پایان نامه ارشد رایگان درمورد زنجیره تأمین، عملکرد شرکت، مدیریت عملکرد، بازاریابی

دانلود پایان نامه ارشد

که نیاز دارند، است.
در ادبیات موجود محققان نشان دادهاند که این دو بعد SCI میتوانند به عنوان پیشبینی کننده مهم عملکرد شرکت مادر باشند. برای مثال شواهد تجربی نشان میدهد که به اشتراکگذاری اطلاعات در زنجیره تأمین به شرکتها در بهرهمندی از مزیتهای رقابتی به طرق مختلف نظیر افزایش حساسیت نسبت به روندهای بازار و تقاضاهای مشتری، کاهش چرخه زمانی کلی و هزینه موجودیها و دستیابی به ایدههای نوآورانه برای محصولات/ خدمات، کمک میکند (کولپ و همکاران، 2004؛ لائو و همکاران، 2010). علاوه براین ساندرز (2008) بیان کرده است که هماهنگی عملیاتی منجر به عملکرد باصرفه، سریع، مطمئن و دارای خطای کم زنجیره تأمین میگردد که شرکتها را در واکنش و پاسخگویی سریع و دقیق به نااطمیناییهای بازار، یاری میرساند.
مطالعاتی که به بررسی چگونگی اثرات SCI بر عملکرد شرکت پرداختهاند، بیشتر در بستر اقتصادهای دارای بازارهای پیشرفته و کامل صورت گرفتهاند؛ بنابراین نتایج و دانش حاصل از کارهای قبلی ممکن است به صورت مستقیم در بستر اقتصادهای در حال توسعه بخاطر تفاوتهای میان بازارهای پیشرفته و اقتصادهای در حال توسعه، کاربردی نباشد (کای و همکاران، 2010). به همین خاطر، درک و شناخت تأثیرات SCI در اقتصادهای در حال توسعه به طور کلی و ایران به طور خاص، محدود است. به علاوه یافتههای تحقیق تجربی دربارهی ارتباط بین SCI و عملکرد شرکت، ترکیب شده هستند، که این امر نیز جای بحث دارد. برای مثال برخی از مطالعات رابطه معنادار و مثبت و برخی دیگر رابطه بیمعنایی میان این دو نشان دادهاند. این ناسازگاری ایجاب میکند تا به شناسایی اثرات عوامل ضمنی بپردازیم. به طور خاص، در اینجا ممکن است که تعدیلگرها و میانجیهایی باشند که بر چگونگی تأثیرات SCI بر عملکرد شرکت، تأثیر میگذارند. به طور خلاصه، با توجه به اینکه مدیریت زنجیره تأمین برای موفقیت شرکتهای ایرانی لازم و ضروری است، چگونگی اثرات SCI بر عملکرد شرکت در ایران نیاز به بررسی دقیق و موشکافانه دارد. علاوه بر این، به منظور شناسایی مکانیسمها و ساز و کارهای اثرگذار SCI، عوامل ضمنی نظیر جهتگیری بازار، به عنوان تعدیلگر و میانجی رابطه SCI- عملکرد، بایستی مورد توجه و بررسی قرار گیرد.
2-10- مدیریت عملکرد
مدیریت عملکرد، فرایندی استراتژیک و یکپارچه است که با بهبود عملکرد افرادی که در سازمانها کار میکنند و با توسعه قابلیتهای فردی و گروهی، موفقیت پایدار سازمانها را فراهم مینماید. مدیریت عملکرد از آن نظر که با مسائل گستردهتر کسب و کار و جهتگیری کلی آن برای رسیدن به اهداف بلندمدت مرتبط است، در صورتی که سازمان بخواهد در محیط خود به طور مؤثری عمل نماید امری استراتژیک به حساب میآید.
مدیریت عملکرد از دو دید یکپارچگی ایجاد میکند: نخست یکپارچگی عمودی: مرتبط کردن یا همسوسازی اهداف فردی، گروهی و سازمانی با شایستگیهای اساسی و دوم یکپارچگی افقی: مرتبط کردن ویژگیهای مختلف مدیریت منابع انسانی، بهویژه توسعه سازمانی، توسعه منابع انسانی و پاداش برای دستیابی به رویکردی منسجم در مدیریت و توسعه کارکنان.
همانگونه که کریس بونز28 توضیح داده است، در یونایتد دیستلز29 اقدامات مدیریت عملکرد، با در نظر گرفتن الزامات استراتژیک و بینش کسب و کار، شکل گرفته است. اقدامات و روشهایی که با هم در ارتباط میباشند در شکل (3-2) نشان داده شده است.

