پایان نامه ارشد رایگان درمورد محیط زیست، باور دینی، علم و فناوری، رفتار انسان

دانلود پایان نامه ارشد

تغییری بیضرر است. به عبارتی این تغییر، هماهنگ و سازگار با محیط و نه از بینبرندهی محیط باشد. به نظر میرسد ذکر این مثال شروع خوبی برای گفتن از واقعیتی است که لین وایت در ادامه اشاره میکند یعنی «همه اشکال زندگی بافت پیرامونشان را تغییر میدهند» (Ibid).
اما وایت در ادامه با ذکر مثالهایی نشان میدهد که تغییرات اِعمال شده بر محیط زیست توسط انسان (برخلاف سایر موجودات) عمیقاً دگرگون کننده بوده است: «قوت تأثیر نوع بشر در محیط به حدی افزایش یافته که دگرگونی ماهوی پیدا کرده است.» ((Ibid. بطور کل میتوان گفت تغییر در طرز رفتار انسانها، حتی غیرعمدی، به شدت بر طبیعت تأثیرگذار است. درواقع به تناسب نیازهای انسان، که بخشی از آن اجتنابناپذیر است، طبیعت نیز هزینه میدهد. به عبارت دیگر پیشرفتها و امکانات رفاهی که روز به روز در حال گسترش است در غالب موارد به نفع انسان است ولی به وضعیت طبیعت توجهی نشده است. هر چه این روند ادامه یابد بر تعداد مسائل حلنشده افزوده می‌شود. به همین دلیل است که لین وایت راهحل بحران را در کمتر استفاده کردن از علم و تکنولوژی می‌داند.
تحولات تاریخی و سبک زندگی انسان
تاریخ، دورانهایی به خود دیده است که تغییر سبک زندگی انسانها موجب تغییرات شگرفی بر طبیعت شده است. بنابر گفتهی وایت درباب تاریخ این دگرگونیهایی که بشر مولد آن بوده و تأثیرات و مداخله انسانی، اطلاعات دقیقی در دست نیست. سابقاً علوم طبیعی درصدد فهم طبیعت اشیا بوده است و فناوری هم گاه رشد سریع و گاه رشد کند داشته است. وایت به تفاوت کارکرد علوم طبیعی چه به لحاظ مفهومی و چه عملی اشاره دارد که سابقهی ظهور عملیِ این تفاوت کارکرد، ریشه در اندیشه و دیدگاه فرانسیس بیکن (1850 به بعد) از علوم طبیعی دارد. به نظر او، «پذیرش این اعتقاد بهعنوان الگوی عملی، بزرگترین رویداد تاریخ بشری و شاید بزرگترین رویدادِ سایر ساحتهای تاریخ کره زمین باشد» (Ibid). درواقع پذیرش همین الگو نمونهی دیگری است از تأثیر طرز فکر و سبک زندگی انسان بر محیط زیست خود.

وایت و راحل‌های موردی بحران
لین وایت با اشاره به مشکلات زیستمحیطی نظیر پدیدهی مهدود، بمبهای هیدروژنی، مصرف سوختهای فسیلی، تهنشست زباله، فاضلاب و غیره، انسان را تنها موجودی میداند که توانسته آشیانهی خود را بدین سرعت آلوده نماید. بنابر دیدگاه وایت، راهحلهای موردی که در عمل در پیش گرفته می‌شود جزئی، موقتی و تخفیفدهنده است. از سویی بازگشت به گذشته نیز نمیتواند حریف بحرانهای زیستمحیطی روزگار ما شود. بنابراین برای اینکه بدانیم چه باید کرد، باید به مبانی اندیشید. با توجه به اینکه از روزگار پیوند علم و فناوری و ماشینی شدنِ زندگی، مشکلات زیست‌محیطی رو به فزونی نهاده، «باید با ردیابی تاریخیِ پیشفرضهایی که فنّاوری مدرن و علم بر مبنای آنهاست طرز فکرمان را روشن سازیم» (p:1204). او با ردیابی تاریخیِ نهضتهای علمی و فناورانه، آغاز این نهضتها را از سده میانه میداند. بنابراین بررسی تحولات این دهه را در فهم تأثیر فناوری بر محیط زیست مؤثر میداند.
