پایان نامه ارشد رایگان درمورد نشخوار فکری، سلامت روان، پرسش نامه

دانلود پایان نامه ارشد

های تنظیم شناختی هیجان و اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی ( ADHD )
با توجه به تعداد مراجعه کنندگان به کلینیک های روانپزشکی ،که تشخیص اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی توجه دریافت کرده اند، مشاهده شده بسیاری از بیماران در راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و کنار آمدن با وقایع دچار مشکل می باشند و تا کنون تحقیقی در این زمینه صورت نگرفته است .
2-5- مروري بر تحقيقات انجام شده
عبدی و همکاران (1389)، به بررسي رابطه سبك هاي تنظيم هيجان شناختي با سلامت عمومي دانشجويان كارشناسي دانشگاه تبريز پرداختند . به این منظور 300 نفر از دانشجويان به روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شده و پرسش نامه سبك هاي تنظيم هيجان شناختي(CERQ) و پرسش نامه سلامت رواني (GHQ) را تكميل نموده اند. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از آماره هاي ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون گام به گام t-test صورت گرفت. از اين ميان تعداد 170 دختر و 130 پسر بودند . ميانگين سني دانشجويان 29/21 با انحراف معيار 68/1 بودند. نتايج حاصل نشان داد كه بين سبك هاي تنظيم هيجان شناختي سازگار و سلامت عمومي همبستگي معني داري وجود داشت. به طوري كه بين ارزيابي مجدد مثبت307و اضطراب و بي خوابي همبستگي منفی وجود داشت (01/0 p ). سبك هاي تمركز مجدد مثبت308 و كنار آمدن با ديدگاه309 ارزيابي مجدد مثبت و برنامه ريزي310 با افسردگي وخيم همبستگي منفي معني داري مابين 17/0 – الی 26/0- داشتند(01/0 p). بين سبك هاي تنظيم هيجان شناختي ناسازگار و سلامت عمومي همبستگي معني داري وجود داشت. به طوري كه برنامه ريزي، سرزنش ديگري311 و فاجعه انگاري312 با نشانه هاي بدني اضطراب همبستگي مثبت مابين17/0 و 26/0 داشتند (01/0 p). بين فاجعه انگاري و نقص در كاركرد اجتماعي همبستگي مثبت وجود داشت. سرزنش ديگري نشخوار فكري313 و فاجعه انگاري با افسردگي وخيم همبستگي مثبت داشتند(01/0 p). همچنین كه بين سبك هاي تنظيم هيجان شناختي سازگار (تمركز مجدد مثبت، ارزيابي مجدد مثبت و تمركز دوباره بر برنامه ريزي) و سلامت عمومي همبستگي مستقيم وجود داشت. همچنین بين سبك هاي تنظيم هيجان شناختي ناسازگار (فاجعه انگاري، سرزنش ديگري ونشخوار فكري) و سلامت عمومي همبستگي معكوس وجود دارد. به عبارت ديگر تفكراتي كه به وضوح بر وحشت از يك تجربه تاكيد دارند، تفكراتي كه درباره تقصيرات ديگران و سرزنش آنها به خاطرآنچه خود فرد انجام داده است، و اشتغال ذهني درباره احساسات و تفكرات مرتبط با واقعه منفي با افزايش اضطراب (نشانه هاي بدني اضطراب و بي خوابي، كاركرد اجتماعي) و افسردگي وخيم همراه است. همچنين سرزنش خود به خاطر آنچه اتفاق افتاده است با اضطراب و بي خوابي و افسردگي وخيم همراه است. نتايج این پژوهش نشان داد از ميان سبك هاي تنظيم هيجان شناختي ناسازگار فاجعه انگاري و سرزنش ديگري، پيش بيني كننده سلامت روان شناختي هستند و در ميان سبك هاي تنظيم هيجان شناختي سازگار تمركز مجدد مثبت و ارزيابي مجدد مثبت پيش بيني كننده سلامت روان شناختي هستند. سبك شناختي فاجعه انگاري بيشترين عامل تبيين كننده در سلامت عمومي را به خود اختصاص داده بود. پسران بيش از دختران از سبك سرزنش خود استفاده مي كنند و البته پسران از ميزان سلامت روان شناختي بالاتري برخوردار هستند.
