پایان نامه ارشد رایگان درمورد مداخله بشردوستانه، سازمان ملل، منشور ملل متحد

دانلود پایان نامه ارشد

مداخله بشر دوستانه ميباشد و بعد، تعيين مبانيحقوقي مداخله بشر دوستانه بهخصوص از منظر منشور ملل متحد، از اهميت زيادي برخوردار است و سپس رويه دولتها كه تعيين كننده عرف بينالمللي ميباشد که بايد مورد بررسي قرار گيرد.

مبحث اول: مداخله بشردوستانه218
مداخله بشردوستانه مفهوم مهمي در عرصه بينالمللي و حقوق بينالملل بوده است و همواره يكي از مسايل اساسي مرتبط با گستره ممنوعيت توسل به زور جلوه گر شده است. در اين مبحث با توصيف مداخله بشردوستانه و بررسي تاريخي اين مفهوم، به بررسي وضعيت آن در منشور و تحقيق در مفهوم “مسئوليت حمايت” پرداخته خواهد شد. لازم است در اين مبحث به برخي سؤالات اساسي نظير اينكه آيا مداخله بشردوستانه منطبق بر منشور ملل متحد است؟ آيا مداخله بشردوستانه به معناي مسئوليت حمايت را بايستي از استثنائات وارده بر ماده 2 (4) منشور ملل متحد در كاربرد زور دانست؟‌ با توجه به كاربرد اين مفهوم در عرصه بينالمللي و در قالب دفاع دسته جمعي، ‌آيا شاهد تحول حقوق بينالملل در ممنوعيت توسل به زور هستيم؟ پاسخ داده خواهد شد.

الف/ توصيف مداخله بشردوستانه
از مداخله بشردوستانه تعريفهاي گوناگون و متعددي صورت گرفته است. آر.جي.وينسنت219 و هنري كامپبل بلاك220 بر اين باورند كه مداخله به معناي كاربرد زور است221. وينسنت مداخله را چنين تعريف ميكند : كاري كه بهدست يك دولت، گروهي وابسته به آن يا شماري از دولتها يا سازماني بينالمللي با زور در كشور ديگر صورت گيرد222. استوويل223 مداخلهي بشردوستانه را كاربرد زور براي پشتيباني از مردمان يك كشور در برابر حكومت آن كشور ميداند كه حاكميت خود را بي توجه به اصولي همچون عدالت و نيز بي توجه به محدوديتهاي حاكميت، اعمال ميكند224. يان برانلي225 مداخله در يك كشور ضعيف را كه گرفتار آشوب است، مداخله بشردوستانه ميداند226.
در مقابل برخي نيز مداخله بشردوستانه را محدود به اقدامات قهري نميدانند و اقداماتي غيرقهري و مسالمتآميز نظير پشتيباني از انسانها از راههاي ديپلماتيك،‌ صدور قطعنامه در سازمان ملل و توزيع خوراك از سوي سازمانهاي كمكرسان را نيز مداخله بشردوستانه ميدانند227. كنستانتين ابرادوويك228 مداخله بشردوستانه را اين چنين تعريف كرده است؛ “دخالتي كه با كاربرد زور و براي جلوگيري از پايمال شدن حقوق افراد انجام گيرد”229.
با توجه به آنچه در عالم واقع در خصوص مداخله بشردوستانه اعمال شده است و برداشت عمومي از اين مفهوم، مداخله بشردوستانه ناظر بر اقدامات قهرآميزي كه به منظور پايان بخشيدن به رنجي شديد است كه به مردمان يك كشور از سوي حاكميت صورت مي پذيرد، ميباشد.

ب/ روند تاريخي مداخله بشردوستانه
در اين بخش به بررسي گذشته مفهوم مداخله بشر دوستانه در رويه دولتها و اسناد حقوقي خواهيم پرداخت تا بتوان در ساير بخشها به نحو صحيحتري به موضوع بپردازيم.