به همین جهت بخشی از مقالهی وایت به نگرش سدههای میانه در مورد انسان و طبیعت اختصاص یافته است. این موضوع را با ذکر مثالی درباره کاربرد فناوری جدید در شیوههای کشاورزی که پیشه‌ی اصلی مردم در سدههای گذشته بود، پی میگیرد. او با نگاهی به تفاوت اسلوب شیوهی کشت زمین در غرب، به دگرگونی ارتباط انسان با خاک (بیرحمیِ فناوری جدید171 نسبت به طبیعت) نکتهای کلیدی را طرح میکند: «پیش از این انسان جزئی از طبیعت بود و حالا استثمارگر طبیعت است» (p:1205). همچنین، از رهگذر تقویمهای جدید غرب در سده میانه که نشانگر انسانهایی بود که بر جهان پیرامون خویش ظلم میکنند، به گزارهی مهمی اشاره میکند: «انسان و طبیعت دو چیزند و انسان سروری دارد» (Ibid). او ریشهی این تغییرات و دگرگونیهای شگرف را بسته به تصوری می‌داند که انسان از خودش در ارتباط با محیط پیرامونش دارد.
باورهای انسان و محیط زیست
به طور روشنتر، محیط زیستِ انسانها تحتتأثیر عمیق باورهایی است که درباره سرشت و سرنوشت خود دارند. این نکته، هدایتگرِ موضوع مقالهی وایت یعنی ریشههای بحران زیستمحیطی است. بدین ترتیب او پایه و ریشهی طرز تلقی و به تبع آن رفتار انسان با محیط زیست را بسته به باورهای دینی فرد میداند. مقصود او از باور دینی، باور دینیِ غرب یعنی مسیحیت است. همچنین ماده و اساسِ تفکر انسان امروزین غربی را، علیرغم تغییر در صورت ظاهر، همچون گذشته میداند. یعنی باور دینی غرب که برآمده از مسیحیت است.
طبق آرایشی که در مطالب پیشین دیده شد، لین وایت به تأثیر دین مسیحیت (که میراثی از یهودیت است) بر محیط زیست میپردازد. درآغاز این بحث، به اختلاف طرز تفکر گذشتگان (متفکران غرب باستان) در باب آفرینش و باور دینی مسیحیت در باب آفرینش (همان داستان آفرینش که برگرفته از یهودیت بود) پرداخته است. وایت با ذکر داستان آفرینش، نتیجه میگیرد که خدا، همهی جهان را تنها و تنها برای نفع انسان خلق نموده است. به عبارتی هدف از خلقت عالم، برآوردن نیازها و اهداف انسانی میباشد. این انسان، جزئی از طبیعت و مخلوقی همانند سایر مخلوقات نیست بلکه به صورت خدا آفریده شده است. از همین روی انسان، در تعالیای که خدا نسبت به طبیعت دارد شریک می‌باشد. بدین ترتیب «مسیحیت، انسانمدارنهترین دینی است که جهان به خود دیده است» (Ibid). پیرو این نکته، مسیحیت را در تقابل با ادیان غیرابراهیمیِ غرب باستان و ادیان آسیایی دید، چرا که نه تنها ثنویتی را میان انسان و طبیعت بنیان نهاده بلکه بر این مطلب تصریح نموده که انسان طبق ارادهی خداست که طبیعت را به مقتضای غایات خود به استثمار میکشد. بر همین اساس مسیحیت را انسان‌مدارانهترین دینِ جهان میداند (Ibid). وایت با نظر به جاندارانگاریِ عهد باستان، – یعنی ارواح مستقر در اشیاء طبیعی که به آن روح محافظ گفته میشد و برای رفع نیاز انسان باید رضایتشان حاصل میشد- از میان برداشتن این آئین از سوی مسیحیت را موجب استثمار طبیعت دانست. به عبارتی وایت نتیجهی این روحیهی مسیحی را بی‌توجهی به احساسات اشیای طبیعی و بهرهکشی از آن میداند. بنابر دیدگاه او، اعتقاد به جاندارانگاری سد راه استثمار طبیعت بود و بدین ترتیب مسیحیت این موانع را از میان برد و راه را برای استثمار طبیعت هموار نمود.
