پایان نامه ارشد رایگان درمورد محیط زیست، فلسفه اخلاق، رفتار انسان، توانمندسازی

دانلود پایان نامه ارشد

هماهنگیای از پیش طراحی شده نداشت. این نظریه بخش اعظم الاهیات مسیحی را وادار به عقبنشینی ساخت و بر آن داشت تا در فهم خویش از انسان و سرنوشت آن تجدید نظر نماید. در طی قرن بیستم این نظریه به نوعی «دین تکاملی»78 منجر شد که از طریق مکتب تیار79 و بسیاری از متخصصان الاهیات بومشناسیِ80 معمول، در مسیحیت به ظهور رسیده است (نصر، 1389: 197-196).
کشف حقایق بسیاری در خصوص وجه کمیّ طبیعت از سوی انقلاب علمی، به بهای از دست رفتن وجه دیگری در همه مخلوقات که از ازل معطوف به خداوند بوده است، تمام شد. این تلقی که عالم، تجلی الهی و حاویِ نشانههای الهی است به حاشیهی تفکر اروپایی رانده و به نهانگرایی منتسب شد (همان: 191). بنابراین در مجادلهی زیستمحیطی هیچچیز خطرناکتر از نگاه صرفاً علمی به انسان و طبیعت نیست؛ نگاهی که ارتباط بشر را با ریشههای معنوی وی قطع میکند (نصر، 1379).
2-3-5- محیط زیست و اخلاق (اخلاق زیستمحیطی)
اخلاق زیست‌محیطی81 نوعی از اخلاق است که پس از گسترش زندگی‌ شهرنشینی، توسعه‌ی تکنولوژی و ماشینیزم و بروز انواع بیماری‌های روحی و روانی پدید آمده است (نلسون، 1384 و 1385: 61). اخلاق زیستمحیطی شاخهای از فلسفه و اخلاق کاربردی [2] (Minteer, 2004: 131-156 & Corley) و از حیطههای اساسی اخلاق زیستی [3] محسوب میشود O’neill O, 2002: 228))، که میباید قادر باشد تا میان مجموعهی پیچیدهای از واقعیاتِ سرگردان تجربیِ ایدئولوژیها و ارزشهای انسانی، داوری کند (دیو و گریس، 1378). هدف اخلاق زیست محیطی، ارائه دلایل نظاممند و جامعی برای این منظور است که چرا باید روابط اخلاقی بین انسانها و محیط زیست طبیعی وجود داشته باشد و میتوان آن را مطالعه رفتار درست و اشتباه در درون یک محیط زیست مشخص تعریف نمود (Hatcher, 2004: 357-363).
در اخلاق سنتی تنها انسان دارای ارزش است و ارزش سایر موجودات در رابطه با انسان تعریف می‌گردد. نظریه ارزشیِ اخلاق زیستمحیطی میان ارزش ذاتی و ارزش ابزاری تمایز قائل است. ارزش ابزاری بدین معناست که ارزش شیء، وابسته به ارزشی است که برای دیگر اشیا دارد در حالیکه ارزش ذاتی به این مفهوم است که به خودی خود واجد ارزش است. بدین ترتیب اخلاق زیستمحیطی در غرب به دو دسته اخلاق انسانمحور82 و اخلاق غیرانسانمحور83 تقسیم میگردد. در اخلاق انسانمحور تنها انسان دارای جایگاه اخلاقی است و تخریب محیط زیست تا آنجا مهم است که منافع انسانی را تحتتأثیر قرار دهد در حالیکه دیدگاه غیرانسانمحور جایگاه اخلاقی را به سایر موجودات زنده و یا زیستبوم تعمیم میدهد و معتقد است که تأثیرات بر محیط زیست صرفنظر از پیامدهای آن بر انسان، دارای اهمیت است (Oughton, 2003: 3-18).
