پایان نامه ارشد رایگان درمورد قانون اساسی، قرآن کریم، موجود و وجود، عشق و محبت

دانلود پایان نامه ارشد

برای جمع آوری ثروت و مال
4- محبت علما و حکما در اندوختن علوم و احکام و معارف و احکام و مسائل علمی
5- محبت و عشق اهل صنعت بر اظهار صنع خود و به وجود آوردن مصنوعات خوب
تمام ارتباطات صورو اتصالات و ترکیبات و تآلیفات موجودات از عشق خاصی است که آن‌ها را به طرف کمال می‌کشاند و همان عشق و شوق است که مبدآ حرکات و تحولات آن‌ها است و ذات حق ، خود عاشق خود است و معشوق ذات خود است . عشق ، کلّ و منبع تمام عشق‌هاست که از او ، عشق به تمام موجودات افاضه می‌شود و در تمام کائنات سریان می‌یابد1. »
عشق و تقسیمات آن ازنظر شیخ روزبهان
« تقسیمات عشق ، شیخ روزبهان در کتاب عبهر العاشقین عشق را به پنج قسم تقسیم کرده است .
1- عشق الهی :عشق الهی ، منهای مقامات است و جز اهل مشاهده و توحید و حقیقت را نشاید و نباید .
2- عشق عقلی ، عبارت است از سیر عقل در جوار نفس ناطقه در عالم ملکوت است .
3- عشق روحانی : عشقی است که خاص آدمیان است و خواص النّاس از آن بهره مند ند ، برخی از مردم که جواهر صورت و معانی آنان ، روح مقدّس یافته و تهذیب از جهان عقل دید ه اند ، صورتشان همرنگ دل می‌گردد.
4- عشق بهیمی : عشقی زودگذر و دروغی ، منشأ و مبدأ آن شهوات و لذّات ناشی از فسق و فجور است ، توآم با بدبختی و درد و رنج و ناکامی است . اگرچه در عین کامروایی باشد . این عشق برای خاموش کردنِ آتش شهوات است و از این جهت تا طرفِ عشق مورد لذّت جسمانی و شهوات حیوانی است ، شعله ای بس غبارآلود پدید می‌آید ولی چون آن حس ظاهری در معشوق که برانگیزاننده شهوت در عاشق است ، نابود شود و یا این که این شهوت در عاشق از بین برود ، این شعله هم رو به خاوشی می‌گراید و یکباره ناپدید می‌گردد . و خاکستر تیره رنگ و سیاه از پشیمانی بر دل و باطن ، بلکه صورت و ظاهر عشق باقی می‌گذارد . البته این را نمی‌توان عشق نامید ، بلکه شهوتی شدید و ولعی درونی است وهیچ شکی نیست که این گونه شهوات ، به نام عشق مجازی ، نزد اسلام مذموم است بلکه نزدتمام شرایع و برابرافکار همة عقلا و فلاسفه، محکوم به زشتی و ناپسندی است .
5- عشق طبیعی : عشقی است بین همة موجودات حیوانی ، بلکه در بعضی نباتات ، به صورت مبهمی پدید می‌آید و شرایط این عشق ، بین دو وموجود متخالف از یک نوع است . یعنی عشق یک زوج واین عشق موجب بقای نسل و حفظ اجتماع است .
شیخ الرّییس ابو علی سینا ، در اشارات خود ، عشق روحانی و عقلی را که از خواص است ، به نام عشق انسانی و عشق عفیف نام می‌نهد و عشق طبیعی موافق با عقل و شرع هم جزء عشق عفیف می‌شمرد . بنابراین عشق روحانی و عشق عقلی و الهی به عنوان سه عشق می‌باشند که عشق الهی مورد نظرِ عارفان است .
در آغاز از عشق روحانی و عقلی بحث می‌شود و بعد به عشق الهی پرداخته می‌شود . از آن جهت این دو عشق را عشق انسانی گویند که از خواص انسان است و از این جهت این دو عشق را عشق عفیف می‌نامند . پس این دو عشق ، در خاصیت عفت و پاکی شریک‌اند و فرق بین این دو ، این است که در عشق عرفانی ، روح در چنگال عشق واقع می‌شود و نشانی از عقل در آن نمی‌باشد و این عشق ، در حقیقت در فطرت آدمی نهاده شده است .
امّاعشق عقلی ، از سیروسلوک عقل کل ، در جوار نفس ناطقه و در عالم ملکوت پدید می‌آید واز مشاهده جبروت ، یعنی تآمّل و تفکر کردن در آثار حق و در نقش خویش ، چه در عالم ملکوت و از مشاهدة خصائص خدای متعا ل ، این عشق ظاهر می‌گردد و این بدایت و نهایت عشق است .
بنابراین باید پذیرفت که عشق حقیقی ، همان عشق الهی است وعشق روحانی ، همان عشق انسانی است . و عشق عقلی ، چون سیر نفس و عقل در آن مشاهده شود باز به عشق الهی می‌رسد . ولی عشق روحانی ، چون عشق عفیف انسانی است ممکن است در همان مرحله بماند . ولی به عقیده مولا نا وجامی بسیاری از عرفا ، عاقبت این عشق، به عشق الهی می‌رسد1 . »
«آثار معنوی عشق الهی جامی معتقد است که عشق موجب آشنایی وتعلّق جان به جسم است . یعنی اگرعشق نبود ، جان با جسم الفتی نمی‌یافت . بنابراین درهمة ذرات عالم جریان دارد وهمه اسیر دام عشق‌اند2 .»
«عشق ، درجة عالی و پر شور محبت است و از آن جا که حالت کیمیا دارد و از موجودی دانی ، شخصیتی عالی می‌سازد و مس وجود انسان را به کمال زر مبدّ ل می‌کند و آثار بسیار مثبتی را به همراه دارد که عبارت‌اند از :