2-11- معنای عملکرد
بدیهی است که مدیریت عملکرد، به عملکرد بر میگردد. ولی واقعا مفهوم این واژه چیست؟ مفهوم این واژه از آنجا حائز اهمیت است، که با تعریف عملکرد میتوان آن را ارزیابی یا مدیریت نمود. هولتن و بیتز30 خاطر نشان ساختهاند که «عملکرد یک ساختار چند بعدی است که ارزیابی آن، بسته به انواع عوامل، متفاوت است». آنها همچنین به اهمیت این موضوع که هدف ارزیابی، نتایج عملکرد است یا رفتار اشاره مینمایند. در مورد اینکه «عملکرد چیست» نگرشهای متفاوتی وجود دارد. میتوان عملکرد را فقط سابقه نتایج حاصله تلقی کرد. از نظر فردی، عملکرد، سابقه موفقیتهای یک فرد است. کین31 معتقد است عملکرد «چیزی است که فرد به جا میگذارد و جدای از هدف است».
برنادین32 و همکارانش معتقدند که «عملکرد باید به عنوان نتایج کار تعریف شود، چون نتایج قویترین رابطه را با اهداف استراتژیک سازمان، رضایت مشتری و نقشهای اقتصادی، دارد». فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد عملکرد را به صورت زیر تعریف میکند: «انجام، اجرا، تکمیل، انجام کار سفارش یا تعهد شده». این تعریف به خروجیها یا نتایج (موفقیت) برمیگردد و در عین حال عنوان میکند که عملکرد در مورد انجام کار و نیز نتایج حاصله از آن میباشد. بنابراین، میتوان «عملکرد، را به عنوان رفتار (روشی که سازمانها، گروهها و افراد، کار را انجام میدهند) تلقی کرد». کمپ بل33 معتقد است که «عملکرد، رفتار است و باید از نتایج متمایز شود، زیرا عوامل سیستمی میتوانند نتایج را منحرف کنند». در صورتی که عملکرد به گونهای تعریف شود که هم رفتار و هم نتایج را در برگیرد، دیدگاه جامعتری حاصل میگردد. تعریف بروم براچ34 این ویژگی را دارد:
عملکرد هم به معنای رفتارها و هم به معنای نتایج است. رفتارها از فرد اجراکننده ناشی میشوند و عملکرد را از یک مفهوم انتزاعی به عمل تبدیل میکنند. رفتارها فقط ابزارهایی برای نتایج نیستند، بلکه به نوبه خود نتیجه به حساب نمیآیند (محصول تلاش فیزیکی و ذهنی که برای وظایف اعمال شده است) و میتوان جدای از نتایج در مورد آنها قضاوت کرد.
این تعریف از عملکرد، منجر به این نتیجهگیری میشود که هنگام مدیریت عملکرد گروهها و افراد، هم ورودیها (رفتار) و هم خروجی (نتایج) باید در نظر گرفته شوند. هارتل35 این مدل را مدل ترکیبی مدیریت عملکرد مینامد. این مدل سطوح توانایی یا شایستگی و موفقیتها را همانند هدفگذاری و بازبینی اهداف، پوشش میدهد (آرمسترانگ، ترجمه صفری و وهابیان، 1385، ص 2-4).
2-12- عملکرد زنجیره تأمین
به منظور ارزیابی دقیق عملکرد در زنجیرههای تأمین موجود و فرآیندهای مرتبط با آن، ضروری است که اطلاعات واقعی عملکرد زنجیره را در دسترس داشته باشیم. در حالت ایدهآل، این اطلاعات باید تمام محورهای عملکردی زیر را تحت پوشش قرار دهند:
• محصولات و خدمات ارائه شده، فروش، سهم بازار، هزینه، کیفیت، تحویل، زمانهای سیکل، دارائیهای مورد استفاده، مسئولیتها و خدمت به مشتری
جمعآوری اطلاعات فوق برای فعالیتهای داخلی زنجیره تأمین، یک تعهد همه جانبه را ایجاب میکند. بدست آوردن و مشارکت در اطلاعات با دیگر اعضای زنجیره تأمین، یکی از مهمترین چالشهایی است که سازمانها در مراحل اولیه مشارکت در زنجیرههای تأمین با آنها مواجهند. به هر حال در صورتی که زنجیرههای تأمین در راه بهبود قدم بر میدارند، باید این تصمیمات براساس اطلاعات واقعی عملکرد، اتخاذ شوند که در این راه نیز به مشارکت اطلاعاتی اعضای کلیدی زنجیره تأمین نیاز خواهد بود. سازمانی که تمایل به دریافت اطلاعات از دیگر اعضای زنجیره تأمین دارد، اما از به اشتراک گذاشتن اطلاعات با دیگران اکراه دارد، نامزد ضعیفی برای وارد شدن به چرخه SCM میباشد (غضنفری و فتحاله، 1389، ص 263).
