پایان نامه ارشد رایگان درمورد سازمان ملل، نقض حقوق، حقوق بشردوستانه

دانلود پایان نامه ارشد

پاسخ داده شود. در اين مبحث ما نيز سعي داريم علاوه بر ارايه تعاريف و واکاوي اين مفهوم، به بررسي تحولات حول اين مفهوم و انطباق آن با منشور ملل متحد و قواعد مرتبط به توسل به زور بپردازيم.

الف/ مفهوم کلي:
تروريسم از واژه “ترور” به معني احساس شديد وحشت گرفته شده است133. البته احساس ترس و وحشت ممکن است از هر چيز ديگري ناشي گردد، امّا آنچه مدنظر است و مربوط به اين مفهوم ميشود، اقداماتي است که فعاليتهاي بشري را هدف قرار داده است :‌ خشونتها، جنايتهاي سيستماتيک که گروهي از افراد را همواره در حالت رعب و وحشت نگه ميدارد134.
ريشه اصطلاح ترور به معناي فوق، به دو دوران انقلاب فرانسه، يعني سالهاي 1792 و 1794، مشهور به دوران “ترور” باز ميگردد. اين نامگذاري است چرا که بدون اندک درنگي ميتوان بعضي از جنبههاي سياستي را که در آن زمان تعقيب ميشد “تروريستي” ناميد135. از چنين زوايهاي ترور به معني؛‌ “ايجاد هراس در توده مردم يا گروهي از مردم به منظور در هم شکستن مقاومتشان؛ برقراري نظام با فرآيند سياسي بر پايه اين ترس، از طريق بکارگيري اقدامات حاد و خشونت بار.136”

ب/ مفهوم حقوقي:
در ارتباط با مفهوم حقوقي، تروريسم معمولاً به عنوان جرايم سنگين قابل مجازات تحت قوانين داخلي کشورها و در دادگاههاي داخلي آنها تعريف شده است137. اين موضوع در برخي قوانين جزايي نيز به صراحت ذکر شده است. به عنوان مثال؛ در قانون جزاي فرانسه به “عمل مجرمانهاي اطلاق شده است که به صورت فردي يا جمعي و با توسل به رعب و وحشت و به قصد برهم زدن شديد نظم عمومي، ارتکاب مييابد138.”
معاهدات بينالمللي ناظر به اين موضوع وجود دارند که دولتها را متعهد به مبارزه و ريشه کردن تروريسم ميکند و به عقيده آنتونيوکاسسه؛ “تروريسم فراملّي مورد حمايت دولتها، اعم از اينکه اين حمايت مستقيم باشد يا غيرمستقيم، به منزله جرمي بينالمللي است که هم اينک نيز در حقوق بينالملل عرفي به عنوان طبقهي خاصي از جرايم مورد پيشبيني و نهي قرار گرفته است139.”

ج/ تعريف تروريسم :
از تروريسم تعاريف مختلفي به عمل آمده است. در دورهاي با تمسخر گفته ميشد که جستجوي يک تعريف از تروريسم بينالمللي بدل به نوعي سرگرمي براي دانشگاهيان و اشخاص بخش خصوصي شده است140. تعريف تروريسم همواره امر مشکلي بوده است. از سويي نيز نحوه مواجهه با اين پديده ضرورت داشته که تعريف دقيقي از آن به عمل آيد. از اولين تعاريفي که از واژه تروريسم به عمل آمد در کنوانسيوني در سال 1937 بود که به اين صورت نگارش يافت: “اصطلاح اقدامات تروريستي ماهيتاً عبارتند از اقدامات جنايي که توسط افراد و با بکارگيري روشهاي وحشتزا عليه دولت موردنظر، شخصيتهاي خاص، عموم مردم، سازماندهي شده و ارتکاب مييابند141.”
