پایان نامه با موضوع اخلاقي، اخلاقي‌، قواي

دانلود پایان نامه ارشد

است از جمله :
“اخلاق عبارت است از ملكات راسخه در روح و در حقيقت وصفى است از اوصاف روح”306.
و نيز ميگويد:
“علم اخلاق يعني علمي که از ملکات انساني که مربوط به قواي نباتي و حيواني و انساني اوست صحبت ميکند و او را به فضائل و رذايل اخلاقي آشنا ميسازد تا بتواند صفات فاضله را کسب کرده و از رذائل بپرهيزد، و بدين وسيله سعادت علمي خود را تکميل نموده و اعمالي از او سر زند که موجب ستايش اجتماع گردد.”307
از اين تعريف چند مطلب را ميتوان استفاده کرد:
1. در جامعه بخشي از افعال به خوبي و بدي توصيف ميشوند مثلا همه قبول دارندکه پيمان شکني کاري بد و امانت داري کاري نيک است و هيچ اختلافي در حکم به بدي و يا خوبي آنها وجود ندارد.
2. گاهي عمل به گزارهاي از گزاره هاي اخلاقي مايه زيان شخصي و عمل بر خلاف آن به حال انسان سود آور است، علم اخلاق راه تحصيل ملکات نيک و بد را به انسان ميآموزد، تا در سايه اين حالات نفساني، کار هاي نيک از انسان به خوبي سر بزند و يا پرهيز از افعال بد، به سهولت صورت پذيردو اصل اخلاقي را بر سود و زيان خود مقدم بدارد.لذا فعل اخلاقي فعلي است كه هدف از آن، جلب منافع مادي و دنيوي نباشد.
3. پيش از تحصيل حالات و ملکات نفساني بايد آنها را شناخت سپس به دنبال تربيت و تهذيب بر آمد تا نفس به آن صفات نيک آراسته شود.
4. آراسته شدن به اخلاق باعث ميشود که انسان به کمال و سعادت دست يابد و لذا رابطهاي مستقيم ميان اخلاق باکمال و سعادت آدميان وجود دارد.
5. اخلاق مانند علوم ديگر داراي موضوع و مسائلي است که آن را از ديگر دانش هاي بشري متمايز و جدا ميسازد و موضوع آن، نفس انساني- آن نظر که شايستگي آراستگي با ملکات خوب و بد را داراست-مي باشد.308
پس از روشن شدن مفهوم اخلاق از ديدگاه علامه، اينك بايدديد كه كاركرد دين در عرصه اخلاق از منظر مرحوم علامه طباطبايى چيست؟ با استفاده از گفتار و نوشتار اين انديشمند بزرگ، مى توان نقش دين را در عرصه اخلاق در موارد زير مطرح کرد:
1- شناخت فضائل و رذائل اخلاقي
علامه طباطبايي درباره منشا همه خلقهاي آدمي مينويسد: ” سه نيروي عمومي است كه در آدمي وجود دارد و اين قواي سه گانه است كه نفس را بر ميانگيزد تا در صدد به دست آوردن و تهيه علوم عملي شود، علومي كه تمامي افعال نوع بشر به آن علوم منتهي ميشود و بدان مستند ميگردد.اين قواي سه گانه عبارتند از: قوه غضبيه، شهويه، نطقيه فكريه”.309
ايشان در ادامه بيان ميكندكه :”تمامي اعمال و افعال صادره از انسان، يا از قبيل افعالي است كه به منظور جلب منفعت انجام ميشود مانند خوردن و نوشيدن و پوشيدن و امثال آن، و يا ازقبيل افعالي است كه به منظور دفع ضرر انجام ميشود، مانند دفاع آدمي از جان و مال و عرضش، و امثال آن، مبدا صدور آنها قوه غضبيه است، همچنانكه مبدا صدور دسته اول قوه شهويه است.و يااز قبيل افعالي است كه ناشي از تصور و تصديق فكري است، مانند برهان چيدن و استدلال درست كردن، كه اينگونه افعال ذهني ناشي از قوه نطقيه فكريه است.
