پایان نامه ارشد رایگان درمورد فرهنگ سازمانی، آداب و رسوم، هویت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

دچار مشکلات فراوان و اختلاف نظر خواهد شد. افراد و تیم ها باید خود را برای تحقق رسالت و ماموریت سازمان،سازمان دهی کنندفمسئولیت ها و مشاغل را تقسیم و یک مجموعه قوانین را برای برخورد و ارتباط با یکدیگر و رویارویی با محیط وضع کنند.
6- بکارگیری دانش: این روزها بیش از پیش ،موفقیت یا شکست سازمان ها مبتنی بر استفاده اثربخش از دانش ،اطلاعات و داده است. توانایی خلق،انتقال ، سازمان دهی ، سهیم شدن و کتربرد دانش در محیط پیچیده سازمان ها به یک جنبه از رقابت های اساسی تبدیل شده است.هوش سازمانی باید متضمن جریان آزاد دانش باشد که از طریق فرهنگ به دست می آیند و همچنین باید تعادل دقیقی بین انتقال اطلاعات حساس و قابلیت های دستیابی به اطلاعات در نقاط مهم مورد نیاز برقرار کند. همچنین باید از ایده ها،اختراعات و سئوالات واگرا حمایت کند و مشوق آنها باشد .
7- فشار عملکرد: اینکه مدیران و متخصصان اجرایی سازمان از عملکرد سازمان و رسیدن به اهداف راهبردی و خروجی های تاکتیکی مطلع باشند ، به تنهایی کفایت نمی کند. در یک سازمان هوشمند،هر کس وظایفی دارد تا کار خود را به درستی انجام دهد،چرا که به معتبر بودن هدفهایش باور و اعتقاد دارد وبه صورت منطقی بین انتظارات فردی و سازمانی تعادل ایجاد شده است.(رادمهر ،1392)

2-2-4- فرهنگ سازمانی :
2-2-4-1-فرهنگ :
هردر36 نخستين بار واژه فرهنگ را به كيفيتي ويژه يعني به صيغه جمع،”فرهنگها” به كار برد تا عمدا آن را از هرگونه فرهنگ يگانه، يا به تعبير امروزي آن، از هرگونه معناي تك خطي تمدن متمايز سازد. او در اواخر قرن 18 میلادی هنوز نسبتا منفرد در يك نوشته مجادله آميز بنيادي،با مطرح کردن “نبوغ ملی هر ملت”، به دفاع از گوناگوني فرهنگ ها و مخالفت با عام گرايي متحد الشكل كننده متفكران عصر روشنگري مي پردازد.(عبدی،1392)
فرهنگ در زبان فارسی معنای مختلفی دارد که مهترین آنها ادب، تربیت، دانش، مجموعه آداب و رسوم، علوم، معارف و هنرهای یک جامعه است. از دیدگاه علمی تعاریف متعدد و متنوعی از فرهنگ ارائه گردیده که در بخش زیر برخی از این موارد مورد اشاره می باشد.
در فرهنگ فارسی عمید، فرهنگ عبارت است از : دانش، ادب، علم، معرفت، تعلیم و تربیت، آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت.
فرهنگ وبستر، فرهنگ را مجموعه‌ای از رفتارهای پیچیده انسانی معرفی می‌کند که شامل افکار، گفتار، اعمال و آثار هنری است و بر توانایی انسان برای یادگیری و انتقال به نسل دیگر تعریف می‌کند.
از نظر ادگار شاین فرهنگ عبارت است از الگویی از پیش فرض های بنیادین که گروهی خاص در راه دست و پنجه نرم کردن با مشکلات برای انطباق خود با محیط پیرامون و دستیابی به یکپارچگی و همبستگی، خلق، کشف یا ایجاد کرده است. فرهنگ سازمانی در واقع مجموعه‌ای از ديدگاه‌ها، ارزش‌ها، باورها و رسوم و عاداتی در ارتباط با سازمان، هویت اجتماعی و فلسفه وجودی آن است که در میان اعضای سازمان مشترک بوده و به مثابه نيرويی شگفت آنان را به يکديگر پيوند می‌دهد و به طور ضمنی و غیررسمی رفتار مشترک فردی، گروهی و سازمانی را پی‌ریزی می نماید. هر سازمان دارای فرهنگی است که با گذشت زمان شکل می گیرد و به آسانی از بین نمی‌رود و تأثیر به سزایی در رفتار سازمانی دارد. فرهنگ سازمانی نیرویی پنهان می باشد که زمینه های فکری کارکنان را متحد کرده به امور معنی و جهت می دهد و افراد را به حرکت وا می دارد.
از نظر ویلی فرهنگ عبارت است از: “فرهنگ سیستمی است از الگوهای عادتی ـ پاسخگویی که با یکدیگر همبسته و هم پشت هستند.”

