پایان نامه ارشد رایگان درمورد پیشگیری اجتماعی، ناصرالدین شاه، ناصرالدین شاه قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

ا انجام می دهد اما همین که جرمی در حوزه وی واقع شد و همان افسر به عنوان کاشف جرم و یا دستگیر کننده بزهکار عمل نمود، صلاحیت پلیس اداری او به پلیس قضایی تبدیل خواهد شد. و همین دوگانگی وظیفه پلیس از خصوصیات مهم این شغل می باشد.
تقسیمات دیگری نیز به اعتبار هدف و تخصص پلیس با عناوین مختلف به عمل آمده است که بعلت زیاد بودن آنها به نام تعدادی از آنها اشاره می گردد: پلیس اداری، پلیس قضایی، پلیس جنایی، پلیس فنی، پلیس علمی، پلیس شهرداری، پلیس نظامی، پلیس راه، پلیس روستایی، پلیس اطفال و نوجوانان، پلیس امنیت، پلیس پیشگیری، پلیس گشتی، پلیس کوهستان، پلیس مبارزه با مواد مخدر، پلیس زن، پلیس سیاسی، پلیس اطلاعات، پلیس بازرگانی، پلیس تبلیغات، پلیس جنگل، پلیس کنترل اغتشاش و شورش و …
تقسیم دیگری نیز که از پلیس به عمل آمده، از جنبه عمومی یا اختصاصی بودن آن است. که پلیس اختصاصی معمولا به پلیسی اطلاق می شود که در یک حوزه خاص فعالیت دارد مثل پلیس مبارزه با مواد مخدر یا پلیس جنگلبانی یا پلیس راه آهن و… و سایر پلیس هایی که بصورت متمرکز فعالیت می نمایند، پلیس عمومی نامیده می شوند.

مبحث دوم : پیشینه تاریخی پلیس
واژه پلیس در افکار عمومی به عنوان ضابط قضایی نقش بسته و با مأموریت کشف جرم همراه بوده و تاکنون پلیس تنها به عنوان ابزار سیاستهای کیفری – واکنشی- مورد استفاده قرار گرفته است؛ به بیان دیگر نقش پلیس بطور سنتی فقط در چارچوب نظام کیفری تعریف می شود. این در حالی است که اصولا پیدایش نهاد پلیس در جوامع انسانی تنها جهت کشف و سرکوبی جرایم نبوده است بلکه مأموریت نخستین پلیس همانا حفظ نظم و انظباط و برقراری امنیت درسطح جوامع بوده ،چرا که به لحاظ عرفی پلیس مترادف نظم و انتظامات بوده و از همان بدو پیدایش پلیس، که مقارن با ورود بشر به مرحله شهر نشینی بوده، ضرورت حفظ نظم اهمیت پیدا کرده، و وظیفه پلیس برقراری همین نظم بوده و اساسا علت اصلی پیدایش پلیس نیز همین امر بوده است چرا که قبل از این مرحله، ساطه و حاکمیت سیاسی و نظامی و قضایی در بین انسانها در دست یک نفر به نام رئیس خانواده بود و بشر در مرحله انتقام خصوصی بسر می برد و دولت و برقراری نظم عمومی و تقسیم کار از سوی آن هنوز شکل نگرفته بود. در حقیقت بعد از شکل گیری زندگی شهری و نیاز انسانها به برقراری نظم عمومی، بشر دریافت که می بایست مقداری از قدرت خود را به یک نیروی حاکم تفویض نماید تا کنترل نظم و ایجاد امنیت و حمایت از دارایی های اشخاص را حاکمیت توسط بازو های اجرایی خود بر عهده گیرد که از آنجمله نیروی پلیس می باشد.
پلیس در طول تحولات تاریخی خود مراحل گوناگونی را پشت سر گذاشته است.از جمله کهن ترین کشورهایی که دارای پلیس بودند؛ مصر، یونان و روم بودند. قانون منس(meness)، نخستین فرعون مصری، در2969سال قبل از میلاد اشخاص را ملزم به اعلام هویت، شغل و ممر درآمد به مأموران دولت نمود. گفته می شود که مصر دارای قدیمیترین پلیس دنیاست. فراعنه مصری نخستین پادشاهان دنیا بودند که برای حفظ امنیت ، نگهداری و نگهبانی از اموال خود، پلیس را بوجود آوردند و سپس دامنه اختیارات آنها را به حفاظت و حمایت از جان و مال و نوامیس مردم توسعه دادند. مطابق با آنچه که در تورات آمده شهر اورشلیم، به عنوان نخستین شهر به چهار محله تقسیم شد و هرمحله تحت مراقبت مقامی به نام سرپلک یا” مباشر پلیس” درآمد.در آتن مردم در نواحی و شهر های مختلف یک پولیارکوس( فرمانده شهر) جهت اجرای قوانین پلیس تعیین نمودند و شهرهای جمهوریت را به چهار بخش تقسیم کرده، هر یک راتحت مراقبت اشخاصی به نام نوموفولوکاس که به اونیفورم مخصوص ملبس بودند ،گذاشتند.وظایف این مأموران، مراقبت از مراکز بد نام و نظارت و بازرسی بر فعالیت بیگانگان و مهاجران بود. در روم، پلیس با عنوان کواستوره در عهد پادشاه رومی” نوما” شناخته می شد که وظیفه آن بازجویی از قاتلان، حفظ نظم عمومی، ایجاد امنیت و برقراری آرامش مردم شهر، تأمین عبور و مرور، مراقبت در صحت معاملات و کنترل مراکز بد نام بر طبق قانون الواح دوازده گانه بود. 18

