پایان نامه با موضوع آرامش خاطر

دانلود پایان نامه ارشد

المسلمين فلسطين بود، خود ناشي از تاثير مستقيم انقلاب اسلامي ايران بوده است.
فتحي شقاقي، دبير کل جنبش جهاد اسلامي خود چنين مي گويد: “ابتدا از هواداران ناصريسم بودم و بعد از اعضاي جمعيت اخوان المسلمين شدم و سپس در سال 1975م. با آنان اختلاف نظر يافته و سرانجام در سال 1980م. جنبش جهاد اسلامي را بنياد کردم.”96 فتحي شقاقي مستقيما از تاثير انقلاب ايران بر فلسطين ياد مي کند: “هيچ چيز به اندازه ي انقلاب امام خميني نتوانست ملت فلسطين را به هيجان آورد و احساسات آن ها را برانگيزد و اميد را در دل هايشان زنده کند. با پيروزي انقلاب اسلامي، ما به خود آمديم و دريافتيم که آمريکا و اسرائيل نيز قابل شکست هستند. ما فهميديم که با الهام از دين اسلام مي توانيم معجزه بسازيم و از اين رو، ملت مجاهدمان در فلسطين، انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي را به ديده ي تقدير مي نگرد و امام خميني را از رهبران جاويد تاريخ اسلام مي دانند.”97
حمايت قاطع ايران از گروه هاي مقاومت در فلسطين و تشويق اين گروه ها به مبارزه باعث شد اسرائيل با چالش هاي فراواني روبه رو شود. مذاکرات سازش با مشکل اساسي مواجه شد و حتي شاهد شکل گيري انتفاضه ي مردم فلسطين هستيم که نقش مستقيم ايران در اين تحولات کاملا بارز و مشهود است. سخنگوي جهاد اسلامي طي ديدار خود با امام خميني در آذر ماه 1367 در همين رابطه چنين مي گويد: “ملت ما اکنون به نام و ياد اسلام در يک مبارزه وارد شده است… انتفاضه ي اسلامي و مبارکي که در حال حاضر ميهن اسلامي فلسطين شاهد و ناظر آن است؛ بارقه اي از نور و بازتابي از پيروزي هاي بزرگ انقلاب شماست؛ انقلابي که بزرگ ترين تحول را در عصر ما به وجود آورده است.”98
اين موضوع که قيام هاي مردم فلسطين در برابر اسرائيل ناشي از انقلاب اسلامي ايران است براي مقامات رژيم صهيونيستي نيز کاملا آشکار بود به طوري که “حيييم هرزوگ” رئيس جمهور وقت رژيم صهيونيستي طي نامه اي که در روزنامه ي نيويورک تايمز به چاپ رسيده است به اين امر اذعان مي کند. وي چنين نوشته است: “تظاهرکنندگان فلسطيني مناطق اشغالي از طرفداران تفکر خميني مي باشند و هيچ ارتباطي به سازمان آزادي بخش فلسطين (ساف) ندارند. اين جوانان مي خواهند خيابان هاي اسرائيل را به خيابان هاي تهران و بيروت تبديل کنند. اگر تظاهرات فلسطيني ها با همان تفکرات قبلي بود، خطري در بر نداشت و علت شدت عمل اسرائيل در مقابل آن ها اين است که قيام، تغيير ايدئولوژي داده و الهام بخش آن اسلام است.”99
اين سخنان به خوبي نشان مي دهد که مقامات رژيم صهيونيستي عمق اثر گذاري و تغيير ماهيت مبارزه ي فلسطينيان تحت تاثير انقلاب اسلامي ايران را درک کرده اند و به همين دليل همواره سعي در تضعيف ايران داشتند. اين شيوه ي تفکر مختص مقامات اسرائيلي نبود بلکه آمريکايي ها نيز کاملا از اهميت و جايگاه ايران آگاه بودند. برژينسکي، مشاور امنيت ملي آمريکا در زمان جيمي کارتر چنين مي گويد: “به نظر من جايگاه استراتژيک ايران، آنچنان براي غرب اهميت دارد که آمريکا بايستي به هر ترتيب شده و با دست به هر اقدامي، حتي اشغال نظامي، جلو اين که غرب ايران را از دست بدهد بگيرد.”100
