پایان نامه ارشد رایگان درمورد غازان خان، فرهنگ ایرانی، دینداری اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

کتابآرایی تبریز و مراغه وارثان مکتب بغداد و عباسی شناخته شدند. (آژند، 137:1389) در بغداد پیش از یورش مغول کتب مصور سازی میشد و به رغم گسیختگی سیاسی و هرج و مرجی که بر اثر این هجوم پدید آمد، کار به همان سبک ادامه پیدا کرد.
درنیمهی نخست قرن هفتم قمری و با هجوم مغولان بخش اعظم ایران و عراق زیر سلطهی مغولان قرار گرفت بدلیل این حملات و نیز عدم گرایش سلاطین مغول به اسلام، تولید نسخههای قرآنی کاهش یافت.
پس از حملهی مغول به ایران، هولاکوخان (حک. 663 – 654 قمری) حکومت جدیدی را تشکیل داد که بنام «ایلخانان: جانشینان خان بزرگ» (736-656 قمری) شهرت یافت. آنها در امور مختلف و دیوانسالاری از وزرای ایرانی استفاده میکردند و احتمالاً تحت تأثیر همین وزیران بود که کارگاهها و کتابخانههای درباری بر اساس سنتهای پیشین -بهخصوص بهشیوهی عباسیان- ایجاد گردید. این کتابخانهها در پایتختهای ایلخانان مانند «مراغه» که “هولاکو” از سال 657 قمری آن را به پایتختی برگزید و سپس در «تبریز» ایجاد شد.
ازسال 699 قمری بهبعد و در دورهی حکومت “غازان خان” (704-694 قمری) و وزیرش “خواجه رشیدالدین فضل اله”، تبریز بصورت مرکز مهم تهیهی نسخهی خطی نفیس درآمد که در دورهی سلطنت الجایتو (716-704 قمری) نیز موقعیت علمی و فرهنگی خود را حفظ کرد. دوران حکومت حکام ایلخانی یعنی غازانخان و الجایتو در نخستین سالهای قرن هشتم از نظر سیاسی و فرهنگی و هنری پربارترین دورهی حکومت مغولها در ایران محسوب میشود.
دراواخر قرن هفتم قمری و با آغاز حکومت غازان خان، ایرانیانِ مسلمان اندک اندک به دربار راه یافته و مغولها نیز رفتهرفته تحت تأثیر فرهنگ ایرانی و اسلامی قرار گرفتند که همین امر موجب تحول در تولید انواع کتاب از جمله قرآن شد. (جیمز، همان:23)
غازان خان حاکم فعال و دور اندیشی بود که تصمیم سرنوشت سازی را برای پذیرش اسلام اتخاذ کرده و بدین ترتیب نام خود را در زندگی و فرهنگ ایرانیان ماندگار ساخت. همزمان با این تغییر آیین، گسترش مهار ناشدنی در محصولات هنرهای بصری آغاز شد که احیای احساسات ملی و دینداری اسلامی در آن به وضوح مشهود است. الجایتو برادر غازان خان نیز به اندازهی او حامی و پشتیبان هنر بود. در زمان او معماری به اوج شکوفایی خود رسید. در زمینهی هنر، بهجز معماری افتخار همگان در دورهی ایلخانان به هنر کتابآرایی باز میگردد. کاتبین و تذهیبگران ایلخانی با بهترین آثار معاصر خود از جمله هنرمندان دورهی ممالیک در مصر و سوریه رقابت میکردند و شاید بتوان مغولان را پایهگذار این هنرها دانست. (شریعت، 10:1385)
پس از تشکیل دولت ایلخانی هنرهای تزیینی از قبیل سفالگری، فلزکاری و تذهیب از همه خلاق‎تر و شکوفاتر بود. هنرهای کتابآرایی در این دوره نقش تازهای پیدا کرد زیرا کانون تولید مصنوعات هنری بود، و وسیلهای بود که با آن افکار و نقشمایه‎های تازه، با آن به هنرهای دیگر راه پیدا میکرد. نقش محوری کتابآرایی به ویژه تذهیب از مهمترین پیشرفتهای هنر اسلامی پس از حملهی مغول بهشمار میرود. از دلایل مهم این پیشرفت، وفور کاغذ بود.
