پایان نامه با موضوع آرامش خاطر

دانلود پایان نامه ارشد

ارگانيكي يا اندامي است؛ كه اجماع اجتماعي، يعني وحدت انسجام يافته‌ي اجتماعي در آن، نشان‌دهنده‌ي تمايز اجتماعي افراد بايکديگر است. افراد، ديگر همانند نيستند؛ بلكه متفاوتند؛ لزوم استقرار اجماع اجتماعي تا حدي نتيجه وجود همين تمايزها و تفاوت‌هاست.228 تفاوت در كاركردهاي اعضاي هر جامعه تفاوتهاي فردي را به وجود ميآورد و بدين سان، انگيز? فردگرايي ميشود.229دوركيم همبستگي مبتني بر تمايز اجتماعي افراد را به قياس با اندام‌هاي موجود زنده، همبستگي اندامي مي‌نامد؛ زيرا اندام‌ها، گرچه هركدام وظيفه‌ي خاصّي دارند و همانند نيستند، اما همگي آن‌ها براي حيات موجود زنده لازم‌اند.230
او معتقد است كه يكي از كاركردها يي كه دين را به صورت يك حقيقت در ميآورد براي مردمي كه بدان معتقدند، اين است كه دين نه تنها اطمينان و اعتماد خارج از حد در افراد ايجاد ميكند بلكه در رابطه افراد با گروه و در تطابق افراد با جامعه نقش مهمي دارد. از اينرو در اينجا كاركرد تازه اي براي دين قائل ميشود و آن ايجاد اعتماد و اطمينان و سازگاري فرد با گروه و ارتباط آنها با يكديگر است. 231
در ميان كاركرد هايي كه دوركيم به دين نسبت ميدهد كاركرد تسكيني دين نيز قابل ذكر است. منظور دوركيم از اين كاركرد، آرامشي است كه افرادباتوسل به دين در رابطه با اجتماع و خود كسب ميكنند.اين احساس آرامش صرفا رواني نيست، بلكه ثمرات اخلاقي مهمي در بر دارد . وي مينويسد: بعد از اختتام مراسم و مناسك ديني، ما با شجاعت و آرامش بيشتري وارد زندگي دنيوي ميشويم . سبب تنها اين نيست كه با جهان متعالي در رابطه بوده ايم ، بلكه از آن روست كه در هوايي آزاد تر رهاتر و با محدوديتي كمتر دم زده ايم.
به نظر دوركيم عملكرد تسكيني، به ويژه در ايام نوميدي و اغتشاش اجتماعي، داراي اهميت بسيار زيادي است. مرگ مثال بارزي در اين مورد است . هنگامي كه عضوي از اعضاي جامعه ميميرد، جامعه خود را مضطرب و دچار فقدان مييابد . به منظور جبران اين فقدان، افراد گرد هم جمع ميشوند و به تسكين يكديگر ميپردازند . بدين ترتيب احساس جمعي تجديد ميشود. مراسم و مناسك سوگواري به افراد اجازه ميدهد كه به طور دسته جمعي احساسات و آلام خود را بروز دهند و بدين ترتيب جامعه از ضعف خود جلوگيري ميكند. ارتباطي كه حتي در اوج اندوه صورت ميگيرد، طراوت زندگي را به اجتماع باز ميگرداند و بدين سان دين در حيطه اي ديگر باعث وحدت جمعي ميشود. 232
بنابراين، از نظر دوركيم دين خاستگاه و كاركردي اجتماعي دارد . با اين وجود دوركيم كاركردهاي فردي دين را نيز از ياد نبرده است.توجه دوركيم به كاركردهاي فردي از آن جهت ميباشد كه آنها در نهايت به كاركردهاي اجتماعي مدد ميرسانند و نقشي را در كل اجتماع بر عهده ميگيرند.233
