پایان نامه ارشد رایگان درمورد هخامنشیان، کاپادوکیه، مشروعیت بخشی، شهرهای بابل

دانلود پایان نامه ارشد

ر در سر پرورانده بود به وجود آورد . اورشلیم به یک شهر معبدی مستقلی ، که نظیر آن قبلاً هم در بابل وجود داشت ( بابل ، سیار ، نی پور ، اوروک ) ، تبدیل گردید . کمبوجیه ، پسر کورش ، برای مدت معینی در امور فرمان روایی کمک پدر بود . کورش القاب و عناوین پادشاهان بابل را پذیرفت و با این رفتار خود به طور ضمنی وعده داد که سیاست به نفع بابل را ادامه دهد ، و علاوه بر آن لقب « پادشاه کشورها » و « شاهنشاه » را برای خود برگزید .14
از کشورهایی که جزو دولت کورش بودند از لحاظ سیاسی و اقتصادی از همه مترقی تر بابل و سوریه و فینیقیه و لیدی بود و این کشورها عوایدی را که به ایران می دادند بیش از سودی بود که مجموعاً از سایر کشورها نصیب ایران می شد . کشورهای مزبور از لحاظ منافع بازرگانی با یک دیگر مرتبط و متحد بودند .
ایرانی ها و تا حدی مادها ، که به موازات ایرانیان تا اندازه ای وضع خودشان را در حکومت تثبیت کرده بودند ، در فتح کشورها کوشش بسیار از خود نشان می دادند ؛ زیرا در نتیجه این فتوحات کشورهای تازه ای نصیبشان می شد و بهتر می توانستند مسائل داخلی خودشان را حل و فصل کنند . ایرانیانی که در قشون یا دستگاه های دولت خدمت می کردند از پرداخت مالیات معاف بودند و ما دلایلی در دست داریم که اصولاً ملت ایران پیوسته حامی و پشتیبان پادشاهان خود بوده اند . در نتیجه توسعه و تقویت حکومت و ارتش ، اعم از متصرفات و داخل ایران ، وضع مردم بهتر می شد و یقیناً اگر ملل مشرق زمین علاقه و تمایلی نسبت به ایرانیان نداشتند ، ایرانیان نمی توانستند در کشورهای مورد استیلا قدرت و نفوذ خودشان را حفظ کنند . ولی اختلاف سطح تمدن و منافع کشورهایی که جزو حکومت ایران درآمده بودند به تدریج پایه حکومت ایران را سست کرد ؛ به طوری که تاریخ بعداً این موضوع را به خوبی نشان می دهد .15
اصولاً سیاست داخلی کورش همان سیاست پادشاهان ماد بود که آنها هم به نوبه خود سیاست پادشاهان آشور را پیروی می کردند ولی البته فاقد نظم و سیستم آشوری ها بود . امور کشور به وسیله حکام – ساتراپ ها اداره می شد که در بعضی شهرهای یونانی و سایر شهرهای آسیای صغیر و شهرهای فینیقی و بعضی از شهرهای بابل تحت ریاست و حکومت آنها بود . در بعضی از قسمت ها حکومت های وابسته ( کیلیکیه ) و قبایل نیمه مستقل ( در کرانه های دریاهای سیاه و خزر بعضی از قبایل کوهستانی ایران و غیره ) باقی ماندند . بابل و شاید عیلام و لیدی در « کشور شاهنشاهی » از کشورهای مجزا و جداگانه ای بودند که به وسیله حکام اداره می شدند . مالیاتی که از ساتراپی ها و پادشاهان کشورهای تابع اخذ می شد جنبه دائمی نداشت و اصولاً به دل خواه خود این حکومت ها بود .
