پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصرف انرژی، نفت و گاز، اصلاحات اقتصادی، شدت انرژی

دانلود پایان نامه ارشد

وارداتی وابسته خواهد کرد. نیاز چین به نفت وارداتی از 20 میلیون تن در سال 1996 به 70 میلیون تن در سال 2002 و 100 میلیون تن در 2005 رسیده است. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که این رقم در سال 2010 به 150 میلیون تن و در سال 2020 به 250 تا 300 میلیون تن خواهد رسید. به عبارت دیگر، وابستگی چین به نفت وارداتی از 30 درصد در سال 2002 به 50 درصد در 2007، 60 درصد در 2010 و 85 درصد در 2030 رسید.( Calder,2006,5)
در بخش گاز نیز اگر چه این بخش در حال حاضر فقط حدود سه درصد از نیاز انرژی این کشور را تأمین می‌کند، طبق پیش‌بینی‌ها تا سال 2010 مصرف آن دو برابر خواهد شد. بر این مبنا، تقاضا در بازار مصرف گاز طبیعی در چین تا سال 2010 به 120 میلیارد متر مکعب و تا سال 2020 به 200 میلیارد متر مکعب خواهد رسید که در خوش‌بینانه‌ترین حالت به ترتیب 40 و 80 میلیارد متر مکعب از آن باید از طریق واردات تأمین گردد.8
نکته شایان توجه در بخش گاز آن است که در وضعیت فعلی با داشتن تنها 3 درصد سهم در سبد انرژی چین که در قیاس با استانداردهای جهانی و آسیا (متوسط مصرف گاز در سبد انرژی جهانی 28 درصد و در میان کشورهای آسیایی 8/8 درصد است) بسیار ناچیز است، از ظرفیت‌های بالقوه گسترده‌ای برخوردار می‌باشد. به همین دلیل، کمیسیون توسعه و اصلاحات چین اعلام نموده است تا سال 2020 سهم گاز در سبد مصرف انرژی این کشور باید به 12 درصد افزایش یابد.
نتیجه گیری
این فصل به طیف گسترده ای از مسائل مرتبط با بازار انرژی جهان پرداخت. مباحث فصل نشان داد که بازار انرژی به ویژه بازار نفت و گاز در سال های اخیر تحولات شگرفی را تجربه کرده است. در ضمن همان گونه که در فصل دوم نشان داده شد در بازار نفت ،همواره بازیگران بزرگی وجود داشته اند که عملا بخش عمده ویژگی ها و تحولات بازار را رقم زده اند. ایران در مقایسه با بازیگران بزرگ بازار نفت و انرژی کشوری با موقعیت و توانایی های میانی است. یعنی هم از ظرفیت ها و امکانات بالقوه و بافعل گسترده ای برای پیشبرد منافع خود در این بازار بهره می برند.
بی شک انرژی و تامین آن از ارکان بنیادین هر جامعه صنعتی محسوب می شود به نحوی که بدون وجود انرژی کافی، کارامد و در دسترس، توسعه صنعتی متصور نیست به بیانی دیگر انرژی، بخصوص نفت و گاز بیش از گذشته، به پایه قدرت و ثروت جهانی تبدیل شده و نقشی اساسی در تعیین سلسله مراتب بین الملل پیدا کرده است. به گونه ای که موضوع امنیت جهانی انرژی به عنوان یکی از دغدغه های جدی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تبدیل شده است. اما با توجه به سرانه مصرف انرژی کشورهای پرجمعیتی چون چین و هند و همچنین کشورهای غیرOECD و پیش بینی های بعمل آمدی حاکی از آن دارد که تا سال 2030 چین به بزرگترین مصرف کننده انرژی در جهان تبدیل خواهد شد و همچنین هند و دیگر کشورهای غیر OECD از سال 2006 به بعد افزایش سرانه مصرف انرژییشان بالاتر از کشورهای OECD بوده است و تا سال 2030 رشد مضاعفی خواهد یافت.