پیامد‌های آموزه‌ مسیحیت برای محیط زیست
وایت که خود به کلیگوییِ خویش اذعان دارد، با اشاره به اینکه مسیحیت دین پیچیدهی است قائل به پیامدهای مختلف مسیحیت در محیطهای مختلف است. وی برای روشن نمودن این پیامدهای مختلف، از مسیحیت شرق و غرب در سدههای میانه سخن به میان میآورد و تفاوت رویکرد آنها را در رنگ و بوی دینداری و تفکرشان میداند. وایت با توجه به تفاوت دیدگاههای شرق و غرب در خصوص طبیعت، به‌طور خلاصه به تاریخ رشد نگاه فناورانه، از دل مسیحیت غربی میپردازد. اینکه طبیعت در کلیساهای اولیهی شرق یونانی، نظامی نمادین تلقی میشده که از طریق آن خدا با آدمیان سخن میگوید ولی در غربِ لاتین نگاه دینی به طبیعت، گرایشی متفاوت را طی میکرد یعنی از رهگذر کشف عملکرد مخلوقات، در پی فهم و حکمت الهی بودند. درواقع لازم به ذکر است که تلاش‌های علمی و کار علمی هم، در راستای فهم دینی صورت میگرفت. یعنی در سدههای سیزدهم و تا لایب نیتس و نیوتن، انگیزهی کار علمیشان را تبیین دینی میکردند. به نظر وایت: «تا اواخر سده هجدهم، فرضیهی خدا برای بسیاری از عالمان چیزی زائد تلقی نمیشد» (p:1206). بنابراین با توجه به تببین دینیای که عالمان از کشفیات علمیاشان داشتند، اسلوب و تفکر علم جدید غربی از نظر وایت، ریشه در باورهای مسیحی دارد و بر همین اساس نتیجه میگیرد که: «علم و فناوری از یک سده پیش بود که به هم پیوستند و با توجه به عنان گسیختگی این دو و پیامدهای زیستمحیطی آنها، مسیحیت بار گرانی از گناه بر دوش دارد» (Ibid). بنابراین علم و فناوری، ریشه در طرز تلقی مسیحیت از رابطه انسان و طبیعت دارد. براین اساس به کارگیری علم و فناوریِ صرف در مورد مشکلات زیستمحیطی راهگشا نمیباشد. وایت نقل قولی از یک عضو کلیسا مبنی بر اینکه اگر یک درختِ چوب سرخ ببینید تمام درختان چوب سرخ را دیدهاید، را نمایندهای از سنت مسیحی میداند که براین اساس دیدگاه مسیحیت در باب نگرش انسان نسبت به طبیعت به یک واقعیت فیزیکی صرف تقلیل داده شده است.
وایت و راه حل
در نهایت نتیجهای که مقاله وایت در پی دارد همان است که اول بحث بدان اشاره نمود، یعنی «فعل انسان در ارتباط با محیط زیست، بستگی به افکار او در باب ارتباطش با طبیعت دارد» (Ibid). علیرغم اینکه وایت، مشکلات زیستمحیطی را برآمده از طرز فکر انسان که همانا ریشه در باور دینیاش دارد میداند، با این حال راهحل مشکلات را هم برعهده دین میداند. یعنی تمسک به دینی جدید یا بازاندیشی در دین قدیم. البته دینی که در فضای غرب و تجربیات غرب کارایی و قابلیت داشته باشد. برای مثال قدیس فرانسیس آسیزی، نگرش مسیحیِ بدیلی به طبیعت و رابطه طبیعت و انسان میباشد. اینکه همهی مخلوقات برابرند و حاکمیت بیحدو مرزی از آنِ انسان نیست.

