پایان نامه ارشد رایگان درمورد مدیریت کیفیت، مدیریت کیفیت فراگیر، کیفیت جامع، مدیریت کیفیت جامع

دانلود پایان نامه ارشد

محصولات جدید تشویق می کند. برخی از محققان به یکی دیگر از عناصر کلیدی از مدیریت کیفیت جامع – مشتری محوری – که بطور قابل ملاحظه ای از رابطه مثبت با عملکرد نوآورانه برخوردار است، اشاره مي كنند. مشتری محوری سازمان ها را به جستجوی مداوم نیازها و انتظارات مشتریان جدید تشویق می کند، بنابراین با این روش شرکت ها می توانند در محیط رقابتی در سطح جهانی باقی بمانند. علاوه بر این، بهبود مستمر نیز برای موفقیت نوآوری از طریق تشویق تغییر و تفکر خلاق در سازماندهی کارها بسیار مهم است. سادیکوگلو و زهیر53 نشان دادند که تمام عناصر مدیریت کیفیت جامع با عملکرد نوآوری ارتباط مثبتی دارند. مطالعه تجربی که توسط هانگ و همکاران54 انجام شد همچنین ارتباط مثبت بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد نوآوری را تأیید مي كند(Zehir et al, 2012, 275).

2-4-3- مدیریت کیفیت فراگیر و عملکرد نوآوری
مدیریت کیفیت فراگیر با اصول نوآوری سازگار است و مدیریت کیفیت فراگیر را ایجاد سیستمی سازمانی و فرهنگی می دانند که منجر به گسترش نوآوری می شود. مطالعات تجربی پیشین نشان می دهد که مدیریت کیفیت فراگیر اثر مثبتی بر پیشرفت نوآوری دارد. گوستافسون و هاندت55 مشاهده کردند که اصولی از مدیریت کیفیت فراگیر مانند تمرکز بر مشتری، مدیریت / رهبری، تمرکز کیفیت، تمرکز کارکنان، تمرکز بر فرآیندها و بهبود مستمر عامل حیاتی برای موفقیت نوآوری در سازمان بوده اند. پراجو و سوهال56 رابطه بین مدیریت کیفیت فراگیر و عملکرد نوآوری را شناسایی کرده و نشان دادند که مدیریت کیفیت فراگیر موجب افزایش نوآوری می شود. در نهایت با اینکه مدیریت کیفیت فراگیر مستقیما بر عملکرد نوآوری در سازمان ها تأثیر می گذارد، تعهد مدیران عالی و مشارکت فعال کارکنان نیز بر موفقیت نوآوری سازمانی بسیار مهم است(کزازی و شول، 1392، 6). مدیریت کیفیت نه تنها پایه و اساسی مهم در توسعه نوآوری است بلکه کاتالیزوری حیاتی در فرآیند نوآوری محسوب می شود. در مجموع مطالعات بسیاری از محققان در مدیریت نوآوری نشان می دهند که زمینه های مدیریت نوآوری مشابه و مرتبط با مدیریت کیفیت فراگیر است. موفقیت مدیریت کیفیت فراگیر نیاز به ایجاد فرهنگی بر پایه اعتماد و به اشتراک گذاشتن دانش دارد. هدف از یادگیری سازمانی ایجاد اعتماد متقابل و فرهنگ به اشتراک گذاشتن دانش در سازمان است که واسطه های موثری برای مدیریت کیفیت فراگیر و بهبود در نوآوری است. دیدگاه مبتنی بر دانش سازمانها را به دانش آفرینی و بهبود عملکردشان از طریق مدیریت کیفیت هدایت می کند. بنابراین ارائه مقدمه ای از مدیریت کیفیت فراگیر از سوی مدیران عالی سازمان می تواند نیروی محرکی برای سازمان و گسترش یادگیری سازمانی باشد. در نتیجه یادگیری سازمانی یک متغیر واسطه بین مدیریت کیفیت فراگیر و عملکرد نوآوری در سازمان است. برخی از ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر و نوآوری مشابه هستند. برای نمونه، بهبود مستمر یک مشخصه ویژه از مدیریت کیفیت فراگیر و نوآوری است. ابعاد مشترک حاکی از آن است که سازمانهایی که مدیریت کیفیت فراگیر را به خوبی اجرا کرده اند بیشتر از سازمانهایی که این کار را انجام نداده اند، در زمینه نوآوری رشد می کنند. مدیریت کیفیت فراگیر می تواند به عنوان ابزاری مفید در جهت نوآوری سازمان ها به کار رود(کزازی و شول، 1392، 7).

