پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصرف مواد، استعداد اعتیاد، اضطراب اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ین پژوهش که از نوع پس رویدادي(علّی – مقایسه اي) است. نمونه پژوهش شامل 92 نفر(46 نفر مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی و 46 نفر بهنجار به عنوان گروه شاهد) بود. براي جمع آوري داده ها از مقیاسهاي افکار اضطرابی ولز، تنظیم هیجانی گراس و جان حساسیت اضطرابی ریس و پترسون استفاده شد که تعداد 46 نفر که در پرسشنامه اضطراب اجتماعی نمره هاي بالاي متوسط(میانگین برابر17 و انحراف معیاربرابر 5) کسب کرده بودند، انتخاب شده و سپس 46 نفر به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند که از نظر سنی( 18 تا 30 سال)، جنسیتی (زن و مرد) و تحصیلی(کارشناسی و کارشناسی ارشد) با گروه داراي اختلال اضطراب اجتماعی، مشابه بودند. در این پژوهش از تحلیل واریانس چند متغییري استفاده شد. براي تجزیه و تحلیل دادهها از روشهاي آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و تحلیل واریانس چندمتغییري (مانووا) استفاده شد و 05/0 pبه عنوان اختلاف معنادار در نظر گرفته شد. تجزیه و تحلیل آماري به وسیله نرم افزار آماري SPSS نسخه 16 انجام گرفت.نتایج نشان داد که بین دانشجویان داراي اضطراب اجتماعی و بهنجار از لحاظ حساسیت اضطرابی، فرانگرانی و ارزیابی مجدد تفاوت معناداري وجود دارد، بدین صورت که دانشجویان داراي اضطراب اجتماعی، حساسیت اضطرابی و فرا نگرانی بیشتري تجربه می کنند، اما ارزیابی مجدد در دانشجویان داراي اضطراب اجتماعی در مقایسه با گروه کنترل کمتر است. همچنین از لحاظ فرونشانی بین دو گروه تفاوت معناداري مشاهده نشد.
زینالی و همکاران(1389) ، به بررسی تاثیر نوع سبکهای والدینی در پیش بینی میزان استعداد به اعتیاد در فرزندان پرداخته اند. در این پژوهش که از نوع رگرسیون چند متغیری و ضریب همبستگی تفکیکی تجزیه ای بود ، 304 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی ، دامنه سنی 19 تا 26 سال به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی ، انتخاب شدند. همچنین از پرسشنامه استعداد به اعتیاد ویراست دانشجویان (ASQ-SV) و پرسشنامه سبکهای والدینی(PSQ) استفاده شد. در این پژوهش همبستگی از نوع پیش بین، متغیرهای پیش بین4 سبک والدینی و متغیر ملاک استعداد اعتیاد است . نتایج نشان دادند بین سبک والدینی مقتدر پدر و استعداد اعتیاد رابطه منفی و معنا دار وجود دارد (003/0P) و سبک والدینی مقتدر پدر به طور معنی داری در کاهش استعداد اعتیاد فرزندان مؤثر است. بین سبک والدینی مستبد پدر و استعداد به اعتیاد رابطه مثبت و معنا دار وجود دارد و سبک والدینی مستبد پدر به طور معنا داری در افزایش استعداد به اعتیاد فرزندان مؤثر است. بین سبک والدینی آزاد گذار پدر و استعداد به اعتیاد رابطه معنا دار وجود ندارد. بین سبک والدینی بی اعتناء پدر و استعداد به اعتیاد رابطه مثبت و معنا دار وجود دارد و سبک والدینی بی اعتناء پدر به طور معنا داری در افزایش استعداد به اعتیاد فرزندان مؤثر است. در این مدل سبک مستبد پدر بیشترین اثر معنا دار