پایان نامه ارشد رایگان درمورد عملکرد شرکت، عملکرد کارکنان، حقوق صاحبان سهام، شرکت های سهامی

دانلود پایان نامه ارشد

ن منحصر به فردهستند ولی چالشهایی که با آن روبرو می شوند به یکدیگر شبیه هستند و تقریبا مشکلات همه کسب و کارهای خانوادگی یکسان هستند.
همچنین دیدگاه افرادی که در کسب و کار خانوادگی مشارکت دارند شناسایی می شوند. ما تمایل به آمیختن شخصیت افراد با دیدگاه های آنها داریم. فهمیدن دیدگاه نقش آفرینان متفاوت که در کسب و کار خانوادگی نقش دارند ( فعال یا غیر فعال) به کاهش تناقضاتی که ممکن است روی دهد کمک می کند.
نانسی بومن40، (1991) در تعریف کسب و کار خانوادگی مطالب زیر را بیان می دارد:
یک تعریف ساده این است که کسب و کار خانوادگی، هر کسب و کاری است که در آن عمده کنترل و مالکیت شرکت در اختیاریک خانواده است و یا در آن ۲ یا چند نفر از اعضای یک خانواده مشغول به کار هستند.همچنین سیستمی پیچیده و دوگانه است از اعضای خانواده که به طور همزمان عضو یک سیستم وظیفه ای به نام کسب وکار و یک سیستم اجتماعی به نام خانواده هستند.
همپوشانی این دو سیستم باعث بوجود آمدن تعارض می شود. زیرا هر سیستم قوانین، نقش ها، نیازها و ملزومات خود را دارد. مثلا خانواده سیستمی احساسی است با تاکید بر روابط که وفاداری را با عشق و حمایت پاسخ می دهند. ورود به این سیستم از طریق تولد است و عضویت در آن دائمی است. نقشی که هر فرد درسیستم خانواده دارد ـ پدر، مادر، شوهر، فرزندو…_ مسئولیتها و انتظارات خود را به همراه دارد، به علاوه خانواده ها شیوه های برقراری ارتباط و رفع تناقضات مخصوص به خود را دارند که سالها وقت صرف ایجاد و تنظیم آنها شده است. این روشها ممکن است برای خلنواده مناسب باشند. اما برای حل تعارضات موجود در کسب و کار مناسب نیستند.
در مقابل سیستم کسب و کار، غیر احساسی و بر اساس قواعد و قرار داد هاست. ورود به این سیستم بر اساس تجربه و توانایی است. عضویت مشروط به عملکرد است و عملکرد پاداش مادی دارد. همانند سیستم خانواده، نقشها در سیستم کسب و کارمسئولیت ها و انتظارات خود را به همراه دارند و از طرفی کسب و کارها و روابط، تعارضات و روشهای حل مشکل خاص خود را دارند.

تعارضات وقتی بوجود می آیند که:
1- نقشهای محول شده در یکی از این دو سیستم مزاحم نقشی در سیستم دیگر می شود
2- الگو های ارتباطی یک سیستم در سیستم دیگر به کار برده می شود .
3- وقتی تمایلات دو سیستم با هم تضاد پیدا می کنند.
مثلا ممکن است وقتی نقشهای فرزندان و والدین، خواهرها و برادرها و همسران در دو سیستم با هم یکسان شود، بین آنها تعارض بوجود بیاید. مثلا نقش رئیس و کارمند بین یک زن و شوهر در محیط خانه مناسب نخواهد بود. همینطور نقشهای افراد در خانواده مناسب محیط کسب و کار نخواهد بود. مثلا فرزندان که در خانواده نقش آرام کننده روابط را دارند، ممکن است در محیط کسب و کار، نا خواسته موجب ایجاد تعارض بین اعضای خانواده شوند.
وقتی شخصی در دو سیستم نقشی یکسان و خاص ایفا می کند، حالتی از انتقال نقش ممکن است رخ دهد. مثلا فرزندان در خانواده با عنوان هایی بزرگ می شوند، مثل باهوش، منظم، درسخوان، زرنگ و غیره. وقتی فردی با این عنوان از خانواده وارد کسب و کار می شود، انتظارات خانواده از آن فرد متاثر از این عنوان ها است که مطمئنا بر عملکرد فرد تاثیر خواهد گذاشت.
الگو های ارتباطی خانواده همیشه بر کسب و کار تاثیر نمی گذارند، اما در صورت تاثیر گذاری ممکن است دارای نتایج نگران کننده با شند. معمولا مسائل کسب وکار به شیوه متفاوتی با اعضای خانواده مطرح میشود واین تفاوت شیوه در صورتی که به سوء برداشت یکی از اعضا خانواده منجر شود میتواند مشکل ساز باشد.
مثلا والدین از واکنش منفی فرزندان خود نسبت به یک دستور و یا ارزیابی عملکرد شگفت زده می شوند . .این واکنش منفی به این دلیل است که فرزندان این رفتار را از طرف والدین خود می بینند نه از طرف رئیس شرکت.
همپوشانی سیستم ها وقتی ظاهر می شوند که تعارض بین تمایلات خانواده و کسب و کارشکل می گیرد. برخی افرادبه جای تلاش برای ایجاد تعادل بین علایق، علایق شخصی را قبل از علایق کسب و کار قرار می دهند. وابستگی های احساسی قدرتمند اعضا خانواده و وفاداری آنها به همدیگر، موقعیتهای مدیریتی منحصر به فردی را ایجاد میکند. مثلا دادن شغل در کسب و کار به یکی از اعضاء خانواده که صلاحیت لازم را ندارد، ارضا نیاز های خانواده و نادیده گرفتن نیاز های کسب و کار است.
نوع دیگر تعارض وقتی بوجود می آید که مالک کسب و کار احساس میکند پرداخت حقوق برابر به فرزندان عادلانه است. فرزندان با مسئولیت بیشتر ، همتراز با فرزندان با مسئولیت کمتر دریافت میکنند. در موارد رقابت بین خواهرها و برادرها، ممکن است که کسی اطلاعاتی را از دیگری مخفی کند تا بتواند نقش پر رنگ تری را در بازی قدرت داشته باشد.
بسیاری از این مشکلات با در پیش گرفتن سیاستهایی که نیاز های هر دو سیستم را در نظر میگیرد بر طرف می شود.
بیشتر کسب و کار ها ی خانوادگی با مسائل زیر مواجه هستند:
. مشارکت: ‌چه کسی و تحت چه شرایطی می توانند در کسب و کار مشارکت داشته باشند.
. مالکیت و رهبری: چگونه می توان نسل بعد را آماده قبول مسئولیت برای کسب و کار کنیم.
. رها کردن: چگونه به کار آفرین و موسس کمک کنیم کسب و کار را رها کند.
. نقدینگی و مالیات.
. جذب و نگه داشتن متخصصین غیر فامیل.
. دستمزد اعضا فامیل: برابری در مقابل شایستگی
.وراث: چه کسی و چگونه ا ز بین وراث جانشین انتخاب کنیم
.قدرت بخشی به هماهنگی خانواده.

