پایان نامه ارشد رایگان درمورد گروه کنترل، کتابداران

دانلود پایان نامه ارشد

پژوهش خود با عنوان ” کتابهاي الکترونيکي يا چاپي: کدام يک استفاده ميشوند؟” به بررسي آمار استفاده از کتابهاي چاپي و الکترونيکي مشابه بهصورت ماهانه و به مدت يکسال پرداخت. وي با استفاده از آزمون تي تفاوت امانت کتاب در اين دو نوع قالب با سطح همبستگي پايين را به دست آورد و به اين نتيجه رسيد که تفاوت معناداري دراستفاده از دو قالب الکترونيکي و چاپي کتابهاي مشابه وجود دارد. او همچنين، به تفاوت در ارجحيت قالب به لحاظ موضوع و ردهبندي کتابهاي مورد نظر پرداخت. در بررسي کتابهاي مورد استفاده در دو قالب بالاترين استفاده در قالب چاپي، به ترتيب مربوط به حوزه موضوعي ادبيات، آموزش، کتابداري و اطلاع رساني و در قالب الکترونيکي به ترتيب کتابداري و اطلاعرساني، ادبيات، اقتصاد و تجارت است. بر اساس ردهبندي کنگره بالاترين ميزان استفاده در قالب الکترونيکي در مقايسه با قالب چاپي مختص رده زد (کتابداري) و کمترين استفاده مربوط به رده تاريخ (در ردههاي سي، دي، اي و اف) است. در مجموع استفاده از کتابهاي تاريخي در قالب چاپي بر الکترونيکي مرجح است.
پژوهش حاضر به بررسي ارجحيت استفاده با توجه به آمار موجود پرداخته است و هدف آن تنها بررسي پراستفادهترين و کم استفادهترين حوزه موضوعي در قالب الکترونيکي بهمنظور فراهمآوري کتابهاي الکترونيکي است. از محدوديتهاي اين پژوهش ميتوان به اين مورد اشاره کرد، که نميتوان مشخص نمود که استفاده از يک کتاب الکترونيکي زماني که در آمار استفاده محاسبه ميشود آيا واقعا مورد استفاده واقع شده است يا تنها بر روي آن منبع کليک شده است و تنها به اين خاطر در محاسبه آماري وارد شدهاند. از سويي اين محدوديت در زمينه کتابهاي چاپي نيز مشاهده ميشود به ويژه زماني که کتابخانه بهصورت قفسه باز اداره ميشود و آمار استفاده واقعي ممکن است کمتر از ميزان بهدست آمده، به حساب آيد. البته هم اکنون تنها راه تصميمگيري در زمينه پيشرفت مجموعه کتابخانه، استفاده از آمار به همين شيوه است.
مک فال177 (2005)، در مقاله خود با عنوان ” کتابهاي درسي الکترونيکي که شيوهي استفاده از کتابهاي درسي را دگرگون ميکنند” به بررسي افزايش خواندن فعالانه کتاب درسي با وجود استفاده از نرمافزار ويژهاي با نام اي تکست ريدر178 پرداخته است. در نظر وي دانشجويان عادت کردهاند که کلاس درس را به محيطي صرفا انتقال دهنده اطلاعات کتابها از سوي معلمان ببينند. او معتقد است، که کتابهاي درسي اغلب بهصورت غير فعالانه مطالعه ميشوند و هم اکنون نوبت آن فرا رسيده است که نقش تفسير، به کار گرفتن و درگير کردن ذهن با مباحث کتاب در کلاسهاي درس بيشتر مورد توجه قرار گيرد. نرمافزار به کار رفته در پژوهش وي مربوط به واحد درسي رايانه است، بهگونهاي که کتاب درسي الکترونيکي به همراه امکانات اين نرمافزار به دانشجويان ارائه و بهمنظور آگاهي از ميزان يادگيري آنها امتحاني از آن درس گرفته ميشود. علاوه بر آن درک و استفاده دانشجويان از کتاب درسي مورد ارزيابي قرار ميگيرد. در اين پژوهش از 3 گروه، 2 گروه آزمودني طي فواصل زماني و يک گروه کنترل استفاده شده است. نتايج بيانگر آن است که تفاوت معناداري در يادگيري دانشجويان با استفاده از کتاب درسي در دو نوع چاپي و الکترونيکي آن وجود ندارد. با توجه به آن که دانشجويان مورد مطالعه با توجه به دادههاي بهدست آمده از بسياري از ويژگيهاي اين نرمافزار استفاده نکردهاند، نويسنده نتيجه گرفته است که دليل اصلي آن، کاربرد عادتهاي استفاده از کتاب درسي چاپي در کتاب درسي الکترونيکي است و نياز به آموزشهايي در اين خصوص بهمنظور پيشبرد فعاليتهاي خواندن فعالانه مورد نياز است.