‌1/ مداخله بشردوستانه پيش از تدوين منشور
سرآغاز اين دوران را مي توان 1827 دانست كه كشورهاي انگلستان، فرانسه و روسيه به پشتيباني از يونانيها در مقابل ترك ها پرداختند. مداخله دولتها تا پيش از منشور عموماً در حمايت از اتباع خود در خارج يا پشتيباني از اتباع دولت ديگر بوده است. مداخله كشورهاي غربي در چين (1900)،‌آمريكا در نيكاراگوئه (1909) در مورد نخست قابل بيان است و در مورد دوم، اقدام فرانسه در سوريه به منظور حمايت از مسيحيان ماروني در سال 1860 و اتريش، فرانسه،‌ ايتاليا، پروس و روسيه در سال 8-1866 از مسيحيان جزيره كرت، قابل ذكر است.
در اين دوران هر چند اصل صريحي را نميتوان در حقوق بينالملل يافت كه به استناد آن به دولتها حق دخالت در امور ساير كشورها دهد، امّا بسياري از حقوقدانان با استناد به حق محافظت از خود230،‌ خودياري231 و اقدام بر پايه ضرورت در صدد توجيه دخالت و حمايت از اتباع كشور مداخلهگر برآمدهاند232. نظريه پردازاني نظير،‌گرسيوس و اپنهايم بر اين اعتقادند كه چنانچه حقوق مردمان كشوري از سوي دولت آن كشور پايمال گردد، جامعهي بينالملل حق دارد به پشتيباني از آن اقدام نمايد233. از نظر اپنهايم قانوني بودن مداخله بشردوستانه در حقوق بينالملل عرفي بر اين باور استوار است كه دولتها، موظفند در ارتباط با اتباع خود و اتباع ساير دولتها حداقل حقوقي را رعايت كنند.
2/ مداخله بشردوستانه پس از تدوين منشور
در اين دوران، مداخله بشردوستانه تحت تأثير رقابت دو ابر قدرت قرار گرفت به اين معني كه آمريكا و شوروي به منظور كاهش نقش در روابط خود سعي ميكردند كه از اين عنوان كمتر بهره بگيرند.
عليرغم آن دخالتهايي با توجيه حمايت از اتباع خود و پشتيباني از اتباع دولت ديگر به وقوع پيوست. حمايت مصر از فلسطينيان در 1948،‌ دخالت انگلستان در كورفو، حمله اسرائيل به اوگاندا در 1976، اقدام ناموفق آمريكا در عمليات طبس در سال 1980 ، حمله هند به پاكستان شرقي در 1971 كه منجر به شكل گيري بنگلادش شد،‌ دخالت ويتنام در كامبوج در 1978 كه به ديكتاتوري خمرهاي سرخ پايان داده و دخالت تانزانيا در اوگاندا در 1979 كه به سرنگوني عيدي امين دادا منجر شد و حمله آمريكا به گرانادا، از جمله مداخلات بشردوستانه اين دوره ميتوان ذكر نمود.
وايس234 معتقد است كه دخالتهايي كه در دوران جنگ سرد به وقوع پيوسته است هر چند بهانهي بشردوستانه داشته است، لكن در مجموع در راستاي اهداف و منافع دولتهاي مداخلهگر بوده است ولي در سه مورد اخير هر چند مداخلهگران ادعاي بشردوستي نداشتهاند، ولي در راه هدفهاي بشردوستانه و كمك به انسانها گام برداشتهاند235.