کاغذ را قرنها بود که می‎شناختند اما در این دوره، آسانتر و در اندازههای بزرگ در دسترس قرار داشته است. و این قطعهای بزرگ کاغذ برای نسخههای بزرگاندازه نیز فراهم بود. نقشهایی که بر کاغذ زده میشد بهراحتی از یک شاخهی هنری به شاخهی دیگر انتقال مییافت و هنرمندان ماهر امضای خود را بر شاخه‎های مختلف هنری همچون ترصیع، گچبری و کاشیهای لعابدار میگذاشتند. (بلوم، 31:1385 )
برای مثال یاقوت مستعصمی و بهویژه شاگردانش با طراحی کتیبه‎های ابنیه به کار در زمینهای چون معماری دست زدهاند. (بلر، 102:1384) از جمله حیدر «گنده نویس» که کتیبههای گچبری مسجد و خانقاه شیخ عبدالصمد -از مشایخ سهروردیه- در نطنز و محراب اولجایتو در مسجد جامع اصفهان کار اوست. (بلوم، همان:23) و نیز ارغون کاملی و نصراله طبیب که کتیبههایی برای بناهایی در بغداد طراحی کردهاند. (بلر، همان:102) همچنین احمد بن السهروردی دیگر خوشنویس این دوره در مسجد بغداد کتیبههایی را نوشته که متأسفانه اثری از آنها باقی نمانده است. این نکته در “گلستان هنر قاضی احمد” به اینصورت آمده است: «… شیخ زاده سهروردی که عمارات بغداد را اکثر او کتابه نوشته و در مسجد جامع بغداد سورهی الکهف را سراسر نوشته و استادان بنا آنرا منبت بیرون آوردهاند اما زینتی ندارد و به دستور آجر است». (منشی قمی، 21:1366)
از دههی دوم قرن هشتم قمری که خواجه رشیدالدین در ربع رشیدی کتابخانهای ایجاد کرد، موضوعات مورد حمایت، منشاء و چگونگی پدید آمدن این آثار بیشتر روشن میگردد. موقوفات این موسسه صرف رونویسی سالیانهی قرآن و کتابهای مذهبی میشد. برخی از 220 کارگری که در آن کار میکردند به کار خوشنویسی، نقاشی و زراندودکاری گمارده شده بودند. همهی نسخهها باید بر روی کاغذ نفیس بغدادی بصورت پاکیزه کتابت میشد، با نُسَخ اصلی موجود در کتابخانه مقابله میگشت و با چرم نیکو صحافی میگردید. نسخههای صحافی شده در مسجد به تماشا در میآمد، در محکمهی قضا ثبت میشد و سپس آنها را به شهرهای مختلف سراسر کشور میفرستادند. با وجود همهی این تدابیر، اما فقط چند اثر مانند یک جلد از قرآن سه مجلدی، پاره‎هایی از جامع التواریخ که به دستور رشیدالدین کتابت شده برجا مانده است. (بلوم، همان: 39)
تذهیب و مصور سازی کتاب در اسلام قرنهای طولانی متداول بود اما در دورهی ایلخانی این هنرها دامنهدار و وسیعتر گشت. نمونه های بر جای مانده نشاندهنده آن است که کتاب را کلاً اثری هنری برمیشمردند و هر یک از مراحل نسخهبرداری، تذهیب و صحافی را جزیی از کل میدانستند. (بلوم، همان:35)