با تمامي اين احوال گريزي از نفوذ ايران در بين گروه هاي مقاومت در منطقه نبود. يکي ديگر از کشورهايي که انقلاب ايران، تاثير عميقي بر آن داشت لبنان بود. لبنان که هم مرز با اسرائيل بود ويژگي اي داشت که ساير کشورهاي منطقه از آن برخوردار نبودند و آن وجود اکثريت شيعه در جنوب اين کشور بود. به همين دليل ميزان اثر پذيري لبنان از ايران به مراتب بيشتر از ساير نقاط خاورميانه بود و بالتبع به همين دليل ميزان فعاليت ايران در لبنان بسيار گسترده بود. از همان ابتداي انقلاب با توجه به ارتباطات قبلي نيروهاي مجاهد ايراني و لبناني “راهبرد بي ثبات سازي از اواخر سال1979 آغاز شد و به عنوان مثال در دسامبر 1979 محمد منتظري تلاش نمود تا نيروي ده هزار نفري از انقلابيون ايران را براي کمک و الحاق به رزمندگان فلسطين به لبنان اعزام نمايد.”101
مراودات ايران و لبنان همچنان ادامه داشت و اسرائيل با نگراني ناظر بر اين روابط بود تا اين که جنگ تحميلي عراق عليه ايران آغز شد. شروع جنگ باعث شد بسياري از کشورهاي عربي و همچنين آمريکا و متحدانش به حمايت از عراق برخيزند تا به زعم خود کار انقلاب اسلامي را يکسره کنند و زمينه هاي نابودي انقلاب را فراهم سازند. هرچند اسرائيل از تاثير انقلاب بر گروه هاي مقامت در لبنان و فلسطين نگران بود ولي شروع جنگ باعث شده بود که اسرائيل تا حدي آرامش خاطر پيدا کند.
اما در سال 1361 اتفاقي افتاد که تمامي معادلات آمريکا، اسرائيل و کشورهاي عربي را بر هم زد. اين اتفاق چيزي نبود جز عمليات آزادسازي خرمشهر. تا آن زمان اکثر تحليل گران بر اين گمان بودند که ايران در موضع ضعف و رو به اضمحلال است ولي آزادسازي خرمشهر در سوم خرداد 1361 موجب شد اوضاع کاملا دگرگون شود و دشمنان از اين عمليات و قدرتي که ايران نشان داد متحير شوند. اين پيروزي بيش از همه بر اسرائيل گران آمد زيرا اين رژيم که در آرزوي شکست و نابودي ايران بود به يکباره با ايراني قدرتمند و اثرگذار روبه رو شد.
در نيمه ي اول خرداد 1361، تهران ميزبان کنفرانس نهضت هاي آزادي بخش بود. اين کنفرانس به مناسبت نيمه ي شعبان و روز مستضعفان و پس از پيروزي هاي مهم نظامي ايران در جنگ با عراق و آزادسازي خرمشهر برگزار گرديد.
از لبنان نيز نمايندگان نيروهاي اسلام گرا و شخصيت هاي روحاني از قبيل سيد محمد حسين فضل الله، شيخ راغب حرب و شيخ صبحي طفيلي در اين کنفرانس شرکت کردند. در اين هنگام موضوع مهمي، اين کنفرانس را تحت الشعاع قرار داد و آن حمله ي اسرائيل به لبنان بود در تاريخ 16/3/1361 (ششم ژوئن 1982) ارتش رژيم صهيونيستي تهاجم بسيار گسترده اي را از زمين، هوا و دريا به لبنان آغاز کرد و با سرعت و بدون برخورد با مقاومت قابل توجهي تا دروازه هاي بيروت پيشروي کرده و به اين ترتيب دومين پايتخت کشور عربي (پس از بيت المقدس) را به محاصره ي خود در آورد. اين حادثه باعث شد شرکت کنندگان لبناني حاضر در اين کنفرانس، خواستار کمک فوري ايران به مردم لبنان شدند و در پاسخ به اين درخواست ها رئيس وقت مجلس شوراي اسلامي ايران در يکي از جلسات کنفرانس اعلام کرد که يک هيات بلند پايه ي نظامي از ايران به سوريه اعزام مي شوند تا نحوه ي کمک ايران و مقابله با اين تهاجم را بررسي کنند.
