پایان نامه ارشد رایگان درمورد هوش فرهنگی، فراشناختی، مزیت رقابتی، میزان آشنایی

دانلود پایان نامه ارشد

شامل انتخاب رفتار صحیح از میان گنجینه پرورش یافتهاي از رفتارها است که براي اقدام مناسب و موفق در طیف گستردهاي از موقعيتهاي ميان فرهنگي نياز است.
2-24- مؤلفه هاي مؤثر در افزايش هوش فرهنگي:
در افزايش هوش فرهنگي برخي ويژگيها و مشخصات ذاتي و اكتسابي سبب افزايش انگيزه يادگيري ميشوند؛ اين ويژگيها عبارتند از:
1- خودآگاهي72: اولين گام براي انعطاف پذيري فرهنگي درك فرهنگ خودي و شناخت نحوه تأثير گذاري آن بر تعابير فرد از رفتار ديگران است. اين موضوع‌ قسمت مهم تركيب فرهنگي و كليشه سازي است كه به احتمال زياد در هر موقعيت ميان فرهنگي بكار گرفته ميشود.
2- گشودگي: احترام گذاشتن به افراد و تمايل به يادگيري از آنها و اين همان تفكر عاري از تعصب است.
3- استواري73 و سرسختي: سرسختي يعني جرأت و توانايي سازگاري با شرايط نامطلوب يك شخص جسور قادر است بر فشارها و شوكهاي روحي و رواني غلبه نموده و آنها را به منزله موقعيتهايي براي رشد و يادگيري تعبير نمايد. رويارويي با اهالي ديگر فرهنگها چه در وطن فرد صورت گيرد چه در كشورهاي بيگانه، همراه با تنش، كشمكش و هيجان است. تنها يك فرد سرسخت و جسور ميتواند بر فشارها و شوكهاي روحي و رواني غلبه نمايد و آنها را موقعيتي براي رشد و يادگيري بيشتر تلقي نمايد. افزايش هوش فرهنگي در گرو تعاملات‌متوالي است و اين جز به مدد سماجت ميسر نيست.
براي فردي که به دنبال رشد هوشفرهنگی است زندگی و کار درخارج از کشور براي یک دوره زمانی (چه مأموریت سازمانی چه برنامه فردي ) میتواند بسیار ارزشمند باشد. ولی پرورش هوش فرهنگی به طور خودکار اتفاق نخواهد افتاد. فرد مجبور خواهد بود روي آن تمرکز نموده، براي آن زحمت بكشد و هر رويداد ميان فرهنگي در كار و زندگي اجتماعي خود را حتي موقع خريد، يك فرصت براي تأمل، يادگيري و تجربه بداند. كساني كه قبلا تجربه كاري در محيط بين المللي داشتهاند و يا اينكه قبلا زمان بيشتري را در محيط بين المللي سپري كردهاند، خود را بسيار سريع تر با فرهنگ جديد تطبيق ميدهند(ميرسپاسي و همكاران،1378: 95 -91).
2-25- هوش فرهنگي زير بناي سازگاري اجتماعي:
فرهنگ در معناي كلي عقايد و ارزشها را به عنوان مبنايي براي تفسير رفتارها و تجربههاي انساني در گروهها مورد توجه قرار داده و بر آن تأكيد مينمايد. فرهنگ مفهومي وسيع و در عين حال ساده ميباشد و همين جامعيت يا سادگي است كه آن را از لحاظ معنايي براي ما به يك مفهوم كاملا بنيادي تبديل مينمايد. فرهنگ در اين معنا به گروههايي اشاره مينمايد كه در آن انسانها در تجربههاي يكديگر شريك بوده و به واسطه همين شراكت به فهم دنيا نايل ميشوند كه در آن انسانها در تجربههاي يكديگر شريك بوده و به واسطه همين شراكت به فهم دنيا نايل ميشوند. در واقع همانطور كه وولف (2001) ‌تأكيد مينمايد فرهنگ مسيري است براي درك جهان و طريقي است براي شكل دهي به رفتارها از آنجا كه فرهنگ و عناصر آن داري ارزشها و اعتقادات بسياري است و از آنجا كه جهان پر از مسيرهايي بسيار ديدني است به همين دليل شاهد رفتارهاي متفاوتي هستيم.
