پایان نامه ارشد رایگان درمورد مدیریت دانش، فرایند مدیریت دانش، دانش محتوایی، مستندسازی

دانلود پایان نامه ارشد

پروساک
1998
دانش آمیخته از تجربه، ارزشها، اطلاعات زمینه و بصیرت تخصصی است که چارچوبی را برای ارزیابی تجربهها و اطلاعات جدید فراهم میسازد.
چرچمن-نوناکا-تاکه اوچی
2000
تصور دانش به عنوان مجموعه اطلاعات ربودن مفهوم از هر زندگانی است
پلکر
2000
دانش را نه به عنوان مطالبی که مردم میدانند بلکه به عنوان کارهایی که مردم انجام میدهند تعریف کرده است
رامپسر
2002
دانش تابعی از اطلاعات فرهنگ ماست
بس
2005
اطلاعات خوب مدیریت شده که به طور مناسب فهرست بندی و ساختاردهی شده و در زمان مناسب به راحتی در اختیار افراد مناسب قرار میگیرد
پروست و همکاران
2005
مجموعه شناختها و مهارتها که برای حل مسائل به کار میرود و بر دادهها و اطلاعات بنیان نهاده و محدود به اشخاص میشود.
محمدی و همکاران
2007
ترکیبی از دادهها و اطلاعات که با افزودن تجارب و عقاید و مهارتهای متخصصان منجر به ایجاد دارایی با ارزشی میگردد که در تصمیمگیریها به کار میرود
شجاعی
2008
ترکیب سازمان یافته دادهها که از طریق قوانین، فرایندها، عملکرد و تجربه به دست میآید.

2-1-2-2- مدیریت دانش و فرایندهای آن
نخستین بار پولانی (1996) دانش را به دو دسته دانش آشکار و پنهان تقسیم کرد و میان آنها تمایز و تفاوت قائل شد (جو، لای و لی161، 2006). گراف و جانس 162 اظهار میدارد که با توجه به ویژگیهای دانش سازمانی میتوان آن را به دو بخش تفکیک کرد: نخست، نوع بسیار عمومی دانش که”دانش ضمنی” یا “پنهان163″ نامیده میشود، درتجارب افراد نهفته است و شامل عوامل غیر آشکار مثل باور فرد، دیدگاهها و ارزشهاست که انتقال آن میتواند بسیار مشکل باشد. و دومی، دانشی است که به صورت مستند درآمده و به آن دانش”صریح” یا “آشکار164” گفته میشود و به این دلیل که انتقال آن بین افراد آسان باشد به صورت زبان رسمی درآمده است (گراف و جانس، 2012، ص3). دانش آشکار را میتوان در برخی فرمهای فیزیکی و الکترونیکی مدون و رسمی نمود. اما دانش پنهان عمدتا در ذهن افراد است و وابستگی سختی به بیان شدن و مدون شدن دارد (وانگ و اسپینوال165، 2005).
نوناکا (1991) نیزدانش عیان (آشکار) را دانشی میداند که قابل ثبت و دریافت در اسناد و پایگاهها بوده و به صورت نظامند و رسمی میباشد و انتقال آن به آسانی صورت میگیرد. وی معتقد است که دانش عیان را میتوان در قالبهای ساختاریافته (دادهها و اطلاعاتی است که برای بازیابی در آینده به روش مشخص سازماندهی شده است) و ساختار نیافته (اطلاعات برای بازیابی به روشنی دستهبندی نشدهاند) دستهبندی کرد.
دانش نهان از آنجایی که برای دیگران ناشناخته است بنابراین دسترسی به آن مشکل است. در واقع بیشتر افراد از دانشی که آنها دارند و یا ارزشی که آن دانش برای دیگران میتواند داشته باشد آگاه نیستند. دانش نهان از ارزش بالایی برخوردار است زیرا زمینهای برای افراد، مکانها، مفاهیم و تجربیات فراهم میکند (نوناکا، 1991).
