پایان نامه ارشد رایگان درمورد نیروی دریایی، اقیانوس هند، کتیبه بیستون، اجرای عدالت

دانلود پایان نامه ارشد

ذکر می کند . به احتمال قوی در زمان هرودوت کوچ نشینان قسمت شمالی آسیای میانه یک چنین نام مبهم و غیر معینی را داشته اند و از این رو پومپی تروگ آنها را به عنوانی مبهم تر به نام« سکاییان » نام می برد ؛ یعنی به همان نام و نشانی که یونانی ها و رومی ها از انواع کوچ نشینان شمال یاد می کردند . طبق گفته اِسترابون ، ماساژت ها مانند سکا ها در قسمت های شرقی صحراهای آسیای میانه می زیستند و با ساکنین خوارزم قرابت و خویشاوندی داشتند . آنها در ماورای سیحون و هم چنین در کوه ها و دشت ها و جزیره ها و باتلاق های قسمت سفلای سیحون سکونت اختیار کرده بودند .20
بنا به روایت هرودوت ماساژت ها ، کورش و سپاهیان او را با حیله و نیرنگ به داخل سرزمین خویش کشاندند و در همان موقعی که اردوی ماساژت ها به تصرف کورش درآمده ، و ارتش وی از این پیروزی دل شاد بود ، کلیه آنها را محاصره کرده و مورد هجوم قرار دادند . در این نبرد کورش با سپاهیان زیادی که همراه داشت کشته شد.

بخش دوم
2-2 دوره پادشاهی کمبوجیه
در موقعی که کورش در نقطه دوری از مشرق در نبرد با کوچ نشینان کشته شد، سلطنت عظیم وی به پسرش کمبوجیه رسید و این قضیه به سال 529 قبل از میلاد اتفاق افتاد . کمبوجیه همان سیاست پدرش را ، دائر بر استحکام مبانی حکومت و توسعه سرزمین ایران ، ادامه داد .
کمبوجیه هم با قدرت و قوت فوق العاده ، خود را برای لشکرکشی آماده می کرد و سعی داشت که متحدین مصر را از او به کلی جدا سازد و بدین ترتیب فانت ، فرمانده سربازان یونانی ، قشون مختلط مصر را به طرف خودش جلب کرد . لشکرکشی کمبوجیه در سال 526 قبل از میلاد آغاز شد و او قبل از شروع حمله فرمان داد برادرش بردیا ( به یونانی سمردیس ) ساتراپ باکتریا را ، از بیم این که مبادا از غیبت طولانی پادشاه سوء استفاده کرده تاج و تخت سلطنت را غضب کند ، بکشند . قتل بردیا بی اندازه محرمانه صورت گرفت به طوری که کسی از این راه آگاه نشد .
کمبوجیه به سوی مصر حرکت کرد و در نزدیکی پلوزیوم ، در مرز آفریقا و آسیا ، جنگ درگرفت .
این نبرد با پیروزی ایرانیان پایان پذیرفت ولی نه پیروزی قطعی و نهایی ؛ زیرا عده ای از شهرها مخصوصاً ممفیس در برابر ایرانیان مقاومت شدیدی از خود ظاهر ساختند .21
در میان مصریان عده ای خیانتکار پیدا شدند به طوری که جمعی از روحانیون عالی مقام و صاحبان مناصب به جانب داری از کمبوجیه قیام کردند . مجسمه ای از فرمانده نیروی دریایی اوجاگورسنت ، که از درباریان بزرگ دربار آماسیس و پسامتیک بوده ، به دست ما رسیده که در آن مجسمه در روی کتیبه مشروح و مفصلی شرح حال آن فرمانده نوشته شده است . در این کتیبه کلیه خدمات و اقداماتی را که اوجاگورسنت به کمبوجیه ابراز داشته ، مشروحاً بیان شده است . از جمله این که شخص مذکور پادشاه ایران را به رتبه و مقام الاهه نیت ارتقاء داده و برای وی عناوین و القاب پادشاهان مصر را قائل گردیده است .