یکی از رهیافتهای اخلاق زیستمحیطی، نظارت84 است؛ این رهیافت بر این اساس است که سلطه انسان بر طبیعت هیچگاه مطلق نبوده بلکه مراقبت از مخلوقات به انسان واگذار شده است. ما فقط ناظر85 هستیم و از ما خواسته شده با مخلوقات همانطور که خدا از ما خواسته، بطور خردمندانه و مقدس، رفتار نمائیم (Rshm, 2000: 109). مشابه این رهیافت، در آموزههای دینی نیز موجود است که از آن به خلیفۀاللهی یاد میشود. بدین معنا که انسان جانشین خداوند بر روی زمین است. اگرچه مالکیت مطلق از آن خداست. این جانشینی به منزلهی مسئولیت و بار امانتی است بر دوش انسان تا رفتار درستی در قبال مخلوقات الهی پیشه سازد.
اخلاق زیستمحیطی فلسفهی اخلاقی است که با طبیعت غیرانسانی سروکار دارد. از زمان سقراط تا سارتر، اخلاق منوط به انسان بود، یعنی حیطهی انسانی را در برداشت. همین تأکید و تمرکز بر موجودات انسانی به مدت 25 قرن، فلسفه سنتیِ اخلاقی سراسر انسانمحورانه را رقم زد. اخلاق زیستمحیطی براساس نقدِ (اعم از مثبت یا منفی) انسان محوری شکل یافته است. در تاریخ سنت عقلانی غرب این نقد، انقلابی به پا کرد. بدین معنا که در فلسفه اخلاقِ تاریخ دو هزار سالهی سنت عقلانیِ غربی، جایگاه اخلاقی حق انحصاریِ انسان میباشد (2010: 1 Keller,). ولی بنابر اخلاق زیستمحیطی، این انحصار از جرگهی انسان خارج شده است. نقد انسانمحوری پاسخ به سؤالاتی است که از شاخههای مهم فلسفه – متافیزیک، ارزششناسی، معرفتشناسی، زیباییشناسی و اخلاق – میگذرد، سؤالاتی مانند «آیا میان فرهنگ انسانی و حیات وحش تمایزی وجودشناختی (متافیزیک) وجود دارد؟»، «آیا انسان تنها موجود ذاتاً ارزشمند است، آنطور که پروتاگوراس گفته میزان همه چیزها (ارزششناسی)86 است؟ یا اینکه برخی از موجودات غیرانسانی، ذاتاً ارزشمندند؟ چطور خواهیم فهمید (معرفتشناسی)؟»، «آیا زیبایی طبیعی مهم است (زیباییشناسی)؟»، «آیا حفظ زیبایی طبیعی و کمال محیط زیست مسئولیتآور است (اخلاق)؟». اخلاق زیستمحیطی دل مشغلهی چگونگیِ رفتار انسانها بهعنوان نمایندگان اخلاقی است که میبایست به بهترین وجه در خانهی خاکیاش زندگی کنند. همچنین شامل مطالعهی موجودات انسانی، مطالعهی محیط زیست و مطالعهی روابط حاصل از آنهاست (Ibid).
اخلاق زیستمحیطی نشاندهندهی تمایزی مهم میان اخلاقی بودن87 و اخلاقی بهنظر آمدن88 است. اخلاقی بودن به معنایِ آگاه بودن از وظایف اخلاقی خویش در قبال سایر موجودات است (Ibid: 19). بطور خلاصه دغدغهی اخلاق زیستمحیطی، چگونگی زیست انسانها و تعامل با سایر گیاهان و موجودات غیر انسانیِ طبیعت درون بافت زیستمحیطی میباشد.
2-3-5-1- نظریات انسانمحورانه89
انسانمحوری دیدگاهی است که انسانها را مجازاً و نه حقیقتاً در مرکز کیهان قرار میدهد. براساس دیدگاه یاد شده، انسانها سرحد میان موجودات مافوق طبیعی و طبیعی درست ذیل خدا و فرشتگاناند. برطبق دیدگاه انسانمحوری، این تنها انسان است که ذاتاً ارزشمند است و سایر موجودات اگر واجد ارزشی باشند بخاطر قرار گرفتن در خدمت اهداف انسان میباشد.

در نظریات کلاسیک مانند دیدگاه دکارت و کانت و مانند آنها، انسان، محور عالم بود و همه چیز بر اساس انسان تعریف و داوری میشد. براساس این دیدگاه چارهجویی برای حل مسائل زیستمحیطی نیز به دلیل بهزیستی انسان است.
