پایان نامه ارشد رایگان درمورد چاپي، الکترونيکي، الكترونيكي، ميتواند

دانلود پایان نامه ارشد

متن کتاب يا قسمتهايي از متن (همان، 733).
2-1-6-3.خصوصيات ظاهري کتاب چاپي
يک کتاب الکترونيکي با وجود دربرداشتن ويژگيهاي منحصر بهفردي که در نتيجه قابليت رسانه و قابليت توزيع خود فراهم ميآورد، بايد بسياري از خصوصيات ظاهري يک کتاب چاپي را دربرداشته باشد. در پروژهاي نظير پروژه کتاب ديداري93 خصوصيات ظاهري يک کتاب چاپي و ارائه آن در کتاب الکترونيکي مورد بررسي قرار گرفت، نتايج پروژه نشان داد که بيشتر خصوصيات ظاهري موجود در يک کتاب چاپي بهعلت آشنايي کاربران با ويژگيهاي ظاهري شناخته شده يک کتاب، بايد در نوع الکترونيکي آن نيز مورد توجه قرار گيرد.
نتايج بهدست آمده از اين پروژه در پروژههاي بعدي نظير پروژه کتاب درسي فرامتني و پروژه ايبوني نيز درنظر گرفته شد و نتايج پروژه کتاب ديداري را ثابت نمود. اين ويژگيها در قسمت ذيل شرح داده ميشود.
2-1-6-3-1. دارا بودن نوع صفحات مشابه با صفحات کتاب کاغذي (صفحات خاص)94
يک کتاب الکترونيکي به مانند يک کتاب چاپي بايد دربردارنده صفحه روي جلد باشد. اگرچه اين ويژگي منجر به افزايش ارزش کاربردي يک کتاب در محيط الکترونيکي نميشود اما حضور اين خصوصيت منجر به افزايش لذت تجربه خواندن کاربران ميشود. علاوه برآن، اين لذت ميتواند درک كاربر را از مطالعه يك كالاي فرهنگي منسجم و يكپارچه بهبود دهد. در صورتي كه كتاب داراي نسخه چاپي است، جلدي مشابه با آن بهعنوان جلد كتاب الكترونيكي استفاده شود همچنين اگر كتاب الكترونيكي در صورتي كه فاقد نسخه چاپي باشد، بهتر است تصوير رنگي بهعنوان جلد همراه با عنوان كتاب و نويسنده براي آن درنظر گرفته شود. علاوه بر آن بهتر است لينكي بين صفحه جلد و فهرست مندرجات برقرار گردد. صفحه جلد كتاب بايد به اندازه صفحه نمايش يا كوچكتر از آن طراحي شود بهگونهاي كه نياز به پيمايش صفحه نباشد.
تسهيلات جستجو بهعنوان روشي مفيد بهمنظور يافتن اطلاعات مورد نياز در كتاب درسي محسوب ميشوند اما نبايد آنها را بهعنوان جايگزيني براي فهرست مندرجات يا نمايهها درنظر گرفت. فهرست مندرجات، ويژگي ضروري در هر دو رسانه الكترونيكي و چاپي است، كه از سوي خواننده بهمنظور آگاهي سريع محتواي يك كتاب ناآشنا براي بهدست آوردن عقيده كلي كه آن كتاب در مورد آن صحبت كرده، استفاده ميشود. اين ويژگي، حس ساختارمندي محتوا را براي كاربر بهوجود ميآورد، حسي كه ممكن است به سادگي در رسانه الكترونيكي فراموش شده باشد. علاوه بر آن فهرست مندرجات ابزار مهم راهبري است، زماني كه استفاده از فرامتن موجب ارتباط فهرست مندرجات با فصلهاي جداگانه يك كتاب خواهد شد. نمايه به خوانندگان در يافتن اطلاعات مرتبط با موضوع خاص كمك ميكند. وجود فراپيوند بين نمايه و بخشهاي مرتبط منجر به تبديل اين ابزار به يك ابزار راهبري مناسب ميگردد. اهميت يك نمايه بايد بهطور برجسته در كتاب الكترونيكي مشخص شود، در حالي كه در كتاب چاپي جايگاه آن، از نظر سنتي در پايان كتاب است و ممكن است از نظر بسياري از خوانندگان پنهان باقي بماند. مولفههاي مربوط به معيار دارا بودن صفحات محتوايي مشابه عبارتند از:
– دارا بودن صفحه جلد بهمنظور ارائه اطلاعاتي در رابطه با کتاب نظير عنوان، نويسنده
– دارابودن صفحه فهرست مندرجات
– دارا بودن صفحهي منابع و مأخذ
– دارا بودن صفحه واژهنامه
– دارا بودن صفحهي نمايه
– دارابودن صفحهي پيوستها در صورت لزوم (همان، 734).
