پایان نامه ارشد رایگان درمورد ناخودآگاه، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

جذاب به تصوير مي‌کشد. الکس در فيلم جذاب‌تر از کتاب و به گونه‌اي معصوم‌تر از آن است، براي نمونه، جريان حمله‌ي او در زندان به يک فرد ديگر در فيلم وجود ندارد و اين امر سبب مي‌شود الکس در سيستم زندان بيشتر قرباني به شمار آيد. همان‌طوري که خود کوبريک نيز به آن اشاره دارد، الکس از يک سو فردي پليد است، اما از سوي ديگر جذابيت‌هايي مانند صراحت کاملش، بذله‌گويي‌اش، هوشمندي‌اش و انرژي‌اش دارد.485 همان‌طوري که در فيلم پيشين نيز اشاره شد، اين نوعي تهييج به واسطه‌ي خشونت است.486 کوبريک در مصاحبه‌اش اين امر را نمي‌پذيرد که خشونت را جذاب نشان داده است و حتي قبول ندارد که يک اثر هنري بايد مسئوليتي غير از هنر بودن داشته باشد.487 کوبريک در پاسخ به مصاحبه‌کننده اذعان مي‌کند که به صورت شخصي به شخصيت شرور علاقه‌اي ندارد، اما اين چنين شخصيت‌ها را براي داستان‌گويي مناسب‌تر مي‌داند، زيرا مردم بيشتر علاقه دارند در باره‌ي نازي‌ها بخوانند تا مطالعه‌اي در باره‌ي سازمان ملل داشته باشند. او جاذبه‌ي الکس را در اين امر مي‌داند که مي‌توانيم او را در سطح ناخودآگاه خودمان پيدا کنيم و شايد همه‌ي ما در ناخودآگاهمان الکس بالقوه باشيم. وقتي شخصيتي با شوخي و جذابيت روايت مي‌شود، مخاطب با آن همذات پنداري مي‌کند، زيرا حس مي‌کند که او به تدريج در ناخودآگاهش رسوخ کرده است؛ نه به خاطر اين‌که الکس را دوست داشته باشد يا بخواهد از او در واقعيت تقليد کنيد. کوبريک اين شيوه‌ي روايت الکس را تحسين نمي‌داند و چنين انتقادي را اشتباه قلمداد مي‌کند و آن را در جهت افزايش مميزي ارزيابي مي‌کند.488
اما همان‌طور که خود کوبريک نيز اذعان دارد وقتي که شخصيتي با شوخي و جذابيت روايت شود، همذات‌پنداري صورت مي‌پذيرد و طبق تصريح برخي، با آن‌که کوبريک صريحاً مي‌گويد موافق ديدگاه الکس در فيلم نيست، اما نمي‌تواند اين امر را کتمان کند که فيلم به گونه‌اي است که دست‌کم حق الکس مي‌داند ـ به خاطر شرايط زمانه و يا هر علت ديگر ـ تصورات فسادآميز داشته باشد يا تجاوز و خشونت را سرگرمي خود بداند489 و همين مقدار براي ما کافي است که اين جذابيت شخصيت الکس را عاملي در تصويرگري خشونت به شکلي اخلاقاً معيوب بدانيم. زيرا جذاب نشان دادن شخصيت خشونت‌گرا، بيان‌گر اين ديدگاه است که خشونت الزاماً امر بدي نيست و در برخي حالت‌ها لازم يا اجتناب‌ناپذير است.