انورادها و ياشا179 (2006) در پژوهش خود ” استفاده از کتابهاي الکترونيکي در محيط تحقيقاتي و دانشگاهي: مطالعه موردي در موسسه علمي هند ” را مورد بررسي قرار داد. هدف مطالعه او بررسي استفاده و کاربرپسندي کتابهاي الکترونيکي در محيط تحقيقاتي و دانشگاهي است. اين تحقيق با استفاده از ابزار پرسشنامه که به صورت الکترونيکي در اختيار کاربران قرار گرفت، انجام شده است. نتايج نشان ميدهد که در ميان پاسخدهندگان، دانشجويان بيش از کارمندان و اعضاي دانشکده تمايل به استفاده از فنآوريهاي جديد دارند و اين افراد بيشتر در حوزههاي فني و کتابهاي مرجع از کتابهاي الکترنيکي استفاده مينمايند. با توجه به اينکه اکثربت پاسخ دهندگان بيش از 5 سال بهمنظور اهداف گوناگون، از خدمات رايانهي استفاده نمودهاند، اما ميزان استفاده از کتاب الکترونيکي در ميان آنها بسيار پايين ميباشد. با توجه به اينکه پرسشنامه مورد نظر در ميان 104 نفر پاسخ دهنده توزيع شد، اما تنها 37 نفر از آنها در دوره آموزش رايگان درباره کتابهاي الکترونيکي شرکت نمودهاند. او در اين پژوهش متوجه شد که اگرچه استفاده ازکتابهاي الکترونيکي در سطح بسيار پاييني قرار دارد، اما نياز به آگاهي رساني و آموزش کاربران هم از لحاظ سخت افزارها و هم نرمافزارهاي مرتبط با کتابهاي الکترونيکي احساس ميشود.
انورادها با آنکه در پژوهش خود اظهار ميدارد که به بررسي قابليت استفاده کتابهاي الکترونيکي پرداخته است، اما مشخص نيست که مولفههاي قابليت استفاده از يک کتاب الکترونيکي چيست. وي در پژوهش خود به بررسي انواع کتابهاي الکترونيکي که کاربران به مطالعه آنها علاقهمند شدهاند، پرداخته است، اما نحوه تقسيمبندي و دلايل تقسيم بندي او ناواضح است، به گونهاي که بهنظر ميرسد جايگاه کتابهاي درسي بهعنوان مهمترين منبع مورد استفاده کاربران در نظر گرفته نشده است.
کرستاني و لاندوني و ملوسي180 (2006) در مقاله خود با عنوان ” ظاهر و کاربردپذيري کتابهاي الکترونيکي” به ارائه نتايج دو پروژه مستقل و جدا در رابطه با طراحي، پيشرفت و ارزيابي کتابهاي الکترونيکي، با عنوان کتاب ديداري و کتاب فرادرسي ميپردازد. در پروژه کتاب ديداري، مولفههاي ديداري يک کتاب چاپي، بهعنوان مولفههاي مناسب در توليد کتابهاي الکترونيکي مناسب مطرح ميشوند. کتابهاي فرادرسي بر اهميت مدلها و تکنيکهايي بهمنظور توليد خودکار نسخههاي الکترونيکي کاربردي از کتابهاي درسي تمرکز کرد. هر دو مطالعه از بررسيهاي مشابهي بر روي اين که چه نوع کتابهاي کاغذي، مناسب بهمنظور تبديل به شکل الکترونيکي هستند شروع ميشوند و به لحاظ توجه به ظاهر و کاربردپذيري کتابهاي الکترونيکي مجزا ميگردند. نتيجه اين پژوهش بهمنظور کمک به طراحان و مجريان بهمنظور بهتر نمودن ظاهر و کاربرد کتابهاي الکترونيکي، کارآمد است.