در سالهاي اخير با مطالعاتي كه بر روي فرهنگ و سازگاري انسانها يا مياني فرهنگي انجام گرديده است اين نتيجه‌گيري به دست ميآيد كه بعضي اشخاص به نحو مؤثرتري ميتوانند با فرهنگ خود و فرهنگ‌هاي ديگر سازگار شده و به نحو بهتري تنوعات فرهنگي را مورد پذيرش قرار دهند. بر اين اساس بود كه مفهومي وارد عرصه تحليل رفتار و توجيه سازگاري مورد نظر شد. كه در ادامه به آن پرداخته ميشود. هوش فرهنگي چيست؟ هوش فرهنگي عبارت است از توانايي براي رشد خود از طريق يادگيري پيوسته و درك مطلوب تنوعات فرهنگي، ارزشها،‌تعقل گرايي و درك انسانها در بستر فرهنگ و تفاوتهاي رفتاري آنها از آنجا كه امروزه ما در موقعيت هاي كاري مختلف و متنوعي به فعاليت ميپردازيم و مفهوم جهاني شدن‌تداخل فرهنگي را دامن زده است اين توانمندي براي سازمانها، كاركنان و مديران حايز اهميت بسيار است. هوش فرهنگي حوزه مدرني است، از هوشمندي كه امكان ميانجيگري در فضاهاي كاري متنوع متغيري را مطرح ميكند. بعضي از جنبههاي فرهنگي مسأله كاملا قابل ديدن است و آشكارا ميتوان اين هوشمندي را در نحوه برخورد برخي افراد و در رفتارهايي كه انجام ميدهند مشاهده كرد. در هر حال فهم بيشتر موقعيتها و بخشهاي چالش بر انيگز فرهنگها مرتبطاند با عقايد، ارزشها، انتظارات، نگرشها و مفروضههايي كه به طور آشكار يا نهان قابل مشاهده و ارزيابياند. فرهنگها برنامههايي هستند كه ما را هدايت ميكنند تا به نحو خاصي عمل نماييم و مهمترين مفهوم كه در اينگونه رفتارها قابل مشاهده است و توجيه گر رفتار كساني است كه در يك فرهنگ مطابق يا هنجارهاي آن عمل ميكنند. مفهوم به هنجار بودن يا نرمال بودن است، قاعدتا نرمال بودن براي فرهنگي متفاوت از فرهنگ ديگر است اما هر فرهنگي براي خود مفاهيمي از چگونه زيستن را مطرح ميسازد (وولف ،2001 :34).
اگر چه تحقيقات تجربي در زمينه هوش فرهنگي بسيار جديد ميباشد اما نتايج كه به دست آمده بسيار اميد بخش است.م امروزه نتايج تحقيقاتي كه در زمينه هوش فرهنگي انجام شده نشان داده است كه آن را ميتوان پيش بيني كننده سازگاري فرهنگي و تصميم گيري موفقيت آميز و انجام وظايف محوله دانست (ارلي و موسافسكي 2005: 64، ارلي وانگ 2003 :56) علاوه بر هوش فرهنگي با افزايش فهم ما نسبت به نتايج عملكردهايمان رابطه داشته و با عواملي چون تواناييهاي عمومي شناختي، هوش عاطفي و گشودگي براي تجربه اندوزي مرتبط است.
به ديگر سخن زماني كه ما اثرات پيش بيني كننده هوش فرهنگي را بررسي ميكنيم قادريم نسبت به عملكرد تصميم گيري چنين افرادي فهم بيشتري داشته باشيم.
