پایان نامه ارشد رایگان درمورد نهضت مشروطه، سلسله مراتب، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

است به شرح عيني تري از اين مسأله مي‌پردازد.
“وخيجو ديگر توانش را از دست داده بود. مدينه و دي‌منصور او را روي زمين مي‌كشيدند تا قدم بردارد. خيس عرق بود. موهايش به هم چسبيده بود و نمي‌توانست قدم به پيش بردارد،خيجو بي‌حال دست دي‌منصور را گرفت و روي شكم خود گذاشت. وقتي بي‌هوش شد، مدينه و دي منصور هنوز وحشت زده با دست رو شكم برآمده‌اش فشار مي‌دادند و با خروسخوان بود كه اولين نوة زاير احمد با گريه‌اي كه تا انتهاي جهان مي‌رسيد،پا روي زمين گذاشت.” (همان،1369ب:148)
توصيف در داستانهاي روانيپور ميتواند حاصل نگرش زنانه او به دنياي اطرافش باشد. او در همة موارد دست به توصيف ميزند. در داستانهاي او انواع توصيف طبيعت، شخصيت و فضاي داستان را ميتوان ديد. زبان زنان به طور کلي نويسندگان زن بيشتر از نويسندگان مرد، جزئي نگر و پرهيزگار هستند. منطق زنانه در نويسندگي اغلب تداعيگر و پيوند جوست و منطق مرد بيشتر تسلسلگرا و تابع سلسله مراتب است. (حسن آبادي،40:1381).

فصل چهارم

4-1-زندگي و آثار بيژن نجدي

بيژن نجدي ، شاعر و داستان نويس گيلاني در 24 آبان 1320 از پدر و مادر گيلاني در خاش زاهدان متولد شد. تحصيلات ابتدايي خود را در رشت گذراند. پس از اخذ ديپلم در سال 1339 وارد دانشسراي عالي تهران شد و در سال 1343 از همان دانشکده در رشته رياضي فارغ التحصيل و با سمت دبيري در دبيرستانهاي لاهيجان به تدريس مشغول شد. نجدي در مصاحبههاي گوناگوني که با او انجام گرفته خود را اين گونه معرفي کرده است:”من به شکل غمانگيزي بيژن نجدي هستم، متولد خاش، گيله مرد هم هستم. متولد 1320 سالي که جنگ جهاني تمام شد. تحصيلات ليسانس رياضي. يک دختر و يک پسر دارم. اسم همسرم پروانه است.” پدرش از افسران مبارزي بود که در قيام افسران خراسان نقش داشت و در مسير رفتن به گنبد کاووس به دست تعدادي ژاندارم کشته شد. در سال 1349 با پروانة محسني آزاد ازدواج کرد که حاصل اين ازدواج يک دختر و يک پسر است. از سال 1345 فعاليت ادبي خود را آغازکرد. مهمترين آثاري که از بيژن نجدي به جا مانده عبارتند از: مجموعه داستان “دوباره از همان خيابانها” ، “يوزپلنگاني که با من دويدهاند ” “داستانهاي ناتمام”، “برگزيده اشعار”، “خواهران اين تابستان”. که تنها يوزپلنگان او در زمان حياتش چاپ شد و بقيه آثار او به همت همسرش گردآوري و به چاپ رسيد.
مجموعه داستان “يوزپلنگاني که با من دويدهاند” در سال 1374 جايزة قلم زرين را به خود اختصاص داد. در سال 1379 نيز برگزيده نويسندگان و منتقدان مطبوعات شد.
نجدي همچنين در کارنامه ادبي خود، لوح تقدير بهترين مجموع داستان “دوباره از همان خيابانها “، تنديس يادمان بنياد شعر فراپويان به خاطر برگزيده اشعار دهه هفتاد و لوح افتخار به پاس جانسرودهها در پاس داشت آيينهاي ملي و ميهني را دارد.
