پایان نامه ارشد رایگان درمورد عدالت جنسیتی، حقوق بشر، آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

خدادادی مانند آزادی عقیده و آزادی مذهب دارد.
اصل عدالت که غایت آمال و آرمان مطلق تمام انسان‌هاست و اصل رایگان و اجباری بودن آموزش و پرورش نیز از جمله اصولی است که مورد توجه اسناد بین‌المللی حقوق بشر در زمینه آموزش برای همگان با دید‌گاه عدالت جنسیتی می‌باشد که در تأمین و رعایت این اصول دولت‌ها نقش و وظیفه مهمی را بر عهده دارند.
متأسفانه علیرغم همه این تأکیدات در فقه، حقوق اسلامیو اسناد بین‌المللی حقوق بشر تاکنون جامعه‌ی جهانی در تحقق کامل عدالت جنسیتی در زمینه آموزش موفق نبوده و سومین هدف از اهداف اعلامیه توسعه هزاره سوم که تقویت برابری جنسیتی و توانمندی زنان است، در گام نخست رفع تبعیضات جنسیتی در سطح ابتدایی و پس از آن در خلال تحصیلات، دو فاکتور تعیین‌ شده برای 2003 هستند که تا سال 2015 باید در تمامی سطوح محقق شود. اما واقعیت‌های موجود نشان می‌دهد که هیچ یک از این اهداف تاکنون در تمامی جهان محقق نشده و هنوز اکثریت بیسوادان جهان را زنان تشکیل می‌دهند.

فصل سوم

عدالت جنسیتی در پرورش از دیدگاه حقوق اسلام و حقوق بشر

مقدمه
تربیت، فرآیندی است ناظر به انسان در همه عمر او و نه مقطع خاصی از آن، دقیقاً به همین دلیل است که تربیت بیش از آنکه حق کودک باشد، یک حق بشری و انسانی است؛ البته به لحاظ ویژگیهای خاص تربیتپذیری انسان در دوران کودکی، حقوق تربیتی کودک از جایگاه و نقش والاتر و بیشتری برخوردار است و این مهم جنسیتپذیر نبوده و باید در همه دوران عمر بدون تمایز جنسیت صورت پذیرد. ازاینرو در منابع فقهی، هم در قرآن و هم در احادیث و روایات متعدد به این مهم پرداخته شده است.
در آموزههای دین مبین اسلام چه در آیات متعدد قرآن، احادیث و روایات همچنین اعلامیهها و اسناد بینالمللی و نیز در کنفرانسها و نهادهای بینالمللی نیز به این موضوع پرداخته شده و مسئولیت اولیه و اصلی پرورش کودک بر عهده والدین گذاشته شده و دولتها نقش تکمیل کننده و تسهیلگر و ثانوی دارند.برخی این امر را نشان از روحیه فردگرایی تدوینکنندگان این اسناد و نگاه بدبینانهای که نسبت به واگذاری صلاحیتهای گسترده به حکومتها دارند، میدانند. ولی نمیتوان چنین نگرشی را چندان صحیح تلقی نمود زیرا پذیرش اولویت حق والدین در تعلیم و تربیت، به سبب پیش فرض ذهنی و نوعی توافق ضمنی مبنی بر پذیرش اهتمام بیشتر والدین به فراهم نمودن موجبات سعادتمندی کودک خویش است که خود از جمله استعدادها و گرایشهای فطری یا طبیعی و خدادادی سرشته شده در وجود بشر است؛ وانگهی این مهم خود از جلوههای مشارکت جامعه در امور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است که امروزه به شدت بر آن تأکید میشود.
در فصل سوم تحت عنوان عدالت جنسیتی در پرورش ابتدا به مبحث عدالت جنسیتی در پرورش در حقوق اسلامی پرداخته و سپس حق پرورش در حیطههای گوناگون تربیتی بر مبنای عدالت جنسیتی در طی سه گفتار بحث خواهد شد و در مبحث سوم به عدالت جنسیتی درحق پرورش در حقوق بشر خواهیم پرداخت.
