پایان نامه ارشد رایگان درمورد نهج البلاغه، خلافت عباسی، خلفای عباسی

دانلود پایان نامه ارشد

روابط ایران و بغداد و آغازی بر ورود خلفای عباسی به دورهی ضعف سیاسی و از دست دادن اقتدار معنوی و دنیوی است. تسلط آلبویه بر بغداد ضعف خلفای عباسی را که از چند دهه پیش آغاز شده بود، آشکار ساخت. از آن پس خلفا را جز لوا و منشور فرستادن و خلعت دادن و پاسخ پادشاهان اطراف، کاری نماند.
با به قدرت رسیدن آل بویه که اعتقادات شیعی داشتند، تحولی بزرگ در وضع دیلمیان و شیعیان ایران ایجاد کرد. تسلط آنان بر بغداد و خلفای عباسی، در جامعهی بغداد و سرزمینهای اسلامی نیز تحولاتی را در پی داشت.
آنچه موجب جسارت دیلمیان در پیشروی به سوی بغداد و تسلط بر خلافت عباسی شد، پایبندی آنان به فرهنگ ایرانی و گرایش به مذهب تشیع بود. موقعیت جغرافیایی سرزمین دیلم موجب شده بود تا کمتر دستخوش تهاجم بیگانگان و تغییر و تحول سیاسی و فرهنگی قرار گیرد. این وضعیت آنجا را به پناهگاهی امن برای علویان تحت تعقیب و ناراضیان خلافت عباسی تبدیل کرد که در درازمدت سبب گرایش دیلمیان به مذهب تشیع و تضاد آنان با حکام عباسی گردید. (ترکمنی آذر، همان:85)
بدین ترتیب با تسلط آلبویه بر مرکز خلافت و حاکمیت عملی آنان، اوضاع سیاسی اجتماعی شیعه تغییر یافت و شیعیان پس از یک دوران طولانی سراسر حرمان، در عرصه اجتماعی به احیای شعائر خود برخاستند و تظاهرات کردند. (دلشاد، همان:69)
در این دوران فضایی جدید برای تنفس شیعیان پیدا شد و آنان کمکم جامعه‎ای جداگانه و نظام یافته‎تر از گذشته تشکیل دادند و دارای سرپرست خاص به نام نقیب شدند. که در این دوران نقشی جدی و اساسی داشت. نقابت سرپرستی طالبیان به منظور نگهداری شرافت خاندانها و رسیدگی به امور مختلف مالی و اجتماعی و قضایی آنان بود.
این اوضاع و احوال جدید فضایی نسبتاً مناسب را برای رشد افکار و اندیشهها و معارف شیعه فراهم نمود و امکان ظهور حرکتهای اجتماعی سیاسی را تا حدی مهیا ساخت هر چند که محرومیت شیعیان همچنان ادامه داشت. (کرمر، 78:1377)
این درحالی بود که شیعه سختترین اوضاع و احوال را در دورانی طولانی تحمل کرده و مقاومت نموده بود. بهخصوص پس از عصر معاویه که شیعهزدایی بدست او و به فرمان او بهطور رسمی و همه جانبه شکل گرفت و شیعه تحت استضعاف همه جانبه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قرار گرفت. (دلشاد، همان:70) شیعیان در این اوضاع و احوال سخت و سراسر حرمان به حیات خویش ادامه دادند و هرگز پرچم مبارزه را زمین ننهادند و “سیدرضی” وارث این مظلومیت و محرومیتها بود.
در روزگار او دولت فاطمی ظهورکرده بود و قدرت فراوان و چشم‎گیر یافته بود و بسیاری از دولتها در برابر آن سرتسلیم فرو آورده بودند. فاطمیان منادیان خود را به همه جا گسیل داشته بودند تا آنجا که در مکه، کوفه و واسط به نفع فاطمیان خطبه میخواندند. (عبدالرزاق، 17:1373)
سیاست قرن چهارم برگسترش تشیع در بغداد و دیگر جاها استوار بود. اما تا آنجا که به قدرت یافتن و حاکمیت شیعیان نیانجامد، جز در آنجاها که حکومت در دست علویان بود. و سید رضی میبایست از این فضای سیاسی پیش آمده بیشترین بهره را در جهت ترویج اندیشه شیعی و معارف آن میگرفت. مضاف بر اینکه اوضاع علمی قرن چهارم نیز مساعدترین اوضاع بود. چنانکه این دوران را دورهی زرّین تاریخ اسلام از نظر پیشرفت دانش و فرهنگ شمردهاند.
