پایان نامه ارشد رایگان درمورد سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، روابط اجتماعی، سرمایه فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

اشاره میگردد که سرمایه اجتماعی را در سطح کلان (جمعی) مورد واکاوی قرار میدهد. نهایتاً در بخش سوم به نظریههایی میپردازیم که عموماً دارای رویکرد تلفیقی هستند این نوع تقسیمبندی، تقریباً مورد پدیرش اکثر پژوهشگران حوزه سرمایه اجتماعی قرار گرفته است.
1-10-2-2- نظریههای سرمایه اجتماعی در سطح خرد (رهیافت فردمحور)
در این رهیافت سرمایه اجتماعی به عنوان ابزار دسترسی افراد، خانوادهها یا گروههای کوچک به منافعشان در نظر گرفته میشود. مطابق این رهیافت، توزیع سرمایه اجتماعی در درون هر اجتماع خاصی، نابرابر و اغلب قشربندی شده است؛ یعنی، سرمایه اجتماعی میتواند مکانیسمی برای ادخال یا طرد اجتماعی باشد، افزون بر آن افراد میتوانند منابع را در جهت اهداف سازنده یا ویرانگر استفاده کنند. این رهیافت با تأکید بر موقعیت متمایز افراد جامعه در کسب منابع محدود، میکوشد
تأثیر شکل و مقدار سرمایه اجتماعی بر موقعیت افراد در دسترسی به منابع محدود بررسی کند. (فصیحی، 1389، ص44)
1-1-10-2-2- پی یر بوردیو67
بوریو از نخستین کسانی است که به طور منظم به بررسی و تحلیل مفهوم سرمایه اجتماعی پرداخت. در تعریف سرمایه اجتماعی، بوردیو قبل از هرچیز اعتقاد دارد که سرمایه اجتماعی هم یکی از اشکال سرمایه است، که از الزامات (پیوندهای) اجتماعی ساخته شده و تحت برخی شرایط قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی (قابل تبدیل شدن به پول) است. از نظر بوردیو، ایجاد و اثر بخشی سرمایه اجتماعی، بستگی به عضویت در یک گروه اجتماعی دارد که اعضای آن مرزهای گروه را از طریق مبادلهی اشیاء و نمادها، بنیان نهاده اند. در واقع فرد با عضویت در گروه، در مالکیت شبکه بادوامی از روابط نهادی شده بین افراد شریک میشود که در خود، منافع بالقوه و بالفعلی (سرمایه اجتماعی) برای او دارد. تعریف بوردیو از سرمایه اجتماعی بیشتر معطوف به عناصر فرهنگی جامعه است و آن را ناشی از ویژگیهای فرهنگی و تاریخی جامعه دانسته و حفظ و ترویج آن را مستلزم یک بستر فرهنگی مناسبی میداند.
تعریف بوردیو از سرمایه اجتماعی عبارت است از: انباشت منابع بالفعل یا بالقوه ای که به تصاحب یک شبکه بادوام روابط کم و بیش نهادینه شده آشنایی متقابل مربوطند. از نظر بوردیو، شبکههای اجتماعی موهبتی طبیعی نیستند و باید با انجام کنشهای منطقی و هدفمند آنها را برای دستیابی به دیگر سرمایه ها و منابع پدید آورد. سرمایه از نظر او سه شکل بنیادی دارد:
1. سرمایه اقتصادی که قابل تبدیل شدن به پول است و میتواند به شکل حقوق مالکیت نهادینه شود 2. سرمایه فرهنگی که تحت برخی شرایط به سرمایه اقتصادی بدل میشود و به شکل کیفیات آموزش نهادینه میگردد