قابل توجه آنکه کمبوجیه در مصر همان سیاستی را که پدرش در بابل داشت ، ادامه داد . از کتیبه اوجاگورسنت این طور مستفاد می شود که کمبوجیه عنوان و لقب پادشاه مصر را پذیرفت و کلیه مراسم و تشریفاتی را که برای جلوس بر تخت فرعون صورت می گرفت ، انجام داد . ظاهراً می خواست به فرمانروایی خودش در مصر صورت قانونی بدهد . کمبوجیه بر اثر اقدام پدر ، مشی و سلوک می کرد و در مورد کشور تحت استیلای خویش همان روش سیاست ملایم و آرام را تعقیب می نمود . کمبوجیه پس از آنکه مقاومت مسلحانه مصریان را دفع کرد از ویرانی کشور مصر و قتل مردم آن کشور امتناع ورزید . حتی پادشاه مصر پسامتیک را نکشت . گرچه بنا به گفته گرودوت همانطور که کورش با آستیاگس و نبونیدوس رفتار کرد ، کمبوجیه هم جانشین پادشاه مصر را به قتل رسانید .
کمبوجیه به فتح مصر اکتفا نکرد بلکه تصمیم گرفت یک عده دیگر از ایالات افریقا را در تحت تصرف و استیلای خود درآورد . مستملکات یونان در ساحل شمالی آفریقا صرفاً به میل و اراده خویش به اطاعت و انقیاد کمبوجیه درآمدند . کمبوجیه به قصد توسعه قدرت و نفوذ خود در مغرب افریقا و تسلط بر کارفاگن به تهیه و تدارک نیروی دریایی پرداخت ولی طبق خبر هرودوت فینیقی ها ، که فرماندهی کشتی های نیروی دریایی ایران را به عهده داشتند ، از حمله و تجاوز به کارفاگن ها ، که هم نژاد و از خویشاوندان آنها بودند ، امتناع ورزیدند . آنگاه کارفاگن به حسب ظاهر فرمانروایی ایرانیان را پذیرفت و اسماً خراجی به آنها می پرداخت ولی در حقیقت ایرانیان در آن ایالات دورافتاده قدرت و حکومت واقعی نداشتند . در سال های 524-523 قبل از میلاد کبوجیه از مصر برای تصرف نوبی عزیمت کرد ولی این لشکرکشی با عدم موفقیت مواجه گردید .
قبل از آنکه ایرانیان از این لشکرکشی برگردند ، خبر عدم موفقیت کمبوجیه در نوبی ، به مصر رسید . بنابراین مصریان به امید این که ارتش ایران به کلی تار و مار شده ، طغیان کردند و ظاهراً بانی و موسس این عصیان پسامتیک بود که به دستور کمبوجیه وی را زنده نگاه داشته بودند . لیکن آرزوی مصریان برآورده نشد ؛ زیرا کمبوجیه هنوز برای سرکوبی مصریان قوای کافی در اختیار داشت . ایرانیان در موقع فرونشاندن آتش این شورش از خود قساوت زیادی نمایان ساختند . پسامتیک کشته شد و کشور مصر را ویران کرده و اموال و معابد را به یغما بردند ولی در همین موقع از ایران اخبار وحشتناکی رسید مبنی بر اینکه بردیا زنده است و علم دار شورش و عصیانی است که در تمام نقاط ایران روز به روز رو به توسعه فزونی گذاشته است.22

بخش سوم
2-3- دوره پادشاهی داریوش اول
کمبوجیه کارهای خود را در مصر رها کرد و سراسیمه به سوی ایران رهسپار شد ؛ ولی در نیمه راه در سوریه فوت کرد.
بدین ترتیب بردیای دروغی که در ماه مارس 522 قبل از میلاد شورش خود را آغاز کرده بود ، در تابستان همان سال تقریباً تمام امپراتوری هخامنشیان را در تحت فرمان خویش درآورد .