اگرچه تصرف بابل ، کورش را به دریای مدیترانه کشانید و موضوع فتح کشور مصر را ، که یکی از رقبای دول آسیایی بود ، سرلوحه اقدامات بعدی وی قرار داد در عین حال برای حفظ قدرت و حکومت خود در ایران می بایستی باکتریا(بلخ) را در تحت نفوذ خویش نگه دارد . 16
کورش در کشورگشائی ها و نبردها، تصمیم گرفت بر دشمن پیشی جوید ، و او را خارج از دروازه ایران ملاقات نماید و بدین طریق جنگ را به خاک دشمن بکشاند . برای این منظور سربازان پارسی و مادی را بسیج کرد و به پیشوار دشمن که اینک از رود تالیس گذشته و کاپادوکیه را به باد یغما گرفته بود شتافت . دو سپاه در ناحیه پتریوم ، که از سخت ترین نواحی کاپادوکیه بود به هم رسیدند و به جنگ ایستادند اما از این نبرد ، با تلفات سنگینی که دو طرف دادند نتیجه ای حاصل نیامند و کرزوس که دشمن را زورمند دید به سوی سارد عقب نشست .
پادشاه لیدی ، تصور می کرد کورش به مناسبت زمستان سخت و ناخوشایند بودن وضع داخلی کشورش ، و نیز به خاطر آنکه دشمن بزرگی چون بابل را در پشت دارد فعلاً به سارد حمله نخواهند کرد . اما کورش این بار نیز برتری و نبوغ نظامی خویش را نشان داد ، چه فوراً با بابل داخل مذاکره شد و به نبونید پیشنهاد مصالحه کرد ، و نبونید که پادشاهی تن پرور و از جنگ بیزار بود ، پیشنهاد او را پذیرفت و بدین طریق کورش از جانب بابل خیالش راحت شد . آنگاه ، بی درنگ با همه سختی زمستان ، به لیدی درآمد و به سوی سارد ، شهری که در طلا و تجمل غرق بود پیش راند و کرزوس که بی خبر از همه جا به عیش و عشرت نشسته بود ، ناگاه دشمن را در نزدیکی پایتخت خود یافت ، چاره ای جز جنگ نبود . کرزوس با سپاه گران و سواره نظام بی نظیر خود آماده نبرد گردید . در میان سپاهیان او ، عده ای پیاده نظام دلیر مصری که از حیث اسلحه و ارزش جنگی بر دیگران برتری داشتند و نیز عده زیادی سرباطان اجیر وجود داشت . عده لشگریان او بر روی هم سیصد هزار نفر بود ، در مقابل کورش فقط صد و دو هزار سپاهی از خودی و بیگانه، سوار و پیاده داشت پس مسئله ای که کورش می بایست حل کند غلبه یافتن بر دشمنی بود که سه برابر او نیرو داشت . برای جبران کمی عده خویش کورش به تدابیر زیر متوسل شد :
1- ارزش جنگی ، نیروی روحی افسران و افراد خود را بالا برد .
2- صورت بندی ها و حرکات واحدها را ساده و روان کرد .
3- در اسلحه نفرات پیاده تغییراتی داد و بیشتر آنان را برای رزم تن به تن مسلح کرد .
4- عده سواره نظام پارسی را افزایش داد .
5- به امر او سیصد ارابه داسدار جدید ساختند که چرخ های آنها محکم تر و محورشان درازتر از ارابه های قدیمی بود ، و از خطر واژگون شدن بیشتر مصون بودند ، داس هائی که در این ارابه ها به کار گذاشته شده بود ، چنان بود که در موقع حرکت به هر چه برخورد می کرد آن را می درانید .
6- یکصد گردونه چوبی با برج متحرک تهیه کرد که هر یک به وسیله هشت جفت گاومیش کشیده می شد و در هر برجی بیست کماندار قرار داد .