عبارت “ماهيتاً” مندرج در اين تعريف، اين تصور را به وجود ميآورد که برخي از اقدامات به صورت مستقل و بدون توجه به انگيزههاي سياسي آنها در تعريف جاي ميگيرند، اگرچه بخشهاي بعدي کنوانسيون به صراحت به اعمالي که ماهيتاً سياسي هستند، اشاره ميکند که هدف از ارتکاب آنها بيثبات کردن وضعيت نهادها و سازمانهاي سياسي از طريق ايجاد رعب و وحشت و توسل به خشونت است، لکن در عمل وقوع جنگ جهاني دوم و اجرايي شدن کنوانسيون مزبور، فرصت کشف مفهوم واقعي آن فراهم نگرديد.
والتر لاکور142 به 109 تعريف مختلفي که از تروريسم در فاصله سالهاي 1963 تا 1981 پيشنهاد شده است، اشاره ميکند143. پس از جنگ جهاني دوم، روشهاي جنگهاي آزاديبخش بر مشکل ارايه تعريف از تروريسم افزود. با اين وجود در جريان کنفرانس ديپلماتيک راجع به تأکيد و توسعه حقوق بينالملل بشردوستانه در سالهاي 1977-1974، اعطاي وضعيت حقوقي به جنگهاي آزاديبخش ملّي،‌ مورد پذيرش قرار گرفت و بر اين اساس و در سطح کلي حقوق بشردوستانه پاسخي به تعريف تروريسم ارايه کرده است،‌ بر طبق برداشت امروزي و مشترک، اقدامات تروريستي عبارتند از “اقدامات بيهدفي که عليه شهروندان غيرنظامي يا اشخاص و گروههاي اجتماعي به اقتضاي نژاد، فرهنگ، مليت يا تعلقات اجتماعي و مذهبي ارتکاب مييابند144.”
آخرين سند در خصوص تعريف تروريسم، از سوي سازمان ملل متحد در خصوص تجديد ساختار سازمان ملل در سال 2004 منتشر گرديد، كه قسمتي از آن در مورد اعمال و كاربرد زور، بخشي از آن در مورد تعريف تروريسم است. در اين سند بيان گرديده است كه تعريف تروريسم با دو مشكل مواجه است؛
الف : عدهاي بر اين باورند كه وقتي بخواهيم تروريسم را تعريف كنيم، بهكارگيري زور در مقابل اشخاص غيرنظامي است. در واقع، در اينجا اين بحث وجود دارد كه آيا هنگاميكه دولت از زور استفاده ميكند، خود مرتكب عمل تروريستي ميشود يا خير؟ بنابراين، تعريف تروريسم بايد جامع و مانع باشد.
ب : مردمي كه زير سلطهي متجاوز خارجي يا در وضعيت اشغال هستند براي خود حق مقاومت و دفاع ميشناسند، امّا از اين ترس دارند كه مقاومت آنها تروريسم تلقي گردد. مثلاً نهضتهاي آزاديبخش يا مردمي كه زير سلطه استعمار خارجي قرار دارند و يا بحث فلسطين و اسراييل. در اين جا جدال بين تروريسم و دفاع است145. البته تعرض به غيرنظاميان و نقض حقوق آنها، در هيچ سندي موجه نيست چرا که نه دولت ميتواند از زور براي سركوب غيرنظاميان استفاده كند و نه هيچ گروهي حق دارد كه به كشتار غيرنظاميان تن در دهد.
در هر حال سند ياد شده چند راهنمايي را براي تعريف تروريسم بيان ميكند ؛
بايستي از تروريسم تعريفي كاملاً روشن و مشخص ارايه گردد. پيش از اين سخن از موافقان و مخالفان بود لكن در اين سند صحبت از تعريف واحد در حوزه تروريسم است كه بايد در چند مورد اساسي در يك سند جهاني تعريف و تشريح گردد146 :
الف : ‌ميبايست در مقدمه سند، بكارگيري زور توسط دولتها عليه افراد كشوري يا سيويل يادآوري گردد و چنانچه بكارگيري خشونت از حدّي فراتر رود جنايت عليه بشريت و يا جنايت جنگي تلقي خواهد شد.
ب : ميبايست تأييد شود كه 12 كنوانسيون قبلي همگي شامل تروريسم ميشوند و تعريف مذكور دربردارنده تمام آنهاست.
