پایان نامه ارشد رایگان درمورد عدالت جنسیتی، متون اسلامی، امام علی (ع)، نظم و امنیت

دانلود پایان نامه ارشد

درشیوه‌های فرزندپروری دختران و پسران وجود ندارد اما تنها تفاوت در جزییات برخورد و نحوه رفتار است. درواقع در شیوه تربیتی فرزندان باید با توجه به تفاوت‌های ظاهری با آنها رفتار شود چراکه مشخصه‌های روانی- رفتاری در دختران بیشتر درونی‌ است.
معمولاً در پسران این حالت، نمود بیرونی بیشتری دارد و به همین دلیل شاهد شیطنت، لجبازی، نافرمانی و مقابله‌جویی در آنها هستیم، درحالی که بروز این حالت‌ها در دختران نمود دررونی دارد و از روی مشخصه‌های رفتاری می‌توان به بروز اضطراب یا کاهش اعتمادبه‌نفس در آنها پیبرد. گرچه گاهی برخی از خصوصیت‌های رفتاری در دو جنس مشترک است مثلا ممکن است دختری پرجنب‌وجوش و اعتمادبه‌نفس بالایی داشته باشد یا یک پسر در یک دوره سنی خاص به بازی‌های ‌دخترانه علاقه پیدا کند اما این حالت‌ها طبیعی تلقی می‌شود و چندان نگران‌کننده نیست، مگر در مواردی که این رفتارها برای مدت‌زمانی طولانی ادامه یابد.
بنابراین از نکتههایی که در تربیت و پرورش افراد اهمیت دارد، این است که تربیت، حقی همراه با عدالت جنسیتی است و افراد باید متناسب با جنسیت‌شان تربیت شوند. اگر کودکی با توجه به جنسیت خود پرورش نیابد (تربیت دختران با شیوه‌های پسرانه و پسران با شیوه‌های دخترانه)، ممکن است در آینده در پیداکردن هویت جنسی ثابت خود دچار مشکل شود. بنابراین باید با پسران و دختران به‌گونه‌ای رفتار شود تا باعث تقویت و پررنگ‌تر شدن این خصوصیات‌ها در آنها شود. حکومت و والدین در عین توجه به افراد، باید سعی کنند رفتارهای مثبت را در آنها تقویت کنند و اگر شاهد بروز رفتارهای منفی در آنها هستند با شیوه‌های خاص آن را اصلاح و خاموش‌ کنند.
3-1-3-2. تربیت، حق والدین
نقش والدین در تربیت فرزند بهگونهای است که گذشته از تکلیف، از حق والدین در تربیت کودک سخن به میان میآید. برخی معتقدند این حق نیز یک حق طبیعی و خدادادی است؛ بنابراین همچون دیگر حقوق فطری قائم به شخص است و قابل اسقاط نیست. از سوی دیگر، والدین بیش از هر کس دیگر نسبت به سود و صلاح فرزند خود آگاه و حساس هستند و منافع و مصالح او را بهتر از هر کس دیگر تشخیص میدهند به گونهای که حتی حاضرند آن را بر منافع خویش ترجیح دهند. در واقع، به رسمیت شناختن حق والدین در تربیت فرزندان امری ضروری برای پاسداشت جامعهای متعالی و سرزنده است از اینرو تربیت والدین در درجه اول اهمیت قرار دارد.
البته باید توجه داشت که تربیت، اساساً حق فرزند است و آنچه حق والدین است در واقع کاملکننده حق کودک در فرآیندتربیت و یادگیری است که در اموری همچون: انتخاب نوع، سبک و شیوه و نیز محتوای تربیتی مناسب برای کودک همراه با عدالت جنسیتی ظهور و بروز مینماید.
