پایان نامه با موضوع اختلالات اضطرابی، پرخاشگری، افراد سالمند

دانلود پایان نامه ارشد

در صورت موفقیت یا وقوع رویدادی مثبت، به داوریهای برونی(تصادفی بودن، نسبت دادن رویداد خوشایند به دیگران)، خاص(مرتبط کردن رویداد با موقعیتی خاص) و ناپایدار(عدم تداوم آنچه به وقوع پیوسته) خواهد پرداخت، خود را به علت ناتوانی سرزنش خواهد کرد و در نتیجه، سطح حرمت خود در وی کاهش خواهد یافت. چنین مفهومی از علیت-وقتی به صورت یک ساخت شناختی پایدار سازمان مییابد- نشانگر یک آسیبپذیری افسردهوار است. مؤلفان، دو ریخت متفاوت استیصال اکتسابی را توصیف کردهاند:
-استیصال اکتسابی شخصی: که در آن فرد خود را به دلیل ناتوانی در برابر رویدادهای منفی سرزنش میکند(اسنادهای درونی)، اما بر این باور است که کسی میتواند به وی کمک کند.
– استیصال اکتسابی همگانی: در آن از یک سو افراد تصور میکنند نباید به دلیل شکستهایشان مورد سرزنش قرار بگیرند(اسناد برونی)، و از سوی دیگر، عقیده دارند که هیچکس توانایی کمک به آنها را ندارد(اسکهوینگتن178،1983 به نقل از بلاکبرن و کوترو،1990).
الگوي اسنادي افسردگي بر چهار فرضيه مقدماتي مبتني است:
1-پيشبيني وقوع رويدادهاي بسيار تنفرآميز(يا احتمال عدم وقوع رويدادهاي مطلوب). 2- ناتوان ديدن “خود” در جلوگيري از وقوع اين رويدادها. 3- سازش نايافتگي شيوه اسنادي فرد، به گونهاي كه وقوع حوادث نامطلوب را به علل كلي، و پايدار دروني نسبت ميدهد، در حالي كه وقوع حوادث مثبت را به علل خاص ناپايدار بروني.4-اطمينان فرد از احتمال وقوع رويدادهاي تنفرآميز و ناتوان ديدن خود در مهار كردن آنها موجب نارسايي انگيزش و شناخت بيشتر خواهد شد. هر چه اهميت حادثه مهار نشدني براي فرد بيشتر باشد، احتمال فروپاشي “حرمت خود” و عواطف بيشتر خواهد بود. بنابراين اگر براي فرد اتفاق ناگواري رخ دهد و برداشت او اين باشد كه وقوع آن رويداد تلخ تقصير خود اوست(دروني) و قابل تغيير نيست(پايدار) و نشاني از بدشانسيها و بدبختيهاي هميشگي اوست(كلي)، چنين شخصي حتماً افسرده خواهد بود(ويليامز179، 1992).
افسردگي در سنين سالمندي
فقدان زمينه غالب، مشخصكننده تجارب هيجاني افراد سالمند است. شخص پير ناگريز است با سوگ فقدانهاي متعدد(مرگ همسر، دوست، خانواده و همكار)، تغيير وضع شغلي و اعتبار نفوذ و افت توانايي جسمي و تندرستي مدارا نمايد. فقدان در هر زمينه از دوران پيري سبب ميشود كه شخص انرژي زيادي را صرف سوگواري، فراغ از سوگ و تطابق با تغييرات ناشي از فقدان نمايد. تنها زندگي كردن استرس عمدهاي است كه حدود 10 درصد سالمندان را تحت تأثير قرار ميدهد(سادوك و سادوک،1933؛ ترجمه رضاعی، 1390) . براساس يافتههاي پژوهش حدود 15-10 درصد سالمندان دچار اختلال رواني افسردگي هستند(ملكشاهيچگيني، 1379). و ميزان خودكشي در بين سالمندان بيش از سنين ديگر گزارش شده است(سازمان جهانی بهداشت،2004). با توجه به رشد روزافزون افراد سالمند و شيوع اختلال رواني افسردگي در بين آنان و كمبود متخصصين سالمندي و خدمات ويژه به آنها، لزوم توجه به درمان این اختلالات از اهميت ويژهاي برخوردار است. افسردگي كيفيت زندگي را مختل ميكند و خطر خودكشي و هزينههاي مراقبتهاي بهداشتي را افزايش ميدهد. از آنجاییکه داروها هزینهها و عوارض زیادی در پی دارد، لذا استفاده از روشهایی غیر از درمانهای دارویی برای کاهش افسردگی سالمندان مطرح است، بنابراین ضروری است از روشها و تکنیکهای درمانی دیگری در کاهش افسردگی استفاده شود(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمهی رفیعی و رضاعی،1377).