3. سرمایه اجتماعی که در برگیرنده روابط اجتماعی ارزشمند میان آدمیان است و تحت برخی شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل میشود. (کلدی، 1384، صص186-185)
به اعتقاد بوردیو، سرمایه اجتماعی به عنوان شبکهای از روابط، یک ودیعه طبیعی یا یک ودیعه اجتماعی نیست بلکه چیزی است که در طول زمان برای کسب آن باید تلاش کرد. به تعبیر بوردیو، سرمایه اجتماعی محصول نوعی سرمایهگذاری فردی یا جمعی، آگاهانه یا ناآگاهانه است که به دنبال تثبیت یا بازتولید روابط اجتماعی است که مستقیماً در کوتاه مدت یا بلند مدت، قابل استقاده هستند. (شارع پور، 1385، ص31)
تعریف بوردیو از سرمایه اجتماعی نشان میدهد که این سرمایه دو عنصر دارد: نخست روابط اجتماعی، که افراد را قادر به دستیابی به منابعی میکند که دیگران، یعنی هم گروههایش صاحب آنها هستند و دوم مقدار و کیفیت منابعی که حاصل فرد میشود. سرمایه اجتماعی این امکان را برای فرد فراهم می آورد تا به منابعی مانند اطلاعات، فرصتهای اقتصادی و آموزشی دست یابد. باید بین منابعی که فرد به دست آورده و عضویت در شبکههای اجتماعی تمایز قایل شد. چون ممکن است افراد بسیاری باشند که صاحب سرمایه اجتماعیاند اما به دلایلی از این سرمایه برای دستیابی به منابع استفاده نمیکنند. (کلدی، 1387، ص187)
بوردیو بر قابلیت انواع مختلف سرمایه تأکید داشته و سرمایه اقتصادی را ریشه انواع دیگر سرمایه میداند و به تعبیر لین (2001) سرمایه اجتماعی در نظر بوردیو لباس مبدل برای سرمایه اقتصادی میباشد. گرچه بوردیو معتقد است که شکلهای دگرگون شده و تغییر چهره داده سرمایه اقتصادی هرگز تماماً قابل تعریف به این تعریف نیست. بنابراین به کمک سرمایه اجتماعی، کنشگران قادر هستند مستقیماً به منابع اقتصادی (وامهای یارانهای، بازارهای حمایت شده) دست یابند. به علاوه آنها میتوانند سرمایه فرهنگی خود را از طریق تماس با متخصصان و فرهیختگان (سرمایه فرهنگی متجسم) بیافزایند یا به جای آن به نهادهایی که مدارک معتبر ارایه میدهند (سرمایه فرهنگی نهادینه) بپیوندند. (توسلی و موسوی، 1384، ص9)
پس سرمایه اجتماعی نوعی ابزار دسترسی به منابع اقتصادی و فرهنگی، از طریق ارتباطات اجتماعی میباشد. تأکید بوردیو بر مشارکت فرد در شبکههای اجتماعی است که این مشارکت سبب دسترسی او بر منابع و امکانات گروه میشود. پس تئوری بوردیو به فهم این نکته کمک میکند که چگونه فرد میتواند با استفاده از سرمایه اجتماعی، موقعیت اقتصادی خود را در جامعه بهبود بخشد. به نظر میرسد که در دیدگاه بوردیو، سرمایه اجتماعی و فرهنگی، ابزاری هستند برای این که فرد سرمایه اقتصادی خود را افزایش دهد. پس در دیدگاه بوردیو، سرمایه اجتماعی نوعی محصول اجتماعی است که ناشی از تعامل اجتماعی میباشد. (شارع پور، 1385، ص32)
در نهایت سرمایه اجتماعی از نگاه بوردیو، منبعی است برای فرد جهت دستیابی به سرمایه اقتصادی در گسترهای از موقعیتهای اجتماعی. هر چند دستیابی به این منابع از طریق عضویت گروهی ممکن گردد.
