پایان نامه ارشد رایگان درمورد نقوش هندسی، دوران اسلامی، آستان قدس رضوی

دانلود پایان نامه ارشد

سرلوحها بهجای خانههای هندسی از هلال و دایره پیرامون ستاره شش پر استفاده شده و یا از شاخ و برگهای نیزهای شکل سربرگشته که بهدور محوری در جهت مخالف بههم پیچیده شدهاند، سود برده شده است. (ریاضی، 43:1379)
نمونهی کار بی نظیر او قرآن سال 466 قمری است که در موزهی آستان قدس نگهداری میشود. (تصویر4)

تصویر4 : صفحاتی از قرآن بهخط و تذهیب عثمان بن وراق، 466 قمری، موزهی آستان قدس رضوی بهشمارهی 4316، (لینگز، 18:1377)

تا قرن پنجم قمری تذهیب کتب معمولاً آمیزهای از نقش گل و برگ و اشکال هندسی بود، قالبی که تا قرن نهم قمری نیز رواج داشت. معمولاً نقوش هندسی در صفحات آغازین و انتهایی کاربرد بیشتری داشته و در متن تنها در داخل تسمهای که عنوان سوره را در بر میگرفت، دیده میشد. این طرحها شامل دو دایرهی متقاطع بود که در نتیجه تداخل شکل جدیدی در فضای مشترکشان ایجاد میشد. نقوش هندسی سنتی بهکار رفته در قرآنهای قرن پنجم قمری در حقیقت مانند همان طرحهایی است که در دورهی سلجوقی دیده میشود. نقوش تذهیبی قرآنهای سلجوقی با هنر فاطمیان و ایوبیان تکامل یافته و در نهایت با تجلی در تذهیب معروف به «ستاره چندگوشِ» قرآنهای ایلخانی و بهخصوص ممالیک به اوج خود رسید. (تصویر5)

تصویر5 : صفحات افتتاحیه از جزء 19 از قرآنی سی جزیی به سفارش اولجایتو، کتابت و تذهیب عبدالله بن محمد همدانی713 قمری، موجود در کتابخانهی ملی قاهره، (لینگز، 119:1377)