ج : بايستي گفته شود كه تروريسم يك جنايت بينالمللي است و تأكيد شود كه تروريسم در خلال مخاصمات مسلحانه، ممنوع است. با اين شرايط، تروريسم؛ “هر عملي كه با نيت كشتار، مرگ يا ايجاد زخمهاي شديد به افراد سيويل باشد و هدف آن ايجاد خوف و ترس در مردم يا جماعتي و يا اجبار دولت يا سازمان بينالمللي براي انجام يا ترك فعلي باشد، تروريسم نام دارد.147”

* تروريسم؛ جنايت عليه بشريت
جرايم و اعمال خلاف نظم عمومي از بدو تشكيل زندگي اجتماعي وجود داشته است و با تحول جوامع، تغيير شكل داده و اعمال شدهاند. زماني را نميتوان يافت كه جامعه از جرم تهي بوده باشد. نقض قواعد اجتماعي، همزاد زندگي اجتماعي است. قواعد اجتماعي قواعدي قراردادي هستند و نميتوان انتظار داشت بصورت صددرصدي تأييد و رعايت گردند. بنابراين هرگونه مخالفت و نقض آن قواعد، از نظر حقوقي جرم تلقي ميشود. حال كه تعريف مشخصي از تروريسم وجود ندارد آيا ميتوان اقدامات تروريستي را اقدامي مجرمانه تلقي نمود148؟
در قوانين داخلي كشورها معمولاً حملات تروريستي به عنوان جرايم سنگين داراي مجازات در دادگاههاي داخلي، پيشبيني شده است. معاهدات بينالمللي كه در اين ارتباط تدوين گرديدهاند، دولتهاي متعاهد را موظف ميكنند كه براي مبارزه و ريشهكن كردن اعمال تروريستي با يكديگر همكاري قضايي نمايند. امّا در خصوص تروريسم فرامّلي كه مورد حمايت دولتها باشد، صرف نظر از اينكه چنين حمايتي مستقيم يا غيرمستقيم صورت گيرد، اين اعتقاد وجود دارد كه ميبايست به منزلهي جرمي بينالمللي تلقي گردد149.
به اعتقاد قاضي گيوم150 :
“اعمال تروريستي در همه كشورها بايد جرم شناخته شود. در اين راستا بايد آيين دادرسي كيفري را بازبيني و اصلاح كرد. بايد صلاحيت سرزميني دادگاهها حتي زماني كه حملات تروريستي بهدست غيراتباع و خارج از وطن آنها انجام شده با سهولت بيشتري به رسميت شناخته شود. در نهايت بايد تروريستها بازداشت، محاكمه و در غير اين صورت مسترد گردند151.”
منظور از جرم بينالمللي، عملي است كه در ابعاد جهاني مجرمانه شناسايي شده باشد. چنين جنايتي به طور جدي باعث نگراني بينالمللي ميشود و نميتوان آنرا در صلاحيت اعضاي دولت دانست و در واقع بحث از صلاحيت جهاني است. آنچه باعث ميشود تروريسم به عنوان جنايتي بينالمللي مورد بحث قرار گيرد و منشأ نگرانيهاي بينالمللي گردد؛
الف :‌ آثار فرا مرزي جرم ؛
ب :‌ نقض حقوق طبيعي و اخلاقي بشر و جريحهدار كردن وجدان بشري؛
ج :‌ تهديد عليه صلح، امنيت و سعادت جهاني است152.