3-2-3-2- ادعای اصلی
براساس نکات کلیدیِ استخراج شده از متن، جوهرهی مقاله وایت متشکل از استدلالهای زیر می‌باشد:
باور و اندیشه انسان بر رفتار انسان، خواه در رفتار با خود، خواه در ارتباط با دیگران (خدا، انسانها و جهان)، تأثیرگذار است. وایت با اشاره به الگوی فکری انسان، براین عقیده است که «کاری که آدمیان با محیط انجام میدهند بستگی به تصوری دارد که از خودشان در ارتباط با چیزهای پیرامونشان دارند. محیط زیست انسانها تحتتأثیر عمیق باورهایی است که درباره سرشت و سرنوشت خویش، یعنی دین دارند.» ((p:1203. بنابراین وایت، راهحل رفع بحرانهای زیستمحیطی پدید آمده را در این میداند که پیش از هر چیز انسان باید نگرش خود را در قبال طبیعت، مورد بررسی و نقد قرار دهد. همچنین علت بحران زیستمحیطی را ناشی از پیامدهای رشد روز افزون علم و فناوری میداند که خودِ این عوامل ریشه در باور و نگرش انسان دارد. به باور وایت، این نگرشها برآمده از دین است.
لازم به ذکر است که وایت اگرچه لفظ دین را در رابطه با بحران محیط زیست بهکار میبرد اما در ادامه و با توجه به بررسیهای که انجام داده است نگاه خویش را در رابطه با نقش دین در بحران محیط زیست، به مسیحیت و بهویژه الاهیات یهودی- مسیحی در غرب معطوف داشته است: «با وجود آنکه گفته میشود در عصر پسامسیحی هستیم، اما در باطن مسیحی هستیم یعنی عادتهای رفتاریِ هر روزی ریشه در ایمانِ مضمر به پیشرفت است که نه در شرق و نه در عهد باستان معهود بود؛ بلکه ریشه در الاهیات یهودی- مسیحی دارد.» (p:1205). وایت با اشاره به اساطیر جهان درباب آفرینش، به داستان آفرینش در الاهیات یهودی- مسیحی اشاره میکند که برای جهان، آغازی در نظر گرفته و خدایی که جهان و انسان را خلق نموده است. وایت براساس داستان آفرینش اظهار داشت که: «خداوند همه چیز را صریحاً برای نفع و حکومت انسان طرحریزی کرد یعنی هیچچیز در عالم هدفی جز برآوردن اهداف انسان نداشته است. و انسان هرچند بدنش از خاک ساخته شده ولی صرفاً جزء طبیعت نیست و به صورت خدا آفریده شده است. مسیحیت بهخصوص شکل غربیاش انسان‌مدارانه‌ترین دینی است که جهان بهخود دیده است.» (Ibid). این انسانمداری یعنی همه چیز برای انسان آفریده شده و هدفی جز خدمت به انسان ندارند، مخدومِ انسان است، انسانی که سروری میکند. بنابراین وایت این استکبار مسیحیت نسبت به طبیعت را «حامل بار عظیمی از گناه» درباب بحران زیست محیطی فعلی میداند.
وایت قائل به تقابل مطلق میان مسیحیت و ادیان غیرابراهیمی است: «مسیحیت نه تنها ثنویتی را میان انسان و طبیعت بنیان نهاد و تثبیت کرد بلکه بر این اصرار ورزید که خدا اراده کرده آدمی طبیعت را به مقتضای خاص خود اسثمار کند. مسیحیت با از میان برداشتن جاندارانگاریِ ادیان غیرابراهیمی این امکان را فراهم کرد که با روحیهای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد محیط زیست، سبک زندگی، علم و تکنولوژی، بحران محیط زیست Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد علم و فناوری، محیط زیست، کتاب مقدس، رفتار انسان