گفتار نخست : پیشگیری اجتماعی از جرم در دوره های تاریخی توسط پلیس19
از قدیم الایام و در دوره های مختلف تاریخی عناوینی در تاریخ ایران و جهان به چشم می خورد که همگی معرف وجود پلیس در آن زمانها می باشند از جمله: سرپلک ( رئیس هر یک از محلا ت چهارگانه شهر اورشلیم در قدیم)، پولیارکوس ( مجری قوانین پلیس در آتن قدیم) ، کواستوره ( مأمور حفظ نظم وبازرسی و بازجویی در قانون الواح دوازده گانه و معاون وی پروتور) ، ویرژیل ( مأموران مسلح و علامتدار کلانتری های روم قدیم) ، سیکوفانت دنونسیاتور ( خبرچین) ، افسر پلیس و چارلی ( مأموران حفظ نظم و حفاظت اشخاص در قرون 13و16در انگلستان)، کنت دوپردو(696میلادی درفرانسه) ، کماندار، چماقدار، مأمورانو بازرسان چشم و گوش شاه ( ایران عهد هخامنشی و ساسانی)، کوپیان( عصر ساسانی)، شحنه، شرطه، عسس، محتسب جلاد( ایران دوران خلفای عباسی)، داروغه ، گزمه، پاکار، مشعلدار، مردان مسلح و میر شب ( ایران دوران صفوی و قاجار)، فراش( دوران قاجاریه)، نظمیه ، شهربانی، ژاندارمری و پلیس امنیت( عصر پهلوی) و سرانجام نیروی انتظامی و مأموران وزارت اطلاعات در نظام جمهوری اسلامی ایران.
1 – دوره مادی و هخامنشی(708-550ق.م)
بنا بر آنچه هرودوت نقل می کند، دیااکو پادشاه عادل ماد افرادی را به نام واسطه یا کارمند دولت بوجود آورده که مردم تظلمات خود را به آنها اعلام می کردند و در عصر هخامنشی(550-330ق.م) قلمرو امپراطوری گسترده هخامنشی به بیست ساتراپی یا خشتراپاون یعنی نگهبان سلطنت تقسیم شده بود که همگی آنها تحت کنترل دربار بودند.در این دوره کنترل جرم بیشتر جنبه سرکوب داشته و به پیشگیری اجتماعی توجه چندانی نمی شده است .