بخش پنجم

پيشينه ي پژوهش

2-5-1- پيشينه ي پژوهش هاي داخلي
در اين قسمت به برخي از تحقيقات داخلي انجام شده مي پردازيم.
کاظمی و همکاران (1392) پژوهشی را تحت عنوان “بررسی تاثیر مدیریت کیفیت جامع بر عملکرد نوآوری بواسطه یادگیری سازمانی (مورد مطالعه: صنایع غذایی و آشامیدنی شهرستان مشهد” انجام دادند. بطور کلی مدیریت کیفیت جامع، راه مدیریت بهبود اثر بخشی، انعطاف و رقابت در موسسات تولیدی و خدماتی است که تمام واحدها، فعالیت‌ها و افراد سازمان را در کلیه سطوح در برمی‌گیرد. مدیریت کیفیت جامع تغییر مهمی در فرهنگ سازمان می دهد که اهداف، آرمان ها، طرز تفکر و رویه های موجود در سازمان را در بر می گیرد. این مطالعه تاثیر ابعاد مدیریت کیفیت جامع را بر عملکرد نوآوری بررسی می کند. برای دستیابی به این هدف ابعاد مدیریت کیفیت جامع (حمایت مدیریت ارشد، بهبود مستمر، مشارکت کارکنان و تمرکز بر مشتری) بر عملکرد نوآوری (محصول و خدمات، فرآیند و عملکرد سازمانی) بصورت مستقیم و همچنین بصورت غیر مستقیم و بواسطه یادگیری سازمانی (استراتژی یادگیری و فرهنگ یادگیری) با استفاده از یک مدل مفهومی مورد بررسی قرار گرفته است. داده ها از مدیران ارشد شرکت های بزرگ و متوسط صنایع غذایی و آشامیدنی شهرستان مشهد با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس جمع آوری گردیده و برای تجزیه و تحلیل داده ها رویکرد تحلیل مسیر و نرم افزار PLS به کار گرفته شده است. تعداد کل نمونه ها 61 شرکت می باشد. نتایج نشان دادند که ابعاد مدیریت کیفیت جامع بر عملکرد نوآوری و یادگیری سازمانی تأثیر مثبت و مستقیم دارند. از بین این ابعاد، مشارکت کارکنان بیشترین تاثیر را بر عملکرد نوآوری در بین دیگر ابعاد دارا می باشد. همچنین یافته‌ها حاکی از آن بودند که یادگیری سازمانی نیز بر عملکرد نوآوری تأثیر مثبت و مستقیم دارند(کاظمی و همکاران، 1392، 1).