مبحث اول: عدالت جنسیتی در پرورش در حقوق اسلامی
گفتار اول:ویژگیهای عدالت جنسیتی در پرورش
3-1-1. فطری بودن نیاز انسان به تربیت
سوال این است که، حقوق تربیتی حقوقی فطری یا موضوعه هستند؟ پاسخ به این پرسش بر حسب معنای مقصود از حقوق تربیتی متفاوت است؛ اگر مقصود از حقوق تربیتی حقوق به معنای قواعد و مقرراتی باشد که نظم و سامان حاکم بر نهادهای تربیتی را در جهت دستیابی به اهداف تربیت بیان میدارد، که نمونه آن را میتوان در قواعد و مقررات راجع به نظام و سازمان آموزش و پرورش سراغ گرفت، اینگونه حقوق، حقوقی موضوعه هستند. اما اگر مقصود از حقوق تربیتی، امتیازات ویژهای باشد که برای فرد در حوزههای گوناگون تعلیم و تربیت وجود دارد و قانونگذار باید آنها را کشف کند و به رسمیت بشناسد، اینگونه حقوق، حقوقی فطری هستند.حال جای این سؤال است که اگر حقوق تربیتی، حقوقی فطری است باید ویژگیهای حقوق فطری را دارا باشد و این حق شامل تمام انسانها در همه مراحل زندگیشان سوای از جنسیت آنها میشود هرچند حق تربیت کودک به لحاظ ویژگیهای روحی، جسمی و عاطفی شایسته نگاهی ویژه است. واقعیتهای جهان امروز حاکی از آن واقعیت است که بسیاری از کودکان (بهویژه کودکان روستایی، دختران و کودکان معلول)، امکان دسترسی به آموزش و پرورش رسمی را که بخشی از حقوق تربیتی آنهاست، ندارند. در سال 1990میلادی، در اجلاسسران جهان برای کودکان اعلام شد که: «در حال حاضر بیش از صد میلیون کودک فاقد تحصیلات پایه هستند و بیش از دو سوم آنها را دختران تشکیل میدهند.» (عبادی، 1385)
اگر مشکلات خاص رفتاری کودکان و نابهنجاریها و بزهکاریهای نوجوانان را که مسئلهای برای دنیای مدرن امروز است در نظر بگیریم و علتیابیهای انجام شده در این خصوص رابررسی کنیم، بهخوبی میتوانیم دریابیم که محرومیت کودکان و بهویژه دختران از حق تربیت شایسته، ازمهمترین زمینهها و علل این نابسامانیهاست.
بر این اساس حقوق تربیتی کودکان بدون در نظر گرفتن جنسیت ایشان، حقوقی فطریاند که باید جهت دهنده و راهنمای دیگر فعالیتهای جامعه، حتی در حوزه تقنین (حقوق موضوعه) باشند.20
3-1-2. تربیت به عنوان یکی از اصول حقوق بشر
امر تربیت و پرورش به معنایی که آن را در زمره حقوق فطری قرار میدهد، ازجمله حقوق بشر است. امروز در تقسیمهای حقوق بشر، از نسلهای سهگانه حقوق بشر سخن به میان میآید: نسل اول حقوق بشر را حقوق و آزادیهای مدنی-سیاسی تشکیل میدهد و اموری مانند حق آزادی بیان، حق مصونیت از بازداشت خودسرانه و بدون دلیل از جمله حقوق این نسل محسوب میشوند. نسل دوم حقوق بشر، حقوق اقتصادی-اجتماعی است که از جمله آنها حق بهرهمندی از آموزش و پرورش است. نسل اول حقوق بشر نوعاً بر عدم مداخله دولتها و دیگر افراد تأکید دارد، در حالی که نسل دوم مستلزم مداخله و حمایت دولتهاست؛ با وجود این، وجه اشتراک این دو نسل در آن است که هر دو، ماهیتی فردی دارند در حالی که نسل سوم حقوق بشر ماهیتی جمعگرایانه دارد، مانند محیط زیست سالم و حق صلح. بنابراین، حقوق تربیتی آن دسته از حقوق بشری است که ضمن آنکه همه افراد حق مطالبه آن را دارند، دولتها و دیگران موظف به انجام اعمالی در جهت رعایت آن هستند و به همین جهت گاه ازآن به «حقوق مثبت»21تعبیر میشود.22