رياست اين هيات به عهده ي سرهنگ سليمي وزير دفاع وقت بود همچنين آقايان محسن رضايي (فرمانده سپاه) و سرهنگ صياد شيرازي (فرمانده نيروي زميني ارتش) نيز در اين سفر همراه وي بودند. اين هيات با حافظ اسد رييس جمهور سوريه ديدار مي کند و پس از انجام مذاکرات به توافق مي رسند که ايران از طريق سوريه براي مقابله با تهاجم اسرائيل به لبنان نيرو اعزام کند. در راستاي همين توافق اولين گروه از نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران، متشکل از تيپ محمد رسول الله به فرماندهي احمد متوسليان وارد دمشق مي شوند. اما پس از ورود نيروهاي ايران به سوريه اين کشور براي حفظ منافع خود در لبنان و جلوگيري از کاهش توازن امل در ميان شيعيان و جلوگيري از تضعيف پايگاه هاي نفوذ سوريه در لبنان، به نيروهاي ايراني اجازه ي ورود به لبنان را نداد. به همين دليل موضوع مشارکت مستقيم سپاه در عمليات نظامي عليه ارتش اسرائيل کنار گذاشته شد. البته اين به معناي بازگشت نيروهاي ايراني به کشور نبود زيرا نياز شيعيان لبنان به آموزش هاي نظامي و عقيدتي باعث شد ماموريت نيروهاي سپاه تغيير ماهيت داده و اين نيروها به عنوان مستشاران نظامي و مربيان آموزشي و عقيدتي وارد لبنان شوند و مردم لبنان را براي دفاع از کشورشان دربرابر نيروهاي اشغال گر اسرائيلي آموزش دهند.
در آن زمان جنبش امل در لبنان فعال بود و هنوز جنبش حزب الله شکل نگرفته بود اما با توجه به اختلافات به وجود آمده با امل کم کم حزب الله تشکيل شد. ماجرا از اين قرار بود که پس از اشغال کشور لبنان، الياس سرکيس رييس جمهور لبنان که چيزي به اتمام دوره ي رياست جمهوري اش باقي نمانده بود؛ هياتي متشکل از پنج تن از رهبران لبناني را به عنوان “هيات نجات ملي” تشکيل داد تا با فيليپ حبيب فرستاده ي آمريکا به اين کشور و اسرائيل مذاکره کنند. يکي از اين افراد نبيه بري رييس جنبش شيعي امل بود. توافق نبيه بري با طرح فيليپ حبيب باعث ايجاد نارضايتي شديد در ميان شيعيان شد به طوري که مخالفان مشارکت وي را در اين هيات، نه مخالفت با امل بلکه مخالفت با اسلام تفسير کردند و همين امر موجب ايجاد انشقاق هايي در جنبش امل گرديد.
از سوي ديگر لبنان در اشغال نيروهاي اسرائيلي بود و اسرائيل تصميم داشت سرزمين هاي جنوبي لبنان را به خاک خود اضافه کند اما مردم اين مناطق بيکار ننشستند و با کمک علماي مذهبي خود به دفاع برخاستند. از مهم ترين اين مقاومت ها مي توان به جنبش هاي شکل گرفته در منطقه ي جبل عامل لبنان اشاره کرد و نمونه ي بارز آن جنبش روستاي جبشيت به رهبري شيخ راغب حرب بود. به تدريج اين موضوع گسترش يافت و با توجه به آموزش جوانان لبناني در منطقه ي بقاع توسط نيروهاي سپاه پاسداران هسته هاي مقاومت در لبنان در بين شيعيان اين کشور به وجود آمد و بدين ترتيب پايه هاي “حزب الله لبنان” شکل گرفت. البته اين جنبش با عنوان مقاومت اسلامي شناخته مي شد.