همه این مسائل و مسائل دیگری که در کسب و کار وجود دارند می توانند به صورت بالقوه باعث ایجاد تعارض در کسب وکار و تنش در خانواده می شوند. ولی میتوان ۳ گام برای حل تعارض و تنش برداشت.
۱ـ شناخت مسائلی که ممکن است تعارض و تنش ایجاد کنند.
۲ـ بحث در مورد مسائل با اعضاء خانواده
۳ـ ایجاد خط مشی برای حل آنها

2-2-1-3 مزایای رقابتی کسب و کارهای خانوادگی
رقابت شرکت های خانوادگی در مقابل همتایان غیر خانوادگی آنها را می توان از دو دیدگاه ، مالکیت و مدیریت بر رسی کرد. از دیدگاه مالکیت ، ویژگی انحصاری شرکتهای خانوادگی این است که اعضای خانواده مقدار قابل توجهی از مسئولیت های شرکت را بر عهده دارند .
از دیدگاه مدیریت ، یکی از ویژگی های مشترک شرکت های خانوادگی این است که اعضای خانواده به عنوان مدیران اجرائی این شرکت خدمت می کنند و موقعیت های مدیران ارشد را اشغال می کنند. اکثریت شرکت های خانوادگی کوچک هستند ؛ با این حال ، خانواده را می توان در بسیاری از شرکت های بزرگ سهامی نیز یافت. بر خلاف اکثر شرکت های سهامی که متعلق به سهامداران متعدد است شرکت های خانوادگی توسط ترکیبی از مالکین و سهامداران کنترل می شود.
دمستز41 و لن42، (1985) استدلال می کنند که تمرکز حقوق صاحبان سهام و کنترل مدیریت ، همراه با حضور خانواده موسس ، سبب ایجاد موقعیتی ویژه به نفع خانواده برای نظارت بر کسب و کارخواهد شد.