به علاوه کورش با فرستادن مامورین مخصوص برای جاسوسی ، از نیات و طرح عملیات جنگی دشمن آگاه شد و فهمید که خصم در آرایش جنگی خویش ، جبهه ای به طول چهل استاد اشغال کرده و عده های خود را ، اعم از پیاده و سواره به عمق سی صف قرار داده است ، سوای مصری ها که در قلب آرایش او واقعند و تیپ های خویش را در عمق یکصد صف قرار داده اند . سواره نظام های ممتاز لیدی هم در جناح راست قرار گرفته است .17
ماموریت شترسواران حرکت در پیشاپیش عده حمله بود ، بدین ترتیب اسب های سواره نظام دشمن رم می کردند و باعث اختلال صفوف خود می شدند .
با این نقشه دقیق جنگی و تقویت روحیه افسران و سربازان خویش و آشنا ساختن فرماندهان دسته ها به عملیات و وظایف خود ، کورش در حالیکه پست فرماندهی خویش را در انتهای جناح راست که می بایست حمله از آنجا آغاز شود ، قرار داده بود ، به سوی میدان جنگ فرمان حرکت داد . لشکر دشمن نیز از دور نمودار گردید . دشمن مطابق اطلاعاتی هم که به کورش رسیده بود پیش می آمد : جناحین مانند نیم دایره ای ، از دو طرف به ارتش کورش نزدیک شدند و چون کورش جناحین خود را عقب کشیده بود آنان مجبور به بسط و گسترش بی اندازه ای شده و از قلب آرایش به دور افتادند . گرچه کرزوس بدین امر پی برد و فرمان توقف به جناحین خود داد اما دیگر دیر شده بود .
سربازان دلیر پارسی که هماهنگ با هم سرود رزم می خواندند ، به دو جناح دشمن حمله ور شدند و آنها را از هم شکافتند ؛ و ابرادات فرمانده سلحشور ارابه های داسدار به قلب دشمن زد و گرچه خودکشته شدند اما صفوف مقدم پیاده نظام مصری را عقب راند . بیشتر ارابه ها بر اثر برخورد با اجساد کشتگان واژگون شدند و پیاده نظام صفوف عقب مصری ها با نیزه های بلند خود در مقابل پارسیان به مقاومت پرداختند . رزم صورت خونین و وحشت آوری به خود گرفت اما در همین گیر و دار کوروش با سواره نظام خود از پشت سر به مصریان حمله برد . کریزاسب و گشتاسب نیز که دشمن را در جلو راه خود مغلوب ساخته بودند ، در این اثنا به کمک کورش رسیدند و مصریان را که هنوز هم دست از مقاومت برنداشته ، محاصره و سپس امر به تسلیم شدن کردند . در گیرودار معرکه نبرد کرزوس که سپاه خود را پراکنده و پریشان و دشمن را پیروز یافت ، به حصار محکم شهر سارد پناه برد و در آنجا به مقاومت با سپاه دشمن پرداخت ، کورش شهر را محاصره کرد و پس از چندی به گشودن حصار محکم آن موفق شد . 18
کورش در برخورد با تمدن بابل از حالت ابتدایی قبیله ای آریایی خارج شد . تصاحب یک امپراطوری تحمیل قانون اقتدار خویش بر ملل بی شمار تسلط بر بابل و استقرار پسر و ولیعهد خود به پادشاهی یک ملت چند هزار ساله اما در عین پذیرش این حق برای هر کس که هویت ملی و کیش خویش را حفظ کند تشکیل یک امپراطوری چند ملیتی ، اعطای ساختار یک قلمرو واحد با یک سرنوشت مشترک به مجموع کشورها و انسان های تحت سلطه ایران القای خواست و میل به اطاعت از شاه بزرگ به همگان ، اجبار به پرداخت خراج ، تشکیل سپاه از مناطق امپراطوری ، سپردن قدرت محلی به افراد مطمئن ، دفاع از مرزها و مشروعیت بخشیدن به خود از جمله اقدامات او بود.