اسمیت معتقد است که موسسات آموزش عالی و دانشگاهها از جمله سازمانهایی هستند که پیوندی اجتنابناپذیر با علم و دانش، ایجاد و اشاعه آن دارد. امروزه در عصر جهانی شدن، برای سیاستگذاران، مدیران و حتی شهروندان عادی، یادگیری جمعی، تسهیم دانش و ایجاد شبکههای نهادینه فراتر از مرز سرزمینها، به موضوعی بسیار عادی، یادگیری جمعی، تسهیم دانش و ایجاد شبکههای نهادینه فراتر از مرز سرزمینها، به موضوعی بسیار با اهمیت تبدیل شده است (حسینی و پوراسدی، 1390).
مفهوم سازی از دانش و مدیریت دانش، قدری دشوار به نظر میآید. برخی از صاحبنظران برای عملیاتی کردن مدیریت دانش از مفهوم فرایند استفاده میکنند زیرا از دیدگاه آنان، فرایند مدیریت دانش مستمرا در سازمان وجود داشته و حضور آن در یک مقطع کوتاه نتیجهای نخواهد داد؛ بلکه نتیجه آن در حضور مستمر آن بعنوان رکن اساسی در سازمانها روشن میگردد (نوده فراهانی و عظیمی، 1392). واژه “دانش” یکی از جنبههای بسیار گمراهکننده مدیریت دانش است. واژههای اطلاعات و داده اغلب به جای واژه دانش به کار رفته، اما واقعیت این است که آنها معانی متفاوتی دارند و درک تفاوتهای آنها برای اجرای موفقیت آمیز مدیریت دانش اساسی است. در حالت کلی، دادهها به عنوان حقایق خام در نظر گرفته میشوند. برای این که داده ارزش داشته باشند، باید پردازش شود تا به اطلاعات تبدیل شود، که اطلاعات به عنوان مجموعهای سازمان یافته از دادهها تلقی میشود. اگر دادهها به اطلاعات تبدیل شوند بر اساس آن میتوان تصمیمگیری کرد. دانش به عنوان اطلاعات معنادار تلقی میشود. بنابراین، دانش نه داده است نه اطلاعات. دانش برداشتی است که از طریق تجربه، استدلال، شهود و یادگیری به دست میآید. افراد زمانی میتوانند دانش خود را گسترش دهند که با دیگران دانش خود را به اشتراک بگذارند و در نتیجه ترکیب دانش افراد با یکدیگر، دانش جدید خلق میشود. دانش از اطلاعات نشات میگیرد. دانش از انجام مقایسه، شناسایی پیامدها و ایجاد رابطه حاصل میشود (بهات166، 2001).
اگر چه درباره مدیریت دانش به طور گسترده به وسیله دانشگاهیان و محققان بحث شده، اما اطلاعات محدودی از آن به خصوص در بخش دولتی وجود دارد (رمضانی و مهرآرا، 1390). در واقع مدیریت دانش یکی از مباحث نسبتا جدیدی است که در حوزه علم مدیریت مطرح شده است. این شیوه نوین مدیریتی به سرعت مورد استقبال متخصصان مدیریت قرار گرفت و تلاشی گسترده به منظور بهرهبرداری از توان بالقوه دانش افراد در بهرهوری سازمانی به انجام رسید. مدیریت دانش در واقع روشی است که بر مبنای آن میتوان به یافتههای پنهان دانش افراد که در بسیاری از موارد دارای ارزش قابل توجهی است، دست یافت. این شیوه مدیریتی تلاش میکند تا روح مشارکت و یکپارچگی را در سازمانها ترغیب کرده و نظام تفکر دسته جمعی و اشتراک ایدهها را به صورت گسترده مطرح سازد. مدیران نیز سعی دارند با تکیه بر فنون استخراج یافتههای اطلاعاتی و دانش افراد و ذخیره و انتشار آن به دانشی دست یابند که در بهرهوری سازمانی آنان را یاری دهد (صلواتی و حقنظر، 1388). مدیریت دانش سازمانی، عادتها و عملیات روزمره را تغییر داده و متحول میسازد؛ مثل تغییری که تحصیل در افکار و فرهنگ ایجاد میکند. با طراحی و سازمان دهی مدیریت دانش میتوان دانش پنهان (ضمنی)، مهارتها و جریان کاری را به رویهها، استانداردسازی و تحلیل محتوای مستند منتقل کرد و زمینهای برای ایجاد رقابت، مزیت رقابتی و توسعه پایدار فراهم کرد ( ورال، کوپر و کمپبل جامسون167، 2000).