در اين دو پروژه به بررسي کارايي ويژگيهاي يک کتاب معمولي و کاربرد آن و ميزان تمايل کاربران به استفاده از آن در کتابهاي الکترونيکي پرداخته شده است. اين پژوهش نشان داده است که مولفههاي ديداري يک کتاب نظير فهرست مندرجات، شماره صفحات، نوع قلم، اندازه قلم و غيره از مسائل مهمي است که در هنگام طراحي کتابهاي الکترونيکي بايد به آنها توجه گردد. از سويي بر ضرورت حفظ اين مولفهها بهعلت آشنايي ديرينه کاربران با ظاهر کتاب چاپي تاکيد ميکند. در پروژه بعدي با مطرح نمودن اهميت پويش سريع در داخل مطالب يک کتاب درسي و گاه عدم نياز به مطالعه تمامي فصول به بررسي نقش کليدي فراپيوندها در بهبود مطالعه پرداخته است. با توجه به اين که هدف اصلي اين مطالعات در درجه اول، مطالعه تاثير حفظ مولفههاي ديداري و در پروژه دوم در کنار حفظ اين مولفهها افزودن ويژگيهاي فراپيوندي بوده است، بهنظر ميرسد انجام پروژههاي ديگر بهمنظور وارد نمودن ديگر خصوصيات مفيد يک کتاب الکترونيکي و بهرهمندي کاربران از آنها مفيد واقع شود. بهعنوان مثال در پروژه کتاب فرامتني، کاربران نياز خود را در رابطه با وجود يک موتور جستجو هوشمند قوي بهمنظور جستجو در متن در کنار ارائه نمايه، فهرست مندرجات و فهرست صفحات کتاب مناسب دانستند. رهنمودهاي ارائه شده از سوي هر دو پروژه بهمنظور شکلدهي معيارهاي ارزيابي مرتبط با کتابهاي الکترونيکي مورد استفاده قرار خواهند گرفت. با ابن که درهر دو پروژه معيارهايي بيان گرديده است، اما اولويت معيارهاي مذکور مشخص نگرديده است. از سويي در پروژه کتاب ديداري، خصوصيات ظاهري يک کتاب و در پروژه کتاب فرادرسي اکثر خصوصيات عملکردي يک کتاب الکترونيکي که به قابليتهاي رسانه مرتبط است مورد ارزيابي قرار گرفته است، در حاليکه پروژهي مزبور به بررسي قابليت استفاده و قابليت خوانايي يک کتاب الکترونيکي پرداخته است، قابليت دسترسي مورد پژوهش واقع نشده است.
