پایان نامه ارشد رایگان درمورد علي(، پيامبر(، ياري

دانلود پایان نامه ارشد

نمونه‌هايي از آنها اشاره ميکنيم:
الف) دليل عقلي
انتقال شئون (مرجعيت سياسي و ديني و ولايت) به ائمة معصومين(، لازم? خاتم بودن دين اسلام، جامعيت، جاودانگي و جهان شمولي آن است. پيامبراکرم( مامور ابلاغ رسالت، تعليم و تبيين وحي الهي بود. اما در دور? 23 ساله نبوتِ حضرت در مکه و مدينه ـ با توجه به اوضاع و احوال آن دوران و موانع متعدد از قبيل وقوع بيش از 80 جنگ در دوره ده ساله مدينه ـ بيان همه دقايق و حقايق آموزه‌هاي اسلام به هم? آحاد مردم ميسّر نبود و از سويي، برخي از موارد نيز اساسا موضوعيت پيدا نکرده بود. از سوي ديگر واگذاري فهم آموزههاي دين به دست اجتهاد خطاپذيرِ صحابه با وجود رواج بازار جعل احاديث مستند به پيامبر بعد از رحلت آن حضرت420 نيز کار حکيمانهاي نبود، آنهم در فضايي که مسلمانان آمادگي کافي براي محافظت از دين را نداشته و ضمانت لازم براي بقاء همان اندازه از احکام بيان شده در عصر پيامبر( نيز در ميان نبود. به عنوان مثال کيفيت وضو گرفتن آن حضرت که سالها در مرئي و منظر مردم بود، مورد اختلاف واقع شد. بنابراين، حتماً بايد کسي يا کساني در ميان اصحاب پيامبر( وجود داشته باشند که اسلام را به تمام و کمال از پيامبر( فراگرفته، بعد از ايشان، از نظر توضيح و بيان اسلام و نيز پياده نمودن آن، نظير وي باشند.421
براين اساس، در مسأله استمرار نبوت، سخن از نقص دين نيست، چرا که دين به طور کامل نازل شده است و به همين جهت نيازي به وحي آسماني براي نزول شريعت جديد و يا تکميل شريعت فعلي وجود نداشت؛ اما تبيين و تفسير دين و نيز اجراي صحيح آنها، لازم بود که به تالي تلوي نبي گرامي( يعني امام علي( و از او به سايريني که همچون امام علي( جنبه قدسي داشتند، منتقل شود.422

علماي شيعه اين مطلب را با تعبير “لطف” بيان کرده‌اند. علامهحلي( مي‌نويسد: “الامام لطف فيجب نصبه علي الله تعالي تحصيلاً للغرض.423 (وجود) امام لطف است، در نتيجه نصب امام برخداوند واجب است بخاطر تحصيل غرض(هدايت بشر).”
و صاحب عقائد الاميه مي‌نويسد: “کما نعتقد انها کالنبوّة لطف من الله فلا بدّ أن يکون في کل عصر امام هادٍ يخلف النبي في وظايفه من هداية البشر و إرشادهم إلي ما فيه الصلاح و السعادة في النشأتين و له ما للنبي من الولاية العامة علي الناس… فلإمامة استمرار للنبوة. ما معتقد هستيم که امامت مانند نبوت لطفي است از طرف خداوند، پس ضروري است باشد در هر زماني امامي هدايت کننده که جانشين پيامبر ميباشد در انجام وظايفش که عبارت است از هدايت عموم بشر و ارشاد آنها بسوي آنچه که در آن مصلحت و سعادت آنهاست در دو جهان و براي امام نيز ثابت است تمام حيطه و قلمروي ولايت عامه پيامبر (بر مردم، بنابراين امامت ادامه نبوت است.”424
ب) ادّله نقلي
درباره احراز شئون امامت و جانشيني ائمة هدي( بعد از پيامبر گرامي اسلام( شواهد و ادّله فراواني از قرآن کريم و روايات وجود دارد که در دلالت بر اين مسأله آنچنان روشن است که نياز به توضيح و تفسير ندارد و ما در اينجا به طور اختصار نمونههايي را اشاره ميکنيم، نخست آيات ناظر بر امامت اهل بيت پيامبر( اجمالا بررسي ميکنيم:
1. آيه ولايت
(إِنَّمَاوَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَاكِعُون(425 سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند.