اسماعیل پور و همکاران (1392) پژوهشی را تحت عنوان”بررسی تاثیر قابلیت نوآوری کسب و کار بر ارتباط بین مدیریت کیفیت جامع و نوآوری” انجام دادند. این پژوهش به بررسی رابطه بین مدیریت کیفیت جامع و نوآوری ـ نوآوری محصول ـ می پردازد و بر اساس پیروی از دیدگاه منبع محور و قابلیت پویا، به سنجش نقش قابلیت نوآوری کسب و کار بر این ارتباط می پردازد. لازم به ذکر است که دیدگاه قابلیت پویا اشاره به «جهت گیری رفتاری پایدار سازمان در یکپارچه سازی، صورت بندی مجدد، تجدید و بازسازی منابع و قابلیت های خود و از همه مهم تر بهبود و نوسازی قابلیت های مرکزی در پاسخ به محیط متغیر برای نائل شدن به برتری رقابتی پایدار» دارد. داده های این تحقیق از میان شرکتهای مواد غذایی استان گیلان که جمعاً شامل 190 نمونه از اعضای مدیران ـ مدیریت عالی، بازرگانی و فروش، تدارکات و خرید، کیفیت و تولید ـ می باشد که به وسیله پرسشنامه جمع آوری شده است. برای سنجش فرضیات تحقیق، از آزمون همبستگی و جهت تأیید و برازش مدل مربوطه از مدل سازی معادله ساختاری استفاده گردیده است. نتایج از فرضیه های مطرح شده حمایت نموده است. اثبات نقش میانجی قابلیت نوآوری کسب و کار به این معناست که مدیریت کیفیت جامع از طریق تأثیر مثبت و مستقیمی که بر قابلیت نوآوری کسب و کار دارد موجب بهبود و ارتقای نوآوری محصول خواهد شد(اسماعیل پور و همکاران، 1392، 1).
جمشیدی و همکاران (1392) پژوهشی را تحت عنوان “تاثیر مدیریت کیفیت فراگیر بر میزان نوآوری سازمان با میانجیگری یادگیری سازمانی در آموزش عالی (مورد مطالعه: دانشگاه دولتی، آزاد، پیام نور شهر سبزوار)” انجام دادند. بسیاری از دانشمندان پیشنهاد کرده اند که هم مدیریت کیفیت فراگیر و هم یادگیری سازمانی می تواند به صورت جداگانه وبه طور موثر نوآوری را تقویت کنند. اما سوال این است که آیا ارتباطی بین مدیریت کیفیت فراگیر و یادگیری سازمانی وجود دارد؟ این پژوهش دو هدف عمده را دنبال می کند، اول اینکه معین کردن ارتباط علّی بین مدیریت کیفیت فراگیر، یادگیری سازمانی، نوآوری سازمانی. و دوم اینکه مشخص کردن اینکه آیا یادگیری سازمانی بر نوآوری سازمانی تأثیر دارد و می تواند نقش میانجی بین مدیریت کیفیت فراگیر و نوآوری سازمانی بازی کند؟روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. برای سنجش متغیرهای پژوهش سه پرسشنامه با طیف 5 گزینه ای لیکرت استفاده شده که این پرسشنامه ها میان 253 نفر از کارکنان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های سبزوار توزیع شد. نتایج پژوهش حاکی از این بود که یادگیری سازمانی تاثیر مدیریت کیفیت فراگیر بر نوآوری سازمانی را میانجی گری می کند(جمشیدی و همکاران، 1392، 1).
خیری و خواجوی (1392) پژوهشی را تحت عنوان “بررسی تاثیر مستقیم و غیرمستقیم مدیریت کیفیت جامع، قابلیت های الکترونیکی، مدیریت دانش مشتری و قابلیت توانمندسازی مشتری بر عملکرد نوآوری محصول در شرکت های تولید کننده محصولات زود مصرف در تهران و اصفهان” انجام دادند. هدف این پژوهش با عنوان بررسی تأثیر مستقیم و غیر مستقیم مدیریت کیفیت جامع ، قابلیت بازاریابی الکترونیکی،مدیریت دانش مشتری و قابلیت توانمندسازی مشتری بر عملکرد نوآوری محصول در شرکت های تولیدکننده محصولات زود مصرف(FMCG) در تهران و اصفهان ، بررسی این نکته است که چگونه مدیریت کیفیت جامع، بازارگرایی و تکنولوژی گرایی ، شرکت ها را قادر می سازند تا در جهت بهبود عملکرد نوآوری محصول برتری کسب کنند. نتایج نشان می دهد که دارا بودن قابلیت بازاریابی الکترونیکی ، توانمند سازی مشتریان ، مدیریت دانش مشتری و دانش بازار در تلاش شرکت ها برای تولید محصولات زود مصرف متنوع ، ضروری است. بخصوص اینکه، این تحقیق مدلی را ارائه و مورد آزمایش قرار می دهد که بازاریابی الکترونیکی را به عنوان ادغام تکنولوژی، تجارت و منابع انسانی در نظر می گیرد که این عوامل زمانی که به خوبی با هم ترکیب شوند عملکرد نوآوری محصول را تحت تاثیر قرار می دهند. سازمان ها با محیطی روبرو می شوند که به سرعت در حال تغییر است به همین خاطر نیاز دارند تا نیازهای مشتریان و استراتژی های رقیبان برای گسترش محصول را درک کنند(خواجوی و خواجوی، 1392، 1).