شاهزاده داریوش علیه بردیای دروغی برخاست . داریوش منسوب به یکی از خاندان های فرعی سلسله هخامنشی است که تحت حمایت بزرگترین نجبای ایرانی، با گروه قلیلی از هم دستان خود به قلعه سیکایااوواتیش ، واقع در ایالت نسا در ماد ، وارد شد و گوماتا و همکاران وی را به قتل رسانید و این واقعه در 29 سپتامبر همان سال روی داد . بدین ترتیب داریوش زمام امور را در دست گرفت . 23
در دفع آشوبها ، داریوش گه گاه خشونت را تا حد قساوت رسانید و با این همه در بعضی موارد ولایات شورش زده بیش از یک بار سر به طغیان برداشتند و گاه خود او را به لشکرکشی به آن ولایات کشاندند . در رفع این شورشها نوزده جنگ کرد ، و نه پادشاه را که با وی به منازعه برخاستند تنبیه نمود . بعد از اعاده امنیت در تمام این ولایات شورش زده توه به سرزمین های دوردست غربی را – که در این مدت آرام مانده بودند – ضروری یافت . دو ولایت لیدیه و مصر از این جمله بود ، اما والیها ( ساتراپها )ی آنها مورد سوء ظن شاه بودند . ساتراپ لیدیه ، اروئی تس نام ، اقدامات خودسرانه ای در دفع مخالفان خویش در نواحی مجاور کرده بود که حاکی از بی اعتنایی به پادشاه جدید به نظر می رسید ، حتی یک عامل و معتمد داریوش را که به گمان وی ممکن بود ناروایی های او را گزارش کند در خفیه هلاک کرده بود . آریاندس والی مصر هم که داعیه خودسری داشت و اقدام وی به ضرب کردن سکه تمام عیار – که از حد اختیار ساتراپهای محلی خارج بود – وی را مورد سوء ظن شاه می ساخت ، نارضیاتی هایی در بین مصری ها هم به وجود آورده بود و داریوش برای رفع این نارضاییها که ممکن بود به شورش تمام اهل مصر بر ضد پارسیها منجر گردد با سپاه خویش عازم دره نیل شد . در ورود به مصر با برکنار کردن آریاندس ، درصدد استمالت کاهنان برآمد ، در عزای گاوآپیس که تازه مرده بود شرکت کرد و چنان خود را در دل مصری ها جا داد که وی را به عنوان زاده خدایان نیایش کردند . در مصر هم ، برخلاف کمبوجیه مدت زیادی نماند .
قلمرو وی در این هنگام از لیبی و مصر تا دره سند و فرغانه و از خوارزم و دریای سیاه تا بحراحمر و اقیانوس هند امتداد داشت و از جمله غیر از پارس و ماد و رخج و عیلام و آشور و بابل ، سوریه و فنیقیه و فلسطین و مصر و حبشه و آسیای صغیر و ایونیه و بلخ و هرات و خوارزم و سغد و ماوراء سیحون و نواحی غربی هند و پیشاور تا حوالی دانوب و مقدونیه و قبرس را هم شامل می شد ؛ و در واقع وسعتی داشت که تا آن زمان و مدتها بعد هیچ امپراطوریی به آن اندازه گسترش نیافته بود .
