پایان نامه ارشد رایگان درمورد ساختار زبان، نقد داستان، محمود افغان، داستان کوتاه

دانلود پایان نامه ارشد

مستند نگاري است. از اين رو با راهگشايي به عمق باورهاي اساطيري و افسانهاي بوميان، غالبا جغرافياي ناشناخته و سرشار از افسون و افسانگي را مجسم ساختند. در حوزه جنوب روانيپور، احمد محمود، نسيم خاکسار، اصغر عبدالهي، محمدرضا صفدري به اقليم جنوب سوزان و جنگ زده پرداختند. در حوزه شمال مجيد دانش آراسته، فرامرز طالبي و بيژن نجدي با تأثيرپذيري از اقليم شمال دست به قلم شدند.(ر.ک.روزبه،101:1384).
از ديگر مسايل عمده دهه 60 حضور چشمگير زنان در عرصه ادبيات است. ورود گسترده زنان به عرصه ادبيات و فعاليتهاي ادبي پس از انقلاب اسلامي، شکل گستردهاي به خود گرفت و با شدت بيشتري دنبال شد. “در اين دوره نوشتن و مطرح شدن براي زنان به صورت يک ضرورت تاريخي درآمد” (ياحقي، 290:1375) از جمله زنان داستان نويس اين دوره خاکسار، ترقي، آقايي، عليزاده، روانيپور و …. است.
دهه 60 يا عصر انقلاب، عصر فعاليت احزاب و گروههاي مختلف سياسي است به همين دليل فضاي سياسي شديد بر جامعه حکمفرماست. در اين دوره حمله عراق به ايران و فضاي سياسي پر از کشتار و مصائب جنگ، پذيرش قطعنامه و همچنين رخدادهاي مهم جهاني از قبيل فروپاشي کمونيسم روسي، ايدههاي جهان تک قطبي، نگرشهاي کثرت گرايانه از ديگر مسائل سياسي است که فضاي اجتماعي و سياسي جامعه را به شدت تحت تأثير قرار ميدهد و هريک به فراخور تاثير عظيمي بر ذهن روشنفکران جامعه گذاشت. واقعه دوم خرداد 76، مسايل سياسي معاصر همه و همه از مسائلي است که در آثار ادبي دهه 60 تاکنون انعکاس وسيعي پيدا کرده است (ر.ک.روزبه،96:1384).
روانيپور و بيژن نجدي دو نويسنده مهم اين دهه هستند. هردو نويسنده با تاثيرپذيري از فرهنگ بومي و مسائل دهه 60 به بعد، آثاري مورد توجه به نگارش درآوردند. از آنجا كه نويسندگان مورد پژوهش از دو حوزه جفرافيايي متفاوت هستند و هر ناحيه زبان مخصوص به خود دارد، مطمئناً از لحاظ نوآوريهاي زبان وتاثيرپذيري از واژگان بومي و زبان محلي و نوع كاربرد جملات و تصويرسازيها و خلق تصاوير زيبا و بديع ميتوانند مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند.
هيچ نويسنده و شاعري بيتاثير از محيط اطراف خود نميتواند باشد، خواه ناخواه محيط زندگي و طبيعت بر جهان بيني و ايدئولوژي او اثر گذار خواهد بود. با توجه به اينكه نويسندگان مذكور از دو حوزه جغرافيايي شمال وجنوب هستند، مطمئناً جهان بيني وايدئولوژي متفاوتي خواهند داشت واز اين لحاظ ميتوانند مورد پژوهش قرار بگيرند.
جنسيت ميتواند عامل مهمي در نحوه نگرش آنان به جهان اطراف و زبان اين دو نويسنده باشد، زبان نويسنده بسته به زنانه يا مردانه بودن متفاوت است. زبان لطيف و نرم يا خشن، توصيفات زنانه و مردانه بودن، ساده يا پيچيده نوشتن و نوع نگاه به جهان هستي، عواملي هستند كه ميتوان در آثار نويسندگان مورد بحث بررسي شود.
اين پژوهش در پنج فصل تنظيم شده است. فصل اول مقدمه و طرح پژوهش است، فصل دوم به کليات بحث ميپردازد. در فصل سوم زبان و انديشه روانيپور مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. در فصل چهارم به زبان وانديشه بيژن نجدي پرداخته شده است و در فصل پنجم به مقايسه دو نويسنده از لحاظ موضوعات مورد بحث و همچنين نتيجه گيري اشاره شده است.