حسنی و همکاران (1387)، به بررسی راهبردهاي شناختي تنظيم هيجان بر اساس ابعاد شخصيتي روان نژندي گرايي و برون گرايي، پرداختند. در این مطالعه از كليه دانشجويان مرد دوره تحصيلات تكميلي(كارشناسي ارشد و دكتري تخصصي) دانشگاه هاي تربيت مدرس و تهران كه در سال تحصيلي 86- 85 در اين دانشگاه ها مشغول به تحصيل بود ه اند،در مرحله اول، 1100 نفر از دانشجويان به صورت تصادفي انتخاب شدند و نسخه تجديدنظرشده پرسشنامه شخصيتي آيسنک(EPQ-R) ، در بين آنها توزيع شد. در مرحله دوم، با در نظر گرفتن ريزش آزمودنيها، كنار گذاشتن پرسشنامه هاي ناقص و پرسشنامه هاي داراي نمره شاخص دروغ (L) بالاتر از 12، 725 نفر جهت غربالگري انتخاب شدند . در مرحله سوم، از ميان 725 نفر، كه اعتبار پاسخ هاي آنها تأييد شده بود، بر اساس نمرات انتهايي توزيع، در بعد برون گرايي(E) و روان نژندي گرايي(N) چهار گروه (برون گرا، درون گرا،روان نژندي گرا و پايدار هيجاني) با حجم35 نفر انتخاب شد. براي انتخاب گروههاي چهارگانه پژوهش، ابتدا نمره هاي خام افراد درابعاد برون گرايي و روان نژندي گرايي، روانپريشي و مقياس دروغ به نمره هاي استاندارد(Z) تبديل شد. به این منظور دو آزمون راهبردهاي شناختي تنظيم هيجانCERQ و نسخه تجديدنظرشده پرسشنامه شخصيتي آيسنك (EPQ-R) اجرا شد . در اين پژوهش نيز ضريب آلفاي كرونباخ براي مردان (725n=) در مقياسهايE،N،P،L،به ترتيب،86/0 ،82/0 ،75/0 ، 78/0 به دست آمد. به منظور مقايسه چهار گروه آزمودني در نه راهبرد شناختي تنظيم هيجان، ابتدا از تحليل واريانس چندمتغيره استفاده شد. آزمون چندمتغيره لامبداي ويلكس معنادار بود .معنادار شدن اين آزمون مشخص نمي كند كه كدام گروهها در كدام مؤلفه ها با همديگر تفاوت دارند . براي اين منظور تحليل واريانس يك راهه و آزمون تعقيبي بونفروني انجام شد كه نتايج آن نشان مي دهد كه در راهبرد ملامت خويش، نمرات افراد روان نژندي گرا بالاتر از افراد برون گرا مي باشد و افراد درون گرا در مقايسه با افراد پايدار هيجاني و برون گرا نمرات بالاتري كسب كرده اند . در راهبرد پذيرش، نمرات افراد روان نژندي گرا بالاتر از افراد برون گرا و پايدار هيجاني مي باشد؛ ضمن اين كه، افراد درون گرا در مقايسه با افراد برون گرا و پايدار هيجاني نمرات بالاتري كسب نموده اند. در راهبرد نشخوارگري، ميانگين نمرات افراد روان نژندي گرا بيشتر از سه گروه ديگر است و افراد پايدار هيجاني و درون گرا در مقايسه با افراد برون گرا ميانگين