وجود دانشمندان بیشمار در این دوره حتی در منصب وزارت مانند ابن سینا، خوارزمی، صاحب بن عباد، شاپور بن اردشیر و مهلبی و ظهور دانشگاهها و کتابخانههای بزرگ در کنار مساجد، کثرت فقیهان و متکلمان، فیلسوفان، ادیبان و شاعران و تالیف کتابهای بسیار در موضوعات علمی گواه این مدعاست. (دلشاد، همان:92)
در ایندوره شرایط مباحثات علمی و ارائهی اندیشه‎ها مهیاتر گشته و مدارس و کتابخانهها و دارالعلم‎ها رونقی شگفت یافته بود. عضدالدوله دیلمی دانش و دانشیان را دوست داشت و برای فقیهان و محدثان و شاعران و پزشکان و ریاضیدانان و مهندسان حقوق تعیین کرده بود. او خود نیز به علم می‎پرداخت و اوقاتی را صرف ادب میکرد. (متز، 201:1362) البته این روحیه نه بر مبنای حق مداری و عدالتخواهی بلکه بیشترگرایشی قدرتمدارانه و رقابتجویانه بود. اما در کل، قرن چهارم -روزگار سیدرضی- قرنی پرتلاطم و دارای فراز و نشیبهای بسیار و تحولات علمی بی نظیر بود. چنانکه “آدام متز” آنرا دوره رنسانس اسلام نامیده است.
در این قرن از یک سو یکی از بزرگترین امپراتوریها یعنی خلافت عباسی گرفتار تجزیه شد و از سوی دیگر حکومتهای محلی مقتدر در ممالک مختلف اسلامی نشو و نما یافتند. در این دوران در نتیجهی امتزاج تمدنهای قدیم و ظهور ظرفیتها و قابلیتهای فکری و علمی فرهنگ اسلام، تمدن اسلامی به نقطهی اوج رسید و نیازهای جدید اجتماعی، اندیشمندان را از سویی به احیای مواریث قدیم و ازسویی دیگر به آفرینش طریقه‎های جدید در ادب، حکمت، سیاست و مملکتداری و آداب معیشت کشاند. در واقع با کاهش نسبی و تدریجی تسلط مطلق عباسی، ملل و اقوام و گروهها و افراد، امکان شکوفایی استعدادها و باروری اندیشهها را یافتند. (متز، همان:9)
در این اوضاع و احوال بود که امکان تألیف اثری چون نهج البلاغه بدست سید رضی میسر گشت.
نهج البلاغه مهمترین تالیف سیدرضی است که او آنرا درسال400 قمری -6 سال قبل از مرگش- تألیف کرده است. شریف رضی با نبوغ ادبی و در سایهی دانش گستردهی خود و با استفاده از کتابخانهی شخصی خود، کتابخانهی پرارزش سید مرتضی و کتابخانهی بی نظیر شاپور بن اردشیر (وزیر شیعی بهاءالدوله دیلمی) که متجاوز از ده هزار مجلد کتاب نفیس داشته، به گزینش دست زد و از میان آن منابع، مجموعهای از خطبهها، نامهها، وصیتنامهها، فرمانها، دعاها و سخنان کوتاه حضرت علی(ع) را گردآوری کرده و تدوین نمود.
