پایان نامه ارشد رایگان درمورد منابع طبیعی، نظام اخلاقی، رفتارهای اخلاقی، رشد شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

میگیرد. اخلاق حرفهای در مفهوم نوینش بر اصل «محیط حق دارد و سازمان تکلیف» بنا نهاده شده است (ساجدی و نعمتی،1391: 60).
مقصود از اخلاق حرفه‬اي مجموعه قواعدي است که بايد افراد داوطلبانه و بر اساس نداي وجدان و فطرت خويش در انجام کار حرفه‬اي رعايت کنند؛ بدون آن که الزام خارجي داشته باشند يا در صورت تخلف، به مجازات‬هاي قانوني دچار شوند (مبینی و همکاران،1389: 139).
اخلاق حرفه‬اي، به منزله شاخه‬اي از دانش اخلاق به بررسي تکاليف اخلاقي در يک حرفه و مسائل اخلاقي آن مي‬پردازد و در تعريف حرفه، آن را فعاليت معيني مي‬دانند که موجب هدايت فرد به موقعيت تعيين شده همراه با اخلاق خاص است (قراملکی،1382: 137).
در تعريف اخلاق حرفه‬اي به موارد زير اشاره شده است:
1. اخلاق حرفه‬اي رفتاري متداول در ميان اهل يک حرفه است.
2. اخلاق حرفه‬اي مديريت رفتار و کردار آدمي هنگام انجام دادن کارهاي حرفه‬اي است.
3. اخلاق حرفه‬اي رشته‬اي از دانش اخلاق است که به مطالعه روابط شغلي مي‬پردازد.
4. اخلاق حرفه‬اي عبارت است از مجموعه‬اي از قوانين که در وهله اول از ماهيت حرفه و شغل به دست مي‬آيد (مبینی و همکاران،1389: 140).
اخلاقکار37
به دلیل اینکه در ادامه مطالب بحث اخلاقکار به طور تفصیلی مورد بررسی قرار میگیرد، از تکرار آن در این قسمت خودداری شده و تنها جزئی از مفهوم آن ارائه میگردد.
منظور از مفهوم اخلاقکار، این است که نیروهای کاری بر دو دسته‬اند؛ بعضی تمایل فراوان به فعالیت، تلاش و کوشش دارند و سکون و آرامش را پسندیده نمی‬دانند و فضایل اخلاقی آنان در کارهایشان شکوفا می‬گردد. برعکس، گروهی هم تمایل به کار و مجاهدت ندارند و تنها با نیروهای جبری و فشارهای بیرونی باید آنان را به کار وادار کرد. البته از اخلاق نیک، آن است که انسان فعال باشد و محصول فعالیت او برای همنوعانش مفید و ثمربخش واقع شود. هر کس با انجام کاری که قابلیت و توانایی آن را در خود احساس می‬کند، به جامعه انسانی خدمت می‬کند و در جهت رفع مشکلات جامعه یا برای ارتقای ابعاد گوناگون آن باید سعی و تلاش پیگیر و مستمر داشته باشد (خانیجزنی،1387: 92).
2-1-2) کار38
کار فعالیتی خاص جوامع بشری است و به عنوان یک ضرورت در زندگی اجتماعی مطرح است. در انطباق با تحولات جوامع، کار نیز با تقسیمات گوناگون دستخوش تغییر گردید. تا پیش از انقلاب صنعتی تقسیم کار ساده و بر مبنای جنس و سن بود با ورود صنعت و دگرگون شدن ساختارهای جامعه، تقسیم کار اجتماعی نیز پیچیده شد (پوریوسفی و همکاران،1391: 136).
کوشش بخشی جدائی‬ناپذیر از زندگی انسان است. کار ممکن است با تغییر شرایط اشکال مختلف به خود بگیرد ولی همیشه به عنوان عاملی در زندگانی ما موجود است. زندگی یک تلاش است. پیشرفت همیشه در سایۀ تلاش ممکن می‬شود و بدون آن زندگی مفهوم و معنای خود را از دست می‬دهد؛ پیشرفت‬های ماشینی کار و کوشش را غیرضروری ننموده است، بلکه به آن شکل تازه‬ای بخشیده و برای ما در این مسئله دریچۀ تازه‬ای گشوده است. در دید اقتصادی کار یک عنوان کلّی است که به مجموعۀ خدماتی که به تولید محصول39 می‬انجامد و نیروی انسانی و توانائی و امکانات جسمی و روانی وی را بکار می‬برد اطلاق می‬گردد (کامیابی،1389: 13).