2- اهداف اصلي طرح:
اهداف اصلي اين پايان نامه شناخت و معرفي منيرو روانيپور به عنوان نويسنده جنوبي است که آثارش را با تأثيرپذيري فرهنگ بومي، جنسيت و تحولات دهه 60 به نگارش درآورده است. همچنين معرفي بيژن نجدي نويسنده و شاعر شمالي كه ميتوانست جريانساز باشد و شناخت و معرفي مباني فكري و سير انديشگي و ساختار زباني هر دو نويسنده و مقايسه و بررسي آثار آنان و همچنين شناخت ومعرفي دو نويسنده از لحاظ موقعيت جغرافيايي و تاثيري كه اقليم بر مباني فكري و ساختار زباني آنان داشته است.

3- ارائه فرضيات :
1.جريان فكري وسير انديشگي هر دو نويسنده از اوضاع اجتماعي آنان اثر پذيرفته است.
2. جنسيت مي تواند عامل اثر گذار بر مضامين فكري و نوع زبان هر دو نويسنده باشد.
3.اقليم ومحيط زندگي هردو نويسنده بر مضامين فكري وساختار زباني آنان اثر گذار بوده است.

4- پيشينه تحقيق و بررسي منابع:
در هر تحقيق علمي مطالعه و بررسي تحقيقات وپژوهشهايي كه در ارتباط با موضوع انجام شده لازم وضروري است. چرا كه بدون دستيابي به نتايج پژوهش ديگران و توسعه و تكامل آنها، امكان رسيدن به پاسخ مناسب و تجزيه و تحليل بهتر وجود ندارد. اما در ارتباط با موضوع اين پايان نامه در حال حاضر هيچ تحقيق وپژوهش كاملي صورت نگرفته است، تنها بر تعدادي از آثار هر دو نويسنده نقد، بحث و بررسيهايي انجام گرفته از جمله:
“نقد فمنيستي داستانهاي بيژن نجدي، توسط الماس تاجريان، فصلنامه زبان و ادبيات فارسي، شماره31″ كه به بررسي نقش زن و ديد نويسنده نسبت به زنان و حقوق زنان و ديدگاههاي فمنيستي او اشاره کرده است.”عوامل شاعرانگي در داستانهاي بيژن نجدي، دكتر حميد الهيان، فصلنامه علمي-پژوهشي دانشگاه الزهرا، شماره56،57″ که عناصر شاعرانه در داستانهاي بيژن نجدي را مورد تجزيه و تحليل قرار داده است.”اسباب وصور ابهام در داستانهاي بيژن نجدي، عليرضا صديقي، فصلنامه علمي ـ پژوهشي زبان و ادبيات فارسي، شماره 12” به بررسي صور ابهام در داستان، توجه به رئاليسم جادويي وجريان سيال ذهن و همچنين استفاده از زبان شعر كه به نوعي باعث ابهام در كلام نويسنده شدهاند اشاره کرده است. “ذهن و جريان آن در داستانهاي بيژن نجدي، فرشته رستمي و مسعود کشاورز، نشريه ادب و زبان، شماره 27” مسائل روانشناسي در داستان (A+B) را مورد تجزيه و تحليل قرار داده است. “خوانشي نقادانه از تصويرها در داستانهاي بيژن نجدي، فرشته رستمي، فصلنامه پژوهشهاي ادبي، شماره 19″که تصوير سازي داستانهاي نجدي و زير ساخت تصويرسازي در داستانهاي او مورد بررسي قرار داده است . “دکتر قدرت قاسميپور در کتاب درآمدي بر فرماليسم در ادبيات” به تاثير نظريههاي فرماليسمها در داستانهاي نجدي و نقد داستان “ميدانست دارد ميميرد” اشاره کرده است. علاوه بر اين مباحث نقدها و گفتگوهاي مختلفي که با نويسنده انجام گرفته است از منابعي است که به فهم بهتر داستانها کمک شاياني کرده است.