همان‌طوري که پکين‌پا نيز خشونت را بخش ذاتي انسان مي‌دانست و حتي خشونت را عاملي براي بقاي انسان معرفي مي‌کند،490 کوبريک نيز بر اين باور است که انسان‌ها در خود الکسي بالقوه دارند و يه خشونت علاقه دارند، ولي نمي‌خواهند آن را بپذيرند و همچون پکين‌پا شيوه‌ي هاليوود در نمايش خشونت را اشتباه دانسته و به دنبال نشان دادن تصوير واقعي خشونت است.491
اين ديدگاه در واقع از ديدگاه رابرت اردري492 نمايش‌نامه‌نويس و فيلم‌نامه‌نويس امريکايي که تحصيلات دانشگاهيش را در رشته‌ي انسان‌شناسي493 دنبال کرده است، منشأ مي‌شود. اردري بر اين باور است که انسان‌ها هم مثل حيوانات به طور غريزي خواهان تصرف و دفاع از محل زندگي خود هستند. او تبار انساني را با نوعي ميمون هم‌نوع‌خوار يکي دانسته و انسان را ضرورتاً متخاصم و خشونت‌طلب معرفي مي‌کند که خشونت ذاتي او است.494 پکين‌پا و کوبريک هر دو تحت‌تأثير اين انديشه‌ي اردري بوده‌اند و تلاش کرده‌اند اين ديدگاه در زمينه‌ي خشونت را در هنرشان تبيين کنند و هر دو در مصاحبه‌هايشان نيز به اردري اشاره مي‌کنند.495
کوبريک در يک امر ديگر نيز با پکين‌پا اشتراک ديدگاه دارد. او هم مانند پکين‌پا تأثير منفي خشونت در فيلم بر مخاطب را نفي مي‌کند و ادعا دارد که اين خشونت ـ همچون ديدگاه ارسطويي ـ باعث تزکيه مي‌شود.496 در يکي از مصاحبه‌ها، او مدعي است که هيچ مدرک مثبتي در اين باره وجود ندارد که خشونت در فيلم‌ها يا تلويزيون خشونت اجتماعي را سبب مي‌شود. همچنين متمرکز کردن توجه خود بر اين جنبه‌ي خشونت را نديده گرفتن علت‌هاي اصلي همچون گناه اصلي (ديدگاه ديني)، استثمار ناعادلانه‌ي اقتصادي (ديدگاه مارکسيستي)، سرکوفتگي عاطفي و رواني (ديدگاه روان‌شناختي)، عامل‌هاي ژنتيکي (ديدگاه زيست‌شناختي) و انسان ـ ميمون قاتل (ديدگاه تکامل‌گرايي) تلقي مي‌کند. او تلاش در بستن هر مسئوليتي براي هنر به مثابه‌ي سبب زندگي را مطرح کردن قضيه از جنبه‌ي وارونه‌اش مي‌داند، زيرا هنر فقط عبارت از دوباره شکل دادن به زندگي است، اما زندگي نمي‌آفريند يا سبب زندگي نيست. او بر اين باور است که خشونت و اروتيسم در اين فيلم براي پيشبرد درام و باورپذيري پايان داستان ضروري است.497
نکته‌ي ديگري که جنبه‌ي اخلاقاً معيوب خشونت در “پرتقال کوکي” را نشان مي‌دهد، توجه به موسيقي خاص صحنه‌هاي خشونت و تجاوز و حالت طنزگونه‌ي برخي از صحنه‌ها است. موسيقي در چنين صحنه‌ها مي‌تواند جنبه‌اي فرهنگي از موسيقي به تصوير منتقل کند498 و بر اين اساس خواندن ترانه‌ي “آواز در باران”499 در صحنه‌هاي تجاوز يا علاقه‌ي وافر الکس به “سمفوني شماره‌ي نُه”500 بتهوون را مي‌توان در اين راستا ارزيابي کرد. کوبريک در مصاحبه‌اي، علاقه‌ي الکس به اين موسيقي‌ها را از اين باب مي‌داند که فرهنگ از اين‌که هر گونه تأثير اخلاقي پالاينده‌اي نسبت به جامعه داشته باشد، شکست خورده است و از همين رو است که الکس همچون هيتلر به آثار هنري علاقه دارد، ولي از آن‌ها تأثير مثبت و اخلاقي نمي‌گيرد.501 البته اين نکته يعني استفاده‌ي خاص از موسيقي و طنز، در واقع به نکته‌ي قبلي برمي‌گردد و در راستاي همان جذاب به تصوير کشيدن شخصيت خشونت‌طلب الکس ارزيابي مي‌شود که توضيح کامل آن بيان شد.
نکته‌ي ديگري که جنبه‌ي غيراخلاقي بودن خشونت در فيلم “پرتقال کوکي” را نشان مي‌دهد، شيوه‌ي به تصوير کشيدن خشونت با تمام جزييات است. در اين باره که چگونه پرداختن به جزييات خشونت، اين جنبه را ذيل قبح اخلاقي مي‌برد، در فيلم پيشين اشاره شد و در اين‌جا دوباره تکرار نمي‌شود. تا اين‌جا تکليف پرسش نخست روشن مي‌شود و اين جنبه ذيل قبح اخلاقي قرار مي‌گيرد، اما بايد سببيت اين جنبه براي ارزيابي اخلاقي فيلم را نيز بررسي کنيم (پرسش دوم).