2-1-2-1) تعریف کار
از نظر فلسفی، هر فعلی که در جهان صورت می‬گیرد، کار است و از نظر اقتصادی هر فعالیتی که به تولید یا عرضه کالا و خدمات منجر شود و منافع مالی را به دنبال داشته باشد، کار محسوب می‬شود. به لحاظ جنبه ارزش کار، پیامبر اکرم (ص) در حدیثی از نهج ‬الفصاحه می‬فرماید: «خداوند کسی را که کاری را آغاز کرده است و آن را کامل کند دوست دارد» (خانی‬جزنی،1387: 92).
فرامرزی به نقل از حسینی (1385: 8) کار را جوهره فکری و عملیاتی انسان در محیط طبیعی و اجتماعی میداند. انسان به واسطه فعالیت، اندیشه و عملیات جوارحش توانسته کار کند و با تغییر محیط پیرامونی شرایط بهتری را برای خود و زندگی‬اش فراهم بیاورد. مفهوم کار در دو دوره طولانی حیات انسان یعنی آن زمان که بدون هیچ دخل و تصرفی در طبیعت به جمع‬آوری خوراک می‬پرداخته و دوره بعدی که برای تأمین مایحتاج غذایی‬اش شروع به مهاجرت می‬کند، مفهوم ساده‬ای بوده است؛ امّا از وقتی ابزارسازی در کنار این نوع زندگی ظاهر می‬شود این مفهوم با تغییراتی مواجه می‬گردد. در واقع ابزارسازی آدمها را در دو سو تقسیم‬بندی می‬کند؛ افرادی که فقط روی زمین کار می‬کنند و عده‬ای که امکانات و ابزارهای کار روی زمین را فراهم می‬آورند. این عده همان صنعت‬گران یا پیشه‬وران بودند. از طرفی جامعه انسانی وقتی گسترش می‬یابد خود به خود تقسیم اجتماعی کار توسعه پیدا می‬کند. به تدریج با توسعه جوامعی که به صورت خانوادگی و خویشاوندی زندگی می‬کردند نماد حکومت ظاهر می‬شود و در نهایت به دوران پیدایش صنعت جدید می‬رسد که با ماشین بخار آغاز می‬شود و تحول عمده‬ای در مفهوم کار و تولید ایجاد می‬کند.
2-1-2-2) تفاوت کار و حرفه40
ویژگی اساسی دنیای جدید، گسترش فوق العاده سازمانهاست. آنها همه جنبههای زندگی را در برگرفتهاند به گونهای که تقریباً به هیچ وجه نمیتوان از اثرات آنها در امان بود (احمدی،1391: 22). واژه کار و حرفه در سازمانها بسیار شنیده میشود و گاهی نیز به جای یکدیگر مورد استفاده قرار میگیرد؛ حال مسئله اصلی این است که آیا این دو واژه دارای معنایی مشابه هم هستند یا به اشتباه در دید عوام قرابت معنایی پیدا کردهاند؟
کار، به عنوان امری اقتصادی در کنار سایر امور اقتصادی مثل تولید، مصرف، پسانداز و … در هر جامعهای فرهنگ خاصی دارد. کار از دید فرهنگی، همان دنیای ذهنی شناختها و ارزشهایی است که افراد یک جامعه نسبت به کار دارند (طاهری دمنه و همکاران،1390: 32). معیدفر به نقل از پارسونز41 (1386: 7)، کار را یکی از سه نهاد اصلی شکلگیری و دوام نظام اقتصادی میداند که در عصر حاضر از سایر نهادهای اجتماعی تمایز بیشتری یافته و بطور مؤثر بر کل نظام اجتماعی و تغییر و تحولات آن تأثیرگذار است.