بيژن نجدي در چهارم شهريور 1376 به علت بيماري سرطان ريه درگذشت. آرامگاه او در شهر لاهيجان در جوار شيخ زاهد گيلاني قرار دارد.
نجدي هم در حوزه نثر و هم در حوزه شعر صاحب اثر بود. ميتوانست از شاعران و نويسندگان جريانساز در حوزه ادبيات باشد.
يکي از نويسندگاني است که آثارش پس از مرگش بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت. او سهل و ممتنع مينوشت. ظرافت و باريک بيني در کارهايش بود. در عين سادگي، زيبا و شگفت انگيز بود. داستانهاي کوتاه او در رديف بهترين کارهاي ادبيات داستاني ما قرار ميگيرد.
بيژن نجدي شاعر و داستانويسي تر و تازه بود که بوي طبيعت، بوي اشياء و آدمهاي شمال بدجوري در حرفها و حديثهايش به پا ايستاده بودهاند. مقوله زبان و تکنيک در برابر معناهاي خود خواستهاش، همواره در نوسان بود و پيوسته نوعي نياز دروني، وي را به بازتاب روزگار خود فرا ميخواند. ايستادن در حيات”قصه و شعر” آن هم ميان طبيعت سرشار و پربار شمال، نگاهش را پيوسته به سمت کوهها، درهها و جنگل ميکشاند. نجدي همواره شتابي براي آمدن و ماندن نداشت. اما آنچه مينوشت و ميگفت داراي قابليتي سخت انساني و هنرمندانه بود. همواره به وجه”وحشتناکي” آشوبهاي انساني را به قلمرو روايت ميکشاند. فضاي ذهنياش، پيوسته درگير عواطف و مصائب انساني بود. چهره نجدي در کار داستاننويسي، چهرهاي نوين و پر از زبانهاي تازه و تکنيکهاي زيباشناسانه است. اتفاقهاي عظيم و ويرانگر انساني در چشمانداز قصههاي نجدي، بسيار سيال و تماشايي است (ر.ک.معتقدي،13:1381).
“ويژگي بارز داستانهاي نجدي در اين است که در حجمي اندک معنايي عميق را القاء ميکند. چيزي که در کمترين داستاني ميشود مشاهده کرد” (اميري،23:1382)
انديشه و نگرش متفاوت نجدي نسبت به جهان پيرامونش به رخدادي زباني ميانجامد که غريب است. جنبش احساس ميشود اما با اين همه روند شکلگيري قصه را متوقف نميسازد، تنها خواننده را به تأمل بيشتر در معني جملههايي که گاه به شعر پهلو ميزنند، واميدارد. (اميري،23:1382)
سبک کارهاي نجدي، در حقيقت شيوه نوشتاري مخصوص خودش بود. از جمله نويسندگان آوانگارد و مدرن به حساب ميآيد که در سالهاي اخير طيف وسيعي از مخاطبان شعر و ادبيات داستاني را تحت تأثير قرار داده است (حسن زاده،22:1382)
بيژن نجدي نخست شاعر بود و در دهه 1340 شعرهايش در نشريات ادبي چاپ مي شد و در ميان اهل ادب به مثابه شاعري پيشگام و متفاوت تا حدودي نام و آوازهاي داشت. در آن ايام شاعران نوپرداز به طيفهاي مختلفي تقسيم ميشدند؛ عدهاي دنباله رو راه نيما بودند. تعداد بيشتري از فروغ و نصرت رحماني و سهراب سپهري تبعيت ميکردند.
شعر سپيد شاملو نيز دوران طلايي خود را طي ميکرد و در ميان شاعران جوان رهروان زيادي داشت. احمدرضا احمدي با شعر موج نو هياهويي به راه انداخته بود و از اواخر اين دهه نيز رويايي با حجم گرايي عدهاي را به دور خود جمع ميکرد.