و سبک مقتدر کمترین اثر معنا دار را روی استعداد به اعتیاد فرزندان دارد. سبک بی اعتنا و آزاد گذار اثر معنادار ندارد . سبک مقتدر پیش بینی کننده معکوس (منفی) و معنا دار استعداد به اعتیاد فرزندان است. سبک مستبد پیش بینی کننده مستقیم (مثبت) و معنا دار استعداد به اعتیاد فرزندان است. سبک والدینی بی اعتناء و آزاد گذار پیش بینی کننده های معنا دار استعداد به اعتیاد فرزندان نیستند. همچنین بین سبک والدینی مقتدر مادر و استعداد اعتیاد رابطه منفی و معنا دار وجود دارد. سبک والدینی مقتدر مادر به طور معنا دار در کاهش استعداد اعتیاد فرزندان مؤثر است. بین سبک والدینی مستبد مادر و استعداد به اعتیاد رابطه مثبت و معنا دار وجود دارد و سبک والدینی مستبد مادر به طور معنا داری در افزایش استعداد به اعتیاد فرزندان مؤثر است. بین سبک والدینی آزاد گذار مادر و استعداد به اعتیاد رابطه معنا دار وجود ندارد. بین سبک والدینی بی اعتناء مادر و استعداد به اعتیاد رابطه مثبت و معنا دار وجود دارد و سبک والدینی بی اعتناء مادر به طور معنا داری در افزایش استعداد به اعتیاد فرزندان مؤثر است. سبک مقتدر مادر پیش بینی کننده معکوس (منفی) و معنا دار استعداد به اعتیاد فرزندان است. سبک مستبد و بی اعتناء مادر پیش بینی کننده های مستقیم (مثبت) و معنادار استعداد به اعتیاد فرزندان است. سبک آزاد گذار پیش بینی کننده معنادار استعداد به اعتیاد فرزندان نمی باشد. بر اساس یافته های این پژوهش سبک والدینی مقتدر پدر و مادر رابطه منفی و معنا دار با استعداد اعتیاد دارد و پیش بینی کننده معکوس معنادار استعداد به اعتیاد فرزندان است و نیز کارآمد ترین سبک والدین در کاهش استعداد به اعتیاد فرزندان می باشد. همچنین سبک والدینی مستبد پدر و مادر رابطه مثبت و معنادار با استعداد اعتیاد دارد و پیش بینی کننده مستقیم معنا دار استعداد به اعتیاد فرزندان است .
زینالی و همکاران (1386)، به منظور بررسي تفاوت زمينه هاي مستعد كننده اعتياد در افراد سالم و معتاد پرداختند. در این پژوهش از دو گروه مطالعه (معتادان) و مقايسه (افراد سالم) استفاده شد. آزمودنيهاي شركت كننده در پژوهش 400 نفر بودند كه 200 نفر آنها را معتادان مراجعه كننده به مركز بازتواني معتادان اروميه و 200 نفر آنها را افراد سالم شهر اروميه تشكيل مي دادند. نمونه معتادان به صورت نمونه تصادفي ساده و نمونه افراد سالم به صورت غيرتصادفي ساده انتخاب شد. آزمودنيها مرد و تحصيلات حداقل پنجم ابتدايي به بالا داشتند. داده ها با پرسشنامه 70 سوالي محقق ساخته كه اعتبار و پايايي آن مطلوب برآورد شد، جمع آوري گرديد و در يك طرح علي ـ مقايسه اي با آزمون آماري t تحليل شد. يافته هاي پژوهش نشان داد، زمينه هاي پيش اعتيادي معتادان (خصوصيات شخصيتي، روابط خانوادگي، شيوه زندگي، عقايد) به طور معناداري متفاوت از افراد سالم است. لذا وجود زمينه واستعداد ويژه براي قبول و مصرف مواد مخدر ضروري است و لازم است، اقدامات پيشگيرانه از زمان كودكي و از درون نظام خانواده آغاز شود و در درمان بيماران معتاد علاوه بر جنبه جسمي به جنبه هاي روان شناختي و اجتماعي تخريب يافته، براي كسب بهبودي، توجه اكيد شود.
