پایان نامه ارشد رایگان درمورد هخامنشیان، فارسی باستان، هند و اروپایی، آسیای صغیر

دانلود پایان نامه ارشد

در فهرست هرودوت با ساتراپی مادها مرتبطند . به احتمال محل سکونتشان سواحل دریای خزر در شرق گرگان است . اورتو یعنی «راست»
پس تصور بر آن است که ایشان همان سکاییان تیگر خورده هستند ، ولی این ناحیه محل سکونت اصلیشان نیست . اورتوکوریبانت ها خیلی زود از سواحل دریای خزر پراکنده شدند و در عصر پارت ها جای آنها را ماردها گرفتند .
بابلیان : همان طور که در صفحات پیشین دیدیم ، همراه آشوریان یک ساتراپی را تشکیل می دهند . واژه بابلی Bab-ilu ، به معنی «در» یا «کاخ» «خدا» ، با آواشناسی ایرانی آمده است .
باختریان ( بلخیان) : در ناحیه کنونی بلخ ساکن بودند ، نام این شهر ادامه واژه Baxtri است که در کتیبه های فارسی باستان مشاهده می شود .
مدت ها تصور بر آن بود که بلخی زبان اوستا بوده است ، ولی هیچ دلیل قاطعی برای آن در دست نیست . مسلماً در ایران شرقی مهمترین ساتراپی بوده است .
پتیسخوریان : در فهرست های هخامنشیان نیامده است ، ولی شخصیتی که در آرامگاه نقش رستم پشت سر داریوش ترسیم شده است به این قوم تعلق دارد . استرابون ایشان را قبیله ای از فارس می داند تا یک قوم ، زیرا ایشان را در همان رده ای قرار می دهد که هخامنشیان و مغ ها . نامشان مسلماً ایرانی است : Patishuvari تقریباً به معنی « کسانی که بسیار محترمند » .
پارت ها : ساتراپی 16 را تشکیل می دهند و جای خوبی را در فهرست های هخامنشیان دارند ، چون موقعیت جغرافیایشان ، که خراسان فعلی است ، راهی سوق الجیشی به سمت ایران شرقی محسوب می شد . نامشان با نام پارسیان هم ریشه است .
پارسیان : ظاهراً به خاطر مرتبه بلندشان ذکری از آنها در فهرست اقوام شاهنشاهی نیست . 171
اوستایی ، مادی ، فارسی باستان ، سانسکریت ، اوستایی ، ختنی و فارسی که همگی به معنی « کنار ، پهلو ، حاشیه » است . بنابراین نام پارسیان و پارتیان مشتق هستند و به معنی «پهلونشینان» این روشی است برای نشان دادن قومی که نقششان مراقبت از مرزها است .
پاریکانیان : دو بار در فهرست ساتراپی ها نامشان آمده است ، یک بار با مادها یک بار با اتیوپی های آسیا . پاریکانیان مثل اتیوپی های آسیا که احتمالاً از دراویدیان سیه چرده بوده اند ، در سواحل خلیج فارس ، در منتهی الیه جنوب شرقی ایران کنونی ، ساکن بودند .
پاکتیان : در مناطق مختلفی با فواصل بسیار زیاد از یکدیگر نامشان ذکر شده است . ایشان را در مجاورت ارمنستان ، در ساتراپی 13 می یابیم .
تراکیان : احتمالاً در فارسی باستان واژه skudra بر ایشان اطلاق می شود . بعید نیست که سکودرا با نام سکاییان هم خانواده باشد . تنها یک فرض می ماند و آن اینکه سکودرا به تراکیانی اطلاق می شده که به واسطه سکاییان یا قبیله ای از سکاییان که نامشان در منابع قدیمی نیامده است ، ایرانی شده باشند .