براي مثال دوركيم شادماني را براي ادامه زندگي انسان يك امر ضروري ميداند و معتقد است كه دين ميتواند اين نياز بشري را تأمين نمايد. استدلال دوركيم در اين مورد را بدين شكل ميتوان بازسازي نمود :
هيچ موجود زنده اي نمي تواند بدون شادماني به زندگي خود ادامه دهد. اين شادماني يا آرامش وقتي حاصل ميشود كه نيازها به حد كافي متناسب با امكانات باشد. انديشه انسان همواره ميتواند شرايط مناسبتري را براي زندگي انسان پيش بيني كند و فعاليت او را در راستاي تحقق آن شرايط برانگيزاند. با وجود اين ويژگي ميتوان پيش بيني كرد كه تمايلات نامحدودي از اين نوع دير يا زود با محدوديتي مواجه ميشوند كه شخص نمي تواند بر آن فايق آيد. براي اينكه تمايلات بشري مرتباً با مانع روبرو نشود و شادماني او را مختل نسازد، بايد نيرويي اين تمايلات و خواستهاي بشري را محدود كند. چرا كه انسان وقتي از و كوشش خود احساس رضايت و لذت ميكند كه احساس نمايد فعاليت هايش بيهوده نبوده و به سوي هدفي ارزشمند در حال حركت است . در اين بين آموزههاي اخلاقي و ديني، نخست علائق و تمايلات فرد را محدود كرده و تنظيم مينمايد و سپس اهداف ويژه اي را براي او مشخص كرده و او را به انجام اعمال خاصي براي رسيدن به اهداف مذكور وا ميدارند. بدين ترتيب جامعه از طريق نهاد دين ميتواند نقش متعادل كننده اي را براي تمايلات و خواستههاي بشري ايفا نمايد . البته ديدگاه دوركيم در اينجا اندكي با ابهام روبرو است. از عبارت فوق چنين استفاده ميشود كه نظام اخلاقي در راستاي پاسخ به نياز فردي ( نياز به آرامش و شادماني دروني ) شكل ميگيرد. اما توجه اساسي دوركيم به كاركرد اجتماعي نهاد هايي همچون دين است و بنابراين انتظار ميرود كه وي كاركرد فردي دين را در راستاي كاركرد اجتماعي آن بيان دارد. دوركيم در جايي ديگر اين كار را انجام داده است. وي به اين مطلب اشاره ميكند كه ” هر چند مقررات اخلاقي در راستاي منافع جمعي ( نه منافع فردي ) شكل گرفته است، اما اين نظام اخلاقي براي تك تك اعضاء خود محيطي معنوي فراهم ميسازد، به طوري كه افراد از زندگي كردن با هم در آن نظام اخلاقي لذت ببرند “.
پس به طور خلاصه ميتوان گفت كه دين از طريق تدوين و تنظيم يك نظام نامه اخلاقي و حقوقي، يكي از نيازهاي اساسي بشر را كه براي تداوم زندگي او لازم است، تأمين مينمايد. از طرف ديگر يكي از نيازهاي انسان آن است كه زندگي اش را ” با معنا ” سازد و هدف هايي قابل حصول براي كنشهاي خود داشته باشد. در اين بين دين با ارائه پاسخ به سؤالات اساسي بشر درباره منشأ عالم و خلقت انسان، معنا و هدف زندگي را براي او ترسيم مينمايد و خلأهاي توجيهي حوادث و رخدادهاي ناشناخته را براي او پر ميسازد و تعارضات فكري او را كاهش ميدهد. تكيه بشر به قدرت بي انتهاي خداوند موجب آرامش روحي و رواني فرد گرديده و موجب ميگردد كه فرد در خود احساس قدرت و تحمل بيشتري بنمايد.
