پایان نامه ارشد رایگان درمورد قضا و قدر

دانلود پایان نامه ارشد

دور است. او نه کاري مي‌کند که مستقيماً بر کسي ستمي باشد و نه کاري که به سبب آن (هرچند با صدها واسطه) ستمي به کسي رسد.
3-4-4. مشکل حوادث دردناک زندگي بشر
سؤالي که در ذهن بسياري از افراد وجود دارد، اين است که چگونه حوادثي مانند آفات و بلاها، طوفان‌ها و زلزله‌ها، دردها و رنج‌ها، ناکامي‌ها و شکست‌ها با اصل عدالت خدا سازگار است؟
در زندگي انسان مسائلي ديده مي‌شود که در نخستين برخورد، تفسير روشني براي آن نمي‌بينيم. گروهي بي‌آنکه زحمت مطالع? بيشتر و دقيق‌تر را در برابر اين‌گونه مسائل به خود راه دهند، گاه در مسئل? عدل خداوند و گاه در اصل وجود او متزلزل مي‌شوند. قراين نشان مي‌دهد که اين طرز تفکر از روزگاران گذشته، در ميان جمعي از فلاسفه و ادبا وجود داشته است و برخي مراتب شک يا انکار خود را به‌طور مشخص بيان کرده‌اند.
پديده‌هاي ناخوشايند را مي‌توان در چند دسته خلاصه کرد: تفاوت‌ها و تبعيض‌ها، نقص‌ها و کمبودها، شکست‌ها و ناکامي‌ها، حوادث ناگوار.
3-4-5. پاسخ تفصيلي به پديده‌هاي ناگوار
3-4-5-1. فلسفه تفاوت‌ها
غالباً “تفاوت” و “تبعيض” با يکديگر اشتباه مي‌شود و دومي که جنب? منفي دارد، به‌جاي اولي که در بسياري از مواقع داراي جنب? مثبت است مي‌نشيند.
منظور از تبعيض اين است که ميان دو موجود که در موقعيت کاملاً مساوي قرار دارند، فرق گذاشته شود؛ مثلاً به يکي از دو نفر که کار مشابهي را انجام داده‌اند و شرايطشان يکسان بوده، دو برابر ديگري مزد داده شود يا يکي، نصف ديگري مجازات شود.
اما اگر اعمال مثبت و منفي متفاوت باشد، فرق گذاشتن در ميان آن‌ها عين عدالت است. از نظر آفرينش و تکوين نيز جهان آفرينش مجموعه‌اي است از موجودات کاملاً متفاوت؛ زيرا هرکدام وظيف? خاصي به عهده دارند و بايد آفرينش و ابزارها و استعدادها هماهنگ با آن باشد.
انسان‌ها همانند ظروف هم‌شکلي نيستند که همه يک نوع فايده دارند؛ زيرا اگر چنين بود، يک روز هم نمي‌توانستند با هم زندگي کنند. آنچه در زندگي انسان‌ها مهم است، عدالت است نه مساوات.
قرآن مجيد در اين زمينه اشاراتي دارد. در يک‌جا مي‌فرمايد: “وَ رَفَعَ بَعضَکُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجاتٍ لِيَبلُوَکُم في ما آتاکَم.” (انعام: 165)
وجود تفاوت‌ها وسيله‌اي است براي تکامل انسان‌ها. آن‌ها مورد آزمايش قرار مي‌گيرند تا خصلت دروني آن‌ها هويدا شود. نتيج? اين تفاوت‌ها اين است که ثروتمند به حال بيچارگان بينديشد و به شکران? نعمت‌هاي خداوند در ميان اجتماع، به وظايف خويش عمل کند و فقير با مشاهده حال ثروتمندان، شکيبايي پيشه کند و عاقل در دلائل قدرت و عظمت خداوند بينديشد تا عالم شود و به علم خود عمل کند.359
3-4-5-2. مشکلات خودساخته
در زندگي مصائب زيادي دامن انسان را مي‌گيرد که عامل اصلي‌اش خود اوست. منتها بسياري از افراد براي اينکه خود را تبرئه کنند، همه اينها را به حساب قضا و قدر الهي گذاشته و تقصير را متوجه مشيت الهي مي‌کنند. به دنبال آن عدالت الهي هم زير سؤال مي‌رود، درحالي‌که اگر درست بنگريم، بسياري از حوادث دردناک از مشکلات خودساخته است و فرد يا جامعه عامل اصلي و مقصر واقعي هستند.