خوارزمیان : در ایران شرقی قوم مهمی به شمار می رفتند . مدت ها حوزه سفلای دریاچه جیحون ،172 نزدیک دریای آرال ، را در اشغال خود داشتند و حدس می زدند که ریاست اتحادیه ای را برعهده داشته اند که آنها را با پارت ها و دیگر اقوام ایرانی در غرب مرتبط می ساخت .
درنگی ها : ناحیه کنونی سیستان را در تصرف داشتند ، نام سیستان از اشغال ناحیه بر دست سکاها (سکستان) گرفته شده است . نامشان در کتیبه های هخامنشیان به صورت Zranka آمده است که واژه ای مادی است . زبان و آداب و رسومشان به احتمال زیاد با زبان و آداب و رسوم پارسیان نزدیک بوده است .
دهه ها : تنها در کتیبه خشایارشا نامشان آمده است احتمالاً به معنی «مردان» است و به ویژه به dahyu «مردم» نزدیک است .
ستگیدیان : تعیین محل سکونتشان کار چندان ساده ای نیست . قوم مهمی هستند ، چون در راس ساتراپی 7 ، به ویژه در کنار گنداره ای ها ، قرار دارند . عموماً ایشان را ایرانی می انگارند و در توضیح نام سرزمینشان می گویند به معنی «صد» و در واژه دوم نام گاو ماده را تشخیص می دهند . به این ترتیب ستگیدی یعنی « سرزمین صد گاو ماده » . بخش نخست نامشان از satta هندی میانه به معنای «هفت» است . دومین بخش نزدیک است که یا به «شاخه » ی رودخانه یا به نام مشابه یک شعبه رود اطلاق می شود . احتمالاً نام این سرزمین به معنی «( رودخانه) هفت شاخه » به معنی هند در شمال ساحل هندو است . به این ترتیب ، سرزمین «هفت رودخانه» در زبان ایرانی به سرزمین «صد گاو» ترجمه شده است .
سغدیان : تاریخی پر افتخار دارند ، اما تاریخ در حق ایشان بسیار کوتاهی کرده است . محل استقرارشان ماوراءالنهر یا ناحیه کنونی سمرقند و بخارا بود . فعالیت بازرگانیشان در مسیر تجاری آن دوره ، ایشان را به مقام رابط اصلی میان چین و غرب ارتقا داد .
سکاییان : پیوسته و مدام ذهن یونانی ها را به خود مشغول می داشته اند . سرنوشت بر ایشان چنان رقم زد که در طول قرن ها سرزمین وسیعی را از صحرای اوکراین تا سرحدات آسیای میانه درنوردند ، بدون آنکه هرگز شاهنشاهی با ثباتی را پایه ریزی کنند . بعدها با نام آلان ها سر برآوردند و با قومی که آتیلا متحدشان کرده بود هم پیمان شدند و بازماندگان این نبردهای متعدد به قفقاز پناه بردند و در آنجا تا به امروز آنها را با نام آسی ها می شناسند .
همچنین سکاییان ، سرزمین باستان درنگیانه را اشغال کردند و نام خود را بر آنجا نهادند : سکستان یا همان سیستان امروزی . برخی اقوام ، مثل سرمتیان ، نیز در شمال آسیای صغیر مستقر شدند .173
نام سکاییان را واژه ای عمومی می داند به معنی «کوچندگان کسانی که جا به جا می شوند » . این واژه به طور کلی بر چادرنشینان اطلاق می شود .
عرب ها : Arabaya در فهرست ساتراپی های هرودوت نیامده است ، زیرا ، مثل اقوام دیگر ، قبیله به حساب نمی آمدند ، بلکه مبلغی نقره به عنوان هدیه و پیشکشی برای شاه می فرستادند .
گنداره ای ها : فارسی باستان Gandara ، سرزمین میان کابل و تکسیلا را در اختیار داشتند . مشخص نیست که آیا ایرانی بودند یا هندی یا حتی هند و اروپایی .