2-1-6-3-2. صفحهبندي95
خوانندگان انتظار دارند تجربه حروف چيني96 صفحات چاپي و صفحهبندي كه موجب افزايش خوانايي متن ميگردد، در كتاب الكترونيكي نيز رعايت گردد. طول خطها مشابه با صفحه چاپي دربرگيرنده 10 تا 15 كلمه باشد و صفحات كتاب شلوغ نگردد. شيوه حروف چيني در كل متن بهصورت يكپارچه استفاده شود. شروع هر خط مشخص و امكان پويش سريع در متن ايجاد شده باشد. بنابراين مؤلفههاي مرتبط با صفحهبندي كتاب الکترونيکي عبارتاند از:
– دربرگيرنده فضاي خالي متناسب در كنار متن97 (حاشيهها، فاصلة پاراگرافها)
– متناسب بودن طول عناصر متن (خط، پاراگراف، صفحه)
– در وسط قرار گرفتن متن در صفحه
– جذاب بودن صفحه هر كتاب
– صفحه مدار بودن كتاب در مقابل طوماري بودن
– دارا بودن شماره صفحه (همان، 735).
2-1-6-3-3.آساني مرور و پويش محتواي کتاب98
چكيدهها، كليد واژهها و فهرست مندرجات) ارتباط سرعنوانها به داخل متن) در بالاي هر صفحه به خواننده كمك ميكند، كه در زمينه مرتبط بودن محتواي صفحه در يك نگاه تصميم بگيرد. ورود سرعنوانهاي بخش، كليد واژهها يا چكيدهها در زير سرعنوانهاي فصلها در فهرست مندرجات اصلي، خواننده را در يك نگاه از محتواي فصل آگاه ميکند.
صفحات بسيار طولاني بهعنوان مثال دربرگيرندة كل يك فصل، بهمنظور پويش براي كاربر بسيار سختاند و پيمايش بالا و پايين براي مراجعه به بخشهاي مختلف متن ميتواند براي كاربر خسته كننده باشد. بنابراين تقسيم كردن فصول به چندين صفحه، ميتواند فهم كاربران را نسبت به اطلاعات متن افزايش دهد. هرچند وجود صفحات بسيار كوتاه نيز ميتواند براي خواننده آزاردهنده باشند زيرا او را مجبور به ورق زدن بهطور پيوسته ميكند؛ اين امر باعث گم شدن او در ميان صفحات ميشود. بنابراين درنظرگرفتن صفحات كاغذي به عنوان مدلي براي طول صفحات در كتاب الكترونيكي بسيار مناسب است. برحسب ساختار منطقي فصلها بايد به سرعنوانهاي معنا دار بهعنوان مثال يك سرعنوان فرعي براي هر صفحه تقسيم شوند و ارتباط فرامتني بايد بهمنظور ايجاد ارتباط بين صفحات استفاده شود. مستند سازي كامل نيز از ديگر معيارهاي ارزيابي كتابهاي الكترونيكي محسوب ميشود. مؤلفههاي مرتبط با معيار آساني مرور و پويش محتوا عبارتند از:
– فصلبندي متن كتاب (در فهرست مندرجات و متن اصلي)
– فهرست مندرجات هر فصل در فصل مربوط
– وجود چكيدة هر فصل بعد از هر سر فصل
– وجود نتيجة هر فصل در پايان هر سر فصل
– وجود كليد واژههاي اصلي (در هر فصل يا هر صفحه)
– دارا بودن صفحه مرور نشان دهندة كل صفحات در اندازهاي كوچك99
– ارائه اطلاعاتي درخصوص ويژگيها و محتواي كتاب بر روي پاكت بستهبندي كتاب يا در محيط اينترنت (همان، 736).
