پایان نامه ارشد رایگان درمورد علم و فناوری، محیط زیست، کتاب مقدس، رفتار انسان

دانلود پایان نامه ارشد

بیتفاوت به احساسات اشیای طبیعی از طبیعت بهرهکشی کنیم.» (Ibid). این انسان، که واجد جان و روح است، موانع باطنیِ استثمار طبیعت را از میان برداشت. بنابر این ثنویت، لین وایت با اشاره به سخن داروین، اظهار داشته که علیرغم سخن داروین172، نه تنها ما جزء فرآیند طبیعی نیستیم بلکه برتر از آنیم و تحقیرکننده آن و خواهان آنیم که از آن برای حقیرترین هوسهای خود بهره جوییم.
با توجه به آنچه گفته شد استدلال وایت درباره نقش دین در بحران زیستمحیطی براساس مفاهیم کلیدی و تعیینکنندهی کتاب مقدس یعنی مفهوم سلطه، جانشینی و اراده و هدف خدا از برتری و تعالی بخشی به انسان است. به این ترتیب او با اشاره به کتاب مقدس در باب برتری انسان بر سایر مخلوقات و به تبع آن ثنویت میان انسان و سایر موجودات و سلطه انسان بر طبیعت، رویکرد مسیحیت نسبت به طبیعت را استثمارگرانه میداند. مدعای اصلی وایت بدون درنظرگیری مقدمات و علل بحران پیش آمده بیمعنا و ناقص است. وایت، گام به گام و به زیبایی مسائل و علل موجود در این خصوص را بررسی و معرفی نموده است. بنابراین در سخن گفتن از مدعای اصلی وایت بهتر آن است که مدعای اصلی، با مقدمات و پیشزمینه بحث آورده شود. به این ترتیب شاکلهی مدعای اصلی وایت عبارت است از:
• کردار انسان متأثر از باور و پندار اوست.
• این پندار، متأثر از فرهنگ و دین انسان است173؛
• باور و آموزههای دین، تعیینکنندهی رفتار انسان نسبت به محیط زیست (خواه در قبال انواع انسانی خواه دیگر انواع خلقت و محیط زیست) میباشد174؛
غلبه مسیحیت بر ادیان غیرابراهیمی، بزرگترین انقلاب روانی در تاریخ فرهنگ غرب بود. مسیحیت (برخلاف ادیان غیرابراهیمی که انسان را جزئی از طبیعت تلقی میکردند) نسبتِ انسان به طبیعت را نسبت سروری و مخدومی تلقی میکند. چرا که مسیحیت از داستان آفرینشی میگوید که از یهودیت به ارث برده است. داستانی که حکایت از سلطه انسان بر جانواران دارد. بنابراین طبق شاکلهی بحثِ وایت، مدعای اصلی او عبارت است از:
• طبق داستان آفرینش، همه چیز برای انسان ساخته شده است و انسان بر همه چیز سلطه دارد.
• انسان صرفاً جزئی از طبیعت نیست بلکه به صورت خدا آفریده شده است و در تعالیای که خدا نسبت به طبیعت دارد شریک است. نه تنها میان انسان و طبیعت ثنویت بلکه بر اراده خدا در مورد استثمار طبیعت به مقتصای غایات تأکید ورزید.
با توجه به آنچه گفته شد، مدعای اصلی وایت را میتوان در یک عبارت بهطور خلاصه چنین بیان کرد: طبق داستان آفرینش، خدا خلقت را برای انسان آفریده و انسان را بر سایر خلقت برتری داده است. از این رو موجبات استثمار طبیعت را فراهم نموده است. بردگی طبیعت، موجب بیتفاوتی به آن و در نتیجه منجر به وضعی شده است که از آن با عنوان بحران یاد میگردد.