در عین حال این نقوش با همین سرعتی که رایج میشد، منسوخ شد. در این مقطع طرح هندسی جدید و متفاوتی رواج پیدا کرد، تا قبل از این طرح، تذهیب میبایست کاملاً منتظم بوده و قابلیت تکرار و تقارن نامحدود داشته باشد ولی برخی از طرحهای نوظهور این دوره دقیقاً نقطهی مقابل این اصول است. علاوه بر طرح ستاره چندگوش در سایر نقوش هندسی صفحات آغازین نیز تحولاتی بهوجود آمد که فاقد حالت گریز از مرکز بود که در آثار دورهی ایلخانی این طرحها بهصورت تکرار یک یا چند شکل خاص رخ مینماید. (جیمز، همان:17)
سادگی و بیپیرایگی موجود در تذهیبهای سدهی چهارم و پنجم قمری با انسجام و پختگی در دورهی ایلخانی، شکل متعادلی به خود گرفته بود. عمدهی تزیینات در این دوره شامل سرلوح سوره‎ها و ترنجهای کناری آنها، علامت فصل آیات و نیز نشانه‎های جداسازی هر5 یا10 آیه بود. صفحات آغازین و انتهایی نیز همچون گذشته شامل مفصلترین تزیینات میشد. مورد دیگر، صفحات افتتاحیه بود که ویژگیهای خاصی را شامل میشد. (شریعت، 12:1385)
پس از چیرگی مغولها در قرن هفتم قمری و فتح ایران تصاویر چینی از قبیل: نیلوفر آبی، گل صد تومانی و همچنین نمادهای مذهب بودایی چون انواع گرهها و زنجیرها نیز به آثار تذهیب اسلامی راه یافت. بهطور کلی تذهیب قرآن باعث شد تا تصاویر گل و گیاه به سبک و شیوهی خاصی ترسیم شده و در دیگر آثار هنری کمتر مورد استفاده قرار گیرد و این تصاویر در موارد معدودی که مورد استفاده قرار می‎گرفت بهصورت نقوشی خشک و عاری از حس و حال طبیعی، برای پر کردن فضای خالی و به گونهای کاملاً تصنعی ترسیم میشد. (جیمز،19:1380)
طرز آرایش و تذهیب در قرآنهای قرن سوم تا پنجم تقریباً یکسان و مشابه است و نکات مشترک زیادی با تذهیب قرآنی در قرن ششم تا هشتم دارد. در بیشتر قرآنهای دورهی ایلخانی دو صفحهی اول و آخر با یک طرح مربع مستطیل که متن آنرا نقوش گیاهی و هندسی تشکیل میداد، تذهیب میشدند. در حاشیه بیرونی این طرحها یک عنصر تزیینی به شکل نخل یا نیلوفر قرار میگرفت.
برای سرسوره‎ها مستطیلی در عرض صفحه رسم و متن آن با نقوش هندسی و گیاهی تزیین میشد و درون آن نام سوره به قلم سفیدآب با زر تحریردار –دورگیری- نوشته میشد (کتیبه مذّهب). در انتهای این مستطیل یک گل تزیینی به شکل برگ نخل، ترنج یا بادامچه رسم میشد، نشان ختم آیات به شکل دوایر و با گلهای چند پر طلایی و رنگی مشخص میگردید. و محل شروع جزءها با چند ترنج کوچک مذّهب مشخص میشد. برخی قرآنها خیلی ساده آرایش میشدند و تنها نام سوره با خط درشت و در مواردی با طلای تحریردار نوشته میشد. اعرابگذاری نیز در بیشتر نمونهها به صورت الوان و با رنگهای طلایی، سبز، قرمز و آبی مشخص میشد. (کاظمی، 47:1385)
در دورهی ایلخانی هنر تذهیب پیشرفت فراوانی کرد. قطعهای بزرگ کتاب که از ویژگی کتابسازی دورهی ایلخانی است و به جهت تولید کاغذهایی با قطع بزرگ در این دوره ایجاد شد، تغیراتی را در طرح و نقش سرلوحها ایجاد کرد و امکان طرح انواع نقوش و چند ضلعیهای هندسی بههم پیوسته مانند ردیف لوزیها، ششگوشه و هشتگوشهها، ستاره و شبکههای تارعنکبوتی شکل فراهم آمد. در این دوره نیز صفحات اول و آخر کتاب تذهیب شده است با این تفاوت که تعداد صفحات افتتاحیه بیشتر شده و گاهی تا شش صفحه میرسد و کل صفحه تماماً مذّهب و مرصع و بسیار پرکار و نفیس تذهیب شده است.
انواع نقوش هندسی و گیاهی که از مدتها قبل بهکار میرفت در این دوره نهادینه شده و به صورت منسجم و متناسب در حد کمال و زیبایی بهکار رفته است. در بیشتر قسمتها نقوش گیاهی و هندسی به شکلی ترکیبی چنان در کنار هم، مانند نقشی واحد استفاده شده که انگار نقشی نو پدید آمده و تمایز آنها به لحاظ ساختاری ممکن نمیباشد.
علاوه بر تغییرات در نقش سرلوحها و نقوش، دورهی ایلخانی را باید سرمشق رنگآمیزی در تاریخ تذهیب دانست. تذهیبهای این عصر سرشار از ترکیب رنگهای خوشنما مانند قرمز، لاجوردی و زر است. این نوآوریها توسط دو تن از مذّهبان مشهور آن عصر، محمد بن آیبک و عبداله بن محمد همدانی به وجود آمد که شیوهی کارشان در تذهیب زمانهای بعد تأثیر فراوان داشت. نمونه کار بی بدیل و ارزشمند محمد بن آیبک، قرآن سال 706قمری است که توسط احمد بن السهروردیخوشنویسی شده و در موزهی ملی ایران نگهداری میشود. (کاظمی، همان:54) (تصویر6)

تصویر6 : صفحاتی از قرآن به خط محقق، احمدابن السهروردی، 706ق، موجود در موزهی ملی ایران، (افروند، 1375 و قلیچخانی)

