پایان نامه ارشد رایگان درمورد سلطان محمد، علمای شیعه، سیاست فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

د که بحرانهای مالی را که ناشی از ویرانیها، قتل و غارتها و چپاولهای نخستین مغولان بود، ترمیم نماید و نوعی تعادل در جامعه ایجاد نماید. امور مالی و کلاً عایدات امپراتوری در زمان او سر و سامان گرفت و جامعه تا حدی از زیر بار ظلم و ستم رهایی یافت. (پطروشفسکی، همان)
آمدن مغولها به ایران همراه با قتل، کشتار و غارت وسیع حیات اجتماعی این سرزمین بود. تأمین جانی از جامعه رخت بر بست و امنیت مالی سکه بیرونقی شد. مغولان برای چپاول ثروتهای جامعه، از هیچ کاری رویگردان نشدند. تار و پود قشرهای جامعه از هم گسست، حرفهها و پیشهها رونق خود را از دست دادند و صاحبان حرف از شهر و دیار خود آواره شدند.
سلطه عنصرمغول فساد وسیعی را در جامعه به دنبال داشت، شیوه‎های نامردمی ریشه گرفت، غلام‎پروری و غلام‎بارگی مرسوم هر دیاری گشت، زنان را حرمتی باقی نماند و حتی زنان منکوحه نیز راهی دربار ایلخان مغول گردیدند. ارتشا و دزدی و زراندوزی که پی آمد عدم امنیت جانی و مالی هر جامعه است، پیشه هر مأموری شد، دسیسه و توطئه دستگاه حاکمه را فرا گرفت، رعایا از دست ستمگران آواره شدند، مبلغ مالیات فزونتر از حد معمول شد و از گوشهی ردای هر عاملی، مالیاتی سر بر آورد.
در حوزهی فرهنگی چشمهی شعر و شاعری خشکید و این خود نتیجهی استیلای عنصر سلطهگر مغول بود، چرا که مغولان بی فرهنگ و بیابانگرد را آشنایی و معرفتی با مسائل احساسی و صور خیال نبود، آنها برای قتل و غارت آمده بودند. (پطروشفسکی، همان: مقدمه)
بدبینی و عدم رضایت از اوضاع روزگار، ناپایداری جهان و دعوت خلق به ترک دنیا و زهد و عرفان بدلیل بروز اینگونه شرایط سیاسی- اجتماعی رواج پیدا کرد و بطور کلی علت آن هم وضع سخت و دشواری بود که با حملهی مغول آغاز شده و با ظلم و جور و خونریزیها و بی ثباتی اوضاع در دورهی فترت بعد از ایلخانان ادامه یافته و محیط اجتماعی ایران را با دشوارترین شرایطی مقرون ساخته بود. (شفا، همان، 199)
در بعضی از مناطق مردمانی گرد هم آمدند و نهضتی را علیه مغولان راه انداختند ولی بهشدت سرکوب گردیدند. یأس و نومیدی جامعه را فرا گرفت و عرفان پایگاه ویژه‎ای یافت و قشرهایی از جامعه برای فرار از واقعیت رو در رو، راه سکوت را در پیش گرفتند و در زوایا و خانقاهها مأوا گزیدند و به دامن عافیت پیوستند. (پطروشفسکی، همان)
اما به نظر میرسد که بهتدریج مغولان نیز مانند سایر مهاجمین پیش از خود، مغلوب فرهنگ و تمدن ایرانی شدند تا جایی که تلاش برای پوشاندن جامه فاخر فرهنگ، ادب و هنر ایرانی بر قامت ناساز و بی اندام حکومت مغولی در همان عصر غازانی آغاز شد. (فرهانی، 20:1383)
تاریخ نگاری و تاریخ نویسی اوج بیشتری یافت و این نیز از پیامدهای استیلای این قوم بود چون آنها میخواستند با گزارش کارها و اعمال نیاکان بیابانگرد خود، تاریخ خودشان را جاودانه سازند. دیوانسالاران به تدارک تاریخ آنان برخاستند و نخستین تاریخ عمومی جهان را پدید آوردند و این نیز از نتایج حملهی مغول بود، چرا که آنها با خروج از بیابانهای مغولستان، قدرت شرق و غرب را به هم دوختند و آنها را به یکدیگر نزدیک‎تر ساختند. آشنایی با احوال و آثار غربیان امری طبیعی بود و بایستی در این زمینه اطلاعات گوناگون جمعآوری میشد که نتیجهی آن کتاب جامع التواریخ تألیف رشیدالدین فضل‎اله بود.