2-1-6-3-4. راهنماي تشخيص موقعيت100
خوانندگان حسي از ميزان پيشرفت خود در يك كتاب چاپي را از طريق شمارههاي صفحات و مقايسه ضخامت و وزن صفحات خوانده شده در مقابل ضخامت و وزن صفحات باقي مانده، بهدست ميآورند. حس جايگاه در كتاب، بسيار مهم و تدارك آن در رسانه الكترونيكي لازم است. بنابراين نشانگرهاي پيشرفت خواننده در يك كتاب ميبايد بهدرستي مشخص و قابل مشاهده باشد. در مدل كتاب ديداري، حس جايگاه از طريق ارائه كتاب الكترونيكي در شكلي كه آن بهطور بسيار نزديكي مشابه با كتاب چاپي است، با دو صفحه كه همزمان بر روي نمايشگر نمايش داده ميشونده و كميت صفحات خوانده شده و باقي مانده، بهطور واضح قابل مشاهده است. مؤلفههاي مرتبط با معيار راهنماي تشخيص موقعيت عبارتاند از:
– از طريق استفاده از سرفصلها يا سرعنوانهاي شماره دار101
– از طريق نشان دادن تعداد صفحات خوانده شده
– از طريق نشان دادن تعداد صفحات باقي مانده
– از طريق شبيه سازي ضحامت متن خوانده شده و باقي مانده
– از طريق نوارهاي راهبري نشان دهندي ميزان پيشرفت در متن
2-1-6-3-5. قابليت خوانايي متن102
قلمها103 بايد بهمنظور مطالعه آسان و بهمدت طولاني، بهاندازه كافي بزرگ باشند. خوانندگان دوست دارند كه خود شيوه و اندازه قلم را براساس ترجيح شخصي خود تعيين كنند، اين عمل باعث ميشود كه كتاب الكترونيكي هم براي افراد داراي قدرت بينايي بالا و هم پايين و هم براي افراد داراي مشكلات بينايي ارضاء كننده باشد. نييلسون سبك104 حروف بدون زوايدي نظير وِردانا براي متن كوتاه نه خطي يا كمتر براي صفحات مانيتوري با وضوح پايين كه نميتوانند جزئيات زواياي حروف را بهطور كامل نشان دهند توصيه ميكند. انتخاب رنگ قلم بهگونهاي كه هماهنگ با پيش زمينه صفحه باشد، نيز توصيه ميشود. تصاوير، نمودارها، فرمولها و جداول، نه فقط در صفحات چاپي بسيار مهم محسوب ميشوند، بلكه عناصرياند كه كاربر از نظر ديداري در كتاب چاپي آنها را تجربه كرده است. اين عناصر غيرمتني بخصوص در رشتههاي علوم و رياضي بسيار مفيد است. امكان ارائه اين عناصر علاوه بر متن در پنجرههاي جداگانه، اجازه وسعت ديد بالاتري را به كاربر ميدهد. استفاده با دقت از تعدادي رنگها در سرتاسر متن ميتواند يك شيوه يكپارچگي را خلق نمايد و قابليت دوست داشتن متن و جذابيت كتاب را افزايش دهد. استفاده از تعداد بسياري از رنگها ميتواند گيج كننده باشد و پيش زمينه ساده بايد مورد توجه قرار گيرد. پيش زمينه سفيد خالص ميتواند موجب خيره كردن چشم خواننده و در نتيجه درد چشم شود، بنابراين پيش زمينه ياد شده در طراحي كتابهاي الكترونيكي نبايد مورد استفاده قرار گيرد. تا جايي كه امكانپذير است بايد امكان سفارشي سازي رنگها براساس ترجيح خواننده وجود داشته باشد. در هر صفحه، بهمنظور بهبود قابليت پويش بهتر است متن به قسمتهاي كوچك تقسيم شود. اين فرايند ميتواند از طريق پراكنده نمودن متن در ميان تصاوير و نمودارها و ارائه پاراگرافهاي كوتاه انجام پذيرد. استفاده از سرعنوانهاي معنادار، تورفتگي، فهرستهاي نقطه گذاري شده در ابتدا، و رنگ بهمنظور تفكيك يكنواختي متن در قسمتهاي مشابه ميتواند در افزايش بهبود اين قابليت کمک نمايد. مؤلفههاي مرتبط با معيار قابليت خوانايي متن عبارتاند از:
– متناسب بودن ( نوع، اندازه، رنگ) قلم
– استفاده از پیش زمینه ساده و بدون رنگ خيره كننده
– استفاده از يكدستي رنگي، اندازة قلم و … در قسمتهاي مشابه (سرعنوانها، سرفصلها، متن اصلي)
– استفاده از تعدادي رنگ با اندازه قلم متمايز براي سرعنوانها، سرفصلها
– استفاده از تورفتگي يا فهرستهاي نقطهگذاري105 شده بهمنظور سهولت و سرعت خوانايي
– استفاده از جداول و نمودارها (همان، 737).