و از آنجا كه ذات آدمي به معجوني ميماند كه از اين قواي سه گانه تركيب شده باشد و اين قوا با اتحادشان يك وحدت تركيبي درست كردهاند كه افعال مخصوصي از آنها صادر ميشود، افعالي كه در هيچ حيوان ديگري نيست و نيز افعال مخصوصي كه آدمي را به سعادت مخصوص به خودش ميرساند، سعادتي كه به خاطر رسيدن به آن اين معجون درست شده است. لذا بر اين نوع موجود واجب است كه نگذارد هيچ يك از اين قواي سه گانه راه افراط و يا تفريط را برود”.310
ايشان سپس اصول اخلاقي را كه از اين قواي سه گانه منشا ميگيرد چنين بيان ميكند:
“حد اعتدال در قوه شهويه فضيلتي است به نام عفت. .. وحد اعتدال در قوه غضبيه فضيلتي است به نام شجاعت…و حد اعتدال در قوه فكريه فضيلتي مي شود به نام حكمت…و در صورتيكه قوه عفت و شجاعت و حكمت هر سه در كسي جمع شود ملكه چهارمي در او پيدا ميشود به نام عدالت. و عدالت آن است كه حق هر قوه اي را به او بدهي و هر قوه اي را در جاي خودش مصرف كني. اين بود اصول اخلاق فاضله “.311
“اين چهار ملكه همه حسنه و نيكو هستند، براي اينكه نيكو عبارت از هرچيزي است كه با غايت و غرض از خلقت هر چيز و كمال و سعادتش سازگار باشد. و اين چهار ملكه با سعادت فرد انساني سازگار است. و صفاتي كه در مقابل اين چهار ملكه قرار ميگيرند، همه رذايل و زشت است و هميشه هم زشت است”.312
علامه (ره) كاركرد دين را درپيدايش ارزشهاى اخلاقى و انسانى چنين بيان مي‌دارد:
“اين تعليم دينى علاوه بر مزيت واقع بينى كه در بردارد مبدأ پيدايش يك رشته اخلاق فاضله و ملكات شريفه انسانى است كه براساس همان واقع بينى استوار است. همچنين كميت قابل توجهى از اخلاق رذيله و صفات ناشايسته جهالت‌آميز را از انسان دور مى كند، مانند كِبر و نَخوَت، خودپرستى، خودستايى، مانند فزع و بيتابى، پست همتى”.313
بنابراين از بيان مرحوم علامه استفاده مى شود كه يكى از كاركردهاى دين در حوزه اخلاق، معرفي خصلتهاى نيك و زشت، فضيلت ها، رذيلتهاى اخلاقي به بشر است و بدين وسيله بشر را با بايدها و نبايدهاى رفتارى آشنا ميسازد.
2- تربيت اخلاقي
كاركرد ديگر دين در حوزه اخلاق تربيت اخلاقي است. معرفت اخلاقي و شناخت فضايل و رذايل اخلاقي در صورتي ارزشمند است كه تربيت اخلاقي را هم در پي داشته باشد.براي تحول روحي و عملي افراد جامعه، معرفت اخلاقي كافي نيست، چنانكه براي درمان بيماري در دست داشتن نسخه پزشكي كفايت نمي كند314. پيامبران‌ و اديان‌ آسماني‌ براي‌ ترغيب‌ مؤ‌منان‌ خود به‌ رعايت‌ اصول‌ اخلاقي‌ در متون‌ ديني‌ به‌ صور متعدد و مؤ‌كد و شفاف‌ به‌ ذكر اصول‌ اخلاقي‌ پرداخته‌ و در قالب‌ امر، موعظه‌ و نصيحت، به‌ سفارش‌ و رعايت‌ آن‌ها پرداخته‌اند كه‌ گزارش‌ آيات‌ و روايات‌ آن‌ (هر چند به‌ صورت‌ مختصر) از حوصله‌ اين ‌بحث خارج است.315‌علامه طباطبايي معتقد است كه :