در حالیکه، واژه حرفه در معنای وسیع کلمه صرفاً به معنای شغل یک شخص است امّا در معنایی محدودتر به نوع خاصی از فعالیت اشاره می‬کند که: اولاً شخص، همراه با آن دارای موقعیتی خاص می‬شود و ثانیاً با اصول اخلاقی خاصی گره خورده است. به طور سنتی حرفه با یک دانش و آگاهی وسیع (که میزان مهارت در آن، معین‬کننده درجه شخص در میان درجات مختلف حرفه است؛ لااقل به صورت جزئی) و یک وضع ایده‬آل خدمت مشخص می‬شود. از آنجا که دانش و آگاهی وسیع، پتانسیلی برای اعطای قدرت، پول و مقام را داشت، انتظار می‬رود که صاحبان حرفه از مهارتهایشان به سود جامعه استفاده کنند (حمیدیه،1381: 8).
بسیاری از اندیشمندان حرفه را متمایز از کار میدانند. در تعریف کار گویند: حرفهای که با مشکلات خاص خود همراه است و در واقع کار را حرفه اضطراری دانسته که در آن یا ما خود را ملزم به انجام آن می‌کنیم و یا از طرف دیگران مکلف به انجام اموری هستیم. همچنین کار را مجموعه اعمالی میدانند که انسان به کمک مغز، دست، ابزار و ماشین‌ها برای استفاده عملی از ماده روی آن انجام می‌دهد و این اعمال نیز متقابلاً بر انسان اثر می‌گذارد و او را تغییر می‌دهد. به طور کلی از این دو دیدگاه پیرامون حرفه و کار درمی‌یابیم که «حرفه» مفهومی عام‌تر از «کار» است به نحوی که مفهوم کار را دربرمی‌گیرد ولی تمام مصادیق کار قابل اطلاق به حرفه نیست و نیز در تعریف حرفه، آن را یک تکلیف شغلی و کاری با کارآموزی و تعلیم که به یک زمینه از علم، هنر یا دانش اختصاص پیدا می‌کند، دانسته‌اند (عاملی،1387: 3).
2-1-3) اخلاقکار
امروزه در تجزیه و تحلیل رفتار سازمان‬ها، پرداختن به اخلاق و ارزش‬های اخلاقی یکی از الزامات است .نماد بیرونی سازمان‬ها را رفتارهای اخلاقی آنها تشکیل می‌دهد که خود حاصل جمع ارزش‬های گوناگون اخلاقی است که در آن سازمان‬ها، ظهور و بروز یافته است (تولایی،1388: 15)، که آن را میتوان اخلاقکار در سازمانها نامید.
2-1-3-1)تعریف اخلاق‬کار
اخلاقکار به نقل از چرینگتون42 (2006: 154) به عنوان یک تلاش مثبت در جهت انجام کار است؛ یک اعتقاد راسخ که کار به خودی خود مهم میباشد و داشتن شغل خوب برای هر فرد امری حیاتی است. در واقع این تعریف به کارکنانی اشاره دارد که، بسیار فعال بوده و کالاها و خدمات خود را با کیفیت بالایی تولید میکنند (ویمبا43،2011: 18).
از جهت دیگر، اخلاق‬کار متعهد شدن توان ذهنی، روانی و جسمانی فرد یا گروه به اندیشه جمعی در جهت اخذ قوا و استعداد درونی گروه و فرد برای توسعه به هر نحو است. اخلاق‬کار مهم‬ترین عامل فرهنگی در توسعه اقتصادی محسوب می‬شود. منابع انسانی، پایه اصلی ثروت ملت‬ها را تشکیل می‬دهند. سرمایه و منابع طبیعی، عوامل تبعی تولیدند، درحالی‬که انسان‬ها عوامل فعالی هستند که سرمایه‬ها را متراکم می‬سازند، از منابع طبیعی بهره‬برداری می‬کنند، سازمان‬های اجتماعی – اقتصادی و سیاسی را می‬سازند و توسعه ملی را به جلو می‬برند (کاویان،1384: 45).