تعریف اضطراب
اضطراب حالتی است که با احساس وحشت180 مشخص میشود و با علائم جسمی که بیانگر افزایش فعالیت دستگاه اعصاب خودکار میباشند(مثل تپش قلب و تعریق) همراه است. اضطراب بر عملکرد شناختی اثر گذاشته و موجب تحریفهای ادراکی میشود. وجه افتراق آن از ترس181 این است که ترس، پاسخ مناسبی به یک تهدید شناخته شده است، در صورتی که اضطراب، پاسخ به تهدیدی است که ناشناخته، مبهم، یا متعارض میباشد( سادوک وسادوک، 2005 ؛ ترجمه رضاعی، 1388).کلمه اضطراب از ریشه یونانی به معنای محکم فشار دادن یا فشار دادن گلو آمده است. همچنین با اصطلاح برانگیختگی182 به معنای تنگنا183 یا انقباض184 معمولاً همراه است. اضطراب ممکن است به عنوان بیمناکی گسترش یافتهای که در ذات خود نامعین و همراه با احساس مبهم درماندگی185 است، تعریف شود( می186، 1950؛ به نقل از وطنخواه؛ 1388). از دیگر تعاریف اضطراب میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-پیهرون187(1985) آنرا ناراحتی در عین حال روانی و بدنی که بر اثر ترسی مبهم و احساس ناایمنی و تیرهروزی قریبالوقوع در فرد آدمی به وجود میآید، تعریف کرده است. لافون188(1970، نقل از وطنخواه، 1388) نیز معتقد است که اضطراب یک انتظار به ستوه آورنده است، به منزله چیزی است که ممکن است در یک منش گسترده، موحش و غالباً بینام اتفاق افتد. این حالت به شکل احساس و تجربه کنونی پدید میآید، ممکن است به یک تهدید عینی« اضطراب آور » نیز وابسته باشد.
-لانگ(1988) یک الگوی سه نظامی از اضطراب پیشنهاد کرده است که در شناخت تعاریف بالقوه مختلف اضطراب کمک زیادی نموده است، اضطراب ممکن است بر حسب تفکر، حواس جسمی یا احساسات، تنش یا برحسب رفتارها تعبیر و تفسیر شود. نیمرخ اضطراب در اشخاص مختلف برحسب اینکه کدام نظام بیشتر متأثر است، متفاوت خواهد بود. این سه نظام با هم پیوستگی دارند و تأثیر مستقیمی بر یکدیگر میگذارند( به نقل از بیابانگرد، 1386).
-چاپلین(1975) اضطراب را واکنش فرد در مقابل یک موقعیت ضربه زننده، یعنی موقعیتی که تحت تأثیر تحریکات شدید فرد در مهار کردن آن ناتوان باشد، میداند، در چهارچوب رفتارگرایی تجربی، اضطراب به منزله یک سائق ثانوی است که پاسخی اجتنابی را در بر میگیرد. به عنوان مثال در حضور یک محرک شرطی مانند یک شوک یا تکانه، رفتارهایی از حیوان سر میزند که در حکم نشانههای محرز اضطراب قلمداد میشوند(به نقل از وطنخواه، 1388).
