پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصرف مواد، مواد مخدر، سوء مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

ی مقدار خی دو محاسبه شده ( 99/5χ²=) درسطح(05/0=α) و مقدار( 52/2=Φ) می تواند نشان دهنده نقش وضعیت شغلی افراد در گرایش به مصرف مواد مخدر باشد . همچنین که اکثریت افراد معتاد (82 در صد) در طول تحصیل بیشتر ازافراد سالم ( 18 در صد) مردود شده اند. مقدار شدت همبستگی( 62/0=Φ) و معنی داری آن در سطح (05/0=α) می تواند نشان دهنده نقش شکست تحصیلی در گرایش به مصرف مواد مخدر باشد. و در مورد رابطه بین محل زندگی و اعتیاد به مواد مخدرنتایج این بررسی نشان می دهد که 90 درصد افراد معتاد در مناطق فقیرنشین ساکن بوده اند و تنها 10 درصد از افرادسالم در این مناطق ساکن هستند . این پژوهش نشان داد که در بین عوامل فردی ، علائم افسردگی مهمترین عامل در گرایش به مصرف مواد مخدر است. در مورد عامل تمایل به سیگار کشیدن ، این پژوهش نشان داد که بین سیگار به عنوان اولین ماده مصرفی و گرایش به مصرف مواد مخدر رابطه معنی داری وجود دارد . در بین عوامل خانوادگی ، این پژوهش نشان داد که بین طلاق و گرایش به مصرف مواد مخدر رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد که بین شکست تحصیلی در طول تحصیل و گرایش به مصرف مواد مخدر رابطه معنی داری وجود دارد ، همچنین بین وضعیت شغلی افراد ، آشفتگی و نامناسب بودن محل زندگی و مصرف مواد مخدر توسط اعضای خانواده وگرایش به اعتیاد رابطه معنی داری وجود دارد.
سیام و همکاران(1384)، به بررسي شيوع سوء مصرف مواد اعتياد آور بين دانشجويان پسر دانشگاههاي مختلف شهر رشت پرداختند. اين تحقيق که از نوع توصيفي مقطعي بود روي 800 نفر از دانشجويان پسر دانشگاههاي مختلف دولتي، آزاد،پيام نور و جامع علمي كاربردي شهر رشت انجام گرفت. دانشجويان به طريق نمونه گيري تصادفي و جمع آوري اطلاعات توسط پرسشنامه توام با مصاحبه انجام گرفت. از آزمون آماري كاي دو و نرم افزار آماریSPSS براي تجزيه و تحليل روابط بين متغيرها استفاده شد. نتایج نشان می دهند که ، ميزان سوء مصرف مواد مخدر و سيگار در دانشجويان مجرد بيشتر از دانشجويان متاهل است و انجام آزمون كا ي دو در اين زمينه رابطه معني داري را نشان داده است( 01/0P ). نتایج این پژوهش نشان می دهد که بيشترين درصد دانشجوياني كه سابقه مصرف مواد مخدر و سيگار را ندارند كساني هستند كه در منزل شخصي و همراه خانواده خود زندگي مي كنند، درحالي كه بيشترين درصد افرادي كه حداقل تجربه مصرف يكي از مواد مخدر و سيگار را داشته اند، كساني هستند كه به تنهايي در منزل استيجاري بسر مي برند با انجام آزمون كاي اسكوئر در اين زمينه رابطه معني داري مشاهده شد(001/0P). بر اساس نتایج این بررسی بيشترين درصد افراد مورد مطالعه(54/27 در صد) بدليل تقليد از دوستان و همرنگ جماعت شدن به استعمال مواد مخدر و سيگار روي آورده اند. همچنین بيشترين درصد افراد مورد مطالعه اعتياد دوستان و فاميل را عامل مهمي در اين زمينه ذكر نموده اند، البته دلايل ديگري مانند: عدم تامين نيازهاي عاطفي، عدم موفقيت تحصيلي، بيكاري، دعوا و مشاجرات خانوادگي نيز از دلايل ديگر سوق دهنده آنان بسوي مواد مخدر و سيگار ذكر گرديده است.