با توجه به آن‌چه در باره‌ي خشونت در فيلم “گريز” نيز مطرح شد، در “پرتقال کوکي” اين جنبه مانعي براي پاسخ درخور مخاطب اخلاقاً حساس به فيلم به شمار مي‌رود و مانع جذب شدن به فيلم مي‌گردد (طبق ديدگاه کرول) و بيان‌گر ديدگاهي اخلاقاً معيوب است که سبب مي‌شود همراه پاسخ‌هاي توصيه شده توسط اثر، از جايگاهي بالاتر پاسخي ديگر توصيه شود و مخاطب نتواند پاسخ درخور به اثر بدهد (طبق ديدگاه گات). از اين‌رو طبق هر دو ديدگاه، اين اثر به دليل داشتن اين جنبه‌ي اخلاقي مي‌تواند مورد ارزيابي اخلاقي قرار گيرد. همچنين از آن‌جايي که باورپذيري شخصيت الکس و دوستانش و همچنين باورپذيري کارهايي که به عنوان سرگرمي ـ عادت انجام مي‌دهند، که نقش مهمي در باورپذيري روايت دارند، از ديدگاه کي‌يران نيز مي‌توان گفت اين فيلم ويژگي لازم براي ارزيابي اخلاقي را دارد. پس مي‌توان جنبه‌ي نخست اخلاقي فيلم (خشونت) را اين ‌گونه جمع‌بندي کرد که اين مؤلفه:
1ـ يک ويژگي اخلاقي به شمار مي‌رود.
2ـ اين ويژگي در زمره‌ي قبح اخلاقي جاي مي‌گيرد.
3ـ طبق هر سه منظر ميانه‌رو، اين ويژگي باعث قابليت ارزيابي اخلاقي براي اثر مي‌شود.

2ـ2ـ1ـ2ـ اروتيسم
به همان ميزان که خشونت در اين اثر موج مي‌زند، اروتيسم نيز رکن اساسي روايت آن به شمار مي‌رود. برهنه‌نگاري، گفتارهاي اروتيک، رفتارهاي اروتيک، تصويرگري تجاوز به صورت طنز و جذاب، تصويرگري ارتباط جنسي به صورت طنز و جذاب و استفاده از موسيقي با کارکردي که در بخش پيشين بيان شد، همگي بيان‌گر اين امر هستند که اين جنبه يکي از مهم‌ترين جنبه‌هاي فيلم است. روشن است که اين جنبه، يک جنبه‌ي اخلاقي به شمار مي‌رود و همچنين ذيل قبح اخلاقي جاي مي‌گيرد. هر آن‌چه در جنبه‌ي اروتيسم “گريز” مطرح شد، در اين‌جا تکرار مي‌شود که نشان‌گر سببيت اين جنبه براي ارزيابي اخلاقي از منظر هر سه ديدگاه ميانه‌رو است. از اين‌رو مي‌توان به عنوان جمع‌بندي، جنبه‌ي دوم اخلاقي فيلم (اروتيسم) را اين ‌گونه جمع‌بندي کرد که اين مؤلفه:
1ـ يک ويژگي اخلاقي به شمار مي‌رود.
2ـ اين ويژگي ذيل قبح اخلاقي جاي مي‌گيرد.
3ـ طبق هر سه منظر ميانه‌رو، اين ويژگي باعث قابليت ارزيابي اخلاقي براي اثر مي‌شود.