“طبق دستور اسلام، بايد هدف اصلي را اخلاق قرار داد و قوانين را بر اساس آن بنا نهاد، زيرا فراموش كردن اخلاق پسنديده و وضع قوانين تنها به منظور منافع مادي جامعه مردم را به تدريج به ماديت متوجه ساخته، معنويت را كه تنها وجه برتري انسان بر ديگر حيوانات است، ازدستشان ميگيرد و به جاي آن خوي درندگي چون گرگ و پلنگ، و چرندگي چون گاو و گوسفند را جانشين ميسازد.و انسان را از خوي انسانيت واقعي دور ميسازد. و از همين جهت پيامبر اكرم (ص)فرمود :”بعثت لاتمم مكارم الاخلاق”يعني هدف اصلي من تربيت اخلاقي مردم ميباشد”.316
ايشان اظهار ميدارد كه اسلام سنت جاريه و قوانين موضوعه خود را بر اساس اخلاق تشريع نموده و در تربيت مردم بر اساس آن اخلاق فاضله سخت عنايت به خرج داده است.چون قوانين جاريه در اعمال، در ضمانت اخلاق و بر عهده آن است و اخلاق در همه جا با انسان است، در خلوت و جلوت وظيفه خود را انجام ميدهد و بهتر از يك پليس ميتواند عمل كند، چون پليس و هر نيروي انتظامي ديگر ميتوانند در ظاهر نظم را بر قرار سازند.317
3- پشتيباني از اصول اخلاقي و ضمانت اجراي آن
اصول اخلاقي در صورتي سازنده است كه ضامن اجراي محكمي داشته باشد؛زيرا به هنگام طوفان غرائز و شعله ور شدن تمايلات نفساني، نداي وجدان و تربيت در هم شكسته ميشود در اين موارد قدرتي لازم است تا انسان را در حد اعتدال نگه دارد. اخلاق متكي به مذهب و اعتقاد به پاداش و كيفر اخروي، پشتوانه قوي براي رعايت اصول اخلاقي است. قدرت ايمان به خدا و قيامت، گاهي به درجه اي ميرسد كه انسان را در برابر گناه وآلودگي بيمه ميكند. حكومت‌ها و حقوق‌دانان‌ براي‌ رعايت‌ برخي‌ اصول‌ اخلاقي‌ به‌ قوة‌ قهريه‌ و كيفرهاي‌ مختلف‌ تمسك‌ كرده‌اند؛ اما چنين‌ راهكاري‌ غيربنيادي‌ و پسيني‌ است‌ كه‌ در عين‌ ضرورت‌ آن، كافي‌ نيست.318 دين‌، با سه‌ راهكار ذيل‌ به تكامل‌ اخلاقي‌ انسان‌و انجام‌ فضايل‌ اخلاقي‌ و گريز از رذايل كمك‌ مي‌كند:
1- مقام‌ قدسي‌ انسان‌ و خداوند؛
2- وعده‌ پاداش‌ “بهشت”؛
3- تهديد به‌ كيفر “جهنم”.
پيامبران‌ با نشان‌ دادن‌ مقام‌ قدسي‌ انسان‌ و اشتقاق‌ روح‌ وي‌ از مقام‌ قدسي‌ الاهي‌ شخصيت‌ و كرامت‌ فراماد‌ي‌ انسان‌ را به‌ او تذكار مي‌دهند و خاطرنشان‌ مي‌سازند كه‌ انسان‌ در اين‌ دنيا مسافري‌ بيش‌ نيست‌ كه‌ به‌ سوي‌ خداوند حركت‌ مي‌كند؛ پس‌ نبايد نفس‌ پاك‌ خود را با رذايل‌ و زشتي‌هاي‌ غيراخلاقي‌ آلوده‌ و مكدر كند و گرنه‌ از سير و عروج‌ عرفاني‌ خود بازخواهد ماند، به‌ ديگر سخن، انسان‌ براي‌ رساندن‌ “خود” به‌ “خدا” بايد به‌ فضايل‌ اخلاقي‌ ملتزم‌ شود تا به‌ مقصود اصلي‌ خود نايل‌ آيد.