1- تلطیف روان : با تابش عشق الهی ، جان آدمی از ظلمت قساوت رها می گردد و روح همچون طبیعت بهاری لطیف می‌شود و گرد عاطفه در فضای دل پراکنده می‌شود چرا که او رنگ خدایی یافته و چراغ مهر الهی در فضای جانش روشن شده است ، برخلاف کسی که صدف جانش از گوهر عشق الهی ، خالی است.
2-درک اسرار : زمانی که نور محبت الهی در دل سالک بتابد و جذبه عشق حق آیینه دل را صیقل بخشد ، جان آدمی واقف اسرار و حقایق سبحانی می‌گردد .

3- محبت به جلوه‌های حق : از آثار عشق ربّانی ، این است که آدم محب و شوریده به تمام مظاهر الهی و جلوه‌های حق ، علاقمند می‌شود و به هرآن چه که نشانه ای از دوست است ، مهر می‌ورزد همان گونه که مشهور است ، مجنون سگی را در کوی لیلی دید ، دور او می‌گردید .

4- آسان شدن سختی‌ها : رمز رسیدن به قلّة رفیع قرب الهی ، پیمودن گردنه‌ها و تحمّل فشارها و ناملایمات است و این حاصل نمی‌شود مگر باوجود شوقی که همة ناملایمات را آسان نماید .

5- علاقه به لقاء الله : از آثار عشق و محبت الهی ، اشتیاق به لقای اوست و این اصل مسلم است که محب و عاشق ، دوست دار لقای محبوب و معشوق خویش است و از آن جاست که راهی برای لقای حضرت حق ، جز مرگ نیست و تنها با نردبان مرگ است که آدمی به بام لقاء الله می‌رسد .