موسوی (1388)، به مقايسه سبك هاي دلبستگي و مقابله اي در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد و غير مبتلا ، پرداختند . این پژوهش که از نوع پس رويدادي از نوع مورد شاهدي بود. از روش نمونه گيري قضاوتي استفاده شده است. يعني در اين روش پژوهشگر با توجه به ملاكهاي ورودي و خروجي آزمودني، به انتخاب نمونه در دو گروه مبتلا و غير مبتلا پرداخته است .جامعه آماري پژوهش شامل كليه افراد مذكر دامنه سني آنها بين 20 تا 35 سال ، مبتلا به سوء مصرف مواد شهر تهران بوده است كه جهت ترك به كلينيك هاي ترك اعتياد مراجعه نموده اند. پژوهشگر جهت انتخاب گروه نمونه، افرادي را كه جهت ترك از تاريخ1/2/87 تا 30/8/87 به كلينيك هاي ترك اعتياد شفاخانه، مهرداد و آرامش مراجعه نموده و پرونده تشكيل داده اند را انتخاب كرده و گروه غير مبتلا نيز از بين مراجعه كنندگان به دو بيمارستان رازي و پارسا انتخاب شدند. در اين پژوهش محقق از سه پرسشنامة جمعي تشناختي پژوهشگر ساخته، پرسشنامه سبك هاي دلبستگي بزرگسالان(AAI) و پرسشنامه مقابله با فشار رواني(CISS) اندلر و پاركر استفاده كرده است. در اين پژوهش جهت بررسي داد ه هاي آماري از نرم افزارSPSS11 استفاده شده است. همچنين براي تجزيه و تحليل يافته هاي مربوط به فرضيه هاي اين پژوهش از آزمون t براي گروههاي مستقل و ضريب همبستگي پيرسون بكار برده شده است. مبتلايان به سوء مصرف مواد بيشتر از راهبردهاي مقابله اي هيجان مدار و اجتنابي استفاده مي كنند. نتايج نشان مي دهد دو گروه مبتلا به سوء مصرف مواد و غير مبتلا از نظر ميزان استفاده از راهبردهاي هيجاني تفاوت معني داري دارند و گروه غير مبتلا بطور معناداري (001/0P) كمتر از گروه مبتلا از راهبردهاي هيجاني استفاده مي كنند. بر اساس این بررسی، مبتلايان به سوء مصرف مواد بطور معني داري از راهبرد مقابله هيجان مدار(000/0) استفاده مي كنند. نتایج این بررسی نشان داد که افراد مبتلا به سوء مصرف مواد در مقايسه با افراد غير مبتلا از راهبردهاي مقابله اي اجتنابي كمتري استفاده مي كنند. همچنین افراد غير مبتلا در مقايسه با افراد مبتلا به سوء مصرف از راهبردهاي مقابله اي مساله مدار بيشتر استفاده مي كنند.نتایج نشان دادند که مبتلايان به سوء مصرف مواد بيشتر از سبك هاي دلبستگي ناايمن (اجتنابي) استفاده مي كنند.
