پایان نامه ارشد رایگان درمورد کیفیت زندگی، زندگی شهری، کیفیت زندگی شهری

دانلود پایان نامه ارشد

همچنین به طراحی و تهیۀ نقشه هاي پایه بزرگ مقیاس براي برنامه ریزي تأسیسات خدماتی شهر بستگی دارد(Saxena,2001: 1). اساساً برنامه ریزي براي زیرساختها و تأسیسات خدماتی به ملاحظات ذیل نیازمند است:
-1 سیاستهاي کلان دولت 2- نظم و ترتیب سازمانها 3 – چارچوبهاي قانونی و نظم دهنده در شکل مقررات منطقه بندي 4- سیستمهاي ساده انعطاف پذیر براي راحتی اجرا 5- اطلاعات فضایی و ابزارهاي بازبینی 6- پشتیبانی مالی براي طرح ها -7 رویکردهاي مشارکتی(Toutain,2006: 78 & Gopiprasad).

2-2-2- تسهیلات شهری و عدالت فضایی
یکی از مهمترین اثرات رشد سریع جمعیت در مراکز شهری کشورهای جهان سوم تراکم بالای جمعیت شهری است که منجر به ظهور مشکلات فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی شده است، مانند کمبود مدارس، تأمین آب، مسکن، خدمات عمومی مدارس، امکانات بهداشتی، دفع زباله، خدمات پستی و همچنین مشکلات دسترسی به خدمات عمومی که به طور مناسب بین ساکنین توزیع نشده است. (Godwin,1976: 237) باید توجه داشت که هدف از توزیع فضایی توزیع عادلانه نیازهای اساسی، امکانات، تسهیلات و خدمات شهری در میان محلات و مناطق مختلف شهر است به طوری که هیچ محله یا منطقه ای نسبت به منطقه یا محله دیگر از نظر برخورداری برتری فضایی نداشته باشد و اصل دسترسی برابر رعایت شده باشد به علاوه از لحاظ سرانه برخورداری با توجه به میزان جمعیت در هر منطقه از شهر اختلاف زیادی وجود نداشته باشد(Harvey,1996: 106). تمركز مراكز خدمات رساني در يك مكان خاص، ضمن ايجاد مناطق دو قطبي و بالا و پايين در شهرها، هجوم جمعيت مصرف كننده به اين مناطق را در پي دارد، به طوري كه از يك سو، فشار زيست محيطي، ترافيكي، آلودگيها اعم از صوتي، هوا و… ،و از سوي ديگر به سبب جذب كاربري هاي مكمل، موازي، تشديد قطبي شدن فضايي در شهرها را به دنبال دارد، به گونه اي كه شهرها با محيط هاي متراكم، نامطلوب و ناسازگار با توسعه پايدار مواجه خواهند شد(خاكپور،1388: 187).
عدالت به مفهوم توزیع عملکردها، خدمات و امکانات،دسترسی مناسب به مراکز خدمات دهی و فعالیتی(مکان تسهیلات)، بدون تبعیض و تفاوت گذاری بین ساکنان یک شهر و مناطق شهری است(بهروان،1385: 15). در کشورهای صنعتی تمام تسهیلات رفاهی اساسی با هزینه ای مناسب در دسترس ساکنین شهری است. اما در مقابل اکثریت شهروندان در کشورهای در حال توسعه دسترسی مناسبی به خدمات اساسی ندارند. در بسیاری از نواحی دارای رشد شهرنشینی شتابان در کشورهای جهان سوم، تقاضا برای خدمات عمومی خیلی بیشتر از ظرفیت عمومی و امکانات خصوصی موجود است.بر این اساس می توان استدلال کرد که در بعضی شهرها وضعیتی بحرانی به سرعت در حال وقوع است که که این امر علاوه بر کمبود منابع، نتیجه رشد برنامه ریزی نشده و الگوی نامناسب توزیع خدمات است. (Daniere&takahashi,1999: 272).