“يك كولي فمنيست،زهرا يزدان پناه،ادبيات داستاني،شماره 74″ كه نقدي بر رمان كولي كنار آتش است، از جنبههاي مختلف مورد نقد قرار گرفته و منتقد به برخي از معايب اين رمان از جمله: مشخص نبودن نقطه عدم تعادل،گرهگشايي، نقطه اوج، نداشتن وحدت هنري و شخصيت پردازي ضعيف اشاره كرده است. نقد ديگري هم بر اين رمان انجام گرفته است كه ” خانم حجازي در ماهنامه نافه،شماره 2″ به نقاط قوت رمان و شيوه رياليسم جادويي ،جريان سيال ذهن اشاره كرده است.”پست مدرنيسم و بازتاب آن در رمان كولي كنار آتش،ناصر نيكوبخت ومريم رامين نيا،مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه مشهد،شماره 148″ در اين مقاله به بررسي مولفههايي چون روان پريشي،گفتگو با قهرمان، روايتهاي تودرتو ،جابجايي يا تناقض،كه رنگ وبوي پست مدرنيستي به رمان داده پرداخته است. “بررسي شخصيت زن در رمان معاصر عنوان پايان نامه خانم گلپور” كه در اين پايان نامه شخصيت زن در رمان خانم عليزاده و منيرو رواني پور و ديدگاههاي نويسندگان در مورد زن مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. همچنين “خانم فريبا عابديني در پايان نامه تحت عنوان سيماي زن در ادبيات داستاني معاصر”با تكيه بر آثار صادق هدايت، هوشنگ گلشيري، سيمين دانشور، محمود افغاني و منيرو روانيپور به بررسي شخصيت اجتماعي زنان در جامعه و نگاه زنان و مردان نويسنده به زنان پرداخته است. “خانم مريم رامين نيا در پايان نامه با عنوان نقد و بررسي آثار منيرو روانيپور و بازتاب رياليسم جادويي درآن” شيوه و سبك آثار روانيپور و همچنين ويژگيهاي بارز چون گرايش به ادبيات اقليمي،خلق فضاي وهم آلوده و جادويي به شيوه رياليسم جادويي را مورد پژوهش و بررسي قرار داده است. “دکتر محمود حسنآبادي در کتاب مکتب اصالت زن(فمينيسم) در نقد ادبي” به بعضي از گرايشات زنانه در داستانهاي روانيپور و نقد داستان شب بلند پرداخته است.
اما در حوزه زبان و انديشه منيرو روانيپور و بيژن نجدي و مقايسه دو نويسنده از لحاظ زبان و انديشه تا كنون هيچ تحقيق و پژوهشي صورت نگرفته است. در اين پايان نامه در نظر داريم دو نويسنده مذكور از لحاظ زبان و انديشه و تأثير اقليم و جنسيت در نوع زبان و انديشه آنان مورد تجزيه وتحليل قرار گرفته است.