از آن جاييكه اعمال تروريستي واجد چنين آثاري است، ميتوان نسبت به جرم انگاري آن اقدام نمود. ايده جرمانگاري تروريسم به پيش از دهه هفتاد و به هنگام تشكيل جامعه ملل بر ميگردد. در كنفرانس سوم با هدف يكسانسازي حقوق جزا (بروكسل 30-26 ژوئن 1930) تروريسم به عنوان يك جرم بينالمللي مستقل ذكر گرديد. پيش از آن تروريسم به عنوان يكي از جنايات جنگي در كنفرانس صلح 1919 معرفي شده بود. در اين كنفرانس متني در مورد تروريسم تهيه شد كه بررسي آن به كنفرانس چهارم موكول گرديد. بر اساس ماده 1 اين متن 5 مادهاي كه كنفرانس چهارم (پاريس 30-27 دسامبر 1931) به تصويب رسيد، تروريسم به عنوان يك جرم با تعريف زير معرفي گرديد :
“هر كس به قصد ارعاب و هراساندن مردم از بمب،‌ مين، وسايل آتش‌زا، منفجره، سلاح گرم يا ديگر وسايل تخريب كننده و مهلك، عليه افراد يا اموال استفاده كند و يا به ايجاد يا شيوع بيماري‌هاي مسري انساني، حيواني يا ديگر امراض مبادرت نمايند يا در صدد ايجاد و شيوع آن باشد و نيز مرتكب هرگونه تلاشي در جهت اخلال در خدمات دولتي يا عامالمنفعه شود … به عنوان مرتكب جرم تروريسم شناخته ميشود”
ساخت، تملك و نقل و انتقال وسايل مذكور، تخريب و تحريك ايشان به ارتكاب جرايم تروريستي حتي از طريق سخنراني و يا توزيع نوشتهها نيز جرم تلقي شده است و در ماده (4) صلاحيت جهاني براي محاکمه متهمان به ارتکاب جرايم تروريستي،‌ به رسميت شناخته شده است153. پس از آن نيز كنوانسيون 1937 جامعه ملل در راستاي جلوگيري از تروريسم و مجازات عاملان آن كه تنها به تصويب يك دولت رسيد و هيچگاه هم لازمالاجرا نگرديد، اقدامات تروريستي را به عنوان اقداماتي كيفري تعريف نمود كه بطور مستقيم عليه يك دولت يا به قصد ايجاد رعب و وحشت در ميان افراد خاص يا گروهي از اشخاص يا مقامات عمومي، صورت ميپذيرد. اگرچه متن مذكور تنها به اقدامات مجرمانه اشاره دارد و مصاديق اين چنين اعمال را بيان نميكند و از اين جهت ميتوان آن را مبهم دانست، امّا به هر حال اعمالي از اين نوع را كه واجد ويژگيهاي فوق باشد را به عنوان جرم قلمداد كرده است.
از اوايل دهه هفتاد به بعد و با تصويب كنوانسيونهاي ضد تروريسم مسئله جرمانگاري اقدامات تروريستي به صورت جدي مورد توجه قرار گرفت. امروزه اقداماتي از جمله به مخاطره انداختن امنيت هوايي و هوانوردي، تضعيف امنيت دريايي و دريانوردي، بمبگذاري، گروگانگيري، آدمكشي سياسي و تأمين مالي تروريسم از جمله اعمالي محسوب ميشوند كه اسناد بينالمللي ضد تروريسم به خصوص كنوانسيونها از دولتها ميخواهند كه اعمال مذكور را در حقوق داخلي خود به عنوان مصداق تروريسم جرمانگاري كنند. در نهايت اين تكليف در قالب قطعنامه 1373 شوراي امنيت به همه كشورهاي جهان تحميل گرديد.
قطعنامه مذكور علاوه بر تأكيد به الزام دولتها به همكاري با يكديگر، آنها را ملزم ميكند كه به هر وسيله قانوني، در به خرج دادن تدابير تكميلي در خصوص پيشگيري و سركوب اقدامات و عمليات تروريستي و تأمين مالي و تسهيل آن با يكديگرهمكاري كنند. از مجموع تعهداتي كه قطعنامه1373 شوراي امنيت بر عهده دولتها گذاشته استكه تا زمان تصويب آن، دولتها برسر آنها توافق نداشتند شامل؛
– الزام دولتها به همكاري و معاضدت با يكديگر جهت سركوب تروريسم
– مقابله با تأمين مالي تروريسم
– عدم پشتيباني مستقيم و غيرمستقيم از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد سازمان ملل، توسل به زور، دفاع مشروع Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دفاع مشروع، استفاده از زور، منشور ملل متحد