ادوارد تایلر مردم شناس انگلیسی، فرهنگ و تمدن را به یک معنا و مفهوم بکار برده است و فرهنگ را مجموعه‌ای از معرفت، عقاید، اخلاقیات، قوانین ،آداب و رسوم و همه قابلیت ها و عاداتی دانسته که انسان به عنوان عضوی از جامعه می‌پذیرد.
همچنین ایشان در سال 1871 در كتاب فرهنگ ابتدايي اولين تعريف مفهومي از واژه فرهنگ را ارائه داده است او مي
نويسد:” فرهنگ يا تمدن، كه در مفهوم گسترده از مفهوم قوم نگارانه گرفته شده؛ كل پيچيده اي است شامل دانش، باور، هنر،اخلاق، قانون، سنت، و هر قابليت و عادات ديگري كه توسط انسان به عنوان عضوي از جامعه كسب مي شود”.(عبدی،1392)
پارسونز ( 1949) در تعريف خود، قابليت انتقال از نسلي به نسل ديگر را نيز مدنظر قرار داده است.”
فرهنگ عبارت است ازآن دسته از الگوهاي مربوط به رفتار و نتايج و محصولات كنش انساني كه ممكن است به ارث رسيده باشد، با در نظر گرفتن اينكه به عبارت دقيق تر، مستقل از ژ نهاي زيستي، از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود”.
در مطالعاتی که هافستد (1980) و اسکین (1997) صورت گرفته است، فرهنگ را مجموعه‌ای متمایز، شامل سطوح مختلفی مانند ارزش‌های اصلی، هنجارها، باورها، آرمان ها، رفتارها و موارد دست ساز بشر می‌داند.
فرهنگ به منزله‌ی یک مفهوم، سابقه مشخص و طولانی دارد، افراد عادی این مفهوم را به مثابه کلمه‌ای برای نشان دادن فرهیختگی مورد استفاده قرار داده‌اند. مانند وقتی که می‌گوییم شخصی خیلی با فرهنگ است. این کلمه از سوی مردم شناسان برای اشاره به آداب و رسوم اجتماعات گوناگون بکار گرفته شده است بیشتر از چیستی فرهنگ درکی ضمنی دارند، صاحبنظران از معنای فرهنگ تعاریف مختلفی را ارائه نموده اند که برخی از آنها عبارتند از :
ساترلند و وودوارد اشاره می‌کنند که: فرهنگ شامل هر آن چیزی است که بتوان از منبعی به منبع دیگر منتقل شود، یعنی همان میراث اجتماعی و کلیت جامعی که شامل دانش، دین، هنر، اخلاقیات، قانون، فنون ابزار سازی و کاربرد آنها و روش فرا رساندن آنها بیان می شود .”
فرهنگ از لایه های مختلفی تشکیل شده است که در زیر به تصویر کشیده شده است. تغییر و تحول فرهنگ سازمانی شاید مهمترین و مشکل ترین مرحله در رهبری تحول فرهنگ سازمانی می‌باشد. آنهایی که از تحول فرهنگی طرفداری می‌کنند، عموماً بر عناصر سطحی تر فرهنگ، همچون ارزش‌ها و رفتارها توجه دارند. این عناصر تغییرپذیرتر از عناصر عمیق تر فرهنگ نظیر جهان بینی و ارزش ها می باشد.