حق والدین بر پرورش کودک ناشی از تکلیف آنها در پرورش کودک خویش است و اقتضای چنین تکلیفی آن است که والدین بتوانند سبک، نوع، محتوا و دیگر احتیاجات تربیتی کودک را براساس نیازها، مصالح و منافع عالی کودک براساس معیارها، دلایل مذهبی و فلسفی و علمی مورد قبول خویش انتخاب نمایند؛ امری که کودکان نسبت به آن، قدرت تشخیص و انتخاب ندارند.
رفتارو عملکرد هریک از والدین، بیشترین تأثیر تربیتیدر فرزندان، مخصوصاً در دوران خردسالی و کودکی دارد؛ چنانچهرفتار پدر برای فرزند خردسال همهچیز است؛ درس است، اخلاق است، تربیت است، سازندگی یا ویرانگری است. طفل در سنین خردسالی همه چیز را از او کسب میکند. محبت، شفقت، وفاداری، خلوص و صفا، رشادت، شهامت، ادب و تواضع، عزت نفس، سجایای اخلاقی، درستکاری، پشتکار، سربلندی، شرافت، صداقت، را از او فرا میگیرد. این امر از نظر روانشناسان تربیتی گسترش زیادی دارد که برخی از آنها رفتار فرزندان را انعکاسی از رفتار پدران دانستهاند و گفتهاند تو اول کودک خود را به من بنمای، تا بگویم تو که هستی. نحوه استدلال پدر، به کارگیری وسایل و ابزار، کینهتوزی و خودخواهی او… همه در کودک نقش دارد. بر این اساس پدران در برابر رفتار شخصی خود مسئولاند. موجبات رشد و یا سقوط شخصیت فرزندان را فراهم میآورند، در این میان مادر میتواند با رفتار خود، امانت، صداقت، وفای به عهد، حقجویی، حقدوستی، و… را در کودک احیا کند و یا آنها را بمیراند. مادر میتواند زمینه را برای هدایت فطری طفل فراهم سازد و یا موجب انحرافش از صراط مستقیم گردد. درجنبه عاطفی نیز مادران تأثیر بسیاری به روی کودکان دارند. اگر مادری دچار ترس باشد نمیتواند کودک شجاع بپروراند.(جوادی، 13۹۰)
در حقیقت مسأله تربیت علاوهبراینکه نیارمند توانایی و دانایی است، یک امر ماشینی نیست بلکه امری انسانی است که با خمیرمایههای عاطفی و روحی عجین و خداوند آن را در وجود والدین سرشته است. حقیقت این است که بسیاری از خانوادهها در جهان امروز فاقد داناییها، تواناییها و امکانات لازم برای تحقق چنین حقی هستند. پس چه باید کرد؟ در این جاست که سخن از حقوق و تکالیف دولتها در زمینه تربیت همراه با عدالت جنسیتی مطرح میشود.
3-1-3-3. تربیت حق حکومت
در راستای حقوق پرورشی، امروزه تکالیف متعددی متوجه دولتها شده است که از جمله آنها میتوان به تأسیس مدارس، فراهم نمودن آموزش رایگان و اجباری در مقطع ابتدایی و آموزش و پرورش رایگان در دیگر سطوح تحصیلی، آموزشهای خاص برای کودکان معلول و نیازمند اشاره کرد. گذشته از این، دولتها مسئول حفظ نظم و امنیت جامعه و تحقق اهداف کلان اجتماعی هستند و تجربه ثابت کرده است که بالا بردن سطح فرهنگ و پرورش یکایک افراد جامعه و جامعهپذیری23 آنها، در دستیابی جامعه به آمال و آرزوها و اهداف خود نقش مهمی ایفا میکند. بنابراین دولتها باید حق انتخاب آن نوعی از تربیت را برای افراد که بتوانند آنها را در دستیابی به آرمانها و اهداف ترسیم شده برای جامعه کمک کند داشته باشند.
