پایان نامه ارشد رایگان درمورد نقش برجسته، بین النهرین، تخت جمشید، شرق باستان

دانلود پایان نامه ارشد

وسیله جامه و خراج نیک موفق شدند . تماشاگر به نحو موثر و روشنی از گوناگونی نژادی و خصوصیات اقوام تابع آگاهی می یابند . بر همین منوالست که مردم پادشاه اونکی به دامن های تا به زانو رسیده که پائینش حاشیه سه گوشه دار دارد ملبس می باشند . دو تن از این خراجگزاران ظرف بزرگی پر را به وسیله یک چهارچوب حمل می کنند . دیگران بسته های گران بر دوش گرفته می آورند . به علاوه کیسه هائی که بر دوش حمل می شود ، یک دیگ پایه دار را می توان تشخیص داد . چند تن سبدهای پهنی را به حالت تعادل روی سر نگه داشته اند . اسبان هم بخشی از خراج هستند.121
رژه باجپردازان امیر کارکمیش در ناحیه علیای فرات ، شامل مردانی با خفتان بلند است . از جمله چیزهائی که به عنوان هدیه خراجی آورده می شود اینهاست : دیگ های بزرگ که بر دوش حمل می گردد ، گوسفندان ، بزهای کوهی ، گاو و اسب . در رژه باجگزاران شهر تیر مردان قبای تنگ چسبانی که در جلو چاک دارد و پس رفته پوشیده اند و بر سر عمامه ای مخروطی دارند . هدایا مشتمل است بر : سبدهای روباز که روی سر حمل می شود ( اینها احتمالاً از خواروبار پر شده اند ) . دیگر های فلزی بزرگ که روی سر گذاشته شده اند و بسته هائی که بر شانه آورده می شوند . این هیئات با کشتی هائی که وسیله مشخص کردن بندرند ، آمده اند بنابراین میتوان احتمال داد که یا شاه این گروه را نزدیک ساحل پذیرفته و یا هنرمند بدین وسیله اشاره می کند که این دسته قسمتی از راه را با کشتی درنوردیده است .
در کاخ سارگن دوم در خرساباد نمونه های دیگری از تجسم رژه باجپردازان یافت شده است .
یک قطعه نقش برجسته در لوور ، هیئاتی را نشان می دهد که به عنوان نشانه تابعیت شهرستان نمونه های کوچکی از دیوار شهر را می آورند و نیز اسبان بسیار آراسته به شاه عرضه می کنند . مردان این گروه به وسیله ردای پوستی به عنوان بیگانگان مشخص کرده شده اند . نمونه دیگری شبیه به این موجود است که به وسیله تصاویر بزرگتر از حد طبیعی شاه را محصور در میان درباریان ، در حال بار دادن به آشوریان هدیه آور و هیئات های نمایندگی بیگانه مجسم میکند . حجاری های خرساباد با واقع گرائی کامل و تحرکی حقیقی نمایش داده شده اند . به طوری که نقوش برجسته تخت جمشید در برابر آنها خشک و رسمی مینماید . اما آخرین حد پیشرفت هنر حجاری بین النهرین در موضوعات شکار و نبرد آشور با نیپال به ظهور می رسد .122
در اینجا باید متوجه بود که از قدیم نمایش سان خراج و زندانیان به موضوعات هنر حجاری و نقاشی مصری نیز تعلق دارد . این که دولت اخیر تا چه اندازه بر کنده گران هخامنشی تاثیر گذاشته ، مسئله ایست که در اینجا نمیتوان به میان کشید . در هر حال درک خصائص نژادی اقوام بیگانه به همان حدی از تکامل که در نقوش برجسته کاخ های آشوری به چشم می خورد ، رسید . این قضاوت برای تماشاگر آرامگاه هارم هپ نزدیک سکارا یا معبد آمون در کارناک به حق جلوه می کند .
در همه این تجسم های سان خراج گزاران که تاکنون بررسی کرده ایم ، باج عرضه شده به نحو تمثیلی منعکس گشته است . بدان معنی که چند گوسفند مظهر یک گله اند و سه نفری که توپ پارچه می آورند ، بایستی گروه بسیار بزرگتری از خراج گزاران را بنمایانند . به خاطر محدودیت زمینه حجاری ها و نیز به علت موانع هنری هرگز نمیشد تصویری حقیقی از وسایل عرضه شده و باجپردازانی که در رژه اند ، ارائه داد . اما اندازه واقعی و نوع خراج ها بدان گونه که بر اقوام سرشکن شده بود ، در دیوان ها کتباً معین گشته بود . دیوان های هخامنشی در شوش ، تخت جمشید و همدان صورت بسیار دقیقی از خراج ها را دارا بودند که از آنها اشارات فراوانی در فهرستی که هرودوت از استان ها به دست می دهد ، به جای مانده است . اینکه در سنت بین النهرین و شرق باستان هم یک چنین شروح دیوانی با حجاری های باجگزاران همراه است ، برای بررسی ما اهمیت دارد .