به نظر میرسد آنچه در رابطه با دیدگاه وایت اهمیت دارد، بررسی دیدگاه او مبنی بر این گفته است که این اراده خداوندی است که به موجب آن انسان، طبیعت را به استثمار میکشد. درواقع مسیحیت با این باورِ کتاب مقدسیاش موجب تخریب نگرش و رفتار انسان در تعامل با طبیعت است. آنچه دیدگاه وایت را برجسته و چالشبرانگیز ساخته آن است که اگر چه وایت، مقصود خود از دین را دین مسیحیت آن هم از نوع یهودیاش میداند که بر ثنویت انسان و طبیعت صحه میگذارد و قائل به سروری انسان است؛ اما بازتاب مقاله مختصر و مؤثر لین وایت، آن را به نقطهعطفی در تفکر دینی در قبال محیط زیست تبدیل کرده است.
هرچند وایت با اشاره به مفاد داستان آفرینش آن را سرآغازی بر جداییِ انسان و طبیعت و در پی آن بهرهکشی انسان تلقی کرد، اما احتیاط را سرلوحه کار قرار داد. با این گفته که دین مسیحیت دین پیچیدهای است که در بسترهای مختلف پیامدهای مختلف دارد. برای روشن شدن این مطلب اشارهای به تفاوت میان کلیسای شرق و غرب دارد که با وجود مسیحی بودنِ هر دو منطقه، رشد فناوری در شرق همانند غرب نبود. این مسأله ریشه در رنگ و بوی دینداریشان دارد؛ دینداری نه خود دین: «دلالتهای ضمنی مسیحیت درباره غلبه بر طبیعت در حال و هوای غربی با سرعت و سهولت بیشتری به منصه ظهور رسید.» (p:1206). لین وایت صراحتاً با اشاره به دین مسیحیت میگوید: «عقیدهی مسیحیت در باب خلقت برای فهم ما از بحران زیستمحیطیِ امروز معنای دیگری دارد» (Ibid).
وایت با اشاره به الاهیات طبیعی (اینکه خدا طبیعت را ساخته پس لابد طبیعت، نگرش خدا را مکشوف میکند) و پیشینه آن و نیز تکون علم غربی در طول سدههای میانه و بررسی تاریخی آن و همچنین روند دیدگاه عالمان مبنی بر اینکه وظیفه عالِم این است که همان افکار و اهدافی که خدا داشته است را بیابند، بدین نتیجه میرسد که: «اگر چنین باشد باید گفت علم غربی در قالب الاهیات مسیحی ریخته شده است.» (Ibid). بعلاوه لین وایت تصریح میکند که «این نتایج به مذاق بسیاری از مسیحیان ناخوشایند است. همچنین چون علم و فناوری واژگانی مقدساند ممکن است کسانی را دو عقیده خوش آید؛ یکی این عقیده که علم جدید از منظر تاریخی از نتایج الاهیات طبیعی است و دوم فناوری جدید لااقل تا اندازهای تحقق این اصل عقیدتی مسیحی که آدمی بر طبیعت برتری دارد را تبیین کرد. براساس آثار زیستمحیطی، این علم و فناوری قدرتهایی عنان گسیختهاند که اگر چنین باشد مسیحیت بار گرانی از گناه را بر دوش دارد.» (Ibid). در نهایت، نتیجهای که وایت از بحث خود میگیرد آن است که: با به کارگیری علم و فناوریِ بیشتر نمیتوان از نتایج ویرانگر زیستمحیطی اجتناب کرد، مگر دین جدید بیابیم یا این دین قدیم را بازاندیشی کنیم. او دقیقاً تصریح میکند که علم و فناوری از طرز تلقیهای مسیحیانه ای نسبت به ربط انسان با طبیعت ناشی شده است که تقریباً همه به آن قائلاند. نه فقط مسیحیان و نومسیحیان بلکه پسامسیحیان نیز به آن باور دارند.