در شرایط امروز بازار انرژی جهان اقتصادهاي بزرگ مانند ژاپن، چين و هند هر يك به دنبال عقد قراردادهاي درازمدت با كشورهاي توليد كننده ي نفت و گاز و سرمايه گذاري هاي مشترك براي توليد بيشتر نفت وگاز هستند. اين قبيل همكاري هاي دراز مدت در زمينه انرژي، بلوك بندي هاي جديدي را در جهان شكل خواهد داد. وابستگي اقتصادي اين بلوك ها نيز، به وابستگي سياسي بيشتر آنها منجر خواهد شد، نكته اي كه از آغاز سبب خشم و وحشت آمريكايي ها شده است. در اين ميان دولت نو محافظه كار آمريكا براي تضمين امنيت انرژي خود در آينده، روش يك جانبه گرايي، جنگ، اشغال مستقيم و تغيير ساختار سياسي كشورهاي منطقه ي خاورميانه و تصرف فيزيكي منابع نفتي را در دستور كارخود قرار داده است. امروز تئوريسين هاي آمريكايي اين گونه درك مي كنند كه در توازن قدرت هاي آينده، برتري از آن قدرتي خواهد بود كه بر مناطق ژئواكونوميكي تسلط داشته باشد. از نظر آنها هر كشوري كه بر خليج فارس تسلط داشته باشد، بر جهان مسلط خواهد بود. بنابراين اين گونه به نظر مي رسد كه حمله و اشغال عراق مرحله ي نخست اجراي اين سياست و تفكر باشد. به طور خلاصه، امنيت انرژي يك مسئله بين المللي است كه ضرورتا وابستگي متقابل رو به افزايشي را ميان توليد كنندگان و مصرف كنندگان عمده در بر مي گيرد. هيچ كشور يا منطقه اي نمي تواند به تنهايي به امنيت انرژي دست يابد. متنوع ساختن تركيب انرژي مورد استفاده و همچنين متنوع ساختن منابع و مسيرهاي انتقال انرژي دو راه عمده براي دست يابي به امنيت انرژي است. در این بین ایران با توجه به جایگاه ژئوپلیتیکی و ذخایر انرژی در رتبه دوم دارندگان منابع انرژی قرار دارد. ایران بر اساس چشم انداز بیست ساله ایران بایستی 400 میلیارد دلار در صنایع نفت و گاز سرمایه گذاری کند. در صورتیکه این سرمایه گذاری محقق نشود، پیامدهای غیر قابل جبرانی برای ایران خواهد داشت. در صورت تاخیر در تحقق این سرمایه گذاری ها، ایران تولید حاشیه امنیتی و قدرت سیاسی ناشی از نفت را از دست خواهد داد.
روندهای موجود بیانگر آن است که محور دیپلماسی، نه صرف تمرکز بر امور و مسایل سیاسی و نظامی، بلکه تمرکز بر روی مراودات اقتصادی نیز می باشد. از آنجا که بر اساس نظریه و رویکرد نوواقعگرایان، انرژی یکی از ارکان مهم مادی چیرگی بر اقتصاد جهانی است؛ قدرت های بزرگ جهانی و از جمله چین دریافته اند که از میان سه رکن مادی تحکیم قدرت هژمون، انرژی از ارکان مهم سازنده‌ی هژمونی و سازوکاری است که آنان را قادر می سازد تا در بازار تجارت جهانی، سهمی عظیمی از تجارت خارجی را به خود اختصاص دهند. بر این اساس، این کشور با در پیش گیری الگوی رفتار سیاسی واقعگرایانه، بسیار تلاش می‌نماید تا برای تحکیم چیرگی خود، از انرژی بعنوان ابزار اِعمال قدرت و نیز هدف قدرت و کسب ثروت، استفاده‌ی بهینه به عمل آورد.