6- خداخواهی : خداخواهی و محبت به خدا ، برای خودِ خدا ، نه چیز دیگر ، از آثار عشق الهی است . اگر انسان ، ذات الهی را به دلیل احسان او و نعمت‌هایش بخواهد در واقع وادی خودخواهی را طی کرده نه خداخواهی .
7- خلوت با محبوب : از دیگر آثار معنوی عشق الهی است . چون مهر محبوب بر جان عاشق سایه افکند و چشمة محبت در دل عاشق جوشیدن گرفت ، بهترین حالت ، خلوت با معشوق و گفت وگو با اوست و لذّتی برتر از این برایش حاصل نمی‌شود1.»
عقل چیست ؟
«انسان را دو نیروست : فعلی و انفعالی ، اولی اگر فاضل و عالی باشد از آن اعمال و طاعات و عبادات صادر می‌شود و آن دین نامیده می‌شود . و دوم ، انفعالش به واسطه صورت‌های ادراکی است که اگر فاضل و عالی باشد ، عقل است .
و امّا دومی : شکی نیست که عقل بهترین خوها و ارجمندترین آن‌هاست زیرا به وسیله آن حق شناخته می‌شود و از باطل جدا می‌گردد ، به وسیله آن ، ایمان کامل شده و به سوی خدا تقرب می‌جوید ، او خدا را دوست می‌دارد و خداوند هم او را دوست می‌دارد . پس این دو نیرو ، یکی بخش علمی که از مبادی عالی به واسطة علوم و معارفی که غایت آن‌ها خوشایند و اثر پذیر می‌گردد ، و آن ایمان به خدا و رستاخیز است ودیگری بخش فعل عملی است که در آنچه در زیر آن است به واسطه آراءوعلومی که غایت آن‌ها این است که به مقتضای آن عمل نمایند وازانجام کار ناپسند دوری کنند وبه خصلت‌های نیکو آراسته گردند2. عقل موجودی نیّرومنّور است . عقل تجلّی علم خداوند دروجود محدود بشر است . عقل از ناحیة حقیقت هستی و از سرای وجود پر کشید و در موجودی به نام آدم آشیانه کرد . عقل ، رابطی میان موجود و وجود شد و پلی میان آدمی وخدا. عقل پای آدمیزاده شد برای قدم نهادن در راه اتصّال به ساحت هستی . عقل محبوب‌ترین مخلوق ذات باری است و حضور او در انسان ، او را اشرف مخلوقات کرد3 .»
«وقتی از عقل حرف می‌زنیم ، منظورمان مطلق فهم و درک است . عقل همیشه پیش درک‌هایی دارد ، در هر عالمی پیش فرض‌ها و پیش درک‌هایی هست که امور را با آن‌ها می‌فهمیم . فهم امروزی ما با فهم دورة اسلامی در قرن چهارم و پنجم متفاوت است . به این جهت ما فهم را امری تاریخی می‌خوانیم . ما مظاهر عقل تاریخی خودمان هستیم ، هرتاریخی عقلی دارد . عقل به یک اعتبار ، درک تدریجی و پیش رونده و کامل شونده است . همه عقل را نمی‌شناسند ، بلکه درک اجمالی از آن دارند . بشرمی تواند بگوید، عقل قوة ادراک کلمات است ولی نمی‌توان گفت : مطلق عقل چیست ؟
نظم زندگی ما و هر نظمی که هرجا هست ، کار عقل است . وقتی شما در بارة قاعده ومبنا فکر می‌کنید و قانون وضع می‌کنید ، یعنی کاری عقلانی می‌کنید . تاریخ بشر همواره قاعده داشته و بدون عقل نبوده است . دوران بعد هم که می‌آید عقل دیگری جای عقل پیشین را می‌گیرد پس عقل نابود نمی‌شود ، چنانچه در مورد شریعت نیر چنین است که هیچ گاه شریعت نابود نمی‌شود بلکه یک شریعت جای شریعت قبلی را می‌گیرد . یا قانون اساسی دیگری ، جای قانون اساسی قبل را می‌گیرد1. »
«عقل از آن روی دوست انسان و جهل دشمن او گشت که به واسطه عقل ، انسان دوست را به دست می‌آورد و به خیرات ونیکی ها راهنمایی می‌شود و به واسطه آن دشمنان را دفع می‌نماید و از بدی‌ها دوری می‌گزیند و به اشاره آن کارهای نیک انجام می‌دهد و گناهان و کارهای زشت را ترک می‌کند و راه خشنودی پروردگار را می‌پوید . به واسطه جهل ، تمامی این امور برعکس می‌شود ، یعنی به واسطه جهل دشمن کسب می‌کند و از راه خیر ونیکویی به راه شر و بدی می‌افتد واز فرمان خدا سرپیچی می‌کند. پس سزاوار است که عقل دوست انسان وجهل دشمن انسان نامیده شود2. »