طبقهبندی اختلالات اضطرابی
طبق متن تجدید نظر شده ویرایش چهارم کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی، اختلالات اضطرابی به چند دسته تقسیم میشود که شامل این موارد است: اختلال هول189 با یا بدون بازارهراسی190، بازارهراسی با یا بدون اختلال هول، هراس191 اختصاصی، جمعیت هراسی192، اختلال وسواسی-جبری193، اختلال استرس پس از سانحه194، اختلال استرس حاد و اختلال اضطراب فراگیر195(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمه رضاعی، 1390).
همهگیرشناسی اضطراب
مطالعهی سمیعی(1372) نشان داد که 15 درصد زنان و 5 درصد مردان سالمند دچار اضطراب هستند. در واقع اختلالات اضطرابی از شایعترین طبقات اختلالات روانی هستند. در مطالعهی ملی ابتلای همزمان گزارش شده است که از هر چهار نفر یکی واجد ملاکهای تشخیصی لااقل یک اختلال اضطرابی است و میزان شیوع دوازده ماههی این اختلالها 7/17 درصد است. زنان با شیوع مادامالعمر 5/30 درصد در مقایسه با مردان با شیوع مادامالعمر 2/19 درصد، بیشتر ممکن است دچار یک اختلال اضطرابی شوند. با افزایش طبقهی اجتماعی-اقتصادی از شیوع اختلالات اضطرابی کاسته میشود(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمه رضاعی، 1390).
دیدگاههای مختلف درباره اضطراب
1-دیدگاه زیستی
گرچه هیچ علت مشخصی برای اختلالات اضطرابی شناخته نشده است اما به نظر میرسد که علل زیستی در ایجاد آنها نقش داشته باشند. مثلاً آشکار شده است که داروهای آرامبخش در کاهش اضطراب مؤثرند. و یا عوامل وراثت هم میتواند نقش داشته باشد، مثلاً هماهنگی بالایی که بین دوقلوهای یک تخمکی از نظر ابتلا به این اختلالات ملاحظه میشود(آزاد، 1384). نوراپینفرین، سروتونین و گاماآمینوبوتریکاسید(گابا) سه عصبرسانه عمدهای هستند که با اختلالات اضطرابی در ارتباط هستند(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمه رضاعی، 1390).
2-دیدگاه روانتحلیلگری
فروید اضطراب را جزء مهمی از نظریه شخصیت خود ساخت و اظهار داشت که اضطراب برای رشد رفتار روانرنجور و روانپریش ضروری است. وی بین اضطراب واقعی196، اضطراب روانرنجور197 و اضطراب اخلاقی198 تمایز قائل شد، به این ترتیب که اضطراب عینی یا واقعی را پاسخی واقعبینانه در برابر خطری برونی و همسان با ترس و اضطرابهای روانرنجور و اخلاقی را اضطرابی که ریشه در یک تعارض ناهشیار درونی دارد محسوب کرد(اتکینسون199، اتکینسون و هیلگارد200، 1904؛ ترجمه براهنی، شاملو، گاهان، کریمی و هاشمیان، 1381). اولین نوع اضطراب که اضطرابهای دیگر از آن ناشی میشوند، اضطراب واقعی یا عینی است. این اضطراب شامل ترس از خطرهای ملموس در دنیای واقعی است. مثل ترس از یک حیوان وحشی، ترس از آتش، طوفان و … . اضطراب واقعی در خدمت هدف مثبت هدایت کردن رفتارها برای گریز یا محافظت از خود در برابر خطرهای واقعی است. زمانی که دیگر تهدیدی وجود ندارد، ترس فروکش میکند. البته ترسهای مبتنی بر واقعیت میتوانند به ترسهای شدید تبدیل شوند، انواع دیگر اضطراب، یعنی اضطراب روانرنجور و اضطراب اخلاقی همواره برای بهداشت روانی مشکلسازتر هستند. ریشه اضطراب روانرنجور، در کودکی است. در