3/ مداخله بشردوستانه پس از دوران جنگ سرد
فروپاشي شوروي،‌ باعث شد نه تنها كشورهاي غربي در شوراي امنيت آسانتر كار كنند، بلكه برخي از موضوعات بينالمللي دامنه دارتر گردد. اين دو عامل يعني افزايش دامنه ي برخي مسايل مانند حقوق بشر و صلح و امنيت و آسان تر شدن موضعگيري در شوراي امنيت،‌ اين امكان و البته ضرورت را پديد آورد كه به دخالتهاي بشردوستانه توجه بيشتري گردد236. در دو دوره قبل عمده دخالتهاييكه به نام بشردوستانه صورت گرفت اغلب از سوي كشورهاي غربي و به گونهاي انفرادي براي نجات اتباع دولتهاي مداخلهگر بود. لكن با پايان يافتن جنگ سرد، شوراي امنيت به ميدان آمد و گاهاً با صدور قطعنامههايي در اين خصوص در پي مشروعيت بخشيدن به اين امر برآمد.
بيشتر مداخلات بشردوستانه در اين دوره صورت گرفته است. ليبريا،‌ عراق، يوگسلاوي، سومالي، رواندا، هائيتي، سيرالئون، كوزوو، تيمور شرقي ليبي از جمله اين مداخلات است.

گفتار اول: تهديد نظامي دولت انگلستان عليه ايران
يك سال پس از تصويب منشور ملل متحد و پس از پارهاي از شورش هاي داخلي در استانهاي جنوبي ايران، دولت انگلستان با ادعاي حفظ امنيت اتباع انگليسي در جنوب ايران كه در شركت نفت ايران و انگليس كار ميكردند، اقدام به تهديد نظامي ايران نمود237. در پي اين تهديد كشتيهاي جنگي انگليس در آبهاي ساحل ايران مستقر شدند و يك واحد نظامي نيز به بصره اعزام گرديد. دولت انگليس در توجيه اقدام خود، حمايت از جان اتباع انگليسي و حفظ منافع انگلستان را بيان نمود. دولت ايران به شدت عليه اقدام انگلستان اعتراض نمود و آن را نقض حاكميت دولت ايران و نقض اصول مندرج در منشور سازمان ملل تلقي نمود. انگليس با ردّ اعتراض ايران، اعلام داشت كه قصد تجاوز به خاك ايران را نداشته و تنها در صورتي كه دولت ايران توانايي حمايت از جان اتباع انگليسي را نداشته باشد، نيروهاي انگليسي مداخله خواهند كرد.238 در جريان ملّي شدن نفت ايران و پس از رويدادهاي 1951، آشوب تازهاي در روابط سياسي ايران و انگليس پديدار گشت و آن دولت نيروهاي نظامي و كشتيهاي جنگي خود را در جنوب ايران مستقر نموده توجيه انگلستان براي اقدام خود حمايت از جان اتباع انگليسي بيان كرد.
وزارت خارجه ايران اعتراض خود را نسبت به تهديد نظامي انگلستان اعلام كرد و در نامهاي كه از سوي نخست وزير ايران به رييس جمهور آمريكا فرستاده شد، اعلام كرد كه جان اتباع انگلستان در معرض خطر نبوده و تهديدي نيز عليه آنان انجام نشده است، اگر چه اعتراضات و نامه نگاريهاي دولت ايران حاوي استدلالات حقوقي روشني نبود امّا موضوع تهديد ايران از سوي انگلستان به منظور تجاوز به ايران با هدف و توجيه حمايت از اتباع انگليسي، بعدها در ششمين جلسه كميته ششم مجمع عمومي سازمان ملل متحد به هنگام بحث درباره تعريف تجاوز طرح گرديد. در آن جلسه هيأت نمايندگي ايران موضع حقوقي استواري اتخاذ نمودو اعلام كرد: “دخالت نظامي در كشور خارجي به منظور حمايت از اتباعي كه مورد بد رفتاري قرار گرفتهاند به هيچ وجه و منطقاً‌ از نظر حقوقي نميتواند بخشي از اعمال حق دفاع مشروع تلقي گردد239.”