2-2-3- تسهیلات شهری و دسترسی
يكي از عمده ترين عناصر ارتقاء دهنده ي كيفيت محيط شهري، توسعه ي شاخصهاي دسترسي است و دسترسي مطلوب، يك عامل ضروري براي توفيق پايداري محيط شهري تلقي ميشود(رهنما، 1385: 137). قابليت دسترسي در واقع توانايي ساكنين شهر در داشتن يك دسترسي خوب به فعاليتها، منابع، خدمات و موارد مشابه است. از اين رو، اين مفهوم وابستگي زيادي به فرم فضايي شهر، شبكه دسترسي، نوع سفر و شكل سفردارد. استفاده از امکانات عمومی با دسترسی ارتباط دارد، در نتیجه نزدیکی ساکنان به امکانات و خدمات می تواند از راه های مختلف در سلامتی و راحتی آن ها کمک کند، علاوه بر این برای دسترسی ساده تر و مستقیم تر به مکان هایی از جمله مغازه، ورزش، کار، ملاقات همسایگان، بررسی سلامتی و غیره میسر باشد، فرصت هایی را از طریق کاهش زمان و هزینه های مالی دسترسی مهیا می کند، که به نوبه خود منابع شخصی و خانوار در جاهای دیگر مصرف میشود( Lotfi and Koohsari, 2009: 133). تعریف ساده از دسترسی این است که چگونه با کمترین زمان با فاصله معینی به یک مکان معین برسیم. و این رابطه فضایی بین مبدا و مقصد را نشان می دهد ، یا درجه ای از ارتباط بین یک مکان و سایر را در یک منطقه نشان می دهد ، اما آن اغلب به عنوان نزدیکی نسبی یا نزدیکی یک مکان با سایر تعریف میشود(Ko-Wan Tsou et al,2005: 426). دسترسی به مفهوم کاهش فاصله ی مکانی بین محل زندگی و تمرکز تسهیلات و خدمات و محل کار شهروندان است. یعنی شهروندان در کوتاهترین فاصله مکانی-زمانی(فضایی) به تسهیلات عمومی دسترسی داشته باشند که این امر به طور طبیعی مسئله ی عدالت اجتماعی و فضایی را در سطح شهر و مناطق مختلف آن برقرار می سازد(رهنما و ذبیحی،1390: 7).
جغرافیدانان مدتهای زیادی است که دسترسی را به عنوان یک ضابطه، شاخص و مؤلفه اصلی در بحثهای خود به کار می برند. اسمیت از دسترسی به عنوان مبنا در برنامه ریزی مکان یاد می کند، ضمن اینکه پرد و ناکس هر دو معتقدند که اهمیت اندازه گیری “کیفیت زندگی” در دسترسی به خدمات و سرویسها، عامل کلیدی است. همچنین کونینک از مقاله خود چنین نتیجه می گیرد: دسترسی همچون یک مفهوم بسیار اساسی و کلیدی در برنامه ریزی شهری و حمل و نقل ظاهر می شود که چگونگی بیشترین فعالیتها و تحرکات پدیده های شهری را بیان می دارد و هم کنشی، مبادلات و تحرکات، فرصتها را فراهم می نماید(پرهیزکار،1377: 121). در حالی که در سایر کشورها از جمله ایالت متحده آمریکا، بریتانیا، استرالیا و زلاندنو مطالعه اندازه گیری قابلیت دسترسی به امکانات عمومی قابل ملاحظه است، در کشورهای جهان سوم به خصوص ایران مطالعات کمتری در این زمینه انجام شده است(Lotfi and Koohsari,2009: 134). در این کشورها به دليل رشد سريع و بدون برنامه ريزي شهرها در گذشته، توسعه اتفاق افتاده در مناطق مختلف شهري، بدون برنامه ريزي براي ايجاد تسهيلات مورد نياز از قبيل مدرسه، آتش نشاني و ديگر خدمات عمومي صورت گرفته، که نتيجه آن پايين بودن سطح کيفيت زندگي در اين مناطق مي باشد. لذا کيفيت زندگي در مناطق ساخته شده شهري به طور اساسي تحت تأثير قابليت دسترسي به تسهيلات شهري قرار مي گيرد(طالعی و همکاران،1388: 442). خدمات عمومي بايد صرف نظر از بعد مكاني آن، محدوديتها و منابع مالي يا توانايي فيزيكي افراد، به آساني در دسترس آنها قرار گيرد(Kaphle,2006: 2).