در بخش تزیینات بکار رفته در صفحه آرایی و کتابت قرآنها بدون شک در کنار نقوش، رنگ نیز اهمیت زیادی دارد. درکتاب آرایی دوران اسلامی خط، سطر، جدول، حواشی منقّش رنگارنگ و خطوط پیچان اسلیمی هر کدام در عین استقلال چنان بههم وابستهاند و از چنان تناسب و نظمی برخوردارند که گویی واحدی از درجه ظرافت و کمالند. رنگهایی که کاتبان، مذهبان و نقاشان ایرانی در آثار خود بهکار گرفتهاند، همواره رنگهای شاد، شفاف و درخشانند که از خصوصیات آنها در عین تضاد، هماهنگی و تناسب بین رنگها است.
کاتبان مسلمان در آغاز از مرکب قهوهای تیره استفاده مینمودند و برای اعراب، نقطه و علائم، سرسوره‎ها و کلمات خاص مانند کلمهی جلاله، از مرکبهای طلایی، سفیدآب، لاجورد و شنگرف همراه با قلمگیری روی زمینههای رنگی یا ساده بهره میگرفتند.
از قرن هفتم و هشتم قمری به بعد کمکم رنگها متنوع میشود و علاوه بر رنگهای مزبور از رنگهای زرد روشن، ارغوانی، سبز، زعفرانی، نقره ای، صورتی، زرد زرنیخی و سرنج نیز استفاده میشد که در میان آنها همواره ترکیبات لاجورد و طلا جزء ثابتترین و اصلیترین رنگها در خوشنویسی، تذهیب و نقاشی بود. در حقیقت دورهی ایلخانی سرمشق رنگآمیزی در تاریخ تذهیب است.