وانگ و اسپینوال168 (2005) نیز تعداد عوامل مدیریتی را که بر روی اجرای موفق مدیریت دانش موثر هستند را 11 مورد دانستهاند که شامل: رهبری و حمایت رهبری، فرهنگ، فناوری اطلاعات، اهداف راهبردی، ارزیابی و زیرساختهای سازمانی، فعالیتها و فرایندهای سازمانی، مشوق ها، منابع، آموزش و مدیریت منابع انسانی میشود.
مدیریت دانش به عنوان یک فرایند سامانیافته به منظور خلق، اکتساب، توزیع، اسنفاده از خاصیت اهرمی دانش به منظور حفظ مزیت رقابتی و دستیابی به اهداف سازمانی مورد ملاحظه قرار گرفته است. مدیریت دانش اغلب به عنوان موضوعی چند بعدی و میانرشتهای نگریسته میشودکه گاهی به پراکنده شدن گفتوگوها در این موضوع منجرمیشود (جابری، سلیمی و خزائیپور، 1392). فرایند مدیریت دانش مشتمل بر تولید یا گردآوری و شناسایی دانش، طبقهبندی، ذخیره و مستندسازی دانش، توزیع و نشر و کاربرد دانش است (نوده فراهانی و عظیمی، 1392). که هر یک از این فرایندها به اختصار در زیر توضیح داده شده است.
الف)خلق یا شناسایی دانش
سو، دوینی و میدگلی یک مدل پنج وجهی را برای فرایند خلق دانش پیشنهاد میکنند: 1) اکتساب اطلاعات و دانش از شبکههای تعاملات؛ 2) یکپارچهسازی دانش درونی و بیرونی؛ 3) ایجاد دانش جدید از خلال کاربرد اطلاعات و دانش برای حل مساله؛ 4) تاثیر گذاری دانش جدید بر نوآوری و عملکرد شرکت؛ و 5) ایفای نقش عوامل فردی و سازمانی در کل فرایند.
ب)مستندسازی دانش:
اصطلاح مستند سازی به معنای ثبت و ذخیرهسازی، کدگذاری و طبقهبندی دانش و تجربیات مفید است. وجه اشتراک تمامی اقدامات مستندسازی را میتوان مکتوب نمودن هدفمند بخشی از دانستهها و آگاهیهای انسان دانست.
ج) فرایند مدیریت دانش
فرایند مدیریت دانش انتقال دانش است که طی آن، یک سازمان، اطلاعات را میان اعضای خود توزیع نموده و از این طریق یادگیری را ارتقا داده و دانش یا درک جدیدی را به وجود میآورد.
د)کاربرد دانش:
هدف غایی مدیریت دانش، کاربرد دانش در جهت بهبود عملکرد سازمانی است. بسیاری از صاحبنظران، این مرحله را مهمترین گام در فرایند مدیریت دانش میدانند زیرا مزیت رقابتی، تنها منوط به داشتن منابع غنی و سرشار دانشی نیست، بلکه در گرو کاربرد آن منابع دانشی در عملیات و تصمیمات سازمانی است (نوده فراهانی و عظیمی، 1392). در واقع مدیریت دانش به کاهش هزینهها، ‏بهبود تصميم‏ گيري در سازمان، انعطاف ‏پذيري بيشتر و افزایش خلاقیت و نوآوری در سازمان کمک مي ‏کند؛ مدیریت دانش، شامل همه‌ی روش هایی است که سازمان، از طریق آن دانش خود را مدیریت و اداره می کند که این روشها شامل چگونگی جمع آوری، ذخیره، انتقال، بکار گیری، تسهیم و ایجاد دانش میباشد.