شکل شماره 2-1: لایه های فرهنگ

در مجموع فرهنگ را مي توان شيوه زندگي گروهي از انسانها دانست كه بواسطه شيوه خاص زندگيشان، خود را از سايرين متمايز مي دانند.

فرهنگ سازمانی :
در بین رشته های علمی مختلف بر روی مفهوم فرهنگ توافق نظری وجود ندارد، با این وجود ،از دیدگاه سازمانی ،فرهنگ را به عنوان یک زنجیر مستحکم تعبیر کرده اند که موجبات پایداری سازمان را فراهم می کند.
سازمان های پیشرو و مترقی، سازمان هایی هستند که انعطاف پذیری بالایی نسبت به تغییرات داخلی و خارجی داشته باشند. ایجاد فرهنگ تغییر در سطح کارکنان، انجام به موقع تغییرات در سطح سازمان و به طور کلی مدیریت تغییر، هنر اصلی رهبران و مدیران امروز می باشد . در آستانه هزاره سوم که اساس و شالوده آن بر مبنای رقابت و پیچیدگی و ناپایداری می باشد، هر سازمانی جهت اثربخش بودن در این وادی رقابت و مملو از پیچیدگی نیازمند شناخت جامع و کامل محیط، همگامی با تغییرات پیرامون و تحول و توسعه خود می‌باشد. آهنگ و اثربخشی دگرگونی و تحول در سازمان از سوی فرهنگ سازمانی تعیین می شود. با توجه به جهان متغیر پیرامون سازمان و رخ دادن تغییراتی از جمله تغییر فناوری و وجود رقابت شدید تحول فرهنگ سازمانی از ضروریات به حساب می آید، که تنها با برنامه‌ریزی حاصل خواهد شد.

در يك سازمان فرهنگ نقش‎هاي متفاوتي ايفا مي‌كند و وظايف گوناگوني دارد. اين وظايف عبارتند از:
1- فرهنگ سازماني به كاركنان سازماني هويتي سازماني مي‌بخشد: آنچه كه سازمان‎هاي موفق را برجسته مي‌سازد و آن‎ها را از ديگران متمايز مي‌كند، توانايي آن‎ها در جذب، پرورش و نگهداري كاركنان بااستعداد و خلاق است و كاركنان نيز به نوبه خود وابستگي عميقي نسبت به سازمان پيدا خواهند كرد.
2- فرهنگ سازماني تعهد گروهي را آسان مي‌سازد: سازمان‎هايي كه فرهنگ قوي و توانمند دارند، كاركنان نسبت به ارزش‎ها و اهداف سازماني احساس تعهد و مسئوليت مي‌كنند. منظور از تعهد سازماني، پيوند و وابستگي رواني به سازمان است. كه در آن احساس درگير بودن شغلي، وفاداري و باور به ارزش‎هاي سازماني جاي دارد. تعهد سازماني در سه مرحله ديده مي‌شود: 
• مرحله پذيرش: در اين مرحله فرد در سازمان نفوذ ديگران را بر خود مي‌پذيرد.
• مرحله همانند شدن: در اين مرحله فرد با پذيرش نفوذ ديگران بر خود به يك رابطه خوشايند دست مي‌يابد. 
• مرحله دروني كردن : فرد از تعلق به يك سازمان احساس سربلندي مي‌كند كه با ارزش‎هاي وي سازگار است.

هنگامي‌كه تعهد سازماني به مرحله نهايي خود برسد، سپس عضو سازماني متعهد در شمار افرادي درمي‌آيد كه به آن اعتماد فراوان مي‌شود و وي در راه محافظت و نگهداري سازمان تعلل نخواهد كرد.