حکومت حق انتخاب نوع محتوا، برنامه، نظام و روش تربیتی تمام افراد جامعه اعم از زن و مرد را دارد. برای نمونه امام علی (ع) میفرماید: «علی الامامِ أن یعلّم اهل ولایته حدودَ الاسلام و الایمان» بر امام [واجب] است که به افراد تحت سرپرستی حکومت خویش حدود اسلام و ایمان را بیاموزد.(خوانساری، 1373) نیز میفرماید: «فامّا حقکم عَلیّ فالنصیحه لکم و توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کی لاتجهلوا و تأدیبکم کی ما تعلموا»24 پس حق شما بر من آن است که خیرخواهتان باشم و غنیمت شما را تماماً به شما بدهم، شما راآموزش دهم تا ناآگاه نباشید و شما را تربیت کنم تا بدانید.
در جای دیگر، حضرت وظیفه حاکم اسلامی را به صلاح آوردن مردمی میداند که در حیطه حکمرانی او قرار دارند؛25 و روشن است که تربیت و پرورش رسمی و غیر رسمی در همین راستاست. برخی فقها و اندیشمندان مسلمان، بهویژه آنها که به مسئله حکومت در اسلام پرداختهاند نیز به این مهم توجه داشته و تربیت و پرورش را از جمله وظایف و اهداف حکومت اسلامی میدانند. امام خمینی (ر.ه) در این رابطه مینویسد: بهدرستی که لزوم [وجود] حکمت، گستراندن عدالت و تعلیم تربیت و حفظ نظم و محافظت از مرزهاست که از روشنترین احکام عقول است که فرقی میان زمانی و زمان دیگر نیست و با این حال، براین امر دلیل شرعی نیز وجود دارد.26
گفتار دوم: مسئولیت حاکمیت و خانواده نسبت به پرورش بدون تمایز جنسیتی
بر اساس آنچه از متون اسلامی و نیز اسناد بینالمللی غیر مغایر با آموزههای دین مبین اسلامزمینه حق پرورش مستفاد میگردد، تعهدات گوناگونی متوجه حکومتها و والدین است، که در صورت عملی نشدن این تعهدات هم فرد و هم اجتماع دچار آسیبهای متعددی میگردند که بعضاً جبران آن غیر ممکن است، لذا میتوان تعهدات والدین و حکومتها را در دو عنوان کلی جای داد.
3-2-1. تعهد به مراعات کامل و همه جانبه حق بر تربیت:
این تعهد به معنای محترم شمردن این حق از جانب حکومت و والدین؛کوشش در جهت تحقق کامل و همه جانبه آن؛ پرهیز از نقض حتی بهصورت جزئی میباشد.
حکومت، گذشته از آنکه باید چنین حقی را بهصراحت در قوانین خود به رسمیت بشناسد، باید نسبت به فراهم آوردن زمینهها و امکانات لازم به منظور تحقق آن بکوشد. لازمه وظیفه حکومت در زمینه بهرهمندسازی کودکان از حقوق تربیتی خود، آن است که حق والدین را در تربیت و پرورش افراد به رسمیت شناخته و آنها را به رعایت این مهم تشویق نماید و زمینههای لازم را برای اعمال چنین حقی برای آنها فراهم آورد؛ به سخن دیگر، بهرهمندسازی والدین از اعمال درست حق خویش بر تربیت و پرورش فرزندان، به معنا و ملازم بهرهمندی فرزندان اعم از دختر و پسر از حق خویش بر تربیت است. بنابراین، اعتماد به والدین در تربیت کودک، اعطای آزادیهای لازم به والدین و دیگر افراد و انجمنهای جامعه در جهت تأسیس مکتبخانهها و مدارس و مؤسسات پرورشی با نگاه عادلانه جنسیتی همراه با حفظ و بزرگداشت ارزشهای اسلامی، از جمله مصادیق محترم شمردن حق افراد بر تربیت از سوی حکومت است. همچنین پرورش رسمی کودکان بهویژه کودکان خاص؛ کودکان بیسرپرست و معلول از وظایف تعریف شده حکومتهاست.