اين آيه از چند جهت بر انتصاب حضرت علي( بعنوان ولايت و سرپرست ازسوي خداوند متعال بعد از رحلت پيامبر( دلالت مي‌کند. اوّلاً، اين آيه به واقعهاي اشاره دارد که در آن حضرت علي( انگشتر خويش را در حال رکوع به فقيري داد که دستش را براي درخواست کمک دراز کرده بود، که شيعه وسني بر اين مسأله اتفاق نظر دارند. بنابر اين آيه در شأن حضرت علي( نازل شده است.426 ثانياً، واژ? “انّما” که در اوّل آيه آمده است، دلالت بر حصر ميکند؛ بنابراين معناي آيه اينچنين ميشود: “تنها خداوند، پيامبرش، وکساني که در نماز و در حال رکوع صدقه ميدهند (يعني علي ()وليّ شما هستند و غير از آنان، وليّ ديگري براي شما نيست.427 ثالثاً، به دو دليل مراد از(الذين امنوا( در آيه بعضي از مومنين است نه همه آنها. براي اينکه اگر چنين نباشد لازم ميآيد که هر مومني ولي خودش باشد، يعني ولي و متولي يکي باشد. چون ضمير در کلمه “وليّکم” در حقيقت به مومنين بر مي‌گردد، و اين باطل است. ديگر اينکه در آيه صفتي را براي “الذين امنوا” آورده است که در همه مومنين وجود ندارد و آن دادن زکات در حال رکوع است، چون جمله، جمله حاليه ميباشد.428 رابعاً، در مورد معناي “وليّ” است که دلالت اين آيه بر ولايت حضرت علي( بيشتر از همه چيز از اين کلمه فهميده ميشود. واژه “وليّ” از ريشه “ولي” اخذ شده که بنابر نظر برخي علماي لغت، در اصل به معناي “قرب ونزديکي دو شيئ با يکديگر” است که البته پيش از اين در معناي اين واژه بحث کرديم.429 هر چند که واژة “ولي” در معاني زيادي به کار مي‌رود؛ اما همگي با معناي اصلي آن تناسب دارند و معروفترين آنها سه معناي “سرپرست و صاحب اختيار”، “ياري” و “دوست” است. اما در ميان اين سه معنا، تنها معناي نخست است که با سياق آيه مورد بحث تناسب دارد، زيرا دو معناي ديگر با حصري که در اوّل آيه به کار رفته سازگاري ندارند. براي اينک اگر وازه “وليّ” را به معناي ياري و دوست، بگيريم؛ در اين صورت معناي آيه اينچنين ميشود “ياور و دوست مؤمنان تنها خدا، پيامبر او و کساني هستند که… در حال رکوع صدقه ميدهند” واين معنا درست نيست، براي اينکه ياري مومنان يا دوست داشتن آنان اختصاص به گروه خاصي از مؤمنان (آنان که در حال رکوع صدقه ميدهند) ندارد، بلکه امري است که ميتواند در ميان ساير مؤمنان نيز بر قرار باشد.
بنابراين، با توجه به مقدمات بيان شده واژ? “وليّ” نميتواند به معناي ياور و يا دوستي باشد. بلکه به معناي ولايت و سرپرستي ميباشد.

2.آيه ابلاغ
(يَأَيهَُّا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهَْدِى الْقَوْمَ الْكَافِرِين(430 اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏كند.
اين دستور خدا که به آيه تبليغ مشهور است، طبق روايات شيعه وسني در محلي بنام غديرخم و در شأن علي( نازل شده است.431 و به نظر غالب مفسران شيعه و سني، سوره مائده آخرين سوره در ترتيب نزول بوده است که بر پيامبر نازل شده است. بنابراين، دستوري که در اين آيه و با لحني تند مطرح شده، جزء آخرين دستورهاي الهي است و به قدري مهم است که اگر ابلاغ نگردد، گويا رسالت انجام نگرفته است. اين همان دستور ابلاغ امامت علي( بعد از پيامبر( بود.432 و درست پس از ابلاغ اين دستور بود که آيه “اکمال دين” نازل گرديد: (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينا(433 امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم‏.
3.آيه اطاعت
(يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ اولىِ الْأَمْرِ مِنكم(434 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را!
در اين آيه، خداوند متعال، مومنان را به پيروي و فرمانبرداري از اولياي امر فرمان داده است و بي ترديد مقصود از آنان، معصومين( است، چون غير از معصوم، اولويتي ندارد که مقتضي وجوب اطاعت از او باشد.435
علاوه بر آيات فوق که متضمن نصّ قرآني بر امامت علي( هستند، دهها روايت نيز حامل بيان صريح پيامبر( بر اين مسألهاند و به روشني اين حقيقت را نمايان ميسازند که آن حضرت، در زمان حيات خود بارها و به تعابير گوناگون و در مکان هاي مختلف بر وصايت و جانشيني علي( تأکيد ورزيده، بهگونهاي که هيچ شک و ترديدي براي کسي که جوياي حقيقت باشد، باقي نمانده است. در اين قسمت به طور اختصار به نمونههايي از اين روايات اشاره ميکنيم:
4. حديث غدير
يکي از محکمترين نصوص روايي که بر امامت علي( دلالت ميکند، خطبهاي است که پيامبر( پس از حجه الوداع و در مکاني بنام غدير خم ايراد کرد.