فصل سوم:
بررسی جایگاه انرژی در مناسبات ایران و چین

مقدمه
این فصل مهمترین فصل پایان نامه است که طی آن فرضیه مطرح شده در تحقیق مورد آزمون قرار می گیرد.فرضیه هایی که در این پایان نامه در پاسخ به پرسش تحقیق مطرح شد این بود که:
1- مناسبات انرژی چین و ایران در هزاره جدید تحث تأثیر سه عامل اساسی یعنی نیاز فزاینده چین به واردات نفت وگاز ، رقابت جهانی امریکا و چین در حوزه انرژی و تحریم های غرب علیه ایران در بخش انرژی قرار داشته است.
2- نیاز فزاینده چین به واردات نفت وگاز به همراه رقابت جهانی امریکا و چین در حوزه انرژی،بر گسترش همکاری های ایران وچین دربخش انرژی اثر مثبت گذاشته و تحریم های غرب علیه ایران در بخش انرژی اثر مختلطی بر همکاریهای تهران وپکن بر جا گذاشته به گونه ای که تحریم محدود غرب به نفع طرف چینی عمل کرده است.
انرژی به عنوان یک متغیر ژئوپلیتیک، جایگاه ویژه ای را در بازی های قدرتی نظام جهان باز کرده و دسترسی به منابع انرژی برای تمامی سطوح سلسله مراتبی قدرت جهان، اهمیتی استراتژیک پیدا کرده است. از این روی، هر یک از بازیگران نظام جهانی به دنبال تعریفی قابل قبول از جایگاه امنیت انرژی خود در جهان می باشند. در این میان ایران با واقع شدن در مرکز بیضی استراتژیک انرژی جهان و با در دست داشتن دومین منابع نفت خام و گاز طبیعی جهان، از جایگاه مهمی در مباحث امنیت انرژی جهانی برخوردار می باشد. ایران برای بهره جستن از این قابلیت انرژی خود نیازمند داشتن شرکای استراتژیک انرژی می باشد و برای نیل به این هدف کشورهای آسیایی خصوصا کشور چین با بازار تقاضای رو به رشد برای انرژی تا آینده ای قابل پیش بینی در کنار جایگاه تاثیر گذار این کشور در نظام جهانی، از اهمیت ویژه ای برخوردارند.
جایگاه انرژی در اقتصاد چین
اصلاحات اقتصادی چین به ابتکار شیائو پنگ از آغاز دهه 1980 میلادی آغاز شد. با این تحول، رهبران چین اصلاحات اقتصادی را اولویت اصلی خود قرار دادند. این فرایند تدریجی نظام اقتصادی سوسیالیستی چین را به سمت نظام مبتنی بر بازار سوق داد. دنگ معتقد بود، توسعه اقتصادی چین تنها از طریق همراهی با نظام بین الملل صورت خواهد گرفت. بنابراین سیاست خارجی نیز باید در این راستا برنامه ریزی و اجرا می شد. از نظر دنگ، توسعه و ثبات ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و کشوری که محیط امیتی پرتنشی داشته باشد، در پیشبرد توسعه با مشکلات عمده مواجه خواهد شد.(شریعتی نیا، 1385، 4) رهبران چینی پیرو دنگ هم متوجه شدند که رویارویی با کشورهای سرمایه داری توسعه یافته مانع تلاش آنها برای به دست آوردن فناوری های پیشرفته و دانش علمی آن کشورها می شود، بنابراین در روابط با کشورهای مختلف جهان ضمن پرهیز از تنش برای تامین حداکثری منافع ملی خود گام های مهمی برداشتند. تحولات اقتصادی چین و رشد شتابان اقتصاد این کشور در چند سال اخیر باعث شده است، این باور برای رهبران چین و بسیاری از صاحب نظران جهانی پدید آید که چین تا نیمه قرن حاضر به جایگاه مطلوب خود در عرصه بین المللی دست خواهد یافت و به یکی از قدرت های بزرگ جهان تبدیل خواهد شد. آمارها بیانگر آن است که اصلاحات اقتصادی چین، رشد اقتصاد این کشور را به نحو شگفت آوری افزایش داده است.