5- روش کار:
روش اجراي اين پايان نامه به صورت توصيفي و تحليلي در فضاي كتابخانهاي انجام شده است. در ابتدا منابع اصلي و مورد نياز از جمله كتابهاي زبانشناسي، ادبيات و همچنين آثار منيرو روانيپور و بيژن نجدي جمع آوري و مورد مطالعه قرار گرفت که البته پژوهش در اين قسمت به دليل کميابي کتابهاي خانم روانيپور و تجديد چاپ نشدن بعضي از آثار با مشکلات زيادي مواجه شد. در مرحله بعد از اين منابع فيش برداري شد،در ادامه مطالب فيش برداري شده طبقه بندي و زير نظر استاد راهنما و مشاور پايان نامه بر اساس اولويت، عنوان بندي گرديد و پس از تجزيه وتحليل تدوين گرديد. در اين پاياننامه علاوه بر منابع اصلي ذكر شده مجلات وسايتهاي مربوطه و پايان نامههاي كه در ارتباط با موضوع پاياننامه بود و همچنين نقد و بررسي‌هايي كه بر آثار داستاني مشابه انجام شده بود به عنوان روش كار مورد استفاده قرارگرفت.

فصل دوم

2-1- پيشينه داستاننويسي

داستان و داستانگويي عمري به قدمت حيات عقلاني انسان دارد. داستان پردازي تنها محصول پيشرفت جوامع نيست بلکه آن زمان که انسانها زندگي غارنشيني را تجربه ميکردند، شبانگاهان دل به داستانهاي خيالي ميسپردند، داستانهايي که ترجمان افکار و احساس آدمي در طول تاريخ بوده است. اسطورهها و افسانههاي ملل گوناگون بازمانده اين داستانهاست. در ايران داستانهاي ملي و پهلواني که در قرن چهارم به زبان فارسي دري پيدا شد، همچون شاهنامههاي منثور، اخبارسام، داراب نامه از اولين موضوعات نثر فارسي است. (ر.ک.رستگارفسايي،358:1380) بعد از اين دوره نثر فارسي با داستانهاي عاشقانه رواج پيدا کرد. آنچه که در اين دوران نام داستان بر آن قرار ميگيرد، شامل قصه،حکايت و افسانه است که عنصر زمان و مکان در آنها ناشناخته است. “داستان قبل از قرن هيجدهم و در ايران در دوران قبل از مشروطيت، حکايتي است که در آن قهرمانان، به دليل منتزع شدن از موقعيتهاي زماني و مکاني هيأتي کلي يافتهاند، در حالي که در قصه به شکل امروز، قهرمانان از کلي به سوي جزئي، از بيزماني به سوي زمان و از بيمکاني به سوي مکان حرکت ميکنند” (براهني،35:1362). نه تنها زمان و مکان مشخص نبود که زبان حکايت بر اساس نحوه زندگي و بينش تک تک اشخاص که در حکايت وجود داشتند مشخص نميشد بلکه زبان مشخص و معين نويسنده به تک تک اشخاص بدون در نظر گرفتن طبقه، روحيه، سرشت و موقعيت آنها تحميل ميشد. چيزي که در داستانهاي امروزي کاملا متفاوت است. امروزه بستر اجتماعي اثر ادبي با مقتضيات زمان اثر هماهنگي کامل دارد (ر.ک.همان،39:1362)
تا قرن دوازدهم ادبيات در انحصار طبقه اشراف و در حيطه خواست پادشاهان و حاميان نويسندگان بود و مطابق ميل و ذوق آنان نوشته ميشد اما با پيشرفت جوامع و تاسيس دارالفنون و پيدايش صنعت چاپ همچنين توجه به واقعيتهاي زندگي مردم فرودست جامعه از انحصار طبقه اشراف بيرون آمد. در حقيقت داستان نويسي نوين يا مدرن امروز، تحت تاثير ترجمه رمان و داستان کوتاه غربي اندکي پيش از انقلاب مشروطيت پا گرفت و چون با اوضاع و احوال جديد و زندگي طبقه متوسط، هماهنگ و مرتبط بود، پذيرش روزافزون يافت و به تدريج در ميان عامه خوانندگان ايراني تثبيت شد (ر.ک.رستگار فسايي،321:1380) با شروع انقلاب مشروطيت ب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد روشنفکران، نثر شاعرانه، جلال آل احمد، دارالفنون Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد داستان کوتاه، انقلاب مشروطه، نوشتار زنانه، فرهنگ و زبان