احيا و تقويت قوا كاركرد ديگري است كه دوركيم براي دين در نظر ميگيرد.234 شخص درست كرداري كه با خداي خود رابطه دارد نه تنها انساني است كه حقايق تازه اي را كه فرد بي ايمان از وجود آنها بي خبر است ميبيند، بلكه او فردي است كه از تواناييهاي عملي بيشتري برخوردار است. وي قدرت بيشتري را براي تحمل بار سختيهاي زندگي و نيز فائق آمدن بر آنها در خود احساس ميكند. وي همانند كسي است كه فراتر از سطح گرفتاريها و بدبختيهاي انساني قرار دارد، چرا كه خود را به سطح متعالي تري از شرايط انساني ارتقاء بخشيده است. او بر اين عقيده است كه از درد و اندوه و بدبختي به هر شكل و صورتي كه تصور شود نجات پيدا كرده است. بند اول هر كيش و آييني اعتقاد به نجات افراد از طريق ايمان است. از همين روي خدا تنها يك مقامي نيست كه ما با آن مرتبط باشيم، بلكه قدرتي است كه ما به او تكيه ميكنيم. انساني كه به خدا اعتقاد دارد و بر اين باور است كه خدا با اوست، با نيروي بيشتري با جهان برخورد ميكند… 235توجه به اين نكته ضروري است كه عملكرد تقويت قوا توسط دين، منحصر به افراد نيست و جامعه نيز از اين عملكرد منتفع ميشود.236
به عبارت ديگر آموزههاي ديني و انجام مناسك فردي و اجتماعي ديني ميتواند در تسكين رنجها و كاهش نااميديها در زندگي و افزايش ظرفيت تحمل دردها و تمكين توأم با آرامش خاطر مؤثر باشد. دين با انجام چنين كاركردهاي فردي ميتواند در آرامش اجتماعي نقش مؤثري ايفا نمايد
5- نقد نظريه دين دوركيم
1-5- انتقادات روش شناسانه
دوركيم در نظريه پردازي خود از استقراي ناقص بهره گرفته و نتيجه حاصله را به همه اديان تعميم داده است، در حالي كه؛
اولاً نتيجه حاصل از استقراي ناقص نمي تواند حكمي كلي و عام درباره تمام مصاديق همان موضوعي باشد كه برخي افراد و مصاديق آن مورد بررسي قرار گرفتهاند. او مطالعه خود را بر تعداد معدودي از دادههاي مربوط به بوميان استرالياي مركزي متمركز نموده و با به دست آوردن نتايجي درباره دين اين قبايل، به داوري در باب تمام اديان مبادرت كرده و حكم يكساني بر آنها جاري كرده است.
آيا ويژگيهاي يك دين خاص را ميتوان به همه ي اديان تعميم داد ؟ مسأله اين است كه نمي توان مطمئن بود كه جوهر دين به معناي عام آن باشد، براي تعيين ماهيت عمومي دين، بررسي طيف گسترده اي از اديان بشري ضرورت دارد كه دوركيم انجامش نداد. اگر اين كار را انجام ميداد، بعيد بود كه رابطه نزديك ميان دين و گروههاي اجتماعي را كه در ميان قبايل بومي استراليايي يافته بود، در جاهاي ديگر نيز پيدا كند.
2-5- انتقادات مردم نگارانه و تجربي
اِوانز پريچارد همه انتقادات مردم نگارانه و تجربي كه از دوركيم شده است، به صورت زير جمع بندي ميكند :
1- هيچ مدركي دال بر اين وجود ندارد كه توتميسم به همان سان كه دوركيم تصور ميكرد پديد آمده باشد و سرچشمه ي نهايي دين هاي ديگر نيز همين توتميسم باشد.
2- تمايز ميان امور مقدس و نامقدس در مورد بسياري از نظامهاي اعتقادي مصداق ندارد.
3- كلان بوميان استراليا مهمترين گروه جامعه بوميان استراليا نيست. همچنين، كلان، گروه همبسته ي مهمي به شمار نمي آيد. گروههاي همبسته ي اين بوميان عبارتند از، جماعت يا دسته ي شكارگر و قبيله.