صادقی و همکاران (1390)، در پژوهشی به بررسی روابط مستقيم و غيرمستقيم متغيرهاي شناختي باورهاي بنيادي، باورهاي مرتبط با مواد، عقايد وسوسه انگيز، هيجان منفي و توانايي تنظيم هيجان با برگشت به مصرف مواد در قالب يک مدل علي پرداختند. 300 نفر از معتادان خود معرف به مراکز درمان اعتياد شهرستان جهرم از طريق نمونه گيري در دسترس انتخاب و با استفاده از مقياس هاي نگرش ناکارآمد، باورهاي مرتبط با مواد، پرسشنامه افسردگي – اضطراب – استرس، پرسشنامه عقايد وسوسه انگيز، و خرده مقياس تنظيم هيجان پرسشنامه هوش هيجاني شات مورد ارزيابي قرار گرفتند. داده هاي پژوهش با استفاده از روش تحليل مسير مورد بررسي قرار گرفت. نتايج پژوهش نشان داد که مدل فرضي بازگشت به مصرف مواد از برازش مناسبي برخوردار است و واريانس معناداري از بازگشت به مصرف مواد را تبيين مي کند. بر اساس اين مدل، مجموعه اي از متغيرهاي شناختي شامل باورهاي مرکزي، عقايد مرتبط با مواد و عقايد وسوسه انگيز و راهبردهاي تنظيم هيجان در رابطه بين هيجان هاي منفي و بازگشت به مصرف مواد ميانجي گري مي کنند. استفاده از تکنيک هاي شناختي رفتاري براي شناسايي و تغيير باورهاي مرکزي، باورهاي مرتبط با مواد و آموزش راهبردهاي انطباقي مقابله با وسوسه و تنظيم هيجان، بايد بخش مهم برنامه درمان سوء مصرف مواد باشد.
رحمانیان و همکاران (1382)، به مقایسه هیجان طلبی در افراد سوءمصرف کننده مواد و افراد بهنجار پرداختند. این پژوهش که از از نوع پس رویدادی315 بود. به کمک روشهای آمار توصیفی، تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی تحلیل گردیدند. جامعه آماری پژوهش شامل همه مردان خود معرف مبتلا به سوءمصرف مواد در مرکز ترک اعتیاد و بازپروری نوید کرمان بود. از میان این افراد 30 نفر سوءمصرف کننده هرویین و 30 نفر سوء مصرف کننده تریاک به صورت تصادفی ساده انتخاب گردیدند. افزون بر این ، 30 نفر از افراد سیگاری و 30 نفر از افراد بهنجار به عنوان گروه گواه انتخاب شدند. ملاک انتخاب افراد سیگاری، مصرف دست کم 15 نخ سیگار در یک شبانه روز بر پایه گزارش شخصی آنها بود و گروه بهنجار، به صورت تصادفی، از میان افرادی که هیچ نوع ماده مخدر مصرف نمی کردند ، انتخاب گردیدند. برای سنجش میزان هیجان طلبی، مقیاس هیجان طلبی زاکرمن(فرم چهارم)316 (SSS ) به کار گرفته شد. این پرسش نامه که دارای 72 ماده می باشد چهار بعد تجربه جویی، هیجان جویی و ماجراجویی، بازداری زدایی و حساسیت نسبت به یکنواختی را می سنجد. نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد که افراد سوءمصرف کننده هرویین نسبت به گروه بهنجار و سیگاری، در نمره کلی هیجان طلبی، تفاوت معنی داری دارند. هم چنین بین دو گروه سوءمصرف کننده تریاک و بهنجار نیز تفاوت معنی دار بود. افراد سوءمصرف کننده هرویین و تریاک نسبت به گروه های یاد شده از نظر هیجان طلبی در سطح بالاتری بودند. همچنین نتایج نشان داد افراد سوءمصرف کننده هرویین در ابعاد هیجان جویی و ماجراجویی، تجربه جویی و بازداری زدایی با گروه بهنجار تفاوت معنی دار داشتند و در هر سه مؤلفه در سطح بالاتری بودند. افزون بر این، در ابعاد حساسیت نسبت به یکنواختی و بازداری زدایی نیز افراد سیگاری بالاتر از سایر گروه ها بودند. این بررسی نشان داد که بین افراد سوءمصرف کننده هرو یین و تریاک و افراد سیگاری و بهنجار در نمره کلی هیجان طلبی تفاوت معنی دار وجود دارد، به طوری که سطح هیجان طلبی در افراد سوءمصرف کننده هرو یین و تریاک بالاتر است.