محققان بر این باورند که رشد اقتصادی یک کشور در مراحل اولیه با رشد روز افزون تقاضا برای انرژی همراه است. گریفین در همین رابطه می گوید:«بنابراین هر چه سرعت رشد اقتصادی بیشتر باشد، به تبع آن مصرف انرژی و سوخت های سیال نیز با آهنگ بیشتری رشد خواهد داشت.» (گریفین، 1387، 164-163) بر همین اساس اصلاحات اقتصادی بازار محور، تقاضای انرژی زا را در چین افزایش داده است. از سوی دیگر، مشروعیت چین نو و حزب کمونیست، وابسته به تداوم رشد اقتصاد ملی نقش مهمی در افزایش رضایت مندی مردم از کارایی نظام سیاسی کمونیستی و در نتیجه مشروعیت آن دارد. این اقتصاد در حال رشد، به شدت به انرژی وابسته است و می توان گفت که انرژی موتور توسعه ملی در چین است.(موسوی شفائی، 1387، 142)
نکته مهمتر اینکه شدت انرژی در کشور چین بسیار بالاست و این مسئله باعث شده است که این کشور به واردات هر چه بیشتر حامل های انرژی وابسته شود. شدت انرژی در جوامع مختلف با سطح توسعه اقتصادی مرتبط است. با افزایش سطح توسعه یافتگی و افزایش سهم صنعت از تولید ناخالص داخلی، شدن انرژی افزایش می یابد، سپس در مراحل فراصعنتی و با ادامه روند توسعه به تدریج از شدت انرژی کاسته می شود. چین تا رسیدن به مرحله فراصنعتی و استفاده از فناوری های بسیار پیشرفته در تولید ناخالص داخلی هنوز فاصله دارد و از این رو، شدت انرژی در این کشور بالاست. اکنون چین 56 درصد انرژی مصرفی قاره آسیا – بزرگترین تولید کننده انرژی جهان – را به خود اختصاص داده است. آژانس بین المللی انرژی نیز پیش بینی کرده است. تقاضای انرژی چین بین سالهای 2008 تا 2035 ، 75 درصد افزایش می یابد.
صنعتی شدن چین مهم ترین علت افزایش مصرف انرژی در این کشور محسوب می شود. علاوه بر این، توسعه حمل و نقل و افزایش تعداد خودروهای شخصی، افزایش مسافرت های هوایی، رشد شهرنشینی، سرمایه گذاری وسیع دولت در زیرساخت ها وکاهش قیمت ها به دنبال عضویت چین در سازمان جهانی تجارت بر تقاضای انرژی در چین به شدت تاثیرگذار بوده است. در یک تحلیل کلی، استفاده از انرژی در نوسازی چین به چهار مرحله تقسیم می شود: مرحله اول سال های 1992-1987 را در بر می گیرد که در این دوره چین در تولید انرژی مصرفی خودکفا بود. مرحله دوم، سال های 1999-1993 را شامل می شود که چین از تامین انرژی مورد نیاز خود ناتوان بود. در مرحله سوم یعنی سالهای 2008-2000 سیاست «خارج از مرزها» برای تامین نیازها در پیش گرفته شد و مرحله چهارم هم از سال 2008 به بعد از در بر می گیرد، پس از بحران مالی جهانی، گسترش سرمایه گذاری چین در بخش منابع انرژی در سطح جهانی را در پی داشت.(موسوی شفائی، دارابی،پیشین، 59)
هر چند چین عمده ترین مصرف کننده زغال سنگ جهان است، اما به دلیل زیست محیطی، سیاست تغییر نوع انرژی به نفت را در پیش گرفته است که این

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد امنیت ملی، نفت و گاز، رشد اقتصادی، مصرف کنندگان Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دیپلماسی انرژی، امنیت انرژی، حمل و نقل، آسیای مرکزی