3-1-3. ویژگی فردی – اجتماعی بودن حق تربیت
حقوق را از منظر دارنده آنها و فرد و افرادی که از آن نفع میبرند به حقوق فردی و حقوق اجتماعی تقسیم میکنند. حقوق فردی، حقوقی هستند که در راستای حمایت از منافع افراد و آزادیهای آنان است و به نوعی قدرت دولت را در مواجهه با شهروندان محدود میکند و الزامات و تکالیفی را متوجه دولتها میسازد. از این نمونه است: حق آزادی بیان و حق حفظ حریم خصوصی. اما حقوق اجتماعی، حقوقی هستند،که هدف اصلی آنها حمایت از منافع جامعه و تأمین حداقلهای یک زندگی آبرومندانه برای همه اعضای آن است؛ مانند حق تأمین اجتماعی، حق کار، حق ورزش و داشتن حق مسکن مناسب؛ بدیهی است که در اینگونه حقوق اصولاً دولتها ملزم به مداخله برای فراهم آوردن زمینهها و امکانات لازم برای تحقق این حقوق هستند، به عکس در حقوق فردی اصل بر عدم مداخله دولت و محدود بودن قدرت دولت است و دخالت دولت هم در جهت پاسداشت و محافظت از آنهاست. حال آیا حق برخورداری از تربیت یک حق فردی بدون تمایز جنسیتی است یا یک اجتماعیبدون تمایز جنسیتی.
با توجه به توضیحی که درباره فطری بودن یا موضوعه بودن حقوق پرورشی ارائه شد و تمایزی که میان این دو دسته از حقوق در ارتباط با پرورش وجود دارد، حق برخورداری از تربیت صحیح و شایسته، علیالقاعده یک حق فردیست و به هیچ دلیلی جنسیتپذیر نمیباشد. در این صورت دولت نباید در حق تربیت نه پسر و نه دختر مداخله نمایید و باید آزادیهای افراد را اعم از زن و مرد در انتخاب نوع آموزش و پرورش مورد دلخواه خود محترم شمارد.
از آنجا که تربیت افراد بدون در نظر گرفتن جنسیت آنها بهشدت با منافع اجتماعی گره میخورد و صلاح و فساد جامعه در گرو تربیتی است که برای اعضای خود فراهم میآورد، حق پرورش از جنبه فردی فراتر رفته و جنبه اجتماعی نیز به خود میگیرد بهگونهای که دولت باید اختیار آموزش و پرورش را داشته باشد و سیاستگذاریها و برنامهریزیهای لازم را در جهت ایجاد، در دسترس بودن، با کیفیت بودن همراه با کمیت لازم و مطابقت آموزش و پرورش با اهداف کلان اجتماع انجام دهد.
در حقیقت ماهیت دوگانه فردی- اجتماعی حقوق تربیتی از یکسو مداخله دولت را در تربیت محدود میسازد، بهگونهای که دولت نمیتواند زمینهها و شرایط لازم برای تحقق عدالت جنسیتی در حقوق تربیتی افراد را فراهم نیاورد وآزادی افراد در انتخاب نوع تعلیم و تربیت نادیده انگارد و نیازهای فردی با توجه به جنسیت افراد را در پرورش لحاظ نکند و از سوی دیگر نمیتواند به افراد اعم از زن و مرد اجازه دهد که هر نوع تربیتی هرچند مغایر با افراد جامعه را برای خود انتخاب کنند، یا اساساً نسبت به این مساله بیتفاوت باشند.