2 – دوره سلوکی، اشکانی و ساسانی(330-250 ق.م)
در زمان اشکانیان نظام حکومت طبقاتی مرکب از شش خانواده که سورن و قارن از جمله آنهاست بوجود امد. اعضای این خانواده های شش گانه به عنوان چشم و گوش شاه شناخته می شدند. در دوره ساسانی که به دوره طلایی حکومت دین زرتشت و شکوفایی عدالت بود در هر شهر نهادی به نام شهربانی، به ریاست یک افسر وجود داشت. کوپیان مسئول انتظامات شهر بود که مسئولیت کشف جرم، شناسایی مجرم و دستگیری وی و جمع آوری دلایل را بر عهده داشت.در این دوره پیشگیری عمدتا بصورت پیشگیری وضعی از وقوع جرم توسط پلیس صورت می گرفت .

3- دوره صفوی
پادشاهان صفوی با رسمیت دادن به مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور و با در اختیار گرفتن نهادهای مذهبی و استفاده از تجربیات سلاطین مغول و ایلخانی، تیموری و سپاه قزلباش، یک حکومت قدرتمند ایجاد کردند که مشروعیت و مقبولیت اجتماعی بالایی داشت. حفاظت از شهرها و برقراری امنیت در خارج از شهرها و جلوگیری از وقوع جرایم بر عهده اداره داروغگی به ریاست داروغه بود. و مقام هایی چون میر شب و گزمه ها، مشعلداران، مردان مسلح و کدخدایان تحت ریاست داروغه خدمت می کردند. از جمله مناصب دیگر دوره صفوی، کلانتر بود که توسط مردم انتخاب می شد و عهده دار امور محلی بود.وابستگی چندانی به شاه نداشت و در اخذ مالیات و حل اختلاف مردم و رسیدگی به جرایم ارتکابی در حوزه محلی مداخله می نمود.می توان گفت که پیشگیری اجتماعی از وقوع جرم در این دوره با کنترل امنیت محله ها با مشارکت مردم شکل گرفت و پلیس از ساکنین محلات و با برقراری تعامل با اقشار مختلف مردم بخصوص هیات های مذهبی نقش خود را در تامین امنیت مردم ایفا می نمود .

4 – دوره افشاریه و زندیه
مقامات پلیسی در این دوره عبارتند از: کدخدا، خلیفه، سرهنگ، نواب، پاسبان، کلانتر.در دوره کوتاه سلطنت زندیان، قواعد شرعی بر حقوق عرفی در رسیدگی های قضایی و تحقیقات کیفری پلیس، برتری داشت.در زمان سلطنت کریم خان زند، داروغه قدرت زیادی داشت که وظیفه مبارزه با فساد و فجور و فواحش و دزدی و تجاوز بر عهده وی بود.در ین دوره نقش پیشگیری اجتماعی پلیس کم رنگ تر شده و بیشتر کنترل جرم به طریق قهر و سرکوب صورت میگرفت .