قال رسول الله( : “أيها الناس مَن اولي الناس بالمؤمنين مِن أنفسهم؟ اي مردم چه کسي از جان مردمان به ايشان از خودشان، سزاوارتر است؟ همه گفتند: خدا و رسول او بهتر مي‏دانند. پيامبر( فرمود: إنّ الله مولاي و أنا مولي المؤمنين و انا اولي بهم من انفسهم، فمن کنت مولاه فعليٌّ مولاه (يقولها ثلاث مرات وفي لفظ احمد اربع مرات) ثم قال: اللهم والِ من والاه وعادِ من عاداه وأحِبَّ مَن أحَبَّه وأبغِض مَن أبغَضَهُ وانصُر مَن نَصَرَهُ و اخذُل مَن خَذَلَهُ و أدِرِ الحقَّ مَعَهُ حيثُ دار.436خداوند مولي و سرور من است و من مولي و سرور مؤمنانم و بر مؤمنان از جانشان سزاوارترم. هر که را من مولي و سرورم، پس علي نيز مولي و سرور او است (اين سخن را سه بارو به نقل احمدبن حنبل، چهار بار تکرار فرمود) سپس گفت: خدايا! طرفدار کسي باش که طرفدار علي باشد و خصم آن باش که با او بستيزد. دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن دارد و ياري کن هر که او را ياري کند وخوار بدار هر که او را خوار بدارد و بگردان حق را با او هر جا که او مي‏گردد.
واژه “مولي” از ريشه “ولي” اخذ شده است.437
علامه اميني( در کتاب گران سنکش الغدير، براي کلمه “مولي” مجموعا بيست و هفت معنا بدين قرار ذکر نموده است. 1. پروردگار 2. عمو 3. پسر عمو 4. فرزند 5. خواهرزاده 6. آزادکننده 7. آزاد شده 8. برده 9. مالک 10. احسان يافته 11. پيرو 12. شريک 13. هم سوگند 14. رفيق 15. هميايه 16. وارد شونده 17. داماد 18. قريب 19. خداوند نعمت 20. هم عهد 21. وليّ 22. سزاوارتر 23. سرور 24. دوستدار 25. ياور 26. متصرف درامر27 . متولي در امر. سپس علامه دلالت “مولي” بر اين معاني را در اين حديث مورد بررسي قرار داده و در نهايت علامه مينويسد، پس از ژرفنگري در فرهنگهاي لغت و مجموعههاي ادبي و منابع علمي عربي نظريه و عقيده ما در اين خصوص اين است که حقيقت معني “مولي” از ميان معاني متعدد جز “اوّلي” نيست، چه اين معني جامع تمامي آن معاني است و در هريک از آن معاني به نوعي مورد توجه قرار گرفته و در عين حال، لفظ مولي بر هيچ يک از آن معاني اطلاق نشده است، مگر به مناسبت اين معني.438
علامه اميني درباره اينکه کلمه “مولي” به معني دوست نيست چنين مي‌نويسد:
“در اين صورت مسأله از دو احتمال خارج نيست، يا مراد تحريض مردم بر دوست داشتن و ياري اوست، ازآن روکه به پيامبر( ايمان داشته و پيوسته به دفاع از آن حضرت پرداخته است، يا مقصود پيامبر( دعوت علي( به محبت و ياري مومنان است. امااحتمال اوّل، يعني إخبار به وجوب دوستي او بر اهل ايمان يک امر ناشناخته و بي سابقه نبوده است که پيامبر اکرم( آن را ابلاغ نکرده باشد و به اين ترتيب مأمور به ابلاغ آن شده باشد و کوتاهي در ابلاغ آن بنابه تصريح قرآن با عدم تبليغ امر رسالت برابر بوده باشد. چگونه ميتوان چنين احتمالي را داد؟ در حالي که مؤمنان شب و روز اين آيات را تلاوت ميکردند:( وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ اوليَاءُ بَعْضٍ(439، مردان مؤمن و زنان مؤمن دوستان يكديگرند،(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَينْ‏َ أَخَوَيْكم‏(440 هرآينه مؤمنان برادرانند. ميان برادرانتان آشتى بيفكنيد، به هر حال پيامبراکرم ( برتر از اين است که چنين امري را ابلاغ نمايد. احتمال دوم، يعني إخبار پيامبر( به اينکه دوستي مردم و ياري ايشان بر ذمه علي( است، در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع زندگی کاری، کیفیت زندگی، کیفیت زندگی کاری Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع کیفیت زندگی کاری، کیفیت زندگی، زندگی کاری