2-3-5-2- دیدگاه زیست (حیات) محورانه90
دیدگاه زیستمحورانه، نگرشی حیات محور است، نگرشی در رد این دیدگاه که تنها انسان است که در حیطهی اخلاق اهمیت دارد. این دیدگاه قائل به جایگاه اخلاقی برای تمامی موجودات زنده است (2009: 97 Attfield,). پل تیلور یکی از چهرههای شاخص این دیدگاه به شمار میرود که با نگرشی فلسفی بر این عقیده است که انسانها بخشی از طبیعت و نه برتر از طبیعتاند. بر این اساس نه بخاطر منفعت انسانی بلکه بخاطر ارزش ذاتیِ آنان باید به طبیعت احترام گذاشته شود. عالم یک منظومه ارگانیک و به عبارتی مجموعه و زنجیره بههم پیوسته و مرتبط است که هر چیزی جایگاه خاص و کارکرد خود را در جهان دارد و هدفمند است. هنگامیکه بپذیریم انسان جزئی از طبیعت است محیط زیست نیز جزئی از خود اوست، در نتیجه خودِ گسترش یافته خواهیم داشت.
2-3-5-3- دیدگاه زیستبوم محوری91
زیستبوم محوری تلاش در جهت ارائه پارادایمی جدید برای فلسفه اخلاق علیه خاص محوری92 است (Attfield, 2009: 15). تمام موجودات اعم از انسان و حیوان- هم محیط حیوانی و هم غیرحیوانی- جایگاه اخلاقی دارند. چهرهی شاخص این دیدگاه، آلدو لئوپولد93 است که در سال 1947 کتابی منتشر نمود با عنوان سالنامه منطقه شنزار94 که از آن به انجیل محیط زیست یاد میشود. نام لئوپولد با نظریه اخلاق زمین گره خورده است.
اکنون برخلاف سابق شاهد اکولوژی ژرفانگر95 هستیم؛ یعنی دیدی جامع و عمیق در باب زیستبوم- به‌عبارتی آلوده نکردن محیط زیست بخاطر خود محیط زیست – وجود دارد. از چهرههای شاخص و مطرح در این زمینه، آرنه ناس96 است. در سال 1973 مقالهای با عنوان «بومشناسی ژرفانگر و سطحی‌نگر»97 نگاشت. در بومشناسی ژرفانگر اساساً ایدهی تغییرِ نگاه به طبیعت مطرح است. البته آرنه ناس در پی آن بود که در همان حوزهی حیاتمحوری، پا را فراتر نهد و تمامی سیستمهای زنده، از جمله اکوسیستمها را در آن بگنجاند. اما چنین دیدگاهی امروزه در حوزهی زیستبوم محور دستهبندی می‌گردد. بنابراین دیدگاه حیاتمحوری قائل به جایگاه اخلاقی برای موجودات منفرد میباشد و نسبت به سیستمها توجه کمتری دارد. در واقع در این دیدگاه، احترام به سیستم بخاطر خودشان نیست بلکه بدین‌خاطر است که آنها زندگی را در درون خودشان امکانپذیر میسازند Ibid: 97)).
2-3-6- دیدگاههای مطرح در مطالعات محیط زیست
بحث محیط زیست آنقدر مهم است که درمورد هر یک از ابعاد آن و تأثیرگذاریِ آن بر هر یک از جنبههای زندگی، شاخهای اختصاصی و آکادمیک طراحی شده و مشغول به فعالیت است. از جمله مهم‌ترین آنها: جامعهشناسی محیط زیست98، هنر زیستمحیطی99، اخلاق زیستمحیطی، عدالت زیست‌محیطی100، الاهیات زیستمحیطی101، تاریخ زیستمحیطی، توریسم زیستمحیطی102، جمعیت زیست‌محیطی103 و فلسفه زیستمحیطی104 میباشد. در ادامه به اختصار به برخی از مهمترین و تأثیرگذارترینِ آنها اشاره می‌شود.