صفات عقل :
1- مردم از کفر و شرارتش در امان باشند .
2- اصل هدایت و خیربودن عقل ازجانب خداوند
3- کرم وبخشش است ، به واسطه خواری و زبونی مال در نزد عقل او از هر چیزی بی نیاز باشد .
4- سکوت عقل ، مگر در مواقع پند واندرز وبیان حکمت.
5- دوری از دنیا ، چون دنیا سرایی ناپایدار و زودگذر و فانی است .
6- عقل در تمام عمرش از علم سیراب نمی‌شود چون برای آن نهایتی نیست.
7- خواری باخدابودن نزد او از ارجمندی با غیر خدا ، دوست داشتنی تر است . چون می‌داند عزّت و ارجمندی یکسره و ذاتاً خاص خداست .
8- بذل و بخشش عقل ، فروتنی و تواضع نزد او از بلند مرتبگی ، دوست داشتنی تر است .
9- بزرگ شمردن عقل ، نیکی اندک دیگران را دربارة خود بزرگ می‌شمارد .
10- کم و کوچک شمردن نیکی‌های فراوان خودرا نسبت به غیر خود که به واسطه بزرگواری نفس و اتصالش به معدن خیر و بخشش .
11- مردم را بهتر از خود دیدن است ، به واسطه خوش بینی نسبت به بندگان خدا به ویژه مؤمنان .
12- خودش را بدترین مردم دیدن ، این به واسطه آگاهیش بر بیماری نفس خود است . که رهایی از آن‌ها به نیروی خداوند عزیز و حکیم نیست ، نه به نیروی بشری و طاعت و عبادت او.
پس از صفات عقل امیدواری به آنچه که نزد خدا و عالم آخرت است ، می‌باشد .
چون می‌بیند و به چشم دل می‌نگرد که کار خداوند افاضة خیر و نیکویی و احسان و بخشیدن و رحمت است بدون بخل و خسّت1.
عقل درقرآن
واژه عقل درقرآن کریم به کارنرفته ، امّا مشتقات عقل مانند « تعقلون ، لایعقلون ، افلا تعقلون » بیش از پنجاه باردرآیات مختلف قرآن مورد استعمال واقع شده است .
قرآن کریم به نعقل و تدبّر واندیشه وهمچنین به صاحبان عقل چنان توجّه نشان می‌دهد که ازهمان آغاز مسئله تقابل عقل و ایمان را فرو می‌شکند .
« قُل هَل یَستَوِی الاَعمی والبَصیر1 »
بگو : آیا نابینا و بینا یکسان‌اند ؟
« قُل هَل یَستوِی الَّذینَ یَعلَمُونَ وَالَّذینَ لایَعلَمُونَ 2 »
بگو : آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسان‌اند ؟
« وَقَالُوا لَو کُنَّا نَسمَعُ اَو نَعقِلُ ما کُنَّا فِی اَصحَاب السَّعیر3 »
و گویند : اگرما (به راستی ) می‌شنیدیم یا می‌اندیشیدیم هرگزدرزمرة اهل آتش فروزان دوزخ نبودیم .
« وَیَجعَلُ الرِّجسَ عَلَی الَّذینَ لَایَعقِلُونَ 4 »
وخدا پلیدی (گمراهی ) را برکسانی قرار می‌دهد که نمی‌اندیشند .
« اُولئکَ الَّذِینَ هَدئهُمُ اللهُ واُولَئِکَ هُم اُولُوا الاَلبَابِ5.»
آن‌ها کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده و آن‌ها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد شعر فارسی، غزل سرایی، زبان فارسی، فصوص الحکم Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد عشـــق، زدند، اشارت، عشــــق