سنجش شاخص دسترسي، وابسته به تعيين برابري دسترسي به زيرساختهاي اجتماعي و فيزيكي است كه نمودي از كيفيت زندگي و توزيع فرصت ها هستند. و فاصله عامل تاثيرگذاري بر كيفيت زندگي در بخش هاي مختلف شهر است؛ زيرا باعث تغيير در دسترسي فيزيكي به فرصتها و خدمات شهري از جمله كار، خريد، مدرسه، درمانگاه، پارك و مراكز ورزشي مي شود. علاوه بر اين، مجاورت با خدمات شهري به سبب منفعتهاي خارجي، در رفاه ساكنين تاثيرگذار است، البته مشاهده شده است كه نحوه ي توزيع خدمات باعث شكل گيري تمايزات اجتماعي- اقتصادي در ساكنين محله هاي شهر مي شود(Martnez,2005,31).

2-2-4- کیفیت زندگی
گرچه مفهوم کیفیت زندگی از اواخر قرن بیستم مورد توجه جامعه شناسان قرار گرفته است اما ریشه های آن در جامعه شناسی را می توان تا اواسط قرن بیستم پی گرفت. در جامعه شناسی اولین اثر مهم درباره ی کیفیت زندگی از آگبرن32(1946) می باشد که درباره ی حیات روستایی در ایالات متحده نوشته شده است. در دهه ی 1960 هنگامی که جامعه شناسان علیه چیرگی شاخصهای اقتصادی واکنش نشان دادند، مفهوم کیفیت زندگی در پژوهش های اجتماعی اهمیت یافت اما تا آن هنگام تمام شاخصهای کیفیت زندگی عینی بودند. در دهه ی 1970 شاخصهای ذهنی هم برای سنجش کیفیت زندگی اضافه شدند. اولین بار کمپیل و همکاران در اثر خود در سال 1976 به شاخصهای ذهنی و روان شناختی کیفیت زندگی توجه کردند. مراکز تحقیقاتی گوناگونی هم اکنون به سنجش کیفیت زندگی در سطح ملی و بین المللی توجه کردند(نوغانی و دیگران، 1387: 112). کیفیت زندگی به عنوان مفهومی برای نشان دادن میزان رضایت فرد از زندگی و به عبارتی معیاری برای تعیین رضایت یا عدم رضایت افراد و گروهها از ابعاد مختلف زندگی است. این ابعاد می تواند زمینه های تغذیه ای، آموزشی، بهداشت، امنیت و اوقات فراغت را شامل شود، از طرفی امروزه در ادبیات برنامه ریزی توسعه مباحث کیفیت زندگی به عنوان یک اصل اساسی پیوسته مورد نظر برنامه ریزان و مدیران امر توسعه است(قالیباف و دیگران،1390: 34).
به طور کلی چهارچوب کلی و عمومی در رابطه با کیفیت زندگی و مفاهیم مرتبط ارائه نشده است. محققان مختلف به تناسب تخصص و زمینه کاری خود تعاریف متفاوتی از کیفیت زندگی شهری ارائه داده اند. رافائل33 و همکارانش در سال 1997 کیفیت زندگی را حدی که شخص از امکانات مهم زندگی اش لذت ببرد تعریف می کنند، در حالیکه گروه RIVM در سال 2000 مدعی است که کیفیت زندگی عبارت است از مسائل عینی همراه با تجهیزات غیر مادی زندگی که به نحوی مطابق با ادراکات شخص در مورد سلامت، محیط زندگی، کار، خانواده و… تعیین شده است(فرجی ملائی و دیگران،1389: 6). او در سال 2000 کیفیت زندگی را رضایت کلی فرد از زندگی می داند. پسیون34 در سال 2003 معتقد است کیفیت زندگی به وضعیت محیطی که مردم در آن زندگی می کنند و همچنین به برخی صفت و ویژگی های خود مردم اشاره دارد. کوستانزا35 و همکاران در سال 2007 کیفیت زندگی را به عنوان میزان تأمین نیازهای انسانی در ارتباط با ادراکات افراد و گروهها از بهزیستی ذهنی تعریف می کند. داس36 در سال 2008 کیفیت زندگی را به عنوان بهزیستی و یا عدم بهزیستی مردم و محیط زندگی آنها تعریف می کند.