ابوالقاسمي وهمکاران (1389)، به تعيين ارتباط راهبردهاي تنظيم هيجان و رفتار بين فردي در سوء مصرف كنندگان مواد پرداختند.اين پژوهش که از نوع همبستگي بود، راهبردهاي تنظيم هيجا ن (مثبت و منفي) به عنوان متغيرهاي پيش بين و رفتار بين فردي به عنوان متغير ملاك در نظر گرفته شده اند. جامعه پژوهش حاضر را كليه جوانان سوء مصرف كننده ترياك، هروئين و كراك تحت درمان در مراكز ترك اعتياد شهر اردبيل تشكيل مي دهند. نمونه اين پژوهش 100 نفر از افراد سوء مصرف كننده مواد بود که از طريق نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدند. براي جمع آوري داده ها از مقياس تنظيم شناختي هيجان و شاخص واكنش پذيري بين فردي استفاده شد. يافته ها نشان دادند بين راهبردهاي مثبت تنظيم هيجان با رفتار بين فردي سوء مصرف كنندگان رابطه معني داري يافت شد. يافته ها نشان دادند که راهبردهاي مثبت تنظيم هيجان و راهبردهاي منفي تنظيم هيجان با رفتار بين فردي رابطه معني داري دارند. نتايج تحليل رگرسيون چند متغيري نشان داد كه راهبردهاي مثبت و منفي تنظيم هيجان شانزده درصد از واريانس رفتار بين فردي را تبيين مي كنند. بر اساس این پژوهش بين راهبردهاي مثبت تنظيم هيجان و شاخص رفتار بين فردي رابطه مثبت معني داري وجود دارد (01/0P و73/0 r=). همچنين بين راهبردهاي منفي تنظيم هيجان و شاخص رفتار بين فردي رابطه منفي معني داري به دست آمده است (01/0P و32/0- r=)
میرزایی و همکاران (1389)، به بررسي رابطه تحمل آشفتگي و تنظيم هيجاني با ميزان وابستگي دانشجويان به سيگار پرداختند. در این پژوهش 118 دانشجوي پسر سيگاري دانشگاه تهران به صورت نمونه گيري در دسترس انتخاب شدند كه سن آنها بين27 -18 سال (ميانگين: 55/20) بود. ميزان وابستگي اين افراد به سيگار به كمك تست وابستگي به نيكوتين فاگرشتروم، و ميزان تحمل آشفتگي و تنظيم هيجاني آنها به كمك مقياس هاي تحمل آشفتگي سيمونز و گاهر، و دشواري در تنظيم هيجان گرتز و روئمر سنجيده شد. داده ها با استفاده از روش تحليل واريانس، رگرسيون چندمتغيري و ضريب همبستگي پيرسون تحليل گرديد. نتایج نشان داد که بين تحمل آشفتگي دانشجويان و ميزان وابستگي آنها به نيكوتين همبستگي منفي معناداري وجود دارد. همچنين بين آشفتگي هيجاني دانشجويان و ميزان وابستگي به نيكوتين همبستگي مثبت معناداري وجود دارد بين گروه هاي با وابستگي بالا، پايين و متوسط از نظر تحمل آشفتگي و تنظيم هيجاني تفاوت معناداري وجود ندارد، نتايج نشان داد كه عدم وضوح هيجاني، دشواري در كنترل تكانه، ارزيابي آشفتگي و جذب آشفتگي درصد معناداري از واريانس وابستگي را پيش بيني مي كنند(01/0P ).بين وابستگي به سيگار، اختلال در تنظيم هيجاني و تحمل آشفتگي پايين رابطه وجود دارد.
پارسانيا و همکاران (1391)، به بررسي اختلالات شخصيت در افراد داراي اختلال سوء مصرف مواد مراجعه كننده به مراكز ترك اعتياد پرداختند . اين مطالعه که از نوع توصيفي – همبستگي بود بر روی 200 نفر از بيماران معتاد مراجعه كننده به مراكز ترك اعتياد در شهر سمنان با روش نمونه گيري آسان از بيماران در دسترس انتخاب شدند. ابزار گرد آوري داده ها در اين پژوهش پرسش نامه دو قسمتي بود . بخش اول مربوط به مشخصات دموگرافيك و بخش دوم پرسش نامه ميني مالت317 بود كه فرم كوتاه سوالي پرسشنامه شخصيت سنج چندوجهي مينه سوتا318 (MMPI) بود . مقياسهاي باليني كه توسط اين پرسش نامه سنجيده مي شد شامل خود بيمارنگاري ، افسردگي ، اختلال شخصيت نمايشي ، اختلال شخصيت ضد اجتماعي، اختلال شخصيت وسواسي – جبري، اختلال شخصيت پارانوئيد ، اسكيزوفرني و هيپومانيا بودند. در مطالعه حاضر چهار اختلال كه شامل اختلال شخصيت ضد اجتماعي، اختلا ل شخصيت پارا نوئيد، اسكيزوفرني و هيپو مانيا بودند، مورد بررسي قرار گرفتند . نتايج نشان دادند 2/75 درصد بيماران معتاد ، مبتلا به اختلال شخصيت ضد اجتماعي، 4/56 درصد اسكيزوفرني،3/70 درصد مبتلا به اختلال شخصيت پارانوئيد، 5/54 درصد هيپومانيا بودند . بين جنسيت ، وضعيت شغلي، مصرف هم زمان از چند نوع ماده مخدر و مدت استفاده از مواد با اختلالات شخصيت ضد اجتماعي، پارانوييد و اسكيزوفرني ارتباط آماري معني داري ديده شد(05/0P).