2-1-10-2-2- جیمز کلمن68
در نظر کلمن، سرمایه اجتماعی نشاندهنده یک منبع است، زیرا متضمن انتظار بدهبستان متقابل است که فرد معینی را وارد در شبکههای گستردهتری میکند که روابط حاکم بر این شبکهها مبتنی بر اعتماد و ارزشهای مشترک میباشد. کلمن بر اساس نظریه انتخاب منطقی، نگاه تازهای را نسبت به جامعه، به عنوان مجموعهای از نظامهای اجتماعی رفتار فردی توسعه داد. مفهوم سرمایه اجتماعی برای کلمن، وسیلهای برای تبیین نحوه همکاری و تعاون افراد با یکدیگر بود. به نظر میرسد که سرمایه اجتماعی برای کلمن، راهحلی را در جهت حل این مشکل که چرا افراد همکاری میکنند، حتی در زمانی که دسترسی به سود آنی از طریق رقابت سهل و ممکن است، ارائه کرده است. سرمایه اجتماعی در کار کلمن به شیوه ای عمل مینماید که تا حد زیادی با نقش «دست نامرئی» بازار در نظریه اقتصاد کلاسیک قابل مقایسه و هماهنگ است. (غفاری، 1390، ص73)
کلمن باور داشت که فرسایش نهاد خانواده و دیگر نهادهای اولیه، منجر به انتقال مسئولیت جامعهپذیری به سازمانهای ساخته شدهای چون مدارس، شده است که باعث کاهش بلندمدت سرمایه اجتماعی که نظم و کارکرد جامعه ای به آن وابسته است، میشود. از نظر کلمن، خویشاوندی به طور کلی و خانواده به طور خاص، نشاندهنده یک پایه مهم جامعه میباشند. کلمن به ماهیت بین نسلی پیوندهای مذهبی توجه میکند و بر این مبناست که به غیر از خانواده، از سازمانهای مذهبی یاد میکند که نسلها را به یکدیگر پیوند میدهند. (غفاری، 1390، ص74)
کلمن اولین محققی بود که به منظور بررسی تجربی مفهوم سرمایه اجتماعی به عملیاتی نمودن آن پرداخت. در مقایسه با بوردیو، کلمن از مفاهیم دیگری برای تعریف سرمایه اجتماعی استفاده کرد و در چارچوب سنت نظری متفاوتی سخن میگوید. کلمن به جای تعریف سرمایه اجتماعی بر حسب ماهیت و به طور کلی محتوای آن، به کارکرد آن توجه دارد. به اعتقاد او، سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنشگر اجازه میدهد تا با استفاده از آن به منابع دست یابد. این بعد از ساختار اجتماعی شامل تکالیف و انتظارات، شبکههای اطلاع رسانی، هنجارها و ضمانت اجراهایی است که انواع خاصی از رفتار را تشویق کرده یا مانع میشوند. اگر فرد الف کاری برای فرد ب انجام داده و اعتماد داشته باشد که فرد ب در آینده این کار را جبران خواهد کرد، این نوعی انتظار را در فرد الف و نوعی تکلیف را برای فرد ب ایجاد میکند. (شارع پور، 1385، ص31) به اعتقاد کلمن، سرمایه اجتماعی ذات واحدی نیست بلکه مجموعهای از ذاتهای گوناگون است که دو عنصر مشترک دارند: اولاً همه آنها مشتمل بر جنبهای از ساختارهای اجتماعی اند، ثانیاً برخی کنشهای خاص کنشگران (اعم از اشخاص حقوقی یا حقیقی را) در داخل محدوده ساختار تسهیل میکنند. سرمایه اجتماعی مانند سایر اشکال سرمایه مولد است، یعنی تحقق اهداف معینی را که در نبودش محقق نمیشوند امکان پذیر میگرداند. سرمایه اجتماعی مانند سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی کاملاً قابل معاوضه یا جانشینی نیست بلکه ممکن است مختص فعالیتهای معینی باشد. نوع معینی از سرمایه اجتماعی که در تسهیل کنشهای معینی سودمند است، شاید برای کنشهای دیگر بی فایده حتی زیان بخش باشد. (تاجبخش، 1384، ص49) کلمن