سنگ نوشته ها و الواح گلین ، آگاهی به نسبت دقیقی از حساب و کتاب باج امپراتوری های بین النهرین به ما می دهند . این اسناد چندی پیش به وسیله و . ی . مارتین در مجموعه ای گردآوری گشت که ما پائین تر مطالبی چند از آن اخذ خواهیم کرد .
میتوان چند نوشته سومری را که از تحویل چوب به وسیله اقوام تابع یاد می کنند به عنوان نمونه هائی همطراز درفش اور به شمار آورد . چوب در جلگه بی جنگل سومر ماده ساختمانی خواهان دار بود ، همانسان که تنه درختان زاگرس ، کلیکیه و لبنان در دوره پسین تری پرخواستارترین واردات بین النهرین به شمار می رفت یک متن سومری دیگر از خراج فراوانی مشتمل بر حبوبات حکایت می کند که می توان غنائم یک لشکر کشی اش دانست .
اسناد خراج مصری نیز توصیف مصور را اضافه می کرده اند . از این گذشته مقررات باج در بسیاری از عهدنامه های دولتی هیتی به دقت شرح داده شده است. چنان می نماید که این گونه مقررات خراج جزئی از مشخصات پیمان نامه ها می بوده اند . این استنتاج به ویژه از آن جهت اهمیت دارد که از سرزمین هیتی هیچ گونه نقشی که خراج را مجسم کند بر جای نمانده است .123
بنابر گفته مارتین ، سابقه اسناد آشوری مربوط به تحویل خراج ها به قرن سیزدهم می رسد . مثلاً فهرستی متعلق به گنجینه اسناد از خراج مناطق تابع شمال غربی آشور حکایت دارد . موارد تحویلی (112 بز نر و 134 گوسفند ) در این مورد آشکارا برای مصرف خانگی اختصاص داده شده اند .
نکات جالبی از وضع مالیات عهد سارگن از 6 نامه ای که ماموران مختلف به پادشاه فرستاده اند برمی آید . یکی از گماردگان دولتی به نام آشور بل اصور که شاید فرماندار یا سپهدار یک منطقه میبوده درباره دشواری هائی که در نهادن خراج در پیش داشت ، سخن می راند . وی به علت سرمای زمستان و به سبب طغیان آب نتوانسته است مواد تحویلی مشتمل بر اسبان ، قاطران و دام ها را به شهر برساند پوزش می خواهد . اصل دو نامه به دوره ولیعهدی سناخریب می رسد که در غیاب سارگن در آشور فرمانروائی می کرد . سناخریب می نویسد بزرگان کوموهر باجشان را که شامل قاطر و پشم بود ، آوردند . اما پشم تحویلی به علت جنس نامرغوبش چندان پسند نیست .
وی اینک می پرسد که آیا پادشاه خود می خواهد این بزرگان را بپذیرد و با آن پشم بد چه بایست کرد . سناخریب در نامه به پدرش رسیدن دو محموله بزرگ باج از ساحل سوریه را آگاهی می دهد .
اجناس خراجی عبارتند از : یک انگشتر زرین ، شمش های نقره ، پوست های فیل و یا معادل آن به پول ، بافته کتانی ، پاپیروس و ماهی . اینها خراج های یک شهر تجاری اند . زیرا تنها از راه سوداگری میشد پوست فیل و پاپیروس به دست آورد . اشاره بدین نکته که ممکن بود به جای پاره ای از اجناس دور از دسترس ، مانند پوست فیل پول پرداخته شود ، بسیار بجاست . این مقررات به روشنی سرآغازی برای یک اقتصاد پولی به مشار می رود . از روی این فهرست میتوان استنتاج کرد که مواد تحویلی به نام و نشان تعدادی از بزرگان دربار فرستاده می شده است ، بنابراین باج آوران از ترتیب تقسیم باج ها در داخل دربار آگاهی داشتند و به احتمال می دانستند که شاه و شهبانو و کارداران بزرگ درباری هر یک به طریق سنت چه چیزی را ادعا خواهند کرد . چنان می نماید که سوای باج ، پاره ای از هدیه های افتخاری هم معمول بوده است که در فهرستی جداگانه نام برده شده . 124
از مطالعه اسناد خراج متعلق به دولت متاخر آشوری با نا هم آهنگ بودن وضع اقتصادی امپراتوری نیک میتوان آشنایی یافت . بسیاری از قبیله ها ، خراج هائی از جنس مواد خوراکی بیشتر برای تغذیه دربار و سپاه تحویل می دادند در حالی که در همان هنگام قسمتی از باج شهرهای تجارتی به پول نقره پرداخت می گشته است . چنانکه همه آگاهند گام عمده در تبدیل عموم خراج ها به پول نقره را داریوش برداشته است . ماخذ هرودوت که به احتمال هکاتیوس میلیتوسی بود ، به اسناد دیوان هخامنشی که در آنها خراج استان ها برحسب پول تعیین شده بود دسترسی داشت . فرمان های دوره اخیر پادشاهی داریوش که در خزانه تخت جمشید یافته اند ، در برابر هر مقدار از مواد خوراکی پرداختی معادل آن به شکل نقره را هم برمیشمارد . پرداخت خراج ها در روزگار داریوش و خشایارشا نیز به مانند دوره سارگن آشوری قسمتی شامل تحویل مواد خوراکی است و بخشی مشتمل بر عرضه فلز بهادار . ایرانیان در مسایل تشکیلات خارجی شاگردان وفادار بین النهرینی ها بودند . همان روش «عرضه هدیه افتخاری» در دربار ایران هم مرسوم بود ، رژه باج پردازان منقوش بر پلکان آپادانا بهترین نمایش این رسم است .125
3-5-2 نقش برجسته شاهسوار :
نقش برجسته ایلامی که نمایشی از یک بار عام را عرضه می دارد نقش برجسته شاهسوار است . شاهسوار در شمال غربی کول فره واقع شده در نقش برجسته آن شبیه صحنه «تنگ نوروزی» است . به عبارت دیگر بر روی این نقش برجسته نیز شخصی در سمت چپ بر روی تختی نشسته و شش نفر با لباس های بلند در مقابل وی ایستاده اند . جزئیات بیشتر این نقش برجسته نیز به علت صدمات وارده نامشخص است فقط به نظر کاشف شخصی که بر روی صندلی نشسته چیزی شبیه عصا در دست دارد . شباهت دو نقش برجسته گویای هم زمانی هر دو نقش است .