وایت، دین جدید (حتی ادیانِ موجودِ هماهنگ با طبیعت) را با توجه به بافت غربی، چندان راه‌گشا نمیداند و بیشتر قائل به بازاندیشی است. برای روشن شدن این بازبینی به قدیس فرانسیس آسیزی اشاره دارد. یعنی اعتقاد به فروتنی نسبت به همه مخلوقات، به زیر کشاندن مقام سلطنت انسان و پایهریزیِ نظامی که در آن همه مخلوقات برابر باشند. هرچند آسیزی در پیریزی این نظام ناموفق بود اما به نظر وایت توجه به چنین مواردی همچنان راهگشا است. فرانسیس نیز معتقد بود که این بحران و بینظمیِ فزاینده، نتیجهی علم و فناوریِ ناشی از طرز تلقیِ مسیحیانه است؛ اینکه با قطع نظر از طرز تلقیِ خاص نسبت به طبیعت که ریشه در اصول اعتقادی مسیحیت دارد نمیتوان رشد فناوری و علم را از لحاظ تاریخی فهم کرد. وی معتقد است اگر این اصل موضوعیِ مسیحیت را که طبیعت هیچ فلسفهی وجودی جز خدمت به انسان ندارد را طرد نکنیم، بحران با این وخامت پابرجاست.
درواقع وایت در بند آخر مقاله خویش نتیجهگیری و راهحل نهایی را اعلام میکند: «اینکه علم و فناوریِ ما به حدی رنگِ نخوتِ مسیحیتِ راستاندیشانه نسبت به طبیعت دارد که از این دو نمیتوان راهحلی برای بحران انتظار داشت. اما چون ریشهی گرفتاری دینی است راهحل آن نیز ذاتاً دینی است. بنابراین باید سرشت و سرنوشت خود را بازاندیشی و از نو فهم کنیم.» (p:1207).
با توجه به اظهارات وایت، آنچه در وهلهی اول مشهود است این است که مقصود وایت از دین براساس اشارات صریح وی، دین یهودی- مسیحی است. اما با توجه به اشارات وی مبنی بر داستان خلقت و مقام انسان، به نظر میرسد هر دینی که چنین مفاد و آموزههایی در برداشته باشد (یعنی قائل به برتری انسان بر سایر مخلوقات) را نیز شامل خواهد شد.175 از سویی وایت در میان ادیانی که هماهنگ با طبیعت هستند تنها به ذکر ادیان باستانی و ادیان آسیایی مانند «ذن بودیسم» و امثال آن اشاره نموده است. دیدگاههای تبیین کنندهی وایت نیز نقد وایت بر دین را تنها منوط به دین مسیحیت ندانسته و آن را به کل ادیان ابراهیمی تعمیم دادهاند.
نوع زندگی انسانها به عنوان یکی از موجوداتِ جهان، در مقایسه با دیگر انواع، تأثیراتی دگرگون کننده بر طبیعت داشته است که البته میزان این تأثیر در طول زمان، یکسان نبوده است. برای مثال اگرچه تغییر شیوههای کشاورزی، شکار و غیره بر محیط تأثیر زیادی داشته است اما با گذشت زمان و ورود علم و فناوری و پیوند آن دو، این تغییرِ محیط، شتاب و قوت بیشتری یافته است. وایت با ردیابیِ میزان این دگرگونی بدین مهم میرسد که باورهای انسانها در شکلدهی زندگی و رفتارشان با محیط تعیین کننده است. برخلاف تصور عموم که پیشرفتِ علم و فناوری را عامل اصلی تخریب می‌دانند اما به واقع این نکته مغفول مانده است که علم و فناوری از کجا ریشه دواند و تخریب را سرعت بخشید. وایت به بزرگترین انقلاب روانی در تاریخ فرهنگ غرب یعنی غلبهی مسیحیت بر ادیان غیرابراهیمی اشاره می‌کند، اینکه عادات رفتاری هر روزهی انسانها ولو بهطور مستتر تحتتأثیر همان ایمان مسیحی است. مسیحیتی که با تعالیِ انسان، و سروری او بر سایر مخلوقات، موجبات استثمار و بهتبع آن تخریب محیط زیست توسط انسان را فراهم نمود. اینکه انسان جدای از طبیعت است و کل عالم برای نفع انسان شکل گرفته، در شکلدهی نگرش و رفتار انسان در مواجهه با محیط زیست تعیینکننده است. در حالیکه ادیان غیرابراهیمی با جاندارانگاری موجودات غیرانسانی، موجبات تکریم و احترام و اهمیت به روحیهی طبیعت را فراهم مینمودند و همین طرز نگاه، رفتاری احترامآمیز با طبیعت را میطلبید.