4- توتميسم بوميان استراليايي نمونه ي توتميسم به شمار نمي آيد و توتميسم قبيله ي ارونتا و قبايل وابسته به آن، حتي در خود منطقه نمونه نيست.
انتقادات مربوط به مواد مردم نگارانه و تجربي اي كه دوركيم از آنها بهره گرفته است. از جهات ديگر نيز دچار مشكلاتي است.ازجمله اينكه كتاب صور ابتدايي حيات ديني دوركيم كه بحث منشأ دين در آن مطرح شده، امروزه پايه تجربي آن مورد ترديد قرار گرفته است؛ زيرا، اولاً خود او به تحقيق ميداني در اين زمينه نپرداخته، بلكه از تحقيقات اسپنسر و ديگران استفاده كرده است. ثانياً قبايل ساكن در استرالياي مركزي حتي نماينده توتميسم تمام استراليا نيستند، چه رسد به اينكه نماينده نظامهاي توتمي در مناطق ديگر باشند و نيز بسياري از مراسم توتمي استرالياي مركزي يا در مناطق ديگر وجود ندارد و يا اينكه شكل ديگري به خود گرفته است.
علاوه بر اينها، از بدوي بودن يك جامعه چنين بر نمي آيد كه همه امور ديگر آن از جمله نظامهاي مذهبي شان نيز ضرورتاً ساده و ابتدايي باشد، زيرا امروزه شاهد جوامعي هستيم كه هر چند به لحاظ فن آوري و پيشرفتهاي علمي از جايگاه مناسب و شايسته اي برخوردار نيستند، ولي داراي نظامهاي ديني پيچيده و غير ابتدايي هستند.
3-5- انتقادات نظري
1. طبق نظريه دوركيم، دين همان توتم پرستي است و بقيه اديان صورتهاي تحول يافته همين دين هستند. امروزه بسياري از مردم شناسان، توتم پرستي را دين نمي دانند، بلكه آن را نوعي مناسك و نظام خويشاوندي تلقي مينمايند كه ميتواند در كنار ساير مناسك وجود داشته باشد، تا آنجا كه ماكس وبر توتم پرستي را يك نهاد برادري ميداند. بنابراين وبر منكر اعتبار جهاني و عام توتم پرستي و تبيين هر ديني با آن ميشود. به علاوه همان گونه كه پريچارد ميگويد، هيچ مدركي دال بر اين مطلب وجود ندارد كه توتم پرستي آن گونه كه دوركيم تصور ميكرد، پديد آمده باشد و سرچشمه ي نهايي ديگر اديان باشد.
2. دوركيم بر آن بود كه با تقسيم اشيا و امور به مقدس و نامقدس، زمينه تبيين پيدايش و تعريف دين را فراهم آورد به گونه اي كه نخست مردمان، امور و اشيا را به مقدس و نامقدس تقسيم نمودند و پس از آن ابتدايي ترين صورتها و شكلهاي دين پديد آمده است. در حالي كه؛
اولاً معمولاً پس از ظهور اديان و در درون خود اديان است كه اشيا و امور عالم به مقدس و نامقدس تقسيم ميشوند.
ثانياً او مفهوم مقدس و نامقدس را به صورتي مبهم به كار برده است، به اين معنا كه بر اساس تبيين او، فرقي بين امور مقدس و نامقدس ديني، خيالي و وهمي وجود ندارد. چه بسا تقسيم اشيا به مقدس و نامقدس در بسياري از موارد، منشأ خيالي و وهمي داشته و از منظر دين به هيچ وجه قابل پذيرش و توجيه نباشد.
ثالثاً چنين نيست كه در تمامي اديان، تقسيم ياد شده امري ضروري و پذيرفته شده باشد، چه بسا در پاره اي از اديان توجه چنداني به اين مسأله ديده نشود.
لذا تعريف دوركيم از دين مبتلا به اشكال است.
3.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع دوركيم، همبستگي، ديني Next Entries پایان نامه با موضوع ناخودآگاه، مفهوم خدا