نمرات بالاتري دارند. در راهبرد تمركز مجدد مثبت، ميانگين نمرات افراد پايدار هيجاني بيشتر از افراد روان نژندي گرا و درون گرا مي باشد . همچنين، افراد برون گرا در مقايسه با افراد درون گرا و روان نژندي گرا نمرات بالاتري كسب نموده اند. در راهبرد تمركز مجدد بر برنامه ريزي، نمرات افراد پايدار هيجاني و درون گرا بيشتر از افراد برون گرا مي باشد. در راهبرد ارزيابي مجدد مثبت، نمرات افراد برون گرا بيشتر از افراد درون گرا است. در راهبرد ديدگاه گيري، نمرات افراد روان نژندي گرا و برون گرا بيشتر از افراد پايدار هيجاني مي باشد. ضمن اين كه، نمرات افراد برون گر بيشتر از افراد درون گرا است. در راهبرد فاجعه انگاري، نمرات افراد روان نژندي گرا و درون گرا بيشتر از افراد پايدار هيجاني و برون گرا مي باشد. در نهايت، در راهبرد ملامت ديگران، نمرات افراد روان نژندي گرا بيشتر از سه گروه ديگر است؛ همچنين، افراد درون گرا نمرات بيشتري از افراد پايدار هيجاني كسب نمود ه اند. نتايج این پژوهش نشان داد كه افراد داراي صفات شخصيتي متفاوت از راهبردهاي تنظيم متفاوتي استفاده مي كنند. درمجموع يافته هاي این پژوهش نشان مي دهد كه راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان متداول در افراد روان نژندي گرا و درون گرا مشابه هم بوده و در مقايسه با راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان افراد پايدار هيجاني و برو نگرا از كفايت مناسب برخوردار نمي باشد يكي از دلايل اساسي تفاوت هاي تنظيم هيجان را مي توان درتفاوتهاي شخصيتي آنها جست وجو كرد. نتايج اين پژوهش نشان داد كه افراد روان نژندي گرا در برخورد با تجربه منفي بيشتر از راهبردهاي ملامت خويش، پذيرش، نشخوارگري، ديدگاه گيري، فاجعه انگاري و ملامت ديگران استفاده مي كنند؛ در حالي كه افراد پايدار هيجاني از را هبردهاي تمركز مجدد مثبت و تمركز مجدد بر برنامه ريزي استفاده مي كنند. همچنين اين نتايج نشان داد كه افراد درون گرا بيشتر از راهبردهاي ملامت خويش، پذيرش، نشخوارگري، تمركز مجدد بر برنامه ريزي، فاجعه انگاري و ملامت ديگران استفاده مي كنند، در حالي كه افراد برون گرا بيشتر از راهبردهاي تمركز مجدد مثبت، ديدگاه گيري و ارزيابي مجدد مثبت بهره مي گيرند. به نظر مي رسد كه شيوه كنار آمدن افراد با استرس و تجربه هاي منفي با صفات شخصيتي همبسته مي باشد و افراد به طور خودكار از راهبردهايي استفاده مي كنند كه با صفت شخصيتي غالب آنها متناسب باشد.