اکبری و همکاران (1392) پژوهشی را تحت عنوان “تحليل نقش تعديل کنندگي يادگيري سازماني در رابطه بين مديريت کيفيت جامع و عملکرد نوآورانه (مطالعه موردي: شرکت ايران دارو)” انجام دادند. هدف از انجام اين تحقيق تحليل تاثير مديريت کيفيت جامع و يادگيري سازماني بر عملکرد نوآورانه در شرکت ايران دارو مي باشد. تحقيق حاضر از لحاظ هدف، از نوع کاربردي و از لحاظ روش، توصيفي پيمايشي است. جامعه آماري اين تحقيق شامل 210 نفر از کارکنان شرکت ايران دارو است، که از بين آنها 136 نفر به عنوان نمونه با استفاده از جدول مورگان براي يک دوره 6 ماه اول سال 1391 انتخاب شدند. با اين وصف شيوه نمونه گيري تحقيق، طبقه اي است. جهت جمع آوري داده ها، از پرسشنامه مديريت کيفيت جامع از کويله شاپيرو (2002)؛ پرسشنامه يادگيري سازماني از رودز و همکاران (2008) و پرسشنامه عملکرد نوآورانه از «پراجوگو و سوهال» (2003)، استفاده شد. روايي پرسشنامه ها توسط جمعي از استادان دانشگاهي مورد تاييد قرار گرفت. سپس براي تعيين اعتبار سازه از تحليل عاملي تاييدي استفاده شد که نتايج حاکي از اين بود که بار عاملي تمام گويه ها بالاي 05/0 بود که نشان از روايي مناسب ابزار سنجش بود. پايايي آنها نيز با محاسبه ضريب آلفاي کرونباخ براي پرسشنامه اول 91/0؛ براي پرسشنامه دوم 87/ و پرسشنامه سوم 89/0 بدست آمد. با استفاده از همبستگي پيرسون و رگرسيون خطي وگام به گام توسط نرم افزار SPSS داده هاي تحقيق مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. نتايج تحقيق نشان داد که بين فعاليت هاي مديريت کيفيت جامع و يادگيري سازماني، بين يادگيري سازماني و عملکرد نوآورانه و بين مديريت کيفيت جامع و عملکرد نوآورانه رابطه معناداري وجود دارد. همچنين نتايج نشان داد که يادگيري سازماني در ارتباط ميان مديريت کيفيت جامع و عملکرد نوآورانه نقش تعديل کننده را دارد. و اثر مديريت کيفيت جامع بر عملکرد نوآورانه را کاهش مي دهد. از سوي ديگر در اين تحقيق جهت آزمون مدل مفهومي تحقيق از مدل معادلات ساختاري استفاده شد که نتايج حاکي از برازش مطلوب مدل بود و به همين دليل به عنوان مدل تجربي ارائه شده است(اکبری و همکاران، 1392، 35).
صابري و شيروبه زاد (1392) پژوهشي را تحت عنوان “تاثير مديريت كيفيت جامع بر عملكرد كيفيت و نوآوري در شركت نفت سپاهان” انجام دادند. مدیریت کیفیت جامع و ارتباطات عملکرد یک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مدیریت کیفیت جامع، کیفیت جامع، مدیریت کیفیت، بهبود مستمر Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مدیریت کیفیت، کیفیت جامع، مدیریت کیفیت جامع، یادگیری سازمانی