بنابراين كساني كه داراي هوش فرهنگي بالايي هستند به نحو مؤثرتري در خصوص مسايل فرهنگي و رفتارهاي درون و برون فرهنگي تصميم گيري ميكنند. پژوهش ها همچنين نشان دادهاند كه هوش فرهنگي پيش بيني كننده سازگاري موقعيتهايي است كه ويژگي عمده آن تنوع فرهنگي ميباشد. به طور خلاصه توانايي بالا در هوش فرهنگي رابطه مثبتي با احساس سازگاري و موقعيتهايي كه ويژگي آن تنوع ميباشد دارد. علاوه بر اين نگاهي به مؤلفههاي مرتبط با هوش هيجاني فهم ما را از رفتارهاي افراد افزايش ميدهد. براي مثال: هوش فرهنگي راهبردي و هوش فرهنگي رفتاري پيش بيني كننده عملكرد و انجام وظايف ميباشد. بنابراين كساني كه توانايي بالايي در سازگاري با شرايط درون فرهنگي و برون فرهنگي دارند قادرند عملكرد بالايي در مجموعههاي كاري كه داراي ويژگيهاي چند فرهنگي هستند دارند. مشابه اين مسئله اين واقعيت است كه كساني كه توانايي بالايي در سازگاري رفتاري (كلامي و غير كلامي) در موقعيتهاي خاص فرهنگي دارند‌مخازن انعطاف پذيري از جنبههاي پاسخ دهي و رفتاري دارند كه در اجراي وظايف به آنها كمك مينمايد به خصوص در رابطه با مجموعههاي متنوع فرهنگي بنابراين وجود هوش فرهنگي رفتاري با افزايش عملكرد ارتباط دارد.
در نهايت انگ (2005) تصريح ميكند كه هوش فرهنگي انگيزشي و هوش فرهنگي رفتاري هر كدام پيش بيني كننده جنبههاي مرتبط با سازگارياند. براي مثال: افرادي كه علاقمندند در موقعيتهاي فرهنگي تجربه بيندوزند، احساس اعتماد به نفس بيشتري نموده و قادرند با مردمي از فرهنگهاي مختلف يا كساني كه زمينههاي فرهنگي متفاوتي دارند رابطه بهتري برقرار نموده و سازگاري بيشتري از خود نشان دهند.
همان طوري كه پيش از اين تأكيد گرديد افرادي كه تواناييهاي كلامي و غير كلامي بالايي دارند بهتر قادرند در موقعيتهايي كه ويژگي عمده آن تنوع ميباشد به فعاليت بپردازند. آنچه بيان گرديد نمونهاي بود. از رابطه بين انواع سازگاري با تواناييهاي مرتبط با هوش فرهنگي،‌ قايدتا سه نوع اصلي سازگاري يعني سازگاري عمومي، سازگاري تعاملي و سازگاري كاري با هوش فرهنگي ارتباط تنگاتنگي دارد. به طور خلاصه وجود هوش فرهنگي انگيزشي و هوش فرهنگي رفتاري بالا با سازگاري ارتباط مثبتي دارد، بنابراين به نظر ميرسد كه مطالعات در زمينه فهم هوش فرهنگي ميبايست تداوم يافته و آن را به عنوان عاملي براي سازگاري معرفي نمود.
2-26- استفاده از هوش فرهنگي :
امروزه اکثر سازمانها و افراد، هوش فرهنگی را یک مزیت رقابتی و قابلیت استراتژیک می دانند. در محیط و بازار جهانی، هوش فرهنگی اهرم مورد نیاز رهبران و مدیران تلقی می شود. سازمانها و مدیرانی که ارزش استراتژیک هوش فرهنگی را درك کنند، می توانند از تفاوتها و تنوع فرهنگی در جهت ایجاد مزیت رقابتی و برتري در بازار جهانی استفاده کنند. هوش فرهنگی به منزله چسبی است که می تواند در محیط متنوع، انسجام و هماهنگی ایجاد کند. افراد داراي هوش فرهنگی بالا، قادرند اثر قابل توجهی بر استراتژي هاي بازاریابی و توسعه محصول براي گروههاي مشتریان در کشورهاي مختلف داشته باشند. این افراد جز داراییهاي ارزشمند سازمان هستند و به خصوص در زمان بحران ارزش خود را بيشتر نمايان ميسازد (ميرسپاسي و همكاران، 1387: 271).
خوشبختانه برخلاف سایر جنبه هاي شخصیت انسانی، هوش فرهنگی کسانی که روانی سالم دارند و از نظر حرف هاي و شغلی توانمند هستند، قابل پرورش و توسعه است. موارد زیر در توسعه مهارتهاي هوش فرهنگی موثر است:
1- با به کارگیري دیدگاه مثبت نسبت به تفاوتهاي فرهنگی، ابعاد فرهنگی سازمان و کارکنان خود را بشناسید.