3- فرهنگ سازماني ثبات نظام اجتماعي را ترغيب مي‌كند: سازمان‎هاي توانمند، معروف به داشتن معيارهاي سخت‌كاري و كنترل‎هاي دقيق هستند. براي نمونه كاركنان بايد معيارهاي نظافت و آراستگي را رعايت كنند و ضوابط انجام دادن وظيفه به‌طور مشخص تعيين شده است. بدين ترتيب فضاي آكنده از تعهد و هيجان و سخت‌كوشي در سازمان به‎وجود مي‌آيد.
4- فرهنگ سازماني به شكل دادن رفتار كاركنان كمك مي‌كند: سازمان يا فرهنگ قوي با كمك نمودن به اعضاي خود براي پي بردن به محيط كار خود رفتار آنان را شكل مي‌دهد. بنابراین، سازمان‎هاي موفق زمينه‌اي را فراهم مي‌آورند تا كاركنان براي آشنايي به تمام ابعاد سازماني و مشكلات آن، شغل خود را از پايين‌ترين مرتبه آغاز كنند تا با اصول بنيادي كار آشنا شوند.
5- فرهنگ سازماني بر وظايف و نحوه‎ی عملكرد مديريت تأثیر مي‌گذارد: فرهنگ سازماني با ايجاد محدوديت‎هايي براي مديريت بيان مي‌كند كه مدير چه كاري مي‌تواند و چه كاري را نمي‌تواند انجام دهد. هر عمل مدير بايد مورد تأیید فرهنگ سازمان قرار گيرد. در غير اين‌صورت مطابق با ارزش‎ها نخواهد بود و از سوي اكثريت اعضاي سازمان تأیید نخواهد شد. از آنجايي كه وظيفه‎ی تصميم‌گيري در تمام وظايف مديريت از جمله برنامه‌ريزي؛ سازماندهي؛ تأمين نيروي انساني و هدايت و كنترل جاري است، عامل فرهنگ سازماني نقش عمده‌اي را در نحوه‎ی عملكرد مديريت و نوع انجام دادن وظايف آن ايفا مي‌كند. بنابراين فرهنگ قوي و مقتدر، تأثیر بسزايي در عمل تصميم‌گيري مديريت در تمام زمينه‌ها دارد.
فرهنگ سازمانی الگویی اساسی از مفروضات ،ارزش ها و باورهای اساسی است که روش صحیح تفکر و اقدام در خصوص مسائل و فرصتهایی که سازمان با آن مواجه می شود را مورد توجه قرار می دهد.
فرهنگ سازمانی شامل عناصر متعددی است که از عناصر شناختی نهفته همچون مفروضات ،ارزش ها و باورها تا عناصر آشکارتر همچون مصنوعات و الگوها،ارز شها ،عملیات و رفتارها را دربرمی گیرد.
تعریف مختلفی از فرهنگ سازمانی صورت پذیرفته است:
جورج گوردون فرهنگ سازمانی را به عنوان مجموعه ای از فرضیات و ارزشهای سازمان می داند که به طور گسترده رعایت می شود و به الگوهای رفتاری خاصی منجر می شود .
رابینز در کتاب مدیریت خود،فرهنگ سازمانی را اینگونه تعریف نموده است: فرهنگ سازمانی شیوه انجام گرفتن امور را در سازمان برای کارکنان مشخص می کند،ادراکی یکسان از سازمان است که در همه اعضاء سازمان مشاهده می گردد و بیانگر مشخصات مشترک و ثابتی است که سازمان را از سایر سازمانها متمایز می کند،به عبارت دیگر فرهنگ سازمانی ،هویت اجتماعی هر سازمان را مشخص می کند.
دنیسون فرهنگ سازمانی را نیروی قدرتمندی می داند که نحوه عمل کردن و چگونگی عملیات ها را تعیین می کند.
استیفن پی رابینز در ویرایش نهم کتاب رفتار سازمانی خود در مورد فرهنگ سازمانی می نویسد:” فرهنگ سازمانی به سیستمی از مصادیق و خصوصیات اساسی (نوآوری و ریسک پذیری،توجه به جزئیات ،توجه به نتایج ،توجه به افراد ،تیم مداری ،جاه طلبی و ثبات اطلاق می گردد که برای سازمان ارزش دارند و هر کدام از این خصوصیات بر روی طیفی از کم یا زیاد قرار می گیرند.اگر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد هوش سازمانی، فناوری اطلاعات، عصر اطلاعات Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد فرهنگ سازمانی، هوش سازمانی، تعهد سازمانی