5 – پلیس در دوره قاجار: (1164ه ق1304ه ش)
نسق چی باشی، محتسب، کوتوال، داروغه (قبل از ایجاد تشکیلات نظمیه)، از جمله مناصب نظامی و پلیسی در این دوره می باشند. فراش باشی نیز زیر نظر حاکم محل انجام وظیفه می کرد. گزمه ها گروهی از مأموران انتظامی بودند که با چوب و چراغ دستی به هنگام شب به گشت زنی می پرداختند که رئیس آنها میر شب نام داشت. قره سورانها همانند مأموران انتظامی، تحقیقات مقدماتی پلیسی همچون جمع آوری دلایل و شناسایی و دستگیری مجرمین را انجام می دادند.
ناصرالدین شاه قاجاردر دومین سفر خود به اروپا در سال1295 قمری با مشاهده نیروی پلیس تصمیم گرفت در ایران نیز چنین تشکیلاتی را تأسیس نماید تا نظم و نظام اروپایی را در ایران نیز مستقر سازد و به هنگام بازگشت از سفر، یک نفر مستشار ایتالیایی بنام کنت دو منت فورت را استخدام نموده و با خود به ایران آورد. کنت دو مونت مستشار ایتالیایی تبار اتریشی، به فرمان ناصرالدین شاه قاجار مسئول سازماندهی و وضع مقررات پلیس در ایران شد. او دستورالعمل مخصوصی برای دستگاه پلیس ایران در سال 1295 ه ق تهیه و به تصویب ناصرالدین شاه قاجار رساند.سازمان پلیس کنت شامل واحدهایی چون مجلس تحقیق و استنطاق، محقق وزارت نظمیه، نایب اول مجلس استنطاق و کدخدایان محلات بود. کنت پس از ورود به ایران به‏ طرح تشکیلات پلیس و تنظیم‏ نظامنامه و مقررات مربوط به آن‏ اقدام نموده گروهی را به عنوان «پلیس»استخدام کرد و آنها را با لباسهای متحد الشکل شبیه به کشورهای‏ اروپایی ملبس ساخت.پیشگیری اجتماعی از جرم توسط پلیس در این دوره با استفاده از تجارب کشورهای غربی به شکل امروزین به نحو قابل توجهی پیشرفت نمود و در واقع مفهوم پیشگیری اجتماعی در سازمان پلیس نهادینه شد اما در عمل به دلیل فراهم نبودن سایر عوامل اجتماعی این مدل پیشگیری در سطح جامعه موفقیت زیادی نداشته و زمینه آشنایی با مفهوم این نوع پیشگیری را در خود تشکیلات پلیس فراهم نمود.

6 – دوره پهلوی
در دوران حکومت پهلوی سازمان پلیس بعد از تصویب نامه دلو1302شمسی، با روش مرکزیت اداری، وظایف خود را انجام می داد. کار اصلی پلیس را مأموران غیر متحدالشکل و تأمینات ” آگاهی” انجام می دادند. در سال1314، با تشکیل مدارس آسپیرانی( صاحب منصبی) و نیابت، به تربیت مأموران اونیفرمه پرداخته شد که وظایف آنها شامل کارهای انتظامی بود.درسال1335 قانون تأسیس دانشکده افسری تصویب شد. قانون ایین دادرسی کیفری1318 نیز حدود وظایف کلانتران پلیس و نواب آنها را به طور دقیق تعیین کرد.(مواد18-27).هر چند در این دوره پلیس کاملا با مفهوم پیشگیری اجتماعی آشنا شده بود اما به دلیل وقوع حوادث سیاسی اجتماعی متعدد در جامعه پلیس بیشتر رویکردی سرکوب گرا داشت و به پیشگیری وضعی از جرم جهت تامین امنیت می پرداخت .
7 – دوره نظام جمهوری اسلامی ایران :
با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357 ،نهادی به نام کمیته انقلاب اسلامی تشکیل یافت که در مناطق شهری و روستایی وظایف انتظامی را انجام می داد.و بر جرایم علیه انقلاب نیز رسیدگی می کرد. در تاریخ 1369/4/27 به موجب قانون تشکیل نیروی انتظامی، هر سه سازمان شهربانی، کمیته انقلاب اسلامی و زاندارمری کل کشور ادغام شدند و در قالب نیروی انتظامی درآمدند. هم اکنون در ایران پنج نوع پلیس وجود دارد که که به روش مرکزیت اداری، ایفای وظیفه می کنند: پلیس سیاسی و امنیتی (در وزارت اطلاعات)انقلاب اسلامی، پلیس عادی و عمومی( نیروی انتظامی)، پلیس اختصاصی( در سازمانهای مختلف، بانک ها ، جنگل ها و …)، بسیج به عنوان پلیس جانشین (در غیاب نیروی انتظامی) و پلیس نظامی( حراست و حفاظت اطلاعات و نیروهای مسلح). در این دوره پیشگیری اجتماعی از جرم به نحو تکامل یافته ای توسط پلیس شروع و در عمل نیز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد پیشگیری اجتماعی، پیشگیری از جرم، پیشگیری اجتماعی از جرم Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد جرم شناسی، پیشگیری از جرم، تکرار جرم