از آنجا که مغولان بهر حال در جهان اسلام عنصر بیگانه‎ای به شمار میرفتند و خود نیز به این مسأله واقف بودند لذا در امر حاکمیت خود، راه احتیاط میپوییدند و بر عنصر دیوانسالار مسلمان ایرانی اعتماد و اطمینان روا نمیداشتند. آنها برای حل این مشکل و استفاده از کارایی این عناصر کارآمد حکومتی، بر مسأله رقابت پای فشرده و دو رقیب دیوانسالار را در کنار هم وزارت بخشیدند تا از وجود رقابت، کمال استفاده را ببرند آنها حتی برای استفاده بیشتر، وزرای مسلمان و یهودی را رو در روی هم قرار داده و پس از بهره گیری از تخصص آنان سر به نیستشان کردند. (پطروشفسکی، همان)

2 – 2 : گرایشهای مذهبی :
با حملهی مغول به ایران و سقوط سلطنت بغداد برای نخستین بار در تاریخ اسلام بخش اعظم جهان اسلام خود را تحت حاکمیت قدرتی غیر اسلامی یافت. مغول با درهم شکستن قدرت اسماعیلیان اسلام سنی را از تهدید دولت اسماعیلی نجات بخشید و با از میان برداشتن خلافت بغداد، مذهب سنی از کلیه جبهههای قدرت سیاسی محروم شد و این امتیازی برای مذهب شیعه بود. (بویل، 511:1379) مغولان در حوزه مذهب گرایشهای گوناگونی از خود نشان دادند. آنها در آغاز هوادار شمنیسم بودند و گاه به طرف بودیسم کشیده میشدند. (پطروشفسکی، همان)
مغولان اولیه مانند”چنگیز” و “اوگتای” شمنی مذهب بودند و “گیوک” گرایش مسیحی داشت اما هنگامی که “قوبیلای” و”هولاکو” آیین بودایی اختیار کردند مذهب شمنی اهمیت خود را از دست داد و در پادشاهی “ارغون” که بودایی کاملتر و آگاهانهتر دنبال میشد، ناپدید گشت. مسیحیت نستوری نیز خصوصاً در میان زنان خاندان ایلخانی رواج داشت و دست کم دو تن از ایلخانان یعنی “احمد تگودار” و”الجایتو” در کودکی مسیحی بودند. (بویل، همان: 513)
با ایجاد حکومت ایلخانان در ایران، اباقاخان طبق شرایط سیاسی زمان هوادار مسیحیت گشت. فعالیتهای مسیحیان خصوصاً کلیسای اروپا در این رهگذر بسیار دخیل بود. مسلمین با این گرایش و تمایلات آباقاخان به مبارزه برخاستند تا آنجا که توانستند جانشین او “احمد تگودار” را به اسلام فرا خوانند لیکن عناصر مسیحی همچنان دست اندرکار بودند تا رقبای مسلمان خود را از میدان خارج سازند و ضربههای شدیدتری به آنها وارد نمایند. فعالیتها و تلاشهای کلیسای اروپا در این راستا متمرکز شده بود. آنها در صدد بودند به دست عنصر مغول، مسلمانان را فرو کوبند و انتقام شکستهای خود در جنگهای صلیبی را از آنها بگیرند.