بعد از سفر مصر تامین وحدت و ایجاد امنیت در سراسر این امپراطوری ، احساس وی آن بود که برای پارسی ها دوران جنگ به سر رسیده است و اکنون حفظ وحدت و تمامیت کشور به نظم و قانون نیاز دارد . وی برای ایجاد یک دستگاه منسجم اداری هم فرصت مناسب داشت و هم آمادگی ذهنی . تجربه اقداماتش در رفع شورشها ، و رشته اتحادی که او و پدرانش را با نجبا و سرکردگان پارس مربوط می کرد با حسن تدبیر شخصی و قدرت اراده ای که در وی بود نیز وی را در ایجاد چنین دستگاه منظم و مرتبی یاری می کرد . اولین اقدام وی در این زمینه ایجاد یک مرکز ثابت برای امپراطوری بود و او شهر شوش را در ولایت انشان ( عیلام سابق ) که از مدتها پیش تمام آن ولایت در حیطه فرمان پدرانش بود ، برای این مقصود مناسب یافت .در آنجا ، و بعد از آن در پرسپولیس( استخر ، تخت جمشید ) که مرکز رفت و آمد طوایف پارس و سرکردگان آنها بود.در بنای هر دو کاخ عظیم نه فقط بهترین مصالح از تمام قلمرو امپراطوری فراهم آمده بود ، بلکه صنعت و مهارت و زحمت تمام اقوام تابع هم به نشانه علاقه به وحدت امپراطوری در بنای آنها دست به هم داده بود . چنانکه از اشارت خود او در یک کتیبه اش بر می آید در بنای آپادانه شوش ریگ ریزی بنا و قالب گیری آجرها به وسیله بابلیها انجام شد ؛ ستون های سنگی از حوالی انشان آورده شد ؛ چوبهای آن از لبنان و نیز از حدود پیشاور حمل گشت ؛ طلایی که در تزیین آن به کار رفت از ساردو باختر ( بلخ ) آمد ؛ سنگ لاجورد و عقیق که در آن مصرف شد از حدود خوارزم ، نقره و مس و عاج آن از حبشه و از رخج و هند حمل گشت . سنگتراشانش ایونی ها ، زرگرانش مادیها و مصریها و کسانی که آجرهای تصویردارش را ساختند بابلی و آنها که دیواره را تزیین کردند مادی و مصری بودند .24
این تختگاه با عظمت در شوش ، با باروهای محکم و بناهای عظیم و رفیع آن ، قدرت و صلابت امپراطوری وی را به طور رمزی در اذهان عام و مخصوصاً در خاطر فرستادگان و شاهزادگان ولایات که برای ادای احترام یا تقدیم هدایا به بارگاه پادشاه می آمدند ، القا می کرد و امنیت محکم و بی تزلزلی که بعد از رفع تمام شورش ها و مخاطرات در سراسر کشور حکمفرما گشت به داریوش فرصت داد تا در طرح و تنظیم اصولی که تمام امپراطوری وی را تحت نظام واحد درآورد و اجازه ندهد که در قلمرو وی ، به قول خودش « قوی ضعیف را بزند و نابود کند » توفیق بیابد . خود وی در کتیبه بیستون از این قانون واحد به عنوان « داد » خویش یاد می کند و هرچند چیزی از محتوای آن نمی گوید ، پیداست که اساس آن را باید از فحوای آنچه وی در همان کتیبه به اخلاف خویش توصیه می کند ، دریافت .
این قانون – که قسمتی از آن شامل احکام کتبی شاه و به صورت فرمان صادر می شد – هم التزام عدالت و تسامح را که پیوند عناصر و اقوام مختلف امپراطوری بدون آن حاصل نمی شد ممکن می ساخت ، هم تمرکز اداری کشور را که در هر بخش آن سنتها و رسم های خاص جاری بود تضمین می کرد . این قانون ، که شخص پادشاه و کسانی که چشم و گوش او خوانده می شدند در اجرای دقیق آن نظارت داشتند ، هرگونه انحراف و کژی را که در قاضی و مجری مشاهده می کرد با خشونت سزا می داد ، و هر چه را موجب اختلال نظم یا مانع اجرای عدالت بود از جانب هر کس و هر طبقه که بود با شدت عمل از سر راه بر می داشت . تعلل و فرار از خدمات جنگی هم با نهایت خشونت مجازات می یافت .25
شوش که بین ماد و پارس واقع بود و با این حال جز فاصله از مرزهای ولایات دور عیبی نداشت ، برای شاه پارس یک تختگاه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد آسیای صغیر، بین النهرین، داریوش اول، مشرق زمین Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد آسیای صغیر، اجرای عدالت، اقیانوس هند، استقلال طلبی