اما نجدي به راه خود ميرفت و تحت تاثير موجهاي موسمي نبود. همچون هر شاعر اصيلي اراده گرايانه شعر نميسرود و سرودههايش را بر اساس تئوريهاي وارداتي بنا نميکرد و خود را به دست شعر ميسپرد تا شعر او را بسرايد اما از آغاز دهه 1350 از نجدي و شعرهايش ديگر نامي در محافل و نشريات ادبي در ميان نبود و حتي در زادگاهش لاهيجان، از محافل ادبي غايب بود. اين بود و بود تا اواخر دهه 1360 يعني حدود بيست سال نجدي به کماي ادبي رفته بود. علت چه بود؟ اين راز سر به مهري است که هيچ کس جز همسرش چيزي درباره آن نميداند.(ر.ک.عشقي،1:1386).
داستان‌هاي او برآمده از تجربيات و فضاي ذهني خاص اوست. نجدي شاعر زندگي است، هنرمندي كه زندگي روزمره، رويا و واقعيت‌هاي اطرافش را به شعر تبديل مي‌كند. در حقيقت داستان گويي او مصداق اين جمله است. “داستان گو شاعر زندگي است، هنرمندي است، که زندگي روزمره ، زندگي دروني و بيروني رويا و واقعيت را به شعر بدل مي کند که قافيه آن را نه کلمات که حوادث مي سازد” (مک کي، 18:1385).

4-2-انديشههاي سياسي
شمال ايران در طول تاريخ سياسي اين مرز و بوم، همچون جنوب، همواره مورد توجه بسياري از استعمارگران چون روسيه و انگليس بوده است. به دليل ظلم و ستمي كه از طرف حاكمان دست نشانده دولت‌ها و حضور نيروهاي خارجي در اين حوزه به مردم اعمال مي‌شد، قيا‌م‌هاي مردمي بزرگي در اين حوزه شكل گرفته است. مردان مبارز و دليري كه براي آزادي و رهايي از يوغ استعمار دلاوري‌هاي شگفتي را در صحنة تاريخ از خود به يادگار گذاشتند. دلاوراني همچون ستارخان، باقرخان، ميرزا كوچك خان و يارانش و ديگر كساني كه در نهضت جنگل و حادثه پاسگاه سياهكل و قيام‌هاي مردمي شركت داشتند يا رهبري قيام‌ها را به عهده داشتند. اين قيام‌ها و مبارزات نه تنها بر تاريخ حوزة شمال اثر گذاشت و فصلي نو در تاريخ اين خطه پديد آورد، كه در ادبيات اين حوزه نيز تاثيري چشمگير داشته است زيرا زندگي شاعر و نويسنده از مردم جدا نيست.
نجدي از جمله شاعران و نويسندگان شمالي است كه مسائل اجتماعي، فرهنگي و به خصوص سياسي حوزه شمال در آثار او به خوبي جلوه‌گر شده است. در حقيقت يكي از ابعاد مهم زندگي او بعد سياسي است. نجدي در دو مجموعه “يوزپلنگاني كه با من دويده‌اند” و “دوباره از همان خيابان” از مجموع 30 داستان اين دو مجموعه، در 18 داستان به شرح مسائل سياسي سال‌هاي 1320 تا دوران جنگ پرداخته است. رد تاريخ معاصر از قيام جنگل تا کودتاي 28 مرداد، انقلاب، جنگ و… را ميتوان در آثار او يافت. اين حوادث بستري مناسب براي داستانهاي وي فراهم آورده و نويسنده با استادي تمام از آن بهره برده است.
اين مسأله مي‌تواند ريشه در زندگي سياسي او و از طرفي موقعيت استراتژيك حوزه شمال در حوادث سياسي ايران، مخصوصاً در جريان جنگهاي جهاني اول و دوم داشته باشد. نجدي در مصاحبه با “گردون” يكي از دلايل گرايش سياسي خود را مرگ پدرش عنوان مي‌كند. در حقيقت اولين جرقه‌هاي نوشتن در ذهنش به اين ماجرا برمي‌گردد.