به همین خاطر است که وقتی ارغون خان (حک. 683-690 ق) به حکومت رسید، تحت تأثیر دسایس و توطئههای مسیحیان به آزار و اذیت مسلمین و به عناصر مسیحی در دربار خود پر و بال بیشتری داد. لیکن فرهنگ ایرانی- اسلامی از همان آغاز تأثیرات خود را در مغول بهجا گذاشته بود و در اثر گذشت زمان این تأثیرات عمق بیشتری یافت. (پطروشفسکی، همان: مقدمه) تا آنجا که در اول شعبان 694 قمری غازان چند ماهی قبل از جلوس بر تخت ایلخانی در حضور “شیخ ابراهیم حموی” مسلمان شد و نام “محمود” بر خود نهاد. پیش از او نیز “تگودار” اسلام آورده بود و نام “احمد” اختیار کرده بود. اسلام آوردن وی صرفاً امری شخصی بود و پیامدی نداشت اما غازان کلیه درباریانش را واداشت که به آیین اسلام درآیند و به این ترتیب پس از حدود 70 سال بار دیگر اسلام دین رسمی ایران گردید. (بویل، همان: 514)
غازان علاوه بر ویران کردن معابد بت پرستان در حمایت از اسلام، سیاست فرهنگی فعالی را نیز آغاز کرد. وی همواره به مساجد میرفت، قرائت جمعی قرآن ترتیب میداد و به زیارتگاههای شیعه در عراق میرفت و برای آنان احترام خاصی قائل بود و در ساخت دارالسیاده اهتمام خاصی داشت. دارالسیاده نوعی مسافرخانه بود که در آن از اعقاب پیامبران به رایگان نگهداری و پذیرایی می‎شد.
شیعیان از زمان تشکیل دولت ایلخانی در ایران، به واسطه شخصیتی مانند خواجه نصیرالدین طوسی (ف.672 قمری) حضور مستمر و تأثیرگذاری در عرصه سیاسی و مذهبی ایران داشتند. در دوره حکمرانی ایلخانان غیر مسلمان (656-693 قمری)، پس از مرگ هر ایلخان، رقابت شدیدی میان صاحبان ملل و ادیان در میگرفت و هر یک از این گروهها تلاش میکردند با متمایل کردن ایلخان جدید به آیین خود، زمینهی برتری آیین شان را فراهم کنند. در چنین شرایطی بود که زمینه برای رونق ادیان مختلف، مانند بودا، مسیحیت و یهود هر چند برای مدتی کوتاه فراهم شد. (آهنچی، 71:1389)
همزمان با روی کار آمدن غازان که اسلام در قلمرو ایلخانی دین رسمی اعلام شد -سال 693 قمری- این کشمکشها صورت دیگری به خود گرفت و رقابت فرق و مذاهب اسلامی با همدیگر، جایگزین رقابت ملل و ادیان شد. سیاست غازان مبنی بر تمایل وی برای سیادت بر همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی را تأیید میکند. چنانکه او بنا بر مصالح سیاسی اظهار تسنن می‎کرد و در عمل گرایشهای شیعی نیز نشان میداد که از آن جمله می توان به زیارت قبور ائمهی شیعه و بنای دارالسیاده‎ها در تبریز، اصفهان، شیراز، بغداد و شهرهای دیگر توسط وی اشاره کرد. دوران سلطان محمد خدابنده «اولجایتو» نیز آکنده از این کشمکشها بود. (بیانی، 476:1370)
در این میان یک بار نیز شیعیان موفق شدند با متمایل کردن اولجایتو به مذهب تشیع، او را به این مذهب در آورند و در پی آن این مذهب، در قلمرو ایلخانی به عنوان مذهب رسمی اعلام شد. برتری کوتاه مدت تشیع که برآیند تحولات سیاسی، اجتماعی و مذهبی بود مبیّن این واقعیت است که در نتیجهی تلاش شیعیان، در شرایط عمومی بعد از استیلای مغول، تشیع تا بدان حد قدرت یافته بود که برای نیل به برتری مذهبی، با مذهب تسنن رقابت می کرد.