رضوان و همکاران (1384)، به بررسی تأثیر تنظیم هیجانی _ به صورت سرکوب ابراز هیجان و ارزیابی مجدد آن_ بر نشخوار فکری و شاد کامی دانشجویان دختر خوابگاه دانشگاه اصفهان پرداختند . این پژوهش که از نوع نیمه آزمایشی است و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل ما نوا و آزمون تعقیبی استفاده شده است ، شامل سه گروه : سرکوب هیجان ، ارزیابی مجدد هیجان و گروه گواه می باشد. به کمک مصاحبۀ تشخیصی بر پایه معیارهای چهارمین نسخۀ دستنامه تشخیصی و آماری اختلالات روانی314 (DSM-IV) 75 نفر که علایم خلقی یا شخصیتی حادی نداشتند انتخاب شدند . برای گردآوری داده ها از ابزارهای: پرسش نامۀ شادکامی آکسفورد و پرسش نامه محقق ساخته در باره فیلم و پرسش نامه محقق ساخته برای پرت کردن حواس آزمودنی ها استفاده شد . میانگین سنی آزمودنی ها 2/20 سال و انحراف معیار 8/1 می باشد و همه رشته ها به غیر از رشته های علوم پزشکی در پژوهش شرکت داشتند. یافته های این پژوهش نشان داد که سرکوب ابراز هیجان نه تنها باعث بروز نشخوار فکری می شود بلکه بر کاهش شادکامی نیز مؤثر است ؛ ولی ارزیابی هیجان چنین تأثیری ندارد. از این رو افرادی که موفق به ارزیابی هیجان های خود شده بودند کمترین نشخوار فکری و بیش ترین میزان شادکامی را پس از دیدن فیلم نشان دادند . در تبیین یافته های این پژوهش می توان گفت افرادی که کوشش در پنهان کردن احساسات خود دارند همیشه در حال مقایسۀ رفتارهای خود در هنگام بروز هیجان با رفتارهای استاندارد (یعنی هنگامی که فرد هیچ هیجانی را تجربه نمی کند) هستند و می خواهند در هنگام روبروشدن با هیجان مانند زمانی رفتار کنند که هیچ هیجانی رخ نداده است. به طور کلی یافته های این بررسی در مورد تأثیر سرکوب ابراز هیجان بر شادکامی و نشخوار فکری نشان داد که سرکوب هیجان به دلیل کاهش منابع شناختی و افزایش توجه مبتنی بر خود، فراوانی افکار و در نتیجه نشخوار فکری را زیاد می کند. از سوی دیگر، به دلیل این که تنظیم هیجان به صورت سرکوب، توجه فرد را به سمت محرک ها و منابع درون فردی می کشاند، توانایی کنترل فرد را نسبت به محرکات بیرونی کاهش می دهد و این امر باعث احساس ناتوانی برای رویارویی با منابع بیرونی و در نتیجه کاهش شادکامی می شود.
صالحی و همکاران (1390)، در پژوهشی به بررسی رابطه بين راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان و مشکلات هيجاني (افسردگي، اضطراب، خصومت و حساسيت بين فردي) با توجه به عوامل فردي و خانوادگي پرداختند. در اين مطالعه همبستگي، از بين دانشجويان دانشگاه اصفهان 300 نفر که در رشته هاي مختلف تحصيل مي كردند، به روش نمونه گيري تصادفي چند مرحله اي انتخاب شدند. دو آزمون راهبردهاي شناختي تنظيم هيجانCERQ و آزمون90-SCL به همراه فرم اطلاعات دموگرافيک روي گروه نمونه اجرا شد. داده هاي پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS 5/11 و همچنين ضريب همبستگي پيرسون، همبستگي زيربنايي و رگرسيون گام به گام تحليل شدند. يافته ها نشان دادند که دو راهبرد شناختي تنظيم هيجان، از جمله، مصيبت بار تلقي کردن و نشخوار فکري، مي توانند پيش بيني کننده مشکلات هيجاني باشند. به علاوه، از بين عوامل فردي و خانوادگي، وجود استرس اخير در زندگي دانشجويان با تمامي مشکلات هيجاني و وجود حوادث شديد در زندگي فردي با خصومت رابطه دارد. نتيجه اي كه از اين پژوهش به دست آمد اين بود كه با توجه به يافته هاي تحقيق حاضر، حذف راهبردهاي غير موثر و آموزش راهبردهاي موثر تنظيم شناختي هيجان بهتر است بعنوان بخشي از مداخله در مشکلات هيجاني مدنظر قرار گرفته شود.
بیرامی و همکاران (1390)، به بررسی حساسیت اضطرابی، فرانگرانی و مؤلفه هاي تنظیم هیجانی در دانشجویان با نشانگان بالینی اضطراب اجتماعی و بهنجار پرداختند. این

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد بیش فعالی، مصرف مواد، کمبود توجه Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصرف مواد، استعداد اعتیاد، اضطراب اجتماعی