2- با استفاده از روشهاي مختلف نظیر مشاهده، پرسش و تفسیر نسبت به تجزیه و تحلیل سطوح مختلف فرهنگی افراد سازمان اقدام کنید.
3- تنوع فرهنگی را بپذیرید و در خود آمادگی رویارویی با فرهنگهاي مختلف را ایجاد کنید.
4- با توجه به میزان آشنایی با هر فرهنگ، از استراتژي هاي خاص آن براي تعامل استفاده کنید.
5- با نگرانیهایی همچون ترس از دست دادن هویت و خودمختاري فردي، درمورد خود وکارکنانتان مقابله کنید افراد سازمان باید احساس کنند که براي آنها و فرهنگشان ارزش قائلید.
7- در مورد توانمندیهاي هوش فرهنگی هر کجا احساس ضعف می کنید آموزش ببینید.
8- چنانچه انگیزه کافی در کسب و توسعه مهارتهاي هوش فرهنگی ندارید، در خود این انگیزه را پرورش دهید.
9- از افراد پیرامون خود که تجارب موفقی در محیطهاي کاري متنوع دارند کمک بگیرید.
10- فراموش نکنید هوش فرهنگی لازمه بقا در محیط رقابتی است. از این عنصر کلیدي غافل نشويد (ارلي وانگ، 2003: 7).
2-27- آموزش هوش فرهنگي:
علاوه بر کسب تجربیات برون مرزي، شرایط و فعالیتهاي دیگر نیز میتواند باعث ارتقاء هوشفرهنگی شود؛ مواردي چون آموزشهاي رسمی یا تعاملات رسمی مختلف (ميرسپاسي و ديگران، 1386 :278).
فراشناخت را میتوان به دو عنصر مکمل دانش فراشناختی و تجربه فراشناختی تقسیم کرد. دانش فراشناختی به معناي چگونگی برخورد با دانشی است که تحت شرایط متنوع حاصل میشود و تجربه فراشناختی به معناي چگونگی یکپارچه کردن تجربیات مرتبط به عنوان راهنماي تعاملات در آینده است. فراشناخت یک جنبه حساس و مهم از هوش فرهنگی است؛ بسیاري برنامه هاي آموزشی فرهنگی با شکست مواجه میشوند به دلیل اینکه بیش از حد بر یک مثال خاص تأکید میکنند به جاي اينكه بر فرآيند كلي فرايادگيري تمركز كنند. شخصی که هوشفرهنگی بالایی دارد قادر است یک تصویر و نقشه مناسب از وضعیت اجتماعی داشته باشد تا بتواند به طور مؤثري عمل کند. این مستلزم یک بنیاد عمومی و گسترده از دانش در مورد فرهنگها جوامع است مشابه آموزشهایی که از نظر انسان شناسی توصیه میشود، مباحثی همچون سیستمهاي اقتصادي، مؤسسات مذهبی و سیاسی، ارتباطات اجتماعی و سایر موارد مشابه.
دومين بعد هوش فرهنگي با جنبه انگيزشي آن اشاره دارد و بررسي ميكند آيا فرد انگيزه زيادي براي شناخت فرهنگ جديد دارد يا نه. خود ياوري يك جنبه كليدي از هوش فرهنگي است ونقش مهمي در هوش فرهنگي ايفا ميكند. خودكارآمدي به معناي قضاوتي است كه فرد در مورد تواناييهايش براي انجام سطح مشخصي از عملكرد دارد (پاندورا، 2000). خودباوري به تنهايي، توضيح كاملي از جنبه انگيزشي، هوش فرهنگي نيست. يك مورد بسيار مهم ديگر هدفگذاري است (پاندورا، 2000 :11).
افرادي كه مؤلفه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد هوش فرهنگی، مؤلفه انگیزشی، تعامل اجتماعی، عامل اجتماعی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد هوش فرهنگی، هوش هیجانی، استراتژی ها، محیط آموزشی