به اين ترتيب جنبش حزب الله که همانند جنبش هاي اسلامي فلسطين کاملا متاثر از انقلاب اسلامي ايران بود و نيروهاي آن مستقيما تحت تعليم نيروهاي ايراني قرار گرفته بودند عليه اسرائيل شروع به کار کرد. يکي از مهم ترين عمليات هاي حزب الله از بين بردن مقر فرماندار نظامي ارتش اسرائيل در شهر صور بود. اين عمليات که در حدود پنج ماه بعد از اشغال لبنان و به صورت شهادت طلبانه انجام شد نقش بسيار مهمي در تضعيف روحيه ي صهيونيست ها داشت. در تاريخ 12/8/1361 (11 نوامبر 1982) احمد قصير با يک ماشين پر از مواد منفجره به ساختمان مقر فرماندهي اسرائيل د رشهر صور کوبيد در طي اين عمليات هفتاد و شش افسر و سرباز اسرائيلي کشته و صد و هجده نظامي ديگر نيز زخمي شدند خود احمد قصير نيز به شهادت رسيد. اين عمليات مقامات رژيم صهيونيستي را به شدت تحت تاثير قرار داد به طوري که آريل شارون وزير جنگ رژِيم صهيونيستي در محل عمليات حاضر شد و بر روي ويرانه هاي مقر فرماندهي ارتش اسرائيل ايستاد و در مقابل دوربين خبرنگاران خارجي گريه کرد.
اين نخستين بار بود که صهيونيست ها با عمليات شهادت طلبانه روبه رو مي شدند چيزي که براي آنها بسيار وحشتناک بود.
با اين نوع عمليات، مبارزه با رژيم صهيونيستي وارد مرحله ي جديدي شد. هنوز يک سال از اين عمليات نگذشته بود که طي دو عمليات شهادت طلبانه در تاريخ 1/8/1362 مطابق با 23/10/1983 ميلادي مرکز تفنگ داران دريايي آمريکا در کنار فرودگاه بين المللي بيروت و مقر چتربازان فرانسوي عضو نيروهاي چند مليتي، به وسيله ي دو کاميون حاوي بمب، منفجر شد. طي اين دو عمليات همزمان، دويست و چهل و يک تفنگ دار آمريکايي و چترباز فرانسوي کشته شده و ده ها نفر ديگر مجروح شدند. اين تعداد کشته از سربازان آمريکايي، بعد از جنگ ويتنام، براي ارتش آمريکا بي سابقه بود. ظاهرا اين عمليات توسط سازمان جهاد اسلامي انجام گرفته بود.
در کل بايد گفت ايران با حمايت مستقيم از گروه هاي مقاومت لبناني و فلسطيني سعي در تضعيف اسرائيل داشت همچنين قصد ايران بر اين بود که طيف طرفدار سازش را منزوي و گروه هاي طرفدار مقاومت را تقويت کند. بدين ترتيب در دهه ي اول انقلاب شاهد کمک زياد ايران به گروه هاي مقاومت در لبنان و فلسطين بوديم چرا که در اين دهه، سياست خارجي ايران بر پايه ي سيستم تهاجمي عمل مي کرد.

3- مواضع ايران در قبال رژيم صهيونيستي (1384 -1368) :
در دهه ي اول انفلاب اسلامي، سياست خارجي حالت تهاجمي داشت و تقابل گرايانه بود. به طور کلي اهداف سياست خارجي در آن دوران عبارت بود از:

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع صدور انقلاب Next Entries پایان نامه با موضوع دولت اصلاحات، سازمان ملل متحد، وحدت جهان اسلام، اقتصاد بازار