3-5-3 نقش برجسته کول فره :
نقش برجسته ای که در آن صحنه دیگری از مجلس بار عام ایلامی به تصویر کشیده شده نقش برجسته کول فره . این نقوش برجسته بر روی سنگ های جبهه جنوبی کول فره حجاری شده اند و به علت صدمات وارده از یک طرف و بریدگی های بعضی از سنگ های کوه از طرف دیگر ، در این جبهه هماهنگی تمام نقوش که سطح وسیعی را اشغال کرده از بین رفته است . اما همین وضعیت باقی مانده نمایشگر یک صحنه باشکوه بار عام یکی از سلاطین ایلامی به شرح زیر است :
صحنه اصلی نمایش عبارت از یک شاه ایلامی که در طبقه دوم از طبقات شش گانه ای که در نقش حجاری شده بر روی تختی باشکوه تمام نشسته و لباس بلند به تن و دست چپش بر روی زانو قرار دارد و دست راست را به طرف بالا و مقابل صورت بلند کرده است به نظر می رسد که وی شیئی در دست نگه داشته و یا با بلند کردن دست پاسخ احترام کسانی را که در مقابل وی هستند می دهد . وقتی که به حالت احترام افراد توجه شود معلوم می شود که افراد شرکت کننده در این مراسم برعکس شاه ، دست چپ خودشان را به طرف جلو بدن و دست راست را به طرف صورت یا دهان بلند کرده اند . 126
در مقابل شاه یک میز دو طبقه دیگری دیده می شود که اشیایی بر روی آن قرار داده شده است . یک نفر با لباس کوتاه در پشت میز ایستاده و دستهایش را بالای اشیاء روی میز گذاشته است . چنین به نظر می آید که وی مشغول انجام کاری است و یا شاید وی اشیاء یا هدایایی را بر وی میز قرار می دهد . نفر دوم و پشت سر نفر اول هم لباس کوتاهی پوشیده و در دست های خود شیئی را نگه داشته و شاید منتظر است که نفر اول بعد از اهداء اشیاء قبلی به شاه ایلامی هدایایی را که وی حمل می کند گرفته و برای تقدیم آنها به شاه بر روی میز قرار دهد . اما حالت نفر سوم حائز اهمیت بیشتر و درخور مطالعه و دقت بیشتری است ، این شخص برخلاف دو نفر قبلی در جلو سلطان زانو زده و مشغول انجام کاری است ، به طوری که هر دو دست های وی بر روی شیئی چهار گوش قرار دارد . امکان دارد که این شخص حامل اصلی هدایا باشد و بدین ترتیب وی اشیاء اهدایی را از یک صندوقی برداشته و به وسیله دو نفر جلوئی جهت عرضه به شاه آنها را بر روی میز مقابل او قرار می دهند . این مراسم در طبقه دوم اجرا می شود : در فوقانی ترین و اولین ردیف افرادی به طور پراکنده ایستاده اند و معلوم نیست که آنها در چه رابطه ای با صحنه زیرین قرار دارند . در چهار ردیف زیر صحنه اصلی ، دو گروه متفاوت در حال حرکت دیده می شوند . گروه اول که خود متشکل از دو گروه بوده و این گروه ها یا از راست به چپ و یا از چپ به راست به طرف همدیگر در حال حرکت هستند . این دو گروه از طبقات سوم تا پنجم نشان داده شده اند . گروه دوم که در تحتانی ترین ردیف دیده می شوند وضعیت سه ردیف فوقانی را ندارند . بدین ترتیب که همه شرکت کنندگان در این طبقه برخلاف سایر ردیف ها از چپ به راست حرکت می کنند . افراد شرکت کننده در طبقه سوم که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد هنر ایران، تخت جمشید، بین النهرین، هنرمندان ایرانی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد تخت جمشید، فارسی باستان، رمان ایرانی، شاهنشاهی هخامنشی