2ـ2ـ1ـ3ـ آزادي اراده
يکي از مهم‌ترين جنبه‌هاي اين اثر، بحث آزادي اراده و اختيار است. فيلم با آن‌که بيان‌گر داشتن اختيار انسان در اعمال و رفتارش است، از منظر ديگري به اين موضوع مي‌پردازد. پرسش‌هاي مهمي در فيلم مطرح مي‌شود که عبارتند از: آيا انسان‌هاي خبيثي همچون الکس بايد حق انتخاب داشته باشند؟ آيا انسان‌هاي ديگر حق از بين بردن اختيار فرد مجرم را دارند؟ آيا انساني که از او سلب اختيار شده است، همچنان انسان است؟ همچناني که مي‌توان براي اين پرسش‌ها در شاخه‌هايي از علوم انساني پاسخ يافت، در اخلاق نيز مي‌توان اين موضوع را برررسي کرد و به همين جهت اين جنبه را مي‌توان جنبه‌ي اخلاقي فيلم دانست. پاسخ فيلم به اين چنين پرسش‌ها اين است که انسان بايد اراده و اختيار داشته باشد، حتي اگر در راه بدي از آن بهره ببرد و از بين بردن اراده‌ي انسان ـ آن‌گونه که در پروسه‌ي انزجاردرماني براي الکس در فيلم صورت مي‌پذيرد ـ مي‌تواند نتايج هولناکي نسبت به اصل انسانيت داشته باشد. اين ايده از جانب خود کوبريک و ديگراني نيز به عنوان يک جنبه‌ي مهم فيلم بيان شده است.502 عنوان فيلم نيز به همين امر اشاره دارد. پرتقال کوکي اصطلاحي است که گاهي به عنوان ضرب‌المثل براي توصيف امور عجيب و غريب به کار مي‌رود. در فيلم، اين عنوان اشاره به اين امر دارد که موجودي ارگانيک، عملي مکانيکي انجام دهد.503 همچون الکس که تبديل به موجودي مکانيکي ـ اخلاقي مي‌شود.
برخي اين جنبه از فيلم را به صورتي ديگر تفسير کرده‌اند و آن را به انديشه‌ي نيچه ارتباط داده‌اند. به اين صورت که الکس کوکي شده را به صورتي تفسير کرده‌اند که معادل “ابرمرد”504 نيچه است که در آثار ديگر کوبريک همچون “دکتر استرنج لاو يا: چگونه ياد گرفتم از نگراني دست بردارم و بمب را دوست داشته باشم”505 (1964) و به شکلي فراگيرتر در “2001: يک اوديسه‌ي فضايي”506 (1968) نيز مطرح شده است. همچنين در همين تفسير نيچه‌اي از “پرتقال کوکي” الکس به عنوان انسان ديونيزوسي مطرح مي‌شود که با درمان قصد دارند او را به انسان آپولوني نزديک کنند507 که در واقع به معناي از بين بردن اصالت او به عنوان انسان و تبديل او به موجودي بي‌اختيار و ماشيني است. در تفسيري ديگر اين جنبه از فيلم به عنوان روايتي شعارگونه با مايه‌ي مسيحي خوانده شده است که بيان مي‌کند براي يک انسان بهتر است صاحب اراده‌ي آزاد باشد، حتي اگر منحصراً اراده معطوف به گناه باشد، تا اين‌که به نمونه‌ي کوکيِ فضيلت مبدل شود.508
حال بايد به بررسي اين امر بپردازيم که اين جنبه از فيلم ذيل حسن اخلاقي قرار مي‌گيرد يا در زمره‌ي قبح اخلاقي به شمار مي‌آيد. در واقع طبق ديدگاه مختار، اين جنبه حسن اخلاقي اثر به شمار مي‌رود، زيرا اختيار را لازمه‌ي انسانيت مي‌داند و با آن‌که چنين چيزي را احتمالاً از منظر انسان‌گرايانه تحليل مي‌کند، با مؤلفه‌ي مهمي در ديدگاه فرااخلاقي مختار همخواني دارد که اختيار را لازمه‌ي رسيدن به کمال مي‌داند. همچنين اين‌که از بين بردن اختيار يک فرد، حتي اگر مجرم باشد، نيز در فيلم و در ديدگاه مختار محکوم است. از اين‌رو اين جنبه‌ي اخلاقي فيلم به روشني حسن اخلاقي فيلم به شمار مي‌رود. اين امر تکليف پرسش نخست ما را روشن مي‌سازد.
براي بررسي پرسش دوم، ابتدا به سراغ ديدگاه “اخلاق‌گرايي ميانه‌رو” مي‌رويم. آيا نگرش فيلم در زمينه‌ي اراده، با جذب مخاطب به اثر و پاسخ درخور به آن در ارتباط است؟ اگر بگوييم که اين جنبه‌ي اثر ممکن است از ديد مخاطب اخلاقاً حساس پوشيده بماند، در اين صورت طبق ديدگاه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دینامیکی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دینامیکی