در قرآن، آيات فراواني به چشم مي‌خورد که به صراحت، رابط? بخش عظيمي از مصائب را با اعمال نادرست انسان روشن مي‌سازد: “ما أصابَکَ مِن حَسَنَةٍ فَمِنَ اللهِ وَ ما أصابَکَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَفسِک” (نساء: 79)
به عقيد? طبرسي، خطاب آيه متوجه عموم مردم است. و اينکه “حسنات” را به خدا نسبت مي‌دهد، براي آن است که خداوند تمام امکانات را در اختيار انسان گذاشته و اينکه سيئات را به خود انسان نسبت مي‌دهد، براي آن است که اين امکانات را از اهدافي که خدا آن‌ها را به خاطر آن آفريده منحرف مي‌سازد. وگرنه از آن جهت که مسبب الاسباب اوست، همه را مي‌توان به او نسبت داد.360
از آيه‌اي ديگر هم استفاده مي‌شود که دگرگوني‌هاي نعمت‌هاي الهي به‌دليل تغييرحال مردم است: “إنَّ اللهَ لايُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّي يَغَيِّروا ما بِأنفُسِهِم” (رعد: 11)
به تعبير روشن‌تر، “فيض و رحمت الهي” عام و گسترده است، ولي به تناسب شايستگي‌ها و لياقت‌ها در ميان مردم تقسيم مي‌شود. اگر از نعمت‌ها استفاده صحيح کنند، دائمي و جاوداني مي‌شود و اگر وسيل? عصيان و بي بند و باري و ستم شود، نعمت‌ها جاي خود را به بلاها مي‌دهد.361
3-4-5-3. مصائبي که مجازات الهي است
بخشي ديگر از مصائبي که دامنگير انسان مي‌شود، مجازاتهاي الهي است که بر طبق استعداد افراد از ناحيه او صادر مي‌شود. و اين در مورد افرادي است که مرتکب گناهي شده‌اند که يا به قدري است که هم مستوجب عذاب دنيا و هم عذاب آخرت است يا در حدي است که تنها با مجازات دنيا از بين مي‌رود و در واقع لطفي است از ناحي? خدا.
ممکن است فاصل? زماني قابل توجهي بين “گناه” و “مجازات” باشد، ولي رابطه محفوظ است. گاهي نيز بدون فاصله واقع مي‌شود و مجازات سريع است.
صفحات تاريخ مملو است از شرح حال کساني که به هنگام قدرت مرتکب جنايات هولناکي شده‌ و سرانجام با مجازات‌هاي دردناک و مصائب دلخراشي جان داده‌اند.
در زندگي روزمره خود نيز غالباً نمونه‌هايي از اين مسئله را با چشم خود ديده‌ايم، به‌گونه‌اي که در وجود اين رابطه نمي‌توانيم ترديد کنيم.
قرآن نيز علاوه بر اشاره به اين مسئله به‌عنوان يک اصل کلي، انگشت روي موارد خاصي نيز گزارده و اقوامي را نشان مي‌دهد که به‌عنوان مجازات، گرفتار دردناک‌ترين بلاها شده‌اند: “فَکُلّاً أخَذنا بِذَنبه فَمِنهُم مَن أرسَلنا عَلَيهِ حاصِباً وَ مِنهُم مَن أخَذَتهُ الصَّيحَةٌ وَ مِنهُم مَن خَسَفنا بِه الأرضَ وَ مِنهُم مَن أغرَغنا وَ ما کانَ اللهُ لِيَظلِمَهُم وَ لکِن کانوا أنفُسَهُم يَظلِمون” (عنکبوت: 40)
به اين ترتيب، گروهي از اقوام گرفتار طوفان سنگ‌ريزه شدند، بعضي از آن‌ها را صاعقه فروگرفت. قارون و اموالش در يک زمين‌لرزه، در شکاف زمين فرو رفتند و فرعون و وزيرش ‌هامان در دريا غرق شدند. اين بلاهاي رنگارنگ نه تنها مخالف اصل عدالت نبود، بلکه عين عدالت بود؛ زيرا به نظر طبرسي اگر خداوند ظلم کرده بود پس نبايد کافران، ظالمان به نفس خويش باشند درحالي‌که خداوند، خود، آن‌ها را ظالم معرفي کرده و به گفت? آيه، بزرگ‌تر از آن است که به کسي ظلم کند.362
3-4-5-4. مصيبت بيدادگر
بدون شک برخي از حوادث ناراحت‌کننده، اثر مثبتي در پاره کردن پرده‌هاي غرور و بيدار ساختن انسان از خواب غفلت دارد و بسياري از آن‌ها نقط? عطفي در زندگي انسان‌هايي که آمادگي دارند، محسوب مي‌شود.