در آغاز قرن هشتم قمری با حمایت ایلخانان حدود 24 نسخهی قرآنی بزرگ پدید آمد که در اندازه، شکل و شکوهمندی از تمام نمونههای قبلی بالاتر بود در میان این نُسخ، گیراتر از همه پنج نسخه است که برای اولجایتو یا وزیرش خواجه رشیدالدین در شمال غرب ایران و عراق تهیه شده است. هر یک از آنها 30 مجلد با برگهای بزرگ است که هر برگ آن پنج سطر دارد. اندازه چهار مجلد حدود 54×38 سانتیمتر و دیگری که در بغداد تهیه شده و وقف مقبرهی اولجایتو در سلطانیه گردیده است بهطور چشمگیری بزرگتر و حدود 72×54 سانتیمتر است. رقم یکی از نسخههای کوچکتر که در بغداد تهیه شده نشان میدهد که احمدبن السهروردی، چهار سال به خوشنویسی آن اختصاص داده و تزیین آن هشت سال محمد بن آیبک را مشغول داشته است. نسخهی بزرگ وقف شده به مقبرهی سلطانیه احتمالاً به دست همان اشخاص فراهم آمده است. و احتمال دارد که تهیهی آن چند سال بیشتر طول کشیده باشد. زیرا نه تنها اندازهی آن بزرگتر است بلکه در هر برگ سه ردیف خطِ با شکوه و طلاییِ محقق با دورگیری –تحریر- سیاه آن بهچشم میخورد که بهصورت متناوب بین دو خط روانتر ثلث و محقق با مرکب مشکی و دورگیری طلایی اطراف آن، قرار گرفته و یکی از چشم نوازترین خوشنویسیهای به یادگار ماندنی قرآن را پدید آورده است.
تذهیبی که با طیف وسیعی از رنگها نقش بسته به همان اندازه پر تفصیل است. آیه‎ها را با آذین گلسرخی مشخص کرده و در حاشیه، هر پنج و ده آیه را با ترنج هایی که پیچکهای اسلیمی زینت بخش آن است مشخص کرده‎اند. عناوین سورهها با خط شکستهی زیبایی [رقاع] بر زمینه‎ای از پیچکهای اسلیمی کتابت شده و در کادر گرهچینی شده مستطیلی قرار گرفته و با برگ نخلیهایی در حاشیه مشخص شده است. همهی این قرآنهای باشکوه سرلوح مضاعف و مجلل با نقشهای هندسی جامعی دارد که بیشتر تزیینات معماری آن عصر را بهیاد میآورد. سرلوح نسخهای که در سال 715 قمری برای رشیدالدین فراهم شد دارای نقشی از ستارهها و صلیب است که در پوشش کاشی به کار میرفته است و معمولاً سر لوح نسخهی چند مجلدی که در سال 713 قمری در همدان تهیه شد را با نقوش طاقهای بنای سلطانیه مقایسه میکنند. (بلوم، همان:36)

2 – 4 – 1 : خوشنویسی
با طلوع اسلام و ظهور کلام وحی مسلمانان صدر اسلام درصدد حفظ و ثبت قرآن برآمدند. تقدس و احترام قرآن دلیل دیگری بود بر اینکه هنرمندان نگران هر گونه تحریف در آن باشند این نگرانی در زمینهی کتابت یکی از علل پیدایش خطوطی خوانا بود. ازینرو در سدههای اولیه قمری کتابت و کتابآرایی مورد توجه قرار گرفت. در قرون اولیه مسلمانان برای کتابت از خطوط کوفی و سپس نسخ استفاده میکردند. ابتدا برخی از حروف همانند شیوهی نگارش خط عربی پیش از اسلام بدون نقطه و اعراب و یکسان نوشته میشد که تشخیص آنها از یکدیگر دشوار بود. چون این خطوط برای کتابت قرآن استفاده میشد و قرآن نیز میبایست بصورت صحیح ثبت میشد، همین امر موجب اصلاح خط توسط کاتبان شد که در همان سالهای نخستین توجهی خاص به کتابت مبذول داشتند و کوشیدند تا قواعد تازهای برای تشخیص حروف ساکن و اعراب و اعجام و طراحی حروف به وجود آورند.