وجود سرمایه گذاران متمرکز موجب جلوگیری از درگیری بین صاحبان و مدیران و به حداکثر رساندن عملکرد شرکت می شود. از آنجا که رفاه خانواده رابطه ای تنگاتنگ با عملکرد شرکت دارد، اعضای خانواده دارای انگیزه ای قوی برای نظارت بر رفتار مدیران هستند . در نتیجه ، مشکلات انها درمقایسه با شرکت های غیر خانوادگی و با سهامداران مختلف کمتر خواهد بود. از طرفی اعضای خانواده با داشتن مالکیت متمرکزدر دستیابی به اهداف خود، دارای قدرت بیش از سهامداران دیگر هستند.
حضور دراز مدت خانواده موسس در داخل شرکت نیز می تواند سبب بوجود امدن مزایای قابل توجه ای شود.
مزیت اول :
تصدی طولانی خانواده می تواند نحوه نظارت بر عملکرد کارکنان را به نسل های بعدی آموزش دهد
مزیت دوم:
آنگونه که جیمز43 و استین44 (1989) نشان می دهند ، خانواده ها بر خلاف سهامداران غیر خانوادگی- که ممکن است تصمیم به سرمایه گذاری کوتاه مدت و در جهت کسب درآمدهای جاری داشته باشند- تمایل بیشتری به حفظ دراز مدت سرمایه در یک حوزه دارند.
اگر چه شرکت های خانوادگی نیز برای سرمایه گذاری موثرتر تلاش می کنند زیرا ممکن است چشم انداز آنها انتقال شرکت به عنوان یک دارایی به نسل های بعدی باشد . آینده نگری بیشتر خانواده در بقا ونجات شرکت های خانوادگی نقش حیاتی در خانواده دارد.
دیویس (1983) به احساسات خانوادگی و اعتماد به عنوان عوامل اصلی حفظ مزیت رقابتی شرکت های خانوادگی تاکید می کند. علاوه بر این ،وجود مدیریت پدر سالارانه معمولا حس ثبات و تعهد به شرکت رابه اغلب کارکنان غیر خانواده نیز تسری می دهد. همچنین، این تئوری نشان داده است که چگونه حس اعتماد، مشکل آسیب های رفتاری بین پدر و مادر و فرزندان را تعدیل می کند وسبب تلاش و بهره وری بیشتر فرزندان ، و در نتیجه افزایش عملکرد شرکت می شود.
2-2-1-4 نقش آفرینان در کسب و کار های خانوادگی:
2-2-1-4-1 اعضاءخانواده
2-2-1-4-2 اعضاء غیر خانواده
هرکدام از این گروهها تمایلات و نگرانی های خود را در ارتباط با کسب وکار دارند که می تواند عملکرد شرکت را تحت تاثیر قرار دهند
2-2-1-4-1 اعضاء خانواده:
2-2-1-4-1-1 نه کارمند و نه مالک:
معمولا در این گروه فرزندان و همسرانشان قرار میگیرند. هرچند این گروه نقشی در کسب و کار ندارند ولی میتوانند فشارهایی به خانواده وارد کنند که در کسب و کار تاثیر می گذارد. مثلا فرزندان به حضور طولانی مدت واالدینشان در کسب و کار اعتراض می کنند که این امر باعث می شود والدین از حضور کم در کنار فرزندانشان احساس گناه کنند. همچنین همسران فرزندان به عنوان افراد خارج از سیستم ولی دارای قدرت مداخله در سیستم شناسایی می شوند، و به همین دلیل معمولا رفتار هایشان باعث بروز سوء تفاهم و مشکل می شود. مثلا عروس خانواده همواره سعی می کند از همسرش و فعالیتهای او در کسب و کار دفاع کند در حالیکه درک کاملی از مسائل کسب و کار ندارد و معمولا خود را در میان کش و قوس های خانواده میبیند.. داماد ها نیز با این مشکلات مواجه هستند، مثلا ممکن است با برادر همسرشان در موقعیت رقابتی قرار بگیرند و در نتیجه حتی اگر در کسب و کار حضور هم نداشته باشند می توانند به کسب و کار فشار وارد کنند.
.
2-2-1-4-1-2 کارمند غیر مالک:
این فرد عضو خانواده است، در کسب و کار مشغول به کار است، اما سهامدار و یا مالک شرکت نیست. برای این فرد هم علل زیادی برای بروز تعارض وجود خواهد داشت. مثلا اگر وی خود را با فردی که مالک کسب و کار است ولی در آن شاغل نیست مقایسه کند، همواره احساس عدم برابری خواهد کرد. زیرا از نظر او همه کارها توسط او انجام می شود ودیگران از سود فعالیتهای وی را بهره می برند و یا وقتی همه تصمیم گیری ها توسط مالکین انجام می شود و نظر وی دخالت داده نمی شود، با خود می پندارد که : من می دانم این تصمیم چه تاثیری بر کسب و کار خواهد داشت. چرا آنها نظر من را نمی پرسند. و از طرف دیگر این افراد انتظار دارند که با ایشان متفاوت از کارمندان غیر فامیل برخورد شود.

.
2-2-1-4-1-3 کارمند و مالک:
این فرد مشکل ترین موقعیت را دارد وی باید به صورتی کارآمد با تمامی نقش آفرینان در دو سیستم سروکار داشته باشد.
به عنوان مالک وی نسبت به تداوم و اثربخشی کسب و کار احساس مسئولیت میکند زیرا در فعالیت های روزانه شرکت دخیل است، از طرفی باید با نیاز ها و نگرانی های همه کارمندان عضو خانواده و غیر عضو در خانواده و همچنین همه مالکین غیر کارمند دست و پنجه نرم کند. معمولا موسسین به عنوان مالک اصلی و مدیر عامل گرفتار این موضوع هستند.
2-2-1-4-1-4 غیر کارمند ولی مالک:
این گروه معمولا شامل فرزندان و اقوام بازنشسته می شود. نگرانی اصلی این گروه معمولا درآمد حاصل از کسب و کار است، درنتیجه هر موضوعی که امنیت این مسئله را به خطر بیاندازد موجب تعارض

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد جامعه آماری، کارت امتیازی متوازن، اقتصاد کشور، کارآفرینی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد کسب وکار خانوادگی، بهره مندی، دوره های آموزشی، منابع اطلاعاتی