با توجه به تعاریف ارائه شده می توان واژگان کلیدی مورد استفاده در تعریف کیفیت زندگی را این گونه خلاصه کرد: واقعیات عینی، ادراک ذهنی، برخورداری، بهزیستی، رضایت از زندگی و نیازهای انسانی(رضوانی و دیگران، 1388: 93).

2-2-4-1- کیفیت زندگی شهری
کیفیت زندگی شهری یک مفهوم است که در سالهای اخیر تولید شده است اگرچه مقدار زیادی از آن به قرن بیستم مربوط می شود ولی قدمت آن به فیلسوفانی چون ارسطو بر می گردد که در مورد “زندگی خوب” و “خوب زندگی کردن” نوشته است. کیفیت زندگی در واقع رضایت فرد از زندگی است(Ei din & others,2012: 2) به طور کلی هدف از مطرح کردن مفهوم کیفیت زندگی شهری اصلاح و تکامل مفهوم توسعه ی صرف کمی به توسعه ی پایدار شهری بوده است مطالعات اولیه ر مورد کیفیت زندگی شهری در شهرها و کشورهای توسعه یافته، در حال توسعه و در حال صنعتی شدن جدید از دهه ی 1970 به بعد مورد توجه جدی قرار گرفته است.
اصولا کیفیت زندگی شهری واژه ای پیچیده، چند بعدی و کیفی در رابطه با شرایط و وضعیت جمعیت، در یک مقیاس جغرافیایی خاص است که هم متکی به شاخص های ذهنی یا کیفی و هم متکی به شاخص های عینی یا کمی است. مفهوم کیفیت زندگی شهری را می توان در یک برداشت جامع و کلی به صورت زیر تعریف کرد: کیفیت زندگی شهری دربرگیرنده ی ابعادی روانی است که شاخصهایی همچون رضایت، شادمانی و امنیت را در بر می گیرد. در برخی موارد رضایت اجتماعی نیز نامیده می شود. همچنین ابعادی محیطی که در برگیرنده ی سنجه هایی همچون مسکن، دسترسی به خدمات و امنیت محیطی است. جنبه های دیگر در بر گیرنده ی توجه به فرصتهای اجتماعی، امیدهای اشتغال، ثروت و اوقات فراغت است(کوکبی و دیگران،1384: 8و9). بدیهی است که درک کیفیت زندگی شهری تنها با بررسی یک بعد امکانپذیر نیست بلکه از طریق رابطه بین ابعاد مختلف شهری می توان مفهوم آن را استنباط کرد. بر اساس بررسی ادبیات، می توان از هفت بعد اصلی که منجر به تحقق بخشیدن به کیفیت زندگی شهری می شود نام برد که عبارتند از: کیفیت محیط زندگی شهری، کیفیت فیزیکی زندگی شهری، تحرک کیفیت زندگی شهری، کیفیت اجتماعی زندگی شهری، کیفیت روانی زندگی شهری، کیفیت اقتصادی زندگی شهری و کیفیت سیاسی زندگی شهری(Ei din & others,2012: 4) شهر به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد عدالت اجتماعی، لیبرالیسم، لیبرالیسم سیاسی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد سلسله مراتب، کیفیت زندگی، سلسله مراتبی