والدین نیز باید حق فرزندان خویش اعم از دختر و پسر را بر تربیت محترم شمارند و نسبت به ارائه تربیتی متناسب با شخصیت فرزندان خویش و مبتنی بر معیارها و اهداف تربیت اسلامی همت گمارند. اهتمام نداشتن والدین به این مهم، اعم از اینکه اساساً امر تربیت فرزندان خویش را مهمل گذارند و به فکر تربیت آنها نباشند یا تربیتی نادرست یا ناکافی یا غیرجامع و همهجانبه را برای او فراهم آورند، درواقع حق تربیت فرزند خویش را نادیده گرفته که این مغایر با آموزههای اسلامی است.
تعهد به حق پرورشی کودک، تعهد به وظیفه است نه تعهد به نتیجه، به بیان دیگر آنچه از حکومت و والدین انتظار میرود بهکار بستن همه مساعی خویش در جهت فراهم آوردن امکانات، وسایل و روشهایی است که برای تربیت فرزند در حد متعارف لازم و ضروری است، همچنان که تعهد پیامبر (ص) نیز چنین است. «أنَّما عَلَی رَسُولِنا البَلاغُ المُبین».27
3-2-2. تعهد به نظارت بر حق تربیت:
حکومت و خانواده بهعنوان دو متولی مهم تربیت انسانها و از طرفی ذیحق دراین امر خطیر، علاوه بر اینکه موظف به فراهم آوردن امکانات، وسایل و منابع لازم برای تربیت انسان و اهتمام به تحقق این حق مهم و حیاتی هستند، لازم است بر عملکرد یکدیگر مراقبت و نظارت نیز داشته باشند، تاحق افراد بر تربیت صحیح و همه جانبه نقض نگردد. یعنی گذشته از اینکه خود حکومت و خانواده نباید حق خویش را نقض کنند، نباید اجازه نقض این حق از سوی هر نهادی را بدهند. مثلاً در تربیت رسمی دولت باید مدارس را کنترل کند و مراقب باشد تا شهروندان آزاد و در انجام مسئولیتش در گزینشهای تربیتی خود توسط دیگران گمراه نشوند. به همین منظور دولت باید اطلاعات عینی و کامل در خصوص مسائل پرورشی در اختیار والدین کودکان یا دانشآموزان دختر و پسر قرار بدهد.والدین نیز نباید حکومت را در ارائه هرگونه تربیت رسمی یا غیر رسمی آزاد بگذارند؛ باید حضور مسئولانه در مدارس داشته باشند و نسبت به عملکرد و بازتاب رسانههای دولتی و دیگر سازمانها و وزارتخانههایی که رفتار آنها به نوعی تربیت فرزندان خویش با در نظر گرفتن جنسیت آنها تحت تأثیر جدی قرار میدهد، حساس بوده و کاملاً موارد پرورشی را کنترل نمایند.
در متون اسلامی، بهصراحت از مسئولیت پدر و مادر در تربیت و پرورش فرزند و نیز حکومت در تربیت شهروندان سخن بهمیان آمده است. هر چند گزارههایی وجود دارد که از کیفر و پاداشهای اخروی در این مورد سخن میگوید، ولی حتی اگر اینگونه گزارهها نیز وجود نمیداشت، لازمه تصریح به مسئولیت در متن دینی همین بود.امام سجاد(ع) در زمینه حق تربیتی فرزند بر پدر و مادر میفرماید:
«وامّا حق ولدک فان تعلم انه منک و مضاف الیک فی عاجل دنیابخیره و شره و انک مسئول عمّا ولیته من حسن الادب و الدلاله علی ربه عزّوجلّ والموونه له علی طاعته فاعمل فی امره عمل من یعلم انه مثاب علیالاحسان الیه معاقب علی الأساءه الیه» (ابن بابویه، 1424ق) حق فرزندت این است که توجه داشته باشی وجود او از تو و منسوب به توست و خوب و بدش در همین دنیا به تو

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد آموزش و پرورش، زنان و دختران، حقوق بشر، عدالت جنسیتی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دوران کودکی، عدالت جنسیتی، زنان و دختران، عوامل طبیعی