2-3-6-1- اکولوژی105
واژهی اکولوژی به لحاظ ریشهشناسی106 به معنای شناخت و منطق انسان از آشیانهی خویش است. واژهی پیشنهادی برای این تعریف عبارت است از «اکومنیکال»107 که ریشه در واژهی یونانیِ «اویکوس»108 به معنای مسکن، خانه و بسترِ زیست دارد (2006: 387 Gottlieb,). این واژه برای نخستین بار توسط یک زیستشناس آلمانی بهنام «ارنست هکل»109 در سال 1869 میلادی بهکار برده شد و معادلهای فارسیِ آن بومشناسی و محیطشناسی میباشند. بنابر تعریفِ هکل، اکولوژی دانشی است که از چگونگی محیط، اعم از فیزیکی و زیستی و نیز تغییرات آن بهطور عموم گفتگو نموده و اثرات هر یک را بر روی موجودات زنده و همچنین تأثیر هر یک از آنها بر روی دیگری را مورد بحث و مطالعه قرار میدهد (اردکانی، 1391: 15-16). بنابراین اکولوژی زیرشاخهای از زیستشناسی است که به روابط میان ارگانیسمها و محیط زیست آنها اطلاق میشود (پارکر، 1382: 185).
اکولوژی عبارت است از مطالعهی تعاملات انسانها با سایر گیاهان، جانوران و محیطزیست بیجان. این محیطزیست صرفاً دربردارنده حیات وحشِ غیرانسانی نیست بلکه محیط زیستِ دستساز و مصنوع انسانی را نیز در بر دارد. محیط زیستِ مصنوع، محصول تکنولوژی است (2010: 3 Keller,). بر اساس فرهنگ جامع محیط زیست، اکولوژی علمی است جامعنگر که به مطالعهی روابط و وابستگیِ واکنش متقابل نظامهای جاندار و بیجان کره زمین میپردازد (نوری، 1372: 155).
2-3-6-2- عدالت زیستمحیطی
فراخوان عدالت زیستمحیطی و سبک زندگیِ حمایتگرا نیز از چرخههای کاتولیک بوجود آمد. توماس بری110 خود را جغرافیدان نامید یعنی کسی که تاریخ زمین و فرآیندهای آن را مطالعه میکند. زبان وی اغلب جدایِ از زبان الاهیاتی بود (Sideris, 2009: 291). بری، قائل به تقارن میان انسان و جهان و پیوند جهانشناسی و انسانشناسی است. وی بر این باور بود که انسان به عنوان یک نوعِ خودآگاه، نقش ویژهای در تحول و هدایت زندگیِ حمایتگرانه (زندگیای هماهنگ و متعادل با محیط زیست) دارد. یکی از مهمترین آثار بری، داستان نو111 (1978) است که یک سال بعد آن را تحت عنوان رؤیای زمین112 بازنویسی نمود. در واقع داستان نو پاسخی به بیگانگی انسان با دیگری و طبیعت و نیز مبنایی برای ترمیم رابطه انسانها با یکدیگر و با طبیعت است. وی توضیح میدهد که انسان امروز ارزشهای خود را گم کرده است و داستان نو با تکیه بر ارزشهای فراموش شدهی دینی در پی مداوای این وضعیت است.
عدالت زیستمحیطی عبارت از حق برخورداری از یک محیط امن، سالم، مولد و پایدار برای همه، در محیط زیست در کلیت خود (یعنی محیط طبیعی، مصنوع، اجتماعی و غیره) میباشد. عدالتِ زیست‌محیطی اشاره به شرایطی دارد که در آن چنین حقی میتواند آزادانه اِعمال گشته و به موجب آن هویت فردی و گروهی، نیازها و شئونات حفظ، برآورده و مورد احترام واقع گردد. بدین ترتیب خودشکوفایی و توانمندسازی فردی و اجتماعی فراهم میگردد.
دیدگاه دانشمندانِ این حوزه به طبیعت، بهعنوان یک پدیدهی محض نیست بلکه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد محیط زیست، انقلاب علمی، بحران محیط زیست، علم و فناوری Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد محیط زیست، علوم طبیعی، اروپای غربی، علم و تکنولوژی