راهكار پيشين‌ به‌ انسان‌هاي‌ كامل‌ و وارسته‌ اختصاص‌ دارد و ممكن‌ است‌ اين‌ راهكار براي‌ بيش‌تر انسان‌ها جلوه‌اي‌ نداشته‌ باشد. دين‌ براي‌ اين‌ گونه‌ انسان‌ها از دو راهكار ديگريعني‌ راهبرد تطميع‌ و تهديد استفاده‌ كرده‌ است؛ يعني‌ به‌ ملتزمان‌ اصول‌ اخلاقي‌ وعده‌ پاداش‌ و بهشت‌ مي‌دهد و آناني‌ كه ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ را مخدوش‌ مي‌كنند به‌ عذاب‌ و كيفر دنيايي‌ و آخرتي‌ تهديد مي‌كند. بدين‌ سان‌ پيامبران‌ و اديان‌ در ظهور ملكات‌ و فضايل‌ اخلاقي‌ و پروراندن‌ انسان‌هاي‌ متخلق‌ به‌ صفات‌ نيكو، سهمي‌ عمده‌اي‌ در جامعه‌ و تاريخ‌ ايفا مي‌كنند.319
علامه (ره)دين را نيرومندترين پشتوانه اصول اخلاقي و و كارآمدترين ضامن اجراي آن اصول مي داند كه با وعده پاداش و تهديد به كيفر انسانها را به رعايت فضايل و دوري از رذايل وا مي دارد.ايشان در توضيح اينكه چرا باوجودي كه غربيها هم به اصلاح اخلاق ميپردازند اما كمترين نتيجه اي نمي گيرند ميفرمايد:
“زيرا كه اخلاق حقيقى نيازمند به يك پشتوانه محكم و نيرومند است كه آنان فاقد اين امرند، يعنى كسانى پاى بند فضائل اخلاقى مى شوند كه در سايه توحيد و اعتقاد به خدا و معاد زندگى مى كنند تا در همه حال مراقب و محافظ او باشد.

اخلاق فاضله اگر بخواهد مؤثر واقع شود بايد در نفس ثبات و استقرار داشته باشد، و ثبات و استقرارش نيازمند ضامن است كه آن را ضمانت كند. و جز توحيد يعنى اعتقاد به اين كه براى عالم تنها يك معبود وجود دارد تضمين نمى كند، و تنها كسانى پاى بند فضائل اخلاقى مى شوند كه معتقدباشند به وجود خداى واحد، خدايى كه به زودى خلايق اولين و آخرين را در قيامت جمع مى كند ـ نيكوكار را به پاداشش و بدكار را به كيفرش مى رساند”.320
ايشان سپس در همين باره اضافه مى كند:
” اگر اخلاق بر چنين اصول اعتقادى استوار گردد براى انسان جز رضاى خداوند همتى باقى نمى ماند، و تمام سعى و تلاش آدمى اين مى شود كه همه كارهايش و خط و مشى زندگيش مورد رضاى خدا باشد و در اين صورت است كه رادعى به نام (تقوى) در درون جان انسان روشن مى گردد كه مانع هرگونه جرم و خيانت مى شود.321امّا اگر چنانچه اخلاق از چنين عقيده سرچشمه نگيرد براى آدميان هدفى جز تمتع به متاع دنياى فانى و التذاذ به لذت هاى مادى زودگذر باقى نمى ماند، و انگيزه هاى ديگر براى ضمانت اخلاق كافى نيست”.322
3-1-2-4- تامين سعادت دنيوي و اخروي انسان
مرحوم علامه طباطبايى(ره) با بيان اين واقعيت كه زندگى انسان محدود به جهان قبل از مرگ نيست و نظر به اين كه حيات انسان يك حيات متصل است و هرگز اين دو جنبه از هم ديگر جداپذير نيستند. ابراز مى دارد، كه انسان بايد روشى را برگزيند كه هم سعادت دنيوى انسان را در پى داشته باشد و هم مشتمل بر يك سلسله مقررات و دستورات باشد كه سعادت آخرت او را تضمين نمايد323.وتنها روشى كه ناظر به دو جنبه حيات انسانى است و رستگارى دنيا و آخرت را در پى دارد، دين اسلام است، و در اين باره مى گويد:
“قرآن كريم تشخيص مى دهد كه حيات انسان حياتى است جاودانى كه با مرگ قطع نمى شود و در نتيجه بايد روشى را در زندگى اتخاذ نمايد كه هم به دردسراى گذران، و هم به درد آن سراى جاودان بخورد. راهى را برود كه وى را به سر منزل سعادت دنيا و آخرت هر دو برساند اين روش همان “دين” است كه… از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع وجوه اعجاز قرآن، وجود خداوند، واجب الوجود Next Entries پايان، توصيف، متغيرهاي