پایان نامه ارشد رایگان درمورد مليحه، مادري، پيدا، زني

دانلود پایان نامه ارشد

با گذشت را از مادر بيان مي‌كند “به مادر طاهر، مارجان مي‌گفتند و اين در دهکده‌هايي پر از درخت زيتون يعني مادري عزيزتر از زمين و زيتون” (همان،1388الف:81).
نجدي هركجا از مادري صحبت مي‌كند او را با همين ويژگي‌ها عنوان مي‌كند. دلسوز و مهربان، دوست داشتني. عشق به فرزند و پديده مادري چيزي است كه در داستان “سپرده به زمين” شكلي ديگر به خود مي‌گيرد. در اين داستان به زن و شوهري برمي‌خوريم كه زندگي سرد و خاموشي را به پيري مي‌رسانند و آرزوي آنان داشتن فرزندي است كه به زندگي آنان رونقي بدهد اما سهم آنان تنها فرزند مرده‌اي است كه زير پل پيدا مي‌شود و آنان راضي مي‌شوند او را خاك كنند ، برايش سنگ قبر بخرند و به اين گونه صاحب فرزندي باشند. آنها هيچ وقت نمي‌توانند براي او اسمي انتخاب كنند و روزهاي خود را با ياد‌آوري روزي كه بچه پيدا شد و آنان او را تا قبرستان بدرقه كردند سپري مي‌كنند. وقتي قبركن‌ها رفتند، مليحه و طاهر او را دوباره درآوردند و به خاك سپردند به اين اميد كه براي او نامي پيدا كنند. آرزوي مليحه مادر شدن است و زماني كه كسي او را مادر صدا مي‌زند همه چيز در نگاه او رنگ ديگري مي‌گيرد”يه بچه بود مادر، کوچولو بود. طاهر، بازوي مليحه را گرفت. پل و آن مرد و رودخانه دور زدند و از چشمهاي مليحه رفتند. از جيپ فقط يک مشت خاک ديده مي‌شد که به طرف دهكده مي‌رفت. اون مرد به من گفت مادر، شنيدي طاهر؟ به من گفت …” (نجدي،1388الف:9). مليحه آن زمان كه از كنار زنبيلي كه بچة مرده در آن قرار دارد رد مي‌شود حس مادرانه‌اي به او دست مي‌دهد “مليحه صورتش را برگرداند و در حالي که احساس مي‌کرد چيزي دارد از پوست سينه به پيراهنش نشست مي‌کند، از کنار زنبيل رد شد” (همان،1388الف:11).
داستان (A+B) مادر به چند گونه توصيف مي‌شود. زني مهربان كه مدام نگران فرزندش است، ديگر مادري كه او را موجود مزاحمي مي‌بيند كه براي او دست و پاگير است و كاش او نبود تا به زندگيش سر و ساماني مي‌داد و جواني خود را حرام نمي‌كرد. مادر رواي در اين قسمت زني است که دنيا به او ظلم کرده است “از اورشليم تا اينجا کسي را نديدم که به مضحکي شما گريه کند، آن سياهي را در بالکن مي بينيد؟ آن زن که چادر سياه به سر دارد و به سينه اش مشت مي زند، مادر شماست، از اورشليم تا اينجا کسي را نديده‌ام به تلخي مادر شما گريه کند، دنيا به او خيلي بدي کرده است” (نجدي،24:1387) چهره‌اي که نجدي از مادر در اين داستان بيان مي‌کند به سه شکل نمايان مي شود. ابتداي داستان، زني است که در فضاي سرد و بي‌روح خانه، فضايي که مرگ بر تمام زواياي آن حاکم است، براي رفتن به مهماني آماده مي شود. در لباس ساده خاکستري، صورت بدون آرايش و چهرهاي که هنوز براي عموها جذابيت داشت راهي مي‌شود.
“مادرم،با فروتني و با اندوه، به جاي انتخاب يک پيراهن سفيد و يقه باز و کوتاه، پارچه‌اي خاکستري و پاييزه‌اي را، در طرحي ساده و بلند ، دوخته و به يک بار پرو قناعت کرده بود. چرا که پوست سفيد و براق و تقريبا صاف، چشمان نجيب و سرد او، هنوز مي‌توانست وي را بيوه محترم و خواستني نشان دهد” (همان،15:1387).
در اين قسمت هنگام خارج شدن از خانه او به پسر تک

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره اختلال بدشکلی بدن، بیماران مبتلا، افراد مبتلا، افسردگی اساسی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره اختلال بدشکلی بدن، افراد مبتلا، فوبی اجتماعی، اختلال شخصیت