خلق نمایند که تجلی گاه اندیشه های توحیدی و فراطبیعی و اعتقاد به خدایی واحد باشد. (بمانیان،1389، ص5)
“برترین تجلی گاه های معماری قدسی همواره تجسم وحدانیت خداوند بوده اند.” (بمانیان،1389، ص6) وحدت و یکپارچگی و جامعیت و کلیت عالم همواره به عنوان دلیلی بر وجود خالق و یکتایی او ذکر شده است. وحدت گرایی به عنوان تجلی تفکر توحیدی در اعمال و رفتار و آثار ادیان توحیدی همواره مورد توجه بوده است.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع هنر و معماری، محدودیت ها، صاحب نظران، جهان بینی Next Entries پایان نامه با موضوع انسان کامل، هستی شناسی، ناخودآگاه، انسان آرمانی