کاپادوکیه : سرزمینی است که منابع یونانی آن را خوب می شناختند و در شرق آسیای صغیر واقع شده است . این سرزمین را اقوام غیر هند و اروپایی یا اقوام هند و اروپایی «آناتولی» زبان اشغال کردند .
کاریها : اقوامی هستند در غرب آسیای صغیر . مشخص نیست که هندو و اروپایی هستند ، به گروه آناتولی وابسته اند یا بومی آن منطقه اند .
کاسپی ها : که نامشان را به دریای کاسپین (خزر) داده اند . اهمیتشان بدان اندازه است که ساتراپی یازدهم را تشکیل می دهند . پس ایشان همان مردم قفقاز نیستند ، بلکه احتمالاً از ایرانیان به شمار می روند . عدم حضورشان در فهرست های هخامنشیان جای بسی تعجب است .
مردمانی که « ساکنان دریا» خوانده می شوند تنها در کتیبه بیستون نامشان ذکر شده است .
کیمریان : قومی هستند که در سواحل شمالی دریای سیاه ساکن بودند (نام کریمه از ایشان گرفته شده است ) و آسیای صغیر ، سپس بین النهرین را اشغال کردند تا از حمله های سکاییان ایرانی زبان در امان باشند .
لیبیایی ها : putaya نامیده می شوند ، وام واژه ای از بابلی . در دوره کمبوجیه مغلوب شدند ، ولی تسلط کامل و پایدار ایرانیان بر این ناحیه قطعی و مسلم نیست .
لیدیایی ها : آنها را به کرات با واژه sparda از روی نام پایتختشان ، سارد نامیده اند . صورت این واژه به واژه لیدیایی sfarda نزدیکتر است . 174
ماتینی ها : در فهرست های هخامنشیان نامی از ایشان برده نمی شود ، ولی به استناد هرودوت ، ساتراپی هجده را تشکیل می دهند . ظاهراً در جاهای مختلف شاهنشاهی ، به ویژه نزدیک دریاچه ارومیه ، در مجاورت ساسپیرها و الارودیان حضور دارند .
مادها : با پارسیان ، مهمترین اقوام ایرانی غربی و نخستین اقوامی هستند که دولتی سازمان یافته تشکیل دادند . با این حال ، احتمالاً نامشان نه ایرانی است و نه حتی هند و اروپایی .
مرویان : قومی مهم در شرق ایرانند که در ناحیه کنونی مرو ساکن بودند . مرگیانه نیز یکی از سرزمین هایی است که در اوستا ، اهوره مزدا آفریده است . شاید معنای نام این سرزمین «مرغزار» باشد .
مصریان : در فارسی باستان نامی به ظاهر عجیب دارند : Mudraya زبان های سامی واژه ای را به کار می برند که خاستگاه آن هنوز جای بحث دارد .
مکیان : قومی ناشناخته اند که در سواحل خلیج فارس در نزدیکی تنگه هرمز مستقر بودند . نام مکه هنوز در نام مکران موجود است . واژه بابلی برای نامیدن این سرزمین قادیه است .
هندیان : شرقی ترین ایالت شاهنشاهی را تشکیل می دهند . هندو مسلماً به ناحیه ای محدود می شود که امروزه میان حوزه سفلای سند و بلوچستان قرار دارد .
هیرکانیان : سواحل جنوب شرقی دریای خزر را در تصرف داشتند . در کتیبه بیستون نامشان در کنار همسایه هایشان ، پارت ها ذکر شده است . ولی در فهرست های اقوام نامشان نیامده است . این نام هنوز در نام کنونی گرگان باقی است و امروزه به جای آن مازندران می گویند .
یونانیان : را همواره Yauna (یونانیان ) نامیده اند .
در فهرست هرودوت یونانیان تنها یک ساتراپی واحد را تشکیل می دهند .175
برای این کار باید نخست یک بار تند از میان نمایندگان جداگانه پلکان اپدانه بگذریم .