در اواسط دورهی حکومت اولجایتو (703-716 قمری) که در نتیجهی مجادلات مذهبی دو گروه عمدهی اهل سنّت -حنفی و شافعی- مغولان ایران در آستانهی رویگردانی از اسلام و مسلمانی بودند، تشیع نقش تاریخی مهمی بر عهده گرفت و با گرویدن اولجایتو به مذهب تشیع در سال 709 قمری، از تجدید آیینها و سنن مغولی در ایران ممانعت شد. حضور فعال و مؤثر تشیع در عرصهی مذهبی ایران در این برهه از زمان، علاوه بر اینکه به نفع اسلام و مسلمان تمام شد، این فرصت را برای شیعیان فراهم آورد تا جامعه ایران را بیش از پیش با عقاید مذهبی خود آشنا سازد. اگر چه رسمیت تشیّع بعد از اولجایتو استمرار نیافت، اما تأثیر بسیاری در تحولات مذهبی ایران در ادوار بعد بر جای گذاشت که برآیند آن، رسمیت و تثبیت تشیع در عهد صفوی بود. (آهنچی، همان:71)
شیعیان با استفاده از فرصتهایی نظیر حضور وزرا و علمای شیعه در دربار اولجایتو، در صدد برآمدند که او را به قبول مذهب تشیع وا دارند. رسمیت یافتن تشیع در ایران عهد اولجایتو، مشهور به سلطان محمد خدابنده (703-716 قمری)، که برآیند و نتیجه تحولات مختلف سیاسی، اجتماعی و مذهبی مختلف در جامعهی ایران پس از استیلای مغول بود، نقطه عطفی در تاریخ مذهبی این سرزمین به شمار می‎رود. این پدیده به رغم اینکه منجر به فراگیری و تثبیت تشیع در ایران نشد، حائز اهمیت است. (آهنچی، همان:71)
اولجایتو پس از قبول مذهب تشیع، اطرافیان خود را در پذیرفتن این مذهب یا ترک منصبشان آزاد گذاشت. (القاشانی، 1348)
تعداد زیادی از مغولان، راه سلطان را انتخاب کردند؛ البته نباید تصور کرد که همهی آنها از روی اعتقاد راستین مذهب تشیع را انتخاب کرده باشند. اولجایتو پس از قبول تشیع، دستور داد نام سه خلیفهی اول از خطبه بیفتد و به جای آنها نام سه امام اول شیعیان -علی و حسن حسین (ع)- خوانده شود. در سکهها نیز نام دوازده امام شیعیان را ضرب کردند. در سکههایی که از دورهی اولجایتو پس از شیعه شدن وی بر جای مانده است، در کنار”لا اله الا الله- محمد رسول الله” که پیش از این نیز بر سکههای دوره ایلخانی ضرب میشد” علی ولی الله” نیز افزوده شده است؛ همچنین نام دوازده امام شیعیان نیز در آنها دیده میشود.
علاوه بر سکهها، در برخی از بناهای ساخته شده در دورهی اولجایتو، از جمله بنای سلطانیه، شعائر شیعی به چشم میخورد. بدین ترتیب تشیع در ایران- هر چند برای مدتی کوتاه- رسمیت پیدا کرد. این واقعه نشانهی قدرت یافتن شیعیان در این دوره از تاریخ این سرزمین و ضعف تسنن پس از استیلای مغول است که در نتیجهی تحولات ساختارهای سیاسی، اجتماعی و در نهایت مذهبی ایران پس از حملهی مغول پدید آمد. (آهنچی، همان:71)
حال که اولجایتو به تشیع گرویده و شعائر این مذهب بر منابر و بر علایم حکومتی نقش بسته بود، شیعیان میتوانستند با فراغ خاطر بیشتری به نشر و ترویج مذهب خود بپردازند. حمایت شخص ایلخان از این مذهب، راه را بر علمای شیعه گشود و سلطانیه مقصد آنها شد تا با ادلهی کلامی و شواهد دیگر، ایمان ایلخان را به تشیع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد نهج البلاغه، اسماعیلیان، زبان عربی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد علمای شیعه، غازان خان، ایران و چین