وفور نعمت، قدرت حکومت و برخورداري از سلامت، گاه چنان انسان را مغرور مي‌سازد که به کلي، خود و همه مواهب را فراموش مي‌کند و خود را از ديگران برتر مي‌شمارد. او در اين حال به موجودي خطرناک، انحصارطلب و هوس‌باز تبديل مي‌شود و اگر در زندگي او مشکلي پيش نيايد، همچنان راهش را ادامه مي‌دهد.
اينجاست که دست لطف الهي از آستين رحمانيت‌اش بيرون مي‌آيد و به کمک انسان مي‌رسد. مصيبتي سخت و سنگين رخ مي‌دهد، عزيزي از دست مي‌رود، در تلاش خود با شکست مواجه مي‌شود يا زلزله آمال او را فرو مي‌ريزد. اين سخن درباره يک فرد يا يک جامعه يا کل جوامع بشري مي‌تواند صادق باشد و فلسفه با ارزشي براي بخشي از حوادث زندگي ارائه دهد.
قرآن در اين باره مي‌فرمايد: “وَ ما أرسَلنا في قَريَةٍ مِن نَبيٍّ إلّا أخَذنا بِالبَأساءِ وَ الضَّرّاءِ لَعَلَّهُم يَتَضَرَّعون” (اعراف: 94)
از اين آيه به‌خوبي فهميده مي‌شود يکي از فلسفه‌هاي حوادث ناراحت‌کننده درخصوص اقوامي که از اطاعت پيامبرشان سرپيچي مي‌کردند و غرق گناه بودند، تنبّه و بيداري و دست برداشتن آن‌ها از شرک بوده است. تقارن اين حوادث با دعوت انبيا از اين جهت صورت مي‌گرفته که زمينه را براي پذيرش دعوت آن‌ها آماده سازد و هماهنگي تکوين و تشريع را قوي‌تر سازد.363
در مثال ديگر مي‌فرمايد: “وَ لَنُذيقَنَّهُم مِنَ العَذابِ الأدني دونَ العَذابِ الأکبَرِ لَعَلَّهُم يَرجِعون” (سجده: 21)
“عذاب أدني” مفهوم وسيعي دارد که به نظر طبرسي، هم? عذاب‌هاي دنيوي را دربرمي‌گيرد.364 و غالب احتمالاتي را که مفسران در تفسير آن نوشته‌اند، فرا مي‌گيرد (مصائب و رنج‌ها، زيان‌هاي مالي، خشکسالي و قحطي، شکست در جنگ‌ها و مانند آن)
با اين حال، اقوامي بودند که در برابر اين‌گونه حوادث واکنش مثبت نشان دادند و يا در ميان اين اقوام سرکش افرادي پيدا شدند که از آن درس گرفتند و هدايت يافتند. به اين ترتيب، اين‌گونه بلاها براي گروهي عامل بيداري و براي گروهي اتمام حجت بوده است.
3-4-5-5. آزمون الهي به‌وسيل? مشکلات
اين را مي‌دانيم که آزمون‌هاي الهي با آزمون‌هاي بشري کاملاً متفاوت است. انسان‌ها براي کشف مجهولات شروع به آزمايش مي‌کنند تا ارزش و استعدادشان در پرتو امتحان معلوم شود.