البته شریف رضی نخستین کسی نبوده که این سخنان را گردآوری کرده بلکه پیش از او بسیاری از دوستداران امام علی(ع) نیز به جمع آوری سخنان آن حضرت پرداختند و در واقع گردآوری سخنان آن حضرت از زمان حکومت آن حضرت آغاز شد و نخستین مؤلفان کلام امام علی، اصحاب او بودهاند. (دلشاد، همان:109)
او که سخنان امیرمؤمنان (ع) را از میان کتابهای گوناگون استخراج کرده و با سبکی دلپذیر و مطلوب تنظیم نموده است. خود دربارهی نحوه باب بندی و تقسیم مطالب آن چنین نوشته است: «دیدم سخنان آن حضرت بر گرد سه محور میگردد، نخست: خطبهها و فرمانها، دوم: نامهها و پیغامها و سپس کلمات حکمتآمیز و موعظهها، پس به توفیق الهی ابتدا خطبههای شگفت، سپس نامههای زیبا و سرانجام حکمتها و کلمات جالب را انتخاب کردم و هر یک را در بابی مستقل قرار دادم. و هر گاه سخنی از آن حضرت در مورد بحث و مناظره یا پاسخ سؤال و یا منظور دیگری بود که به آن دست یافتم ولی جزء هیچیک از این سه بخش نبود، آنرا در مناسبترین و نزدیکترین باب قرار دادم. چه بسا قسمتهای نامتناسب در این برگزیده آمده باشد، زیرا من در این کتاب نکته‎های شگفت و درخشان برگزیدهام و قصدم هماهنگی و نظم تاریخی و پیوستگی میان سخنان نبوده است». (دلشاد،14:1380)
سید رضی مردی ادیب، شاعر و سخنشناس بوده است. و به خاطر علاقه و شیفتگی به ادب و به کلمات علی(ع) بیشتر از زاویه فصاحت و بلاغت و ادب بهاین سخنان مینگریسته است. و به همین سبب در انتخاب آنها این خصوصیت را در نظر گرفته است از اینرو نام مجموعه منتخب خویش را “نهج البلاغه” گذاشته است.
شریف رضی در وجه تسمیهی این کتاب به نهج البلاغه -راه روشن بلاغت- اظهار داشته است: «پس از تمام شدن کتاب چنین دیدم که نامش را نهج البلاغه بگذارم، زیرا این کتاب درهای بلاغت و سخنوری را به روی بینندهی خود میگشاید و خواسته‎هایش را به او نزدیک میسازد، هم دانشمند و دانشجو را بدان نیاز است و هم مطلوب سخنور و پارسا در آن وجود دارد». (دلشاد، همان:15)

3 – 2 : نسخه شناسی:

3 – 2 – 1 : احوال و آثار احمد بن السهروردی
شمس الدین احمد بن یحیی بن محمد بن عمر بن محمد السهروردی (654–741 قمری)، (1256-1340م) خوشنویس، شاعر و موسیقیدانِ نامور ایرانی است. دربارهی زندگی، تولد و وفاتش اطلاعات دقیقی در دست نیست.
سهروردی از خاندانهای اصیل ایرانی است که در سهرورد از توابع زنجان میزیستهاند. ظاهراً او در سال 654 قمری در بغداد زاده شده است. تاریخ وفاتش را از روی آخرین آثارش که رقمی بین سالهای730 تا 741 قمری دارد، ذکر میکنند و معلوم است که او تا تاریخ 741 قمری در قید حیات بوده است. (نک. قلیچخانی، 1392) و (سمسار، 21:1383).
سهروردی به دو هنر خوشنویسی که بیشتر آن کتابت قرآن بوده، و موسیقی آراسته بوده است. شاید تعجب برانگیز باشد که چگونه احمد بن السهروردی که شیخ بوده و این لقبِ متداول، معمول، شناخته شده و مورد قبول زمان خود را در پیش نام داشته، موسیقیدان نیز بوده است. اما باید دانست که موسیقی به روزگار او -حتی امروزه هم- بخشی از ریاضیات است و نباید موسیقی علمی را با موسیقی غنایی در هم آمیخت. همانگونه که در ایام گذشته بخشی از دانش علما، موسیقی بوده است.