تعارض بین ارضای غریزی و واقعیت. کودکان اغلب برای نشان دادن آشکار تکانههای جنسی یا پرخاشگری تنبیه میشوند، بنابراین میل به ارضای برخی از تکانههای نهاد201، تولید اضطراب میکند. این اضطراب روانرنجور، ترس ناهشیار از تنبیه شدن به خاطر نشان دادن تکانشی رفتار تحت سلطه نهاد است. نکته قابل توجه این است که این ترس از غرایز202 ناشی نمیشود بلکه از آنچه که ممکن است در نتیجه ارضای غرایز اتفاق افتد ناشی میگردد. این تعارض تبدیل به تعارضی بین نهاد و من203 تبدیل میشود و منشأ آن در واقعیت ریشه دارد. اضطراب اخلاقی از تعارض بین نهاد و فرامن204 ناشی میشود. در اصل اضطراب اخلاقی ترس از وجدان شخص است و بستگی به این دارد که فرامن تا چه اندازه خوب رشد کرده باشد. شخصی که وجدان بازدارنده نیرومندی دارد، از فردی که رهنمود اخلاقی ضعیفی دارد دچار تعارض بیشتری خواهد شد. اضطراب اخلاقی همانند اضطراب روانرنجور ریشه در واقعیت دارد. فروید معتقد بود که فرامن خواهان عذاب وحشتناکی برای تخلف از اصولش است. اضطراب به فرد هشدار میدهد که اوضاع درون شخصیت آنگونه باید رو به راه نیست. اضطراب موجب تنش در ارگانیزم میشود و از اینرو، خیلی شبیه به گرسنگی یا تشنگی است که فرد برای ارضا آنها برانگیخته میشود و به صورت یک سایق عمل میکند، در نتیجه تنش باید کاهش یابد(شولتز205 و شولتز،1988؛ ترجمه سید محمدی، 1383).
کلاین206(1984، به نقل از دادستان، 1383) نظریه خود درباره اضطراب را به صورتی کاملاً مستقل از نظریه فروید بنا کرده است، وی معتقد است که تعارض بین کشاننده زندگی و کشاننده مرگ، انسان را از بدو تولد در معرض اضطراب قرار میدهد. بنابراین از دیدگاه وی، برای درک اضطراب باید به غریزه مرگ یعنی مفهوم پرخاشگری متوسل شد. وی معتقد است که ترس از دست دادن زندگی در ناهشیار وجود دارد و این ترس به منزله واکنشی نسبت به غریزه مرگ است. بدینترتیب، وی خطری را که از فعالیت درونی غریزه مرگ به وجود میآید، نخستین علت اضطراب میداند. در حالی که فروید آشکارا مفهومی را که بر اساس آن ترس از مرگ تشکیل دهنده اضطرابی نخستین است، مردود میشمارد و بر این باور است که چنین ترسی اکتسابی است و دیرتر آشکار میشود(فروید ،1926).
اشپیتز207(1950) نظریه «آسیبدیدگی ناشی از خود دوستداری» را عنوان میکند. وی معتقد است در جریان سه ماهه سوم سال اول زندگی است که برای نخستینبار، موضوعهای واقعی نمایان میشوند. در این هنگام،آنها دارای یک چهرهاند اما هنوز کنش خود را به منزله بخش تشکیل دهنده «من» کودک حفظ کردهاند. در این سن است که از دست دادن موضوع، معادل کاهش «من» است و وخامت آن به اندازه وخامت از دادن بخشی از بدن ملحوظ میشود و واکنشی به راه میاندازد که به همان اندازه پر اهمیت است.
سردمداران «روانشناسی من» بر مفهوم از همپاشیدگی مکانیزمهای دفاعی که میتواند مبنایی درونی یا بیرونی داشته باشد، تأکید میکنند و در هر دو مورد، شدت تهدیدشدگی را بر ماهیت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع پردازش خبر، تنبیه کننده، فرآیندهای شناختی Next Entries پایان نامه با موضوع اختلالات اضطرابی، ابراز وجود، علائم اضطراب