هرنون181 (2006)، در پژوهش خود تحت عنوان ” استفاده از کتابهاي الکترونيکي توسط دانشجويان: دانشجويان کارشناسي در رشتههاي اقتصاد، ادبيات و پرستاري و حوزههاي مربوطه” معتقد است که دانشجويان در اين حوزههاي موضوعي، کاربران متداول کتابهاي الکترونيکي هستند. وي در اين پژوهش، به بررسي رفتار جستجو و الگوي استفاده کاربران ميپردازد. او بهمنظور دستيابي به هدف پژوهش خود از 15 دانشجوي کارشناسي دعوت به شرکت در فرايند تحقيق نمود. پژوهش وي از سه بخش مشاهده، تکنيک بيان افکار با صدا به هنگام انجام فرايند و مصاحبه تشکيل شد. وي با بررسي پايگاههاي موجود خريداري شده يا ارتباط داشته در کتابخانه دانشگاه، به بررسي انواع کتاب الکترونيکي موجود در آنها نظير تکنگاشتها، کتابهاي درسي، کتابهاي مرجع و نظاير آن پرداخت. اين فرايند بهمنظور آگاهي از مهمترين و نخستين منبع استفاده شده توسط دانشجويان بهمنظور يافتن پاسخهاي مرتبط با سولات صورت گرفت. در مورد علت استفاده از کتابهاي الکترونيکي و دلايل دوست داشتن اين نوع کتابها پرسشهايي بهصورت مصاحبه بعد از تکميل فرايند پاسخ به پرسشهاي مرتبط با تکاليف درسي از آنها به عمل آمد. اين پژوهش يافتههاي پژوهشهاي قبلي را تاييد ميکند از اين نظر که اکثر کاربران، کتابهاي الکترونيکي را بهطور کامل مورد مطالعه قرار نداده و بهمنظور يافتن قسمتهاي مرتبط، سعي ميکنند از فهرست مندرجات، چکيدههاي فصلها و نمايه موضوعي استفاده نمايند. تنها دانشجويان رشته ادبيات، رمانهاي الکترونيکي را بهصورت کامل از ابتدا تا انتها مطالعه ميکنند. بنابراين يافتههاي اين پژوهش ميتواند براي ناشران، فروشندگان، جمعآوري کنندگان محتوا، آموزگاران و در نهايت کتابداران بهمنظور پيشبرد استفاده موثر از کتابهاي الکترونيکي سودمند واقع گردد.
استفاده از روش مشاهده بهمنظور آگاهي از مهمترين منبع استفاده کننده دانشجوبان بهمنظور پاسخگويي به نياز آنها و استفاده از روش فکر يا صدا و ارائه نظر به هنگام استفاده از کتاب الکترونيکي، در اين پژوهش، توانسته است نوع نياز کاربران نسبت به ويژگيهاي موجود در کتاب الکترونيکي و رضايت يا عدم رضايت آنها و رفتار استفاده از اين کتابها بهمنظور کشف نياز اطلاعاتي را بازگو نمايد.
کلارک182 (2007)، در پژوهش خود با عنوان ” استفاده از کتاب الکترونيکي: پيمايشي در دانشگاه دنور183″ به بيان ميزان آگاهي کاربران دانشگاهي دنور نسبت به کتابهاي الکترونيکي، چگونگي و چرايي استفاده، سطح رضايت آنها پرداخت. وي نتيجه گرفت که بيش از نيمي از جوامع دانشگاهي از اين کتابها استفاده نموده و اغلب بهصورت گاهگاهي از اين کتابها استفاده مينمايند. آنها سهولت استفاده از اين کتابها، بهعلت قابل دسترس بودن در هر مکاني از جمله خانه و قابليت جستجو در متن را از مهمترين دلايل تمايل خود نسبت به اين کتابها بيان داشتهاند. اغلب کاربران تنها زماني به استفاده از اين کتابها ميپردازند که تنها بخشي از آن را براي خواندن خود مناسب ميدانند. از سويي آنها کتابهاي چاپي را به الکترونيکي بهمنظور واکاوي و غوطهور شدن در متن ترجيح ميدهند. بهطور کلي وي در پژوهش خود بيان ميدارد که اکثريت کاربران با قالب الکترونيکي بهطور کلي موافقند.
مطالعه کلارک تا حدودي از نظرگاه آگاهي و نحوه آگاهي از کتابهاي الکترونيکي، نحوه مطالعه اين کتابها، مشابه با پژوهش رولندز است. وي در مورد دلايل استفاده از کتابهاي الکترونيکي از سوي کاربران، به ذکر چهار مورد متشکل از: نبود نسخه چاپي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد الکترونيکي، توصيف، فيلد، فهرستنويسي Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد کتابداران، عملکرد خواندن، روش پژوهش، بررسی تحلیلی