بهطور خلاصه، براساس ادعای وایت که باورهای انسانها تعیینکننده رفتار است، رفتارهای مخربگونهی انسان امروزین ریشه در باور مسیحیت دارد. یعنی برتری انسان بر سایر انواع و اینکه خدا همه چیز را برای انسان خلق نموده است، شکلدهندهی رفتار انسان با محیط زیست و در نتیجه ریشهی بحران فعلی میباشد. البته وایت قائل به کنار نهادن باورهای مسیحی و یا رد مسیحیت نیست، بلکه از آنجا که این مشکل (بحران محیط زیست) دینی است راهحل آن را هم دینی میداند.

3-2-3-3- برهان و مستندات
از آنجا که علت بحرانهای حاضر در بدو امر، رشد صنعت و تکنولوژی میباشد، وایت کار خود را با بررسی تکنولوژی و پیشرفت آن میآغازد. او برای پی بردن به ماهیت تکنولوژی غرب، به سدههای میانه برگشت. اما از آنجا که مدعای اصلی وایت در مورد بحرانهای زیستمحیطی، برآمده از تأثیر آموزههای مسیحیت در رابطهی میان انسان و طبیعت است، بنابراین بررسی خود را در خصوص رشد تکنولوژی و ماهیت آن و تأثیری که بر بحران داشته است را نیز بر مبنای ربط آن به دین پی میگیرد. برای مثال به معرفیِ گاوآهنهای سنگین بهعنوان کاتالیزوری برای تغییر رویکرد در باب رابطه بشریت با طبیعت پرداخته است. اینکه، گاوآهن با چنان خشونتی به زمین حمله میکند که اساساً نیازی به این همه خشونت نیست؛ همچنین این رویکرد جدیدِ سلطه، به تقویمهای مصور غربی نیز کشانده شد. این باورها در بی‌توجهی و نگرش انسان به طبیعت به غایت تأثیرگذار است.
بنابر دیدگاه وایت، بینظمی فزاینده کنونیِ محیط کره زمین، فرآورده فناوری و علم پویایی است که از همان جهانبینیِ غرب سدههای میانه نشأت پذیرفته است. منشأ این علم و فناوری هم، ناشی از طرز تلقی مسیحیت در باب ربط و نسبت انسان با طبیعت است. وایت بر این تصور بود که این مدل از مسیحیت نیازمند بازنگری به شکلی قابل قبولتر برای جهان است.
دیدگاه مسیحی درباب ربط و نسبت انسان با محیط زیست مبتنی بر اسطوره آفرینش است. اسطورهای که از یهودیت به ارث برد. مستندات وایت همه مبتنی بر داستان آفرینش است، آنگاه که خداوند همه موجودات و کل خلقت را ایجاد نمود و سپس آدم را خلق نمود. آدم با نامگذاریِ مخلوقات، سلطه خود بر آنها را تثبیت نمود. خداوند همه خلقت را برای نفع و حکومت آدم آفریده است؛ یعنی هیچ چیز در عالم طبیعت هدفی جز برآوردن اهداف انسان نداشت، هرچند که بدنش از خاک رس ساخته شده است صرفاً جزء طبیعت نیست؛ بر صورت خدا آفریده شده است. استناد دیگر وایت با توجه به کتاب مقدس، با اشاره به سفر پیدایش بابهای اول و دوم است: «بارور شوید و تکثیر شوید، زمین را پر کنید و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد محیط زیست، باور دینی، علم و فناوری، رفتار انسان Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دانشگاه تهران، علامه طباطبائی، فلسفه اسلامی، هیئت مدیره