2-1-2-3- چگونه کارکنان را دانشمحور کنیم؟
در حوزه مدیریت دانش، به کلیه کارکنان و مدیرانی که سهمی در افزایش سرمایه فکری دارند، به عنوان کارمند دانش اطلاق میشود. در واقع میتوان کلیه افراد سازمان، حتی کارکنان روزمزد که حاصل تجربیات گذشته خود را به کار میبندند را نیز کارکنان دانش نامید. البته باید عنوان کرد که میزان ارزش این کارکنان، با توجه به دانشی که به کار میبندند، وابسته به این امر است که آیا دانش کنونی آنها به طور عملی به سازمان انتقال یافته است یا اینکه جهت استفاده آتی در فرایندهای عملیاتی سازمان، در تملک شخصی خود آنان قرار دارد. آنچه که سازمان دانشمحور انجام میدهد این است که رهیافتی نظامند را در جهت کسب، ذخیرهسازی و به کارگیری دانش کارکنان خود به کار ببندند و بدون توجه به عنوان شغلی و وظایف کارکنان سعی در تبدیل کلیه کارکنان و مدیران سازمان به کارکنان و مدیران دانشمدار دارند، اما با این وجود، حتی دانشگراترین سازمانها نیز سعی نمیکنند که تک تک کارکنان خود رادانشمدار کنند (پوررشیدی و جلالی جواران، 1389). در واقع افراد دانشمحور در سازمان افرادی با انگیزه و فعال میباشند که همواره سعی در به اشتراکگذاری دانش و تسهیم دانش در سازمان دارند. بنابراین دانشگاه باید برای توسعه دانش کارکنان و ذینفعان خود زمینهها و شرایط لازم را فراهم کند.

2-1-2-4- مفاهیم و تاریخچه دانش محتوایی، دانش تربیتی و دانش فناورانه
مطالعات میانرشتهای اغلب به دنبال تلفیق حوزههای تخصصی و ایجاد و توسعه دانشهای میانرشتهای هستند. اما گاهی دانش میانرشتهای بدون دخالت متخصصان بیرونی، حضور دارد و گاه آنقدر در بافت تجربیات تربیتی پیچیده شده است که قابل رویت نمیباشد. یکی از انواع این دانشهای میانرشتهای پنهان، دانشی است که یک مدرس برای آنکه موضوع تخصصی رشته خودش را تدریس کند، آن را به کار میگیرد (خاکباز؛ علمالهدی، موسیپور و بابلیان، 1390).
مدرس دانشگاهی متخصص رشته خودش است و دانش تخصصی و پژوهشی رشته خود را دارد اما هنگامی که در جایگاه مدرس آن دانش قرار میگیرد، ناگزیر است آن دانش را از حالت تخصصی و یادگرفته شده در ذهنش تبدیل به دانشی قابل یادگیری برای مخاطبان و دانشجویانش بکند. اینجاست که او باید دانش دیگری را به نام دانش تربیتی به کار گیردتا دانش تخصصی خود را قابل یاددهی – یادگیری کند (خاکباز و همکاران، 1390).
مفهوم دانش محتوایی-تربیتی169، نخستین بار توسط لی شولمن (1986) در کنفرانس سالیانه انجمن آمریکایی پژوهشهای تربیتی170 با تاثیرپذیری از دیدگاه دیوئی در مورد تمایز دانش دانشمندان با دانش معلمان، به جامعه تعلیم و تربیت معرفی شد. شولمن (1986) دانش محتوایی- تربیتی را سودمندترین شکل بازنمایی محتوا،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد هیأت علمی، اعضای هیأت علمی، ساختار سازمانی، خلاقیت و نوآوری Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دانش محتوایی، برنامه درسی، آموزش عالی، مواد آموزشی