بازارهای عمده فروشی الماس را مثال میزند. در جریان مذاکره برای یک معامله، یک تاجر، کیسه ای حاوی سنگ های الماس را به دست تاجر دیگری میدهد تا آن را در خلوت و سر فرصت وارسی کند. بدون هیچ ضمانت یا اطمینان رسمی ای که تاجر دومی یک یا چند تکه از الماسهای قیمتی را با تکههای نامرغوب تر یا الماس بدلی عوض نکند. شاید در چنین حالتی، کالا هزاران یا صدها هزار دلار قیمت داشته باشد. یک چنین مبادله بدون قیدوبندهای رسمی، بر کارکرد این بازار بسیار تأثیرگذار است. اگر این ترتیب وجود نداشته باشد عملکرد بازار الماس بسیار کند و به مراتب ناکارآمد خواهد بود. جامعه مفروضی از تاجران (الماس) چه از نظر تکرار کنش و واکنش ها و چه از لحاظ پیوندهای قومی و فامیلی، معمولاً بسیار بسته است. مطالعه بازار عمده فروشی الماس نشان میدهد که پیوندهای تنگاتنگ فامیلی و اجتماعی و رشتههای علایق مشترک دینی، ضمانتی را که برای تسهیل داد و ستدها در بازار لازم است تأمین میکند. (تاجبخش، 1384، صص51-50)
کلمن بر سودمندی سرمایه اجتماعی تأکید میورزد و آن رامنبعی برای همکاری، روابط دوجانبه و توسعه اجتماعی میداند. به اعتقاد کلمن، عواملی که سبب ایجاد و گسترش سرمایه اجتماعی میشوندعبارتند از:
1.کمک 2.ایدئولوژی 3.اطلاعات 4.هنجارها
کمک: درخواست کمک افراد از یکدیگر، مقدار سرمایه اجتماعی را بیشتر خواهد کرد. هرگاه عواملی مانند رفاه و فراوانی و کمک دولت، سبب شود تا افراد نیازشان به یکدیگر کمتر شود، میزان سرمایه اجتماعی کمتر خواهد شد.
ایدئولوژی: اعتقاداتی مانند لزوم کمک به یکدیگر یا عمل به سود دیگری، سبب پدید آمدن سرمایه اجتماعی میشود. از این رو، آن دسته از اعتقادات مذهبی که بر ضرورت کمک و عمل به نفع دیگران تأکید دارند، عامل مهمی در شکلگیری سرمایه اجتماعی محسوب میشوند.
اطلاعات: از نظر کلمن، یک شکل مهم سرمایه اجتماعی ظرفیت بالقوه اطلاعات است که جزء ذاتی و جداییناپذیر روابط اجتماعی است. اما به دست آوردن اطلاعات پرهزینه است. اطلاعات در واقع، زمینه را برای کنش فراهم میسازد و کمترین چیزی که برای کسب اطلاعات لازم است توجه میباشد که همیشه اندک است. یکی از وسایلی که از طریق آن، اطلاعات میتواند به دست آید، استفاده از روابط اجتماعی است؛ و اطلاعاتی را که از این طریق حاصل می شود، کنش را تسهیل میکند.
هنجارها : اگر درون گروههای اجتماعی، هنجارهای موثر و نیرومندی مبنی بر اینکه فرد باید منافع شخصی را رها کرد و به سود جمع عمل کند، وجود داشته باشد، سرمایه اجتماعی شکل خواهد گرفت.
کلمن در کنار توجه به سودمندیهای سرمایه اجتماعی، به ناسودمندیهای سرمایه اجتماعی هم توجه میکند او از این موضوع بحث میکند که سرمایه اجتماعی ضمن ایجاد سهولت برای انجام برخی کنشها، برای برخی دیگر محدودیت ایجاد میکند. از نظر او هنجارهای موجود در یک حوزه میتواند نوآوری در آن حوزه را کاهش دهد. (کلمن، 1377، ص476)
کلمن اشکال سرمایه اجتماعی را اینگونه طبقهبندی میکند:
1- تعهدات و انتظارات: اگر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد روابط اجتماعی، سرمایه اجتماعی، همبستگی اجتماعی، کنش اجتماعی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد سرمایه اجتماعی، ایدئولوژی، روابط اجتماعی، سلسله مراتب