باکتریا از لحاظ پیشرفت و قدرت محتملاً از ماد و پرسید عقب تر نبوده است . وجود و بقای باکتریا در غرب دولت هخامنشیان به همان قدر که وابسته به اوضاع و احوال بابل و فینیقی و غیره بود ، به همان میزان هم به نیروی قشون ایران ارتباط داشت . در محدوده ایران ، سرنوشت فرمانروایی هخامنشیان در نتیجه مبارزه جوامع ماد و ایران و باکتریا ، که از لحاظ قدرت تقریباً با یکدیگر یکسان بودند ، تعیین می شد و به طوری که هرودوت می گوید برای کورش ، تسخیر باکتریا یکی از اقدامات مهم به شمار می رفت .
موقعیت خوارزم ، واقع در قسمت سفلای اُکس ، با وضع باکتریا شباهت داشت عده ای از محققین چنین تصور می کنند که در اینجا هم اتحادیه ای از نخستین حکومت ها یا قبایل به وجود آمد و ایالت مجاور را هم در برگرفت .
طبق روایت کتزیاس ، که از مولفین حامی و طرف دار ماد به شمار می رود ، کورش بدواً نتوانست بر باکتریا استیلا یابد و فقط پس از آنکه ساکنین باکتریا دانستند که آستیاگ کورش را به عنوان وارث قانونی خود تعیین کرده ، با میل و رغبت مطیع و منقاد ایرانیان شدند . گزنفون در کورش نامه خود ، به وجود یک پادشاه باکتریا در آن زمان اشاره می کند . از طرف دیگر هرودوت بابل و باکتریا و مصر و هم چنین سکا ها را بعد از استیلا بر لیدی از مهمترین رقبای کورش می داند . احتمال می رود که تبعیت دولت مقتدر باکتریا از کورش پس از شکست آستیاگ امری صوری و ظاهری بوده و در حقیقت دولت مذکور هنوز یکی از همسایگان خطرناک ایران به شمار می رفته است . درباره فتح باکتریا و هم چنین سغدیان و خوارزم به دست کورش ما چیزی نمی دانیم ولی آنچه مسلم است در زمان جانشین کورش این ایالات جزو قلمرو حکومت هخامنشیان محسوب می شد ولی حفظ و نگاه داری این ایالات در صورتی مقدور بود که امنیت آنها در برابر کوچ نشینان آسیای میانه از قبیل : سکا ها ، ماساژت ها و غیره تضمین و تامین می شد .19
همان قدر که توجه به امر آبیاری در امور زندگانی تاثیر داشت به همان نسبت هم حفظ و حراست ساکنین باکتریا و سغد و خوارزم در برابر حمله و هجوم کوچ نشینان برای رفاه و آسایش آنان اهمیت به سزایی داشت و بنابراین نظر هرودوت که می گوید موضوع مطیع ساختن کوچ نشینان یکی از مسائل حیاتی بود و می بایستی کورش در حل و فصل آن اقدام نماید ، کاملاً نظر صحیح و منطقی است .
کورش در آسیای میانه در نبرد با کوچ نشینان از پا در آمد و کشته شد . البته نوع این قبایل معلوم نیست و مولفان یونانی قبایل مختلفی را نام می برند از جمله بروس از داهی ها ، که جزو قبایل پارت بوده و در ترکمنستان کنونی اقامت داشته اند ، نام می برد و کتزیاس از دربیک ها که طبق گفته اِسترابون در کنار هیرکانی ، ظاهراً در شمال آن یعنی در ترکمنستان در نزدیکی کراسنودسک کنونی می زیستند ، یاد می کند . ضمنانً کتزیاس اقامتگاه دربیک ها را در نقطه مرزی هندوستان می داند و این موضوع امکان دارد ؛ زیرا سایر قبایل کوچ نشین مانند داهی ها و ماردها و ساگارتی ها در نقاط مختلف آسیای میانه و ایران دیده شده اند .
هرودوت ماساژت ها را آخرین دشمنان کورش می داند و محل اقامت آنان را در ماورای ارس ( سیحون )

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد آسیای صغیر، بین النهرین، داریوش اول، مشرق زمین Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد آسیای صغیر، اجرای عدالت، اقیانوس هند، استقلال طلبی