آنچه در مورد حقوق تربیتی اهمیت بیشتری دارد این است که، اساساً کودکان اعم از دختر و پسر به لحاظ عدم درک و شناختدکافی و نیز ناتوانی جسمی و روحی، در انتخاب و فراهم آوردن موجبات تحقق این حق ناتوانند؛ پرورش نیز مسئلهای نیست که بتوان آن را به زمان بزرگسالی موکول کرد؛ کودک اعم از پسر و دختر از همان روزهای آغازین تولد خود- اگرنگوییم پیش از آن و در دوران جنینی- متأثر از عوامل محیطی است و شخصیت او در حال تکوین و شکلگیری است؛ دولتها نیز امکان حضور در زندگی یکایک دختران و پسران و تصدی این امر را از آغاز زندگی ایشان بطور کامل ندارند و حتی در فرض چنین امکانی، چه بسا علاقهمندی لازم برای چنین کار دشواری را نداشته باشند؛ پس چه باید کرد؟ در اینجاست که نقش والدین در حق پرورش پدیدار میگردد.
پس سه عامل محوری که عبارتند از کودک باعدالت جنسیتی، والدین و حکومت به نمایندگی جامعه هر یک به نوعی در حق پرورش سهیم هستند. از سویی این حق باید متناسب با وضعیت، نیازها و مصالح کودک همراه با عدالت جنسیتی باشد و از طرف دیگر باید مصالح اجتماعی مراعات گردد و والدین نیز به سبب رابطه بسیار نزدیک با کودکان دختر و پسر خویش، که رابطهای بر اساس عشق و محبت فطریشان است در این امر سهیم هستند.
3-1-3-1. تربیت، حقی همراه با عدالت جنسیتی
تربیت به عنوان یک حق بشری همراه با عدالت جنسیتی حقی است که به همه افراد بشری تعلق دارد هر شخصی از آنرو که انسان است حق برخورداری از پرورش صحیح را دارد تربیتی که مصالح و منافع عالی او را تضمین کند و بتواند موجبات کمال یافتن جسمی، روحی و معنوی او را فراهم آورد، تربیتی که کاملاًمتناسب با نیازها و ابعاد وجودی شخصیت انسان با در نظر گرفتن جنسیت او باشد توضیح اینکه نقش کودکان در این زمینه بسیار مهم است که در واقع میتوان گفت که تربیت کودک محور است که میتواند محققکننده حقوق تربیتی باشد. کودک محوری در تربیت بهمعنای ضرورت متناسب ساختن تعلیم و تربیت با نیازها، ویژگیها و خصایص فردی کودک و تأمین مصالح عالی او همراه با عدالت جنسیتی میباشد. پس بر این اساس فراهم نیاوردن موجبات تحقق چنین تربیتی، بهمعنای محروم ساختن کودک از حق اوست، همچنین ارائه تربیتی که نامتناسب و ناموزون با ویژگیها و خصایصو مصالح عالی کودک بدون در نظر گرفتن جنسیت وی نیز محروم ساختن کودک از حق تربیتی اوست. (حاجی دهآبادی، 1391)
معمولا دختران و پسران به دلیل اینکه خصوصیات درونی‌شان با هم متفاوت است در جامعه نیز از نظر اجتماعی و رفتاری در شرایط خاصی نسبت به یکدیگر قرار می‌گیرند؛ از نوع بازی و ارتباط با همسالان گرفته تا نوع روابطشان با والد همجنس‌. بنابراین حکومت و والدین باید با توجه به خصوصیات رفتاری، شرایط زیستی و جسمی کودکان با آنها رفتار کنند و آنها را مورد تشویق یا تنبیه قرار دهند.
گرچه تفاوت عمده‌ای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد آموزش و پرورش، زنان و دختران، حقوق بشر، عدالت جنسیتی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دوران کودکی، عدالت جنسیتی، زنان و دختران، عوامل طبیعی