مولوی و همکاران (1383)، به بررسی عوامل موثر در گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر پرداختند.این پژوهش یک مطالعه توصیفی – تحلیلی بر روی 90 نفر(45 نفر معتاد و 45 نفر غیر معتاد ) با انتخاب نمونه گیری تصادفی ساده صورت پذیرفت. محیط پژوهش زندان شهر اردبیل بود. ابزار گردآوری داده ها ، سوالات افسردگی آزمون(90-SCL) و پرسش نامه محقق ساخته بود. از آزمون 90-SCL فقط سؤالات مربوط به علائم افسردگی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت . همچنین در طراحی و تنظیم پرسشنامه محقق ساخته، از شاخص هایی چون جو عاطفی خانواده، روابط اجتماعی و برخی ویژگی های فردی استفاده گردید. با توجه به نتایج، این پژوهش تاثیر طلاق در گرایش به اعتیاد ر ا نشان می دهد . پدر و مادر 80 در صد از افراد معتاد از هم طلاق گرفته اند . با توجه به معنی داری اندازه خی دو محاسبه شده(10χ²=) در سطح(50/0α=) و مقدار همبستگی محاسبه شده(62/0=Φ) می باشد. می توان گفت که طلاق والدین در گرایش افراد به اعتیاد تاثیر زیادی دارد(مولوی وهمکاران،1383).همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که اکثریت افراد معتاد یعنی 84 در صد آنها تمایل به مصرف سیگار دارند و 82 درصد از افراد سالم تمایل به مصرف سیگار نداشته اند . با توجه به معنی داری مقدار خی دو محاسبه شده( 84/3χ²=) در سطح(05/0=α) و میزان شدت همبستگی(62/0=Φ) می تواند نشان دهنده نقش تمایل به سیگار کشیدن در گرایش افراد به مصرف مواد مخدر باشد.با توجه به نتایج این بررسی88 درصد ازافرادمعتاد، با افراد معتاد معاشرت داشته اند و معناداری اندازه خی دو محاسبه شده(40/18 χ²=) درسطح(05/0=α) و مقدارهمبستگی محاسبه شده(064/0=Φ)، می تواند نشان دهنده نقش معاشرت با افراد ناباب درگرایش به اعتیاد است. نتایج نشان می دهد که علائم افسردگی در افراد معتاد به مقدار خیلی بیشتری از افراد سالم وجود داشته است . به این صورت که اکثریت افراد معتادگزینه های زیاد ، خیلی زیاد و به شدت را انتخاب کرده اند و معنی داری مقدار خی دو( 87/7χ²= ) و میزان شدت بستگی V کرامر(64/0) می تواند نشان دهنده نقش وجود علایم افسردگی در گرایش به مصرف مواد مخدر باشد. در بررسی تاثیر وضعیت شغلی در اعتیاد نتایج ای بررسی نشان داد که 71 در صد از افراد معتاد بیکار بوده اند و تنها 25 درصد آنها شاغل بوده اند . معنی داری

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد نشخوار فکری، سلامت روان، پرسش نامه Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصرف مواد، مواد مخدر، سوء مصرف مواد