قرباني و همکاران (1389)، به بررسی ارتباط ويژگي هاي فردي و خانوادگي با گرايش افراد به سوء مصرف مواد مخدر در شهر گرگان پرداختند. این مطالعه مورد شاهدي روي 120 معتاد مراجعه کننده به یکی از کلینیکهای ترك اعتیاد ، انتخاب شده و به روش نمونه گیري تصادفی منظم به عنوان گروه مورد و 120 فرد غیرمعتاد همسان شده ، به عنوان گروه شاهد طی سال 1387 انجام شد. ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه اي مشتمل بر دو بخش اطلاعات جمعیت شناختی و سؤالات مربوط به سوء مصرف مواد مخدر بود. اعتبار محتوایی این پرسشنامه توسط چند تن از روانپزشکان و روانپرستاران تائید گردید و پایایی آن توسط ضریب آلفاي کرونباخ(78/0) تعیین شد. داده ها توسط نرم افزار آماري SPSS11 و با استفاده از آزمون رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل شدند.بر اساس نتایج این بررسی، از نظر سابقه اخراج از مدرسه و مصرف دخانیات در خانواده اختلاف معنی داري بین دو گروه مورد و شاهد مشاهده نشد. اختلاف دو گروه از نظر سابقه مصرف سیگار و مصرف مواد در دوستان از لحاظ آماري معنی دار بود(05/0P).بدین صورت که مصرف مواد در دوستان شانس گرایش فرد به مواد مخدر را 33/7 برابر و مصرف سیگار توسط فرد شانس گرایش فرد به مواد مخدر را35/12 برابر نمود. نتایج این مطالعه نشان داد که عدم اعتیاد در بین دوستان، سیگاري نبودن، داشتن شغل دائم و تحصیلات دانشگاهی شانس گرایش به مواد مخدر را کاهش می دهد.
مهرابي زاده هنرمند و همکاران (1385 )، به بررسي ميزان افسردگي، هيجان خواهي، پرخاشگري، سبك هاي دلبستگي و تحصيلات والدين به عنوان پيش بين هاي وابستگي به مواد مخدر در نوجوانان پسر شهر اهواز پرداختند. نمونه ي آماري در اين پژوهش، تعداد 112 نفر نوجوان معتاد و 112 نفر نوجوان غيرمعتاد شهرستان اهواز بود.در اين پژوهش،براي انتخاب نمونه ي معتاد از نمونه ي در دسترس استفاده شد و براي انتخاب نمونه ي غيرمعتاد که شامل همه ي دانش آموزان پسر 15 تا 18 ساله دبيرستان هاي روزانه ي دولتي شهرستان اهواز بودند از روش نمونه گيري تصادفي چند مرحله اي استفاده شد. ابزار مورد استفاده در اين تحقيق عبارت بودند از: پرسشنامه افسردگي بك، مقياس هيجان خواهي زاكرمن، پرسشنامه پرخاشگري اهواز و پرسشنامه دلبستگي به والدين و همسال. براي تحليل داده ها، علاوه بر روش آمار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصرف مواد، استعداد اعتیاد، اضطراب اجتماعی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصرف مواد، بیش فعالی، کمبود توجه