فرامرزی به نقل از حسینی (1386: 8) تعریف ساده‬ای از اخلاق‬کار ارائه می‬دهد که طبق آن فرد باید در جایگاهی قرار گیرد که :
1- صلاحیت انجام آن کار را داشته باشد.
2- بخواهد و بتواند این کار را در چارچوب تعریف شده انجام دهد.
بنابراین اگر این دو شرط مترتب بر افراد باشد «اخلاق کار» به صورت مطلوبی رعایت شده است.
به طور کلی، اخلاقکار مظهر ارزشهای شخصی فرد است و هدف اصلی آن عبارتند از اینکه کار بایستی معنادار باشد (پورتر44،2010: 535). اخلاقیات کار یکی از جنبه‬های مهم فرهنگ در سازمان است و به سمتی پیش می‬رود که به بخشی از راهبرد یک سازمان تبدیل گردد. درک مفهوم اخلاقیات به طور کلی و در معنای خاص آن زیربنای ایجاد و حفظ یک نظام اخلاقی در جامعه و به تبع آن در سازمان‬هاست.
بحث اخلاقکار برای اولین بار در اوایل قرن بیستم توسط ماکس وبر45 (1905-1904) با عنوان اخلاقکار پروتستانی در جامعه غرب مطرح شده است؛ وی بر تعهدکاری و ارزشهای مطرح برای فرد که باعث اهمیت یافتن کار شده است، تأکید میکند (ریموند و همکاران46،2010: 10). رفتار و اخلاق در عمق باورها و ارزش‬های مورد قبول فرد ریشه دارد. بنابراین درک مفهوم اخلاقیات کار، مستلزم توجه به ارزشهای بنیادین افراد، شناخت همه جانبه علل بروز رفتارهای اخلاقی و غیر اخلاقی و نیز اتخاذ تدابیری جهت استقرار و حفظ نظام اخلاقیات در سازمان‬هاست (الوانی و همکاران،1389: 26).
2-1-3-2) ابعاد اخلاق‬کار
اخلاقکار خود به عنوان یک پدیده درون سازمانی نمایان است که دو دسته عوامل بر آن تأثیرگذار است: دسته اول شامل عواملی هستند که در خارج از محیط کار قرار دارند مانند خانواده، مدرسه، رسانهها و ویژگیهای فردی و پایگاه فرد. دسته دوم عواملی هستند که در محیط کار قرار دارند؛ مانند موقعیت فرد در محل کار، نوع مدیریت و سبک آن، سازمان کار (فضای فیزیکی محیط کار، شرایط محیط کار، تنظیم روابط انسانی)، ایجاد انگیزش و زمینههای انگیزشی (توسلی و نجارنهاوندی،1387: 44). در سال 1995 گریگوری سی.پتی47 ابعاد چهارگانهای را برای اخلاق‬کار عنوان نمود که در تحقیقات بسیاری چه در خارج و چه در داخل مبنای استفاده قرار گرفت؛ این ابعاد عبارتند از:
دلبستگی و علاقه به کار48
پشتکار و جدیت در کار49
روابط سالم و انسانی در محل کار50
روح جمعی و مشارکت در کار51 (پتی،1995: 64).
1. دلبستگی و علاقه به کار
اگر سازمانی بتواند دلبستگی شغلی را در بین کارکنان نهادینه نماید، آن سازمان نیازی به مدیر ندارد. براساس تحقیقات دلبستگی از زمان تولد آغاز و تا پایان زندگی همراه انسان خواهد بود، دلبستگی ابتدا به مادر به عنوان منبع تغذیه کننده نوزاد بشری است. در طول زندگی به مقتضای رشد شناختی دلبستگی نیز متحول گشته گاهی دلبستگی والدین، به مدیر یا مربی و یا حتی مدرسه، دانشگاه یا محل کسب و کار تبدیل می‬گردد. متأثر از شرایط جنسیتی، سنی، رشد شناختی و تحصیلاتی احساس دلبستگی نمایان می‬گردد. باید به شغل دلبستگی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد اخلاق سازمانی، مدیریت اخلاقی، مسئولیت اجتماعی، اصول اخلاقی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد رضایت شغل، رضایت شغلی، رفتار اخلاقی، نیروی انسانی