2 – 4 – 3 : صفحه آرایی
کاتبان و هنرمندان همواره برای ایجاد روابط زیباشناسانه و مناسب در صفحه بین عناصر نوشتاری، تزیینی و فضاهای خالی از یک الگوی ساده و یکسان در صفحهآرایی کتابها سود بردهاند. و اساس کار آنها بر تقسیمات طولی و عرضی سطح کاغذ با استفاده از مَسطر بوده است. مسطر وسیلهای مقوایی بود که روی آن نخهایی به موازات هم عبور میدادند و برای رسم خط کرسی استفاده میشد.
تقسیمبندی زمینهی کار جهت نقش اندازی و نوشتن در اشکال منظم هندسی در بین النهرین، ایران و مصر باستان از سابقهای طولانی برخوردار است، هنرمندان این نواحی همیشه زمینهی کار خود را بر روی هر بستر و زمینهای به شیوهی دو بعدی تقسیمبندی نموده و مضامین نوشتاری و تزیینی خود را در سطوح تقسیم بندی شده اجرا میکردند. در دورهی اسلامی نیز کاتبان و نگارگران این شیوه را در صفحهآرایی کتاب به کار گرفتند و با آرایش و تزیین، ریزهکاری و پرکاری و قرینهسازی همراه با آرامش و متانت و استفاده از رنگهای شاد و درخشان و بدون استفاده از دورنما و پرسپکتیو تناسب و هماهنگی بینظیری بین نوشتار و نقوش در صفحه برقرار نمودند. در بسیاری از موارد حاشیهی کاغذ نیز توسط جدولی به نام کمند به دو بخش تقسیم میشد، کمند معمولاً با یک یا دو خط رنگی و با فاصلهی مناسب، اطراف جدول اصلی به جز سمت عطف، رسم میشد، فضای حاصل از رسم کمند برای تذهیب، تشعیر و خوشنویسی استفاده میشد.
صفحهآرایی قرآنهای ایلخانی دارای سه بخش مشخص است:
صفحات افتتاحیه: صفحهی اول یا چند صفحهی اول که در دورهی ایلخانی گاه تعداد آنها به 4 تا 6 صفحه میرسد.
صفحات آخر یا صفحهی اختتامیه: که گاهی در برخی قرآنها، وقفنامهها و دعای ختم قرآن در این صفحه نوشته میشد.
صفحات متن که شامل بقیهی صفحات بین صفحات افتتاحیه و اختتامیه است که تقریباً در کلیهی کتابها به یک شیوه صفحهآرایی میشدند. کاتبان صفحهی اول یا چند صفحهی اول را به طرح سرلوح و تذهیب اختصاص میدادند و از این نظر همواره صفحات اول کتابها با نمایشی از هنر تذهیب در متن و حاشیه و حتی بین سطرها آغاز میشد.
در پیشانی صفحهی اول طرحهای هندسی بهشکل مستطیل، گنبدی، تاج و نیم تاج و ترنجی به نام سرلوح رسم میشد و متن آن با گل و بوته های اسلیمی و ختایی و اشکال هندسی تذهیب و ترصیع میشد. سرلوح خواننده را تشویق میکرد تا از محتوای کتاب آگاهی یابد. پایین سرلوح طرح مستطیلی بهنام کتیبه رسم میشد و داخل آن با ترنج و سرترنج تزیین میشد و در متن ترنج عبارت بسم اله و… بر روی زمینهای از گل و بوتههای رنگین نوشته میشد.
بعد از صفحات آغازین، تمامی صفحات قرآن جز صفحات آخر به طور یکسان آرایش میشدند و تزیینات آنها در بیشتر موارد شامل جدول زرّین و رنگین بود و تنها تزیینات و آرایش سرسورهها این نظم کلی را تغییر میداد. در مواردی سرسورهها در داخل جداول ساده منقوش و با خط و رنگی متفاوت -که معمولاً کوفی تزیینی یا رقاع با قلمی درشتتر بود- نوشته میشد.
در صفحهی آخر معمولاً کاتبان یا مُذّهبان نام خود و زمان تحریر نسخه را به عدد و به حروف مینوشتند در مواردی نیز فقط به ذکر تاریخ تحریر اکتفا میکردند. در صورت وقفی بودن قرآن، وقفنامهی آنرا بنا به تمایل وقفکننده و سفارشدهنده، قبل از صفحهی آخر مینوشتند. (کاظمی، 54:1385)
قلم کتابت مصحفها در قرن هفتم و هشتم قمری همچنان محقق، نسخ، ریحان و ثلث بود و الحاقات و ضمائم مانند سرسورهها و وقفنامه به خط توقیع، رقاع یا ثلث نوشته میشد. خط کوفی شرقی حتی در دورههایی که به هیچ‎وجه در کتابت متن قرآن بهکار نمیرفت، برای تحریر سرسورهها و شماره جزوها و شماره آیات کاربرد داشت.
در اواخر قرن هشتم در صفحهآرایی مصاحف شیوهای رایج شد که در نگارش متن اصلی از دو و گاه سه قلم مختلف استفاده میشد. به این ترتیب که مثلاً در هر صفحه سه سطر درشت نویس و هر یک از سه سطر درون یک جدول جدا، به صورت کتیبه قرار میگرفت و گاه این سطور بدون جدول بود. در فاصله میان سطرهای درشت نویس اول و دوم و نیز دوم و سوم، ادامهی متن را مینوشتند. در نمونهای از این آثار سطر درشت غالباً بهخط ثلث یا محقق جلی و سطور میانی، با نسخ یا ریحان خفیتر نوشته میشد. گاه سطرهای درشتنویس جلی را با قلم زر یا مرکب رنگی همچون لاجورد مینوشتند و سطرهای میانی با مرکب سیاه و بهندرت به زر نوشته میشد. (صحراگرد، همان:24)
در بیشتر قرآنهای دوران اسلامی و نیز دورهی ایلخانی متن آیات و حاشیهی صفحات به نوشتن ترجمهی آیات یا ادعیه و همچنین خواص آیات اختصاص داده شده است. در مورد اخیر، متن به خط نسخ یا ثلث یا ریحان، و ترجمهها و حاشیه نویسی با خط نسخ نوشته شده است. تناسب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد گلستان سعدی، نقوش تزیینی، تمدن اسلامی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد خلافت عباسی، نهج البلاغه، حکومت اسلامی