2-1-7. تمايز بين کتابهاي الکترونيکي و چاپي
مطالعهي ماتر106 در سال 1996 نشان داد که کارايي کاربران در هنگام خواندن کتاب چاپي، بيشتر از کتابهاي الکترونيکي است. خواندن کتاب براي ما يک نوع آموزش نهادينه شده از آغاز کودکي است. اما براي دريافت اطلاعات انبوه آموزش خاصي نديدهايم. ورق زدن و کنکاش در کتاب، براي ما يک فعاليت طبيعي شده است، کاربرد متون چاپي براي همه مردم آسان است و نياز به آموزشهاي تخصصي ندارد، در مقايسه با متون الکترونيکي که تخصص لازم براي استفاده از متون الکترونيکي، مانند تسلط به سيستم عامل و نرمافزارهاي کاربردي را ميطلبد. استفاده از رسانه چاپي، مستقل از ابزار و فنآوري خاص، در مقايسه با تجهيزات و امکانات مورد نياز براي خواندن متون الکترونيکي است، همهي ابعاد رسانه چاپي آشکار و از نظر صوري، هيچ لايهاي که از چشم مخاطب پنهان باشد، ندارد. در مقايسه با ترفندهاي نرمافزاري و مأخذ به کار رفته در لايههاي زيرين متون الکترونيکي که بنا به ضرورت کاملا از ديد استفاده کننده پنهان است (بابايي، 1382، 8-9). بر اساس مطالعات ايچيليت 1999 توزيع، دسترسي به اطلاعات در هر مکان، سازماندهي، جستجوپذيري، فيلترينگ و حمايت از انواع مختلف خواندن براساس نياز، خصوصيت اصلي هستند که باعث برتري کتاب الکترونيکي نسبت به نوع چاپي آن ميشود.
خصوصيات متمايز کننده کتاب چاپي نسبت به نوع الکترونيکي را ميتوان در 4 مورد بررسي کرد. رسانه، توزيع، عملکرد و مديريت.
– رسانه: کتاب الکترونيک، قالب و محملي از اطلاعات الکترونيکي است، ميتواند تصحيح شده و فورأ در محيط چندرسانهاي گسترش يابد. از اين لحاظ، کتاب الکترونيکي ابزاري مفيد براي جستجو، يا پالايش و خدمات آگاهي دهنده است.
– توزيع: در واقع کتاب الکترونيکي، فايلي الکترونيکي است که از طريق کانال قابل دسترس جهاني در محيط اينترنتي، توزيع ميشود و علاوه بر آن براساس مدل خدمات بر مبناي تقاضا براي کاربران بدون محدوديتهاي مکاني و زماني پيشرفت ميکند. در اين مدل، هيچگونه هزينهاي (بهمنظور پرداخت) براي واسطهها ايجاد نميشود و کاربران ميتوانند بهطور مستقيم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد سلسله مراتب، منابع مرجع، زمان گذشته، کتابداران Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد منابع مرجع، فرهنگ و تمدن، کسب و کار، کتابداران