1- مادها 2- ایلامی ها 3- ارمنی ها 4- پارت ها
از سوی بسیاری کسان این نمایندگی آرییه ای دانسته شده است . مگر پیشتر و . هینتس به گوناگونی جامه های آنان اشاره برده بود . در سردر آرامگاه ها روشن می گردد که پارت ها شلوارهای همواری با باد کم و چکمه های نیمه بلند به پای دارند . این پوشش بومی تنها نزد پارت ها بازیافته می شود و در اپدانه تنها در نمایندگی چهارم دیده می شود ، پس می توان آن را پارتی دانست .
5- بابلی ها 6- لیدیه ای ها 7- آرییه ای ها 176
اینجا برداشت ها میان درنگینه ای ها ، آراخوزیه ای ها و آرایه ای ها می لغزند . این سه مردم شلوارهایی به پای دارند که خود را از بالای زانو پر باد بر چکمه می اندازند . چنین شلوارهایی بر کنده کاری های اپدانه نزد نمایندگان هفتم و پانزدهم پوشیده می شود . ته بندها در هر دو از سوی جلو فرو آویخته اند ، البته نزد هر کدام از مردان نمایندگی هفتم تنها یک ته بند دیده می گردد . در حالی که در نمایندگی پانزدهم در چند جا دو ته بند می بینیم . در سردر آرامگاه ها بندهای دوتایی و به روشنی گره خورده درنگینه ای ها و آراخوزیه ها باز شناخته می گردد . شاید این هر دو مردم جامه خود را بیشتر می بسته اند ، همان چیزی که می تواند با دو ته بند فرو آویخته نمایندگی پانزدهم در پیوند آورده شود . سرهم از نگاره های برجسته اپدانه می توان برداشت کرد که شلوارهای درنگینه ای ها و آراخوزیه ای ها از آرییه ای ها گشادترند و بیشتر باد دارند . چنین دگرگونی از بررسی شلوارهای نمایندگی پانزدهم نگاره های برجسته اپدانه روشن می گردد که با چین های بسیار فرو آویخته اند . با تکیه بر این می توان در نمایندگی هفتم بیشتر در جستجوی آرییه ای ها بود ، در زمانی که می توان درنگینه ای ها و آراخوزیه ای ها را در نمایندگی پانزدهم به سنجش کشید .
8- سوری ها 9- کپدوکیه ای ها 10- مصریها
11- سکاها (کلاه بلندان) 12- ایونی ها 13- باختریه ای ها
14- ستتگیدیه ای و گنداره ای ها
معمولاً این نمایندگی ، گنداری ای دانسته شده است . بازشناسی سه هندی از آنان یعنی نمایندگان مردمانی که تنها با لنگ باد داری که دور کمر گره زده می شود ، پوشیده می گردند ، در عمل بسیار دشوار است . همچنین همه موهای کوتاهی دارند که تنها با یک بند بسته می شود . نمایندگی چهارم اپدانه افزون بر این دارای ابایی است که تا به نزدیک مچ پا می رسد و شانه ها را می گیرد و سندل به پای گنداره ای ها و هندی ها خود را از هوای سرد محفوظ می داشته اند ، دارد . از همین روست که پ . کالمایر آنان را در شمار مکرانی ها آورده است . نیز جامه های بومی آنان همانند مردمانیست که بارها نام برده شده اند ، در حالی که مکرانی های سردر آرامگاه ابا ندارند . درباره اینکه آیا ستتگیدیه ای ها ، چیزی نمیتوان گفت . گاوی که رهموندان گروه نمایندگی چهاردهم پیشکش می آورند ، درست ویژگی های

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد تخت جمشید، فارسی باستان، رمان ایرانی، شاهنشاهی هخامنشی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد هخامنشیان، شاهنشاهی هخامنشی، لوازم خانگی، تخت جمشید