به عنوان مثال ابن سینا پزشک و فیلسوف قرن چهارم قمری رسالهای در مورد موسیقی دارد که مبنای موسیقی علمی ایران نیز قرار میگیرد. شیخ احمد سهروردی نیز اینگونه بود.
1: بسیاری از منابع قدیم و جدید سهروردی را با لقب “شیخزاده” معرفی کردهاند: نک. (سراج شیرازی، 146:1376)، (فضائلی، 318:1362)، (بیانی، 1024:1363). برخی نیز او را با لقب “شیخ” معرفی نمودهاند: نک. (ایرانی، 130:1345)
معاصر نامدار و آگاه او، ابن فضل اله عُمَری1 مینویسد که او در ادب عرب، لغت، فقه شافعی و علوم عقلی استاد بود. حافظ قرآن بود و حافظ کتاب مقامات حریری که جزو منابع معتبر روزگار خودش و حتی روزگار بعد بود. (سمسار، 16:1383) او حدیث را از دو محدّث بزرگ زمان خودش رشیدالدین ابوعبداله مقری (ف. 707 قمری) و عمادالدین ابوالبرکات ابن طبال (ف. 708 قمری) آموخت و اجازهی نقل آن را یافت. بنابراین سهروردی محدّث معتبری هم بود.
آنچه درباره سهروردی نوشته اند نشان میدهد او علاوه بر این‎که دانشمند کاملی بود، انسان کاملی نیز بود. احمد را به نیک خویی، شرم بسیار، جوانمردی و بخشندگی، فروتنی و گشاده رویی یا رسایی و استواری سخن و رزانت و تأنی و ظرافت طبع ستودهاند. او را دارای مجموعه‎ای از خصلتهایی دانسته‎اند که می تواند انسان را بصورت یک انسان وارسته نشان دهد و نیز اینکه او مردی بسیار صائب رأی بود، عزمی استوار داشت و با این‎که نزد دو ایلخان مهم هم‎زمان خودش یعنی اولجایتو و ابوسعید منزلتی داشت ولی هرگز به دربار آنها نپیوست. و این خصلت جذب نشدن وی به کانون قدرت یکی از بزرگترین محاسن او بوده است.
او شاعر بوده و از اشعارش کمابیش باقی‎مانده و نقل شده است. ابن فضلاله مینویسد که بر سروده‎های خود و دیگران صوت میگذاشت. شیخ احمد مانند بسیاری از خوشنویسان ایرانی پرکار بود و زندگیش را پربار دانستهاند. به گفتهی ابن فضلاله او هرگز ازدواج نکرد و درحالی که فقط اندکی از محاسنش سفید شده بود، در بغداد درگذشت و در کنار قبر نیای پدریاش شهاب الدین عمرسهروردی

1 : شهاب الدین ابوالعباس احمدابن یحیی ابن فضل اله بن عجلی بن دعجان قرشی عَدَوی عُمَری (749- 700 قمری) مورخ، جغرافی نگار، ادیب شافعی مذهب و از دیوانیان عصر ممالیک. وی در دمشق زاده شد، نخست در همانجا سپس در حجاز و مصر به تحصیل پرداخت، او مدتی رییس دارالانشاء دمشق بود. وی در سرودن شعر ید طولایی داشت ولی نثرش برتر از نظمش بود او همچنین خطی زیبا داشت. مهمترین کتاب او «مسالک الابصار فی ممالک الامصار»- (در دو بخش اصلی دربارهی جغرافیا و مسائل مربوط به آن و موجودات روی زمین) در 27جلد میباشد. (دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد چهارم،407:1370)
بهخاک سپرده شد، در این هنگام نه تنها در بغداد، که در دیگر شهرها نیز جانشینی در خط و موسیقی برای او نبود. (سمسار، 59:1377)
موسیقی: او در موسیقی شاگرد صفیالدین ارموی (ف. 693 قمری) بود –صفیالدین ارموی بهترین موسیقیدان ایرانی در قرن هفتم و هشتم قمری، خوشنویس هم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد خلافت عباسی، نهج البلاغه، حکومت اسلامی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد نهج البلاغه، ربع رشیدی، ایران باستان