“من با شيوه‌ي استقرايي يعني ظاهرا قريه به قريه، مي‌توانم هر پديده‌اي را براي خودم تجزيه و تحليل كنم و اولين قريه‌ي استقراي داستان‌نويسي براي من گنبد قابوس است. تابستان 1324 به دستور تيمسار ارفع عده‌اي از افسران در گنبد كشته شدند. ژاندارم‌ها به جيپ فرماندهي افسرها آن‌قدر شليك كرده بودند كه خون از اتاقك جيپ بيرون زده، روي خاك سرد مي‌شد. آن‌قدر شليك كرده بودند كه كشته‌شدگان را از روي اندازه‌ي قد و ستاره‌ي روي شانه‌هايشان توانستند بشناسند، آن‌قدر كه هرگز كسي قبر ستوان حسن نجدي را به مادرم نشان نداد. شروع داستان‌نويسي من همان تابستان بود. آن روزها من چهار سالم بود. سال‌‌هاي غمبار ننوشتن” (http://fa.wikiquote.or).
از طرف ديگر ارتباط ايران با شوروي و تاثير آن بر بازار اقتصادي شمال به دليل فضاي خاص جغرافيايي اين منطقه، حوزه شمال را آبستن حوادث سياسي سرنوشت سازي کرده است كه از ديد نويسندگان اين خطه پنهان نمانده است. با توجه به نگاه خاص نجدي به اين مسائل ابتدا به مهترين مضامين سياسي داستان‌هاي او اشاره خواهيم كرد.
4-2-1-قيام جنگل:
نجدي از نويسندگاني است كه در آثار خود به فراخور فضاي داستان به نهضت جنگل و شخصيت‌هاي برجسته كه در نهضت جنگل حضور داشته‌اند، اشاره كرده است. از آنجا كه او در لاهيجان زندگي مي‌كرد و از نزديك شاهد درگير‌ي‌هاي جنگلي‌ها بوده است و از سوي ديگر علاقه مردم شمال به مبارزان جنگل و تاثيري كه اين نهضت در فعاليت‌هاي سياسي منطقه به جا گذاشته، همچنين علاقه مردم به رهبر نهضت و مرگ غم‌انگيز او ، طبيعي است كه از موضوعات مورد علاقه نويسنده قيام جنگلي‌هاست. “در دومين سال جنگ جهاني اول وقايعي در گيلان رخ داد كه به نهضت جنگل يا انقلاب گيلان معروف گشت. قائد اين نهضت مردي بود به نام ميرزا كوچك” (فخرائي،3:1366).
قيام ميرزا از جمله قيام‌هاي بود كه عليه رژيم پهلوي صورت گرفت و بسياري از مردم شمال در اين قيام همراه ميرزا شدند اما بعد از يك دوره درگيري قيام شكست خورد و ميرزا و يارانش به سمت جنگلهاي سرد شمال عقب نشيني كردند و در برف گرفتار شدند و از پا درآمدند. اين قيام گرچه به بن بست رسيد اما پاية مبارزات ديگر را در شمال بنيان نهاد. به همين دليل در ادبيات حوزه شمال تاثير بسزايي گذاشت. يكي از شخصيت‌هاي كه نجدي به آن اشاره كرده ميرزا كوچك خان است. ميرزا كوچك(يونس) با شروع نهضت مشروطه از تحصيل دست كشيد و به صف مجاهدين و انقلابيون پيوست و پس از استقرار مشروطه و خلع محمد علي شاه از سلطنت، به مدت پنج سال از گيلان تبعيد شد. اما به زودي با كمك ميرزا علي‌خان ملقب به سردار فاتح عازم شمال شد تا در شمال جنگهاي چريكي عليه دربار راه بيندازد. در شمال، سردار فاتح از او جدا شد و به مازندران رفت.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد فروغ فرخزاد Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد جنگلي‌ها، نجدي، تيمور، ميرآقا