در قرن دوم و سوم قمری برخی حروف دارای نقطه شد و از اعراب و تنوین برای قرائت صحیح استفاده شد. از اواخر قرن سوم و چهارم خطوط متنوعی پدیدار شد و کتابت دارای تنوع شد گوناگونی سبکها که خود مشکلی برای کاتبان و خوانندگان شده بود اصلاح خطوط را توسط ابن مقله «ف. 328 قمری» و برادرش ابوعبداله حسن سبب شد. وی دست به اصلاحاتی زد و قواعدی مبتنی بر سه عامل اصلی نقطه، الف معیار و دایره معیار تدوین کرد. و این قانونمندی طراحی حروف را بر پایهی قوانین هندسه، استوار و شکل حروف را بر پایهی قانون سطح و دور قرار داد.
پس از او خوشنویسان دیگری از جمله ابن بواب «ف. 413قمری» این اصول را بسط دادند. ابن بواب نوشتن خطوط ششگانه را به شکل کلاسیک خود نزدیک ساخت و شیوهی او سر مشق قرار گرفت. او با سنجیدن حروف به میزان نقطه و با دقت در تراشیدن قلم و انتخاب مرکب، شیوهی نگارش اقلام ستّه را بهبود بخشید و تکمیل کرد. (کاظمی، 47:1385) پس از وی یاقوت مستعصمی در قرن هفتم قمری به هنر خوشنویسی جان و جمالی تازه بخشید و باعث تحولاتی نو در کتابت شد.
از مهمترین تحولات شیوهی نگارش قرآنها بود. خطی که در قرون اولیه برای کتابت بهکار میرفت دیگر مورد استفاده قرار نگرفت وخوشنویسان خطوط محقق، ریحان و نسخ را بکار بردند. خطوط محقق و ریحان صرفاً برای نوشتن قرآن بکار می‎رفت حال آنکه نسخ دارای کاربرد گستردهتری بود. ثلث خط دیگری بود که برای نوشتن متون الحاقی بکار میرفت هر چند گاهی برای نوشتن متن کامل قرآن نیز استفاده میشد. (جیمز،16:1380)
خط ثلث بطور عمده در کتیبه نگاری استفاده میشد و بهجز نوشتن سرسوره‎های قرآنها کمتر برای خوشنویسی بر روی کاغذ بکار میرفت. (شیمل، 51:1368)
همچنین خط ثلث برای نگارش متون الحاقی بیشتر از توقیع و رقاع مورد استفاده قرار میگرفت.
خط محقق و نسخ همراه با خط ریحان به خطوط الیابسه -خطوط خشک- معروف بودند. علت این نامگذاری استفاده مکرر از میل های قائم در نوشتن است. (فراست، 7:1386)
خط محقق که بسیاری از قرآنهای نفیس درقرن هشتم و نهم قمری با آن کتابت میشد، ریشهی کوفی داشته و عدهای از محققان آنرا همزمان با خطوط سته دانستهاند. نیز برخی دیگر معتقدند که قبل از ابداع خطوط سته نیز وجود داشته که به آن خط عراقی میگفتند و از زمان عباسیان با آن کتابت میشده است. و در زمان مأمون شخصی بهنام «احول محرر» که از پرورشیافتگان برمکیان بود، اصول و قوانینی برای این خط تعیین نمود. (افروند، 13:1375)
گروه دوم یعنی خطوط المرطبه -خطوط مرطوب- بیشتر بر استفاده از خط منحنی تکیه دارد. دو نوع از این خطوط یعنی رقاع و توقیع در امور دیوانی و اداری کاربرد داشت، استفاده از این خطوط در قرآنها تنها به ترقیم، نوشتن تقدیم نامه، وقفیه و گاه نوشتن عنوان سورهها منحصر میشد. (فراست، همان:7)
همچنین بر خلاف دوران اولیه که تمام قرآن با خطی واحد کتابت می شد در ایندوره هر یک از بخشها از جمله متن آیات، سرسوره ها، حواشی، نشانها و ترجمه آیات با خطی متفاوت نگاشته شد. (کاظمی، 47:1385)
کاربرد گستردهی این خطوط بیش از هر چیز به خوانابودن این خطها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد علمای شیعه، غازان خان، ایران و چین Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد گلستان سعدی، نقوش تزیینی، تمدن اسلامی