آزمايش الهي جنب? پرورشي دارد و انسان‌ها را آگاه‌تر و مقاوم‌تر مي‌سازد. بنابراين جاي تعجب نيست که بخشي از مصائب و مشکلات زندگي مؤمنان در همين راستاي آزمون و امتحان باشد. خداوند در اين باره مي‌فرمايد: “أحَسِبَ النّاسُ أن يُترَکوا أن يَقولوا آمَنّا وَ هُم لا يُفتَنون” (عنکبوت: 2) آيا مردم گمان مي‌کنند همين که بگويند ايمان آورديم، به اين قدر اکتفا مي‌شود و در معرض امتحان قرار نمي‌گيرند؟ چنين نيست بلکه همه آزمايش مي‌شوند.365
قران بازتاب گسترده‌اي از اين مسئله در لابلاي آيات دارد. در آي? 35 انبيا مي‌فرمايد: “وَنَبلوکُم بِالشَّرِّ وَالخَيرِ فِتنَةً وَ إلَينا تُرجَعون” (انبياء: 35)
“شر” و “خير” در اينجا مفهوم وسيعي دارد که انواع بيماري‌ها و مشکلات و گرفتاري‌ها و فقر و تنگدستي و همچنين، انواع پيروزي‌ها و تندرستي را شامل مي‌شود.366 قابل توجه اينکه شر مقدم بر خير ذکر شده است، آزمايش به‌وسيل? بلاها سخت‌تر و گسترده‌تر است.
نمون? ديگر آي? “أيَحسَبونَ أنَّما نُمِدُّهُم بِه مِن مالٍ وَ بَنينَ نُسارِعُ لَهُم في الخَيراتِ بَل لا يَشعُرون” (مؤمنون: 55-56) است.
سکوني از امام باقر(ع) به نقل از پدرانش نقل کرده که پيامبر خدا فرمودند: “بند? مؤمن به هنگامي که چيزي از دنيا را بر او سخت مي‌گيرم، غمگين مي‌شود و در اين حال، به من نزديک‌تر است و هنگامي که دنيا را برايش گسترش مي‌دهم، شاد مي‌شود و در اين حال از من دورتر است.” سپس فرمودند: “اين براي آزمايش آن‌هاست”.367
به‌طور مسلم، اين آيه دربار? کساني است که کم‌ظرفيت‌اند و به محض اينکه نعمتي به سراغشان آيد، مغرور مي‌شوند و به محض اينکه گرفتار مصيبتي شوند، مأيوس مي‌گردند. به هر حال دليل روشني است بر اينکه بخشي از مشکلات زندگي فلسفه امتحاني دارد.
3-4-5-6. شناخت نعمت‌ها در کنار مصائب
هيچکس نمي‌تواند اين حقيقت را انکار کند که که غالباً وقتي انسان غرق نعمت است، ارزش آن را نمي‌داند و شکر آن را به‌جا نمي‌آورد. به تعبير ديگر، بخشي از مشکلات سايه‌روشن‌هاي زندگي هستند که بدون آن، انسان قدرت ديدن چيزي را نخواهد داشت. اما از آنجا که اين مواهب از يکسو براي تمتع انسان و از سوي ديگر براي نزديکي او به ذات پاکش، از طريق شکر نعمت مي‌باشد، کاملاً منطقي است که گه‌گاه در آن نوساني ايجاد کند تا هر دو هدف فوق به‌دست آيد. در آيات قرآن نيز اشارات جالبي به اين واقعيت مي‌شود؛ از جمله: “قُل مَن يُنَجّيکُم مِن ظُلُماتِ البَرِّ وَالبَحرِ تَدعونَه تَضَرُّعاً وَ خُفيَةً لَئِن أنجانا مِن هذه لَنَکونَنَّ مِنش الشّاکِرين.” (انعام: 63)
آري اين گروه قبل از آنکه گرفتار ظلمات هولناک دريا و صحرا شوند، هرگز ارزش نور و امنيت را نمي‌دانند، اما به هنگام سلب اين نعمت به ياد مبدأ آن مي‌افتند و براي شکرگزاري اعلام آمادگي مي‌کنند.
طبرسي در ذيل آيه مي‌گويد: از اين آيه برمي‌آيد که انسان در حال دعا تضرع کند و در دل خضوع و خشوع داشته باشد.368

3-5. بخش پنجم: جايگاه امامت در مجمع البيان
مسئل? ولايت و رهبري به‌طور کلي و امامت به‌معني جانشيني پيامبر(ص) به‌طور خاص، از مهم‌ترين مباحث عقيدتي و تفسيري در تاريخ اسلام

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد اعجاز قرآن، مسجد الحرام، ظلم و ستم Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد امامت در قرآن، سوره بقره