گفتار دوم: يورش نظامي اسراييل به فردوگاه اوگاندا
بيست و هفتم ژوئن 1976، گروهي از چريكهاي فلسطيني يك هواپيماي شركت ايرفرانس را پس از آنكه از فرودگاه، آتن برخاست، ربودند، اين هواپيما از تل آويو عازم پاريس بود و علاوه بر 12 خدمه، 247 سرنشين داشت. چريكها پس از توقف كوتاه در ليبي، آن را به اوگاندا بردند. چريكها پس از آزادي كودكان، زنان، بيماران و مسافران غير اسراييلي را آزاد كردند و اعلام نمودند كه آزادي مسافران اسرائيلي منوط به آزادي 53 نفر از آزاديخواهان فلسطيني بوسيله اسرائيل، سوئيس و آلمان غربي است. اسرائيل ابتدا براي سازش مخالفت نمود ولي متعاقب آن از آمادگي خود براي مذاكره خبر داد. امّا در شب سوم ژانويه سه هواپيما اسرائيلي به چريكها در اوگاندا حمله برده و همه آنها را همراه با تعدادي از سربازان اوگاندايي كه غافلگير شده بودندكشتند. ساختمان قديمي فرودگاه اوگاندا منفجر شد، تعدادي از هواپيماهاي ميگ اوگاندا نابود شدند و مسافران اسرائيلي به كنيا منتقل و از آنجا به اسرائيل برده شدند. شوراي امنيت در تاريخ 9، 12 و 13 ژوئيه براي مذاكره پيرامون موضوع تشكيل جلسه داد. دولت اوگاندا عمل اسرائيل را به مثابه “تجاوزي” به تماميت ارضي و حاكميت سياسي خويش توصيف كرد و آن را محكوم نمود. موضع اسرائيل آن بود كه اقدام مزبور حق طبيعي اسرائيل بوده و در مقام دفاع مشروع انجام شده است240.
اسرائيل براي اثبات حق خود، به نظر تني چند از حقوقدانان بينالمللي و سوابقي در اين زمينه در روابط بينالمللي،‌استناد كرد. اين اقدام اسرائيل به نوعي مورد تأييد كشورهاي غربي قرار گرفت و از محكوم كردن آن خودداري كردند. موضع دولت ايالات متحده نيز اين بود كه اقدام نظامي اسرائيل، ‌اعمال حق دفاع مشروع بوده است، دولت فرانسه مدعي بود كه اقدام اسراييل، اقدام عليه تماميت ارضي و استقلال سياسي اوگاندا نبوده است. لكن موضع كشورهاي جهان سوم و شوروي در شوراي امنيت محكوميت اقدام اسراييل بود. موضع دولت پاناما نيز بدين شرح بيان گرديد؛
“حقي به نام حق دخالت نظامي در كشوري ديگر به منظور نجات اتباع كشور دخالت كننده كه به گروگان گرفته شدهاند، وجود ندارد. دولت پاناما مسلماً‌ ميپذيرد كه دولت حق دارد از اتباعش حمايت كند امّا اين حمايت ميبايستي از طريق مسالمتآميز انجام پذيرد. دخالت نظامي بدانگونه كه در گذشته در جامعه بينالمللي، دولتهاي زورمند عليه كشورهاي ضعيف انجام ميدادهاند جايز نيست”241

ج/ توجيهات مداخله بشردوستانه
مداخله بشردوستانه در منشور پيش بيني نگرديده است. در ماده 2 (4) اعضاي سازمان ملل متحد از تهديد، ‌توسل به زور و يا كاربرد آن عليه تماميت ارضي و استقلال سياسي ديگر كشورها منع شدهاند و در بند 7 نيز كشورها را از دخالت در امور داخلي يك ديگر منع ميكند.
عليرغم اين ممنوعيت و فقدان زمينه قانوني در منشور،‌كشورهايي كه تحت عنوان بشردوستي اقداماتي را انجام داده اند براي توجيه اعمال خود استناداتي طرح كردهاند از جمله؛‌

1.حقوق عرفي :‌
عدهاي بر اين باورند اگر چه در منشور اصل صريحي براي مداخله بشردوستانه وجود ندارد امّا در منشور به روشني نيز رد نشده است بنابراين، طبق حقوق عرفي، مداخله بشردوستانه معتبر است. البته بسياري

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد سازمان ملل، قطعنامه 1373، توسل به زور Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دفاع مشروع، سازمان ملل، مداخله بشردوستانه