2-13- اندازهگیری عملکرد زنجیره تأمین
یکی از اجزای SCM که حتی در سالهای اخیر هم تقریبا نادیده گرفته شده است، ارزیابی عملکرد زنجیره تأمین است. اهمیت اندازهگیری عملکرد در نظریه SCM قابل انکار نیست. در سیستمهای بین سازمانی نظیر زنجیرههای تأمین، ارزیابی دقیق و به موقع عملکرد کل سیستم و اجزای منفرد آن از اهمیت زیادی برخوردار است. یک سیستم مؤثر اندازهگیری عملکرد، دارای ویژگیهای زیر میباشد:
1) مبنایی برای درک سیستم فراهم میکند.
2) رفتار کل سیستم را تحت تأثیر قرار میدهد.
3) اطلاعاتی در مورد فعالیتهای سیستم برای اعضای زنجیره تأمین و دیگر شرکای خارج از زنجیره فراهم میکند.
در حقیقت اندازهگیری عملکرد، چسبی است که اجزای سیستم پیچیده خلق ارزش را کنار هم نگه داشته و از آن برای فرموله کردن استراتژیها بهره میگیرد. به علاوه، نقش مهمی را در کنترل و نظارت بر پیاده سازی آن استراتژیها ایفا میکند. همچنین، یافتههای تحقیقات بیان میکنند که اندازهگیری عملکرد هر یک از سازمانهای منفرد عضو زنجیره، منجر به بهبودهایی عملکرد کلی زنجیره میگردد. بر طبق یکی از مطالعات انجام شده، بهبودهای عملکردی در زمینههای کاهش زمان سیکل، تعیین مسیر و زمانبندی و حمل و نقل مؤثر، راهکارهای مفیدی برای کاهش زمان سیکل میباشند. اما به رغم اهمیتی که این راهکارها دارند، تا قبل از 1990، عملکرد زنجیره تأمین در شرایط بسیار سطحی و حتی در بعضی مواقع ضد تولیدی (مبتنی بر کاهش هزینه) اندازهگیری میشد. در واقع، فقدان یک سیستم مناسب برای اندازهگیری عملکرد، به عنوان مانعی بزرگ بر سر راه مدیریت مؤثر زنجیره تأمین عنوان شده است (همان، ص 285).
تأثیرات یکپارچهسازی زنجیره تأمین (SCI) بر عملکرد شرکت مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است. بالتبع، عملکرد بسیاری از شرکتها به شدت تحت تأثیر دسترسی به هنگام به اطلاعات مربوط به بازار قرار میگیرد (لی و همکاران، 2008). هر چند ایران به عنوان یک کشور در حال گذر از اقتصاد برنامهریزی شده به اقتصاد بازار محور، فاقد مؤسسات رسمی کافی برای حمایت از بازار آزاد است. در مقایسه با کشورهای دارای اقتصاد بازار پیشرفته، شرکتهای ایرانی با مشکلات عدیدهای، که ناشی از قوانین مبهم و غیر قابل پیشبینی در خصوص رقابت در بازار میباشد، دست به گریبان هستند. علاوه براین، ایران دارای سابقه طولانی در استفاده از رویهها و قیود غیررسمی در هماهنگ ساختن معاملات است، که برخی از آن به عنوان «خون حیاتی» کسب و کارها برای فعالیت در جامعه ایران نام بردهاند. اتکا زیاد به این قیود و رویههای غیررسمی، این سؤال را مطرح میسازد که: «آیا استراتژیهای بازارمحور، مانند SCI، تأثیرات مشابهی بر عملکرد شرکتهای ایرانی به مانند آنچه که بر اقتصادهای دارای بازار کامل و پیشرفته دارند، میگذارند؟». پاسخ به این سؤال، اطلاعات مهمی را درخصوص چگونگی تحت تأثیر قرار گرفتن عملکرد شرکت از طرف SCI به دست میدهد. تحقیقات زیادی چگونگی تأثیر SCI بر عملکرد شرکت و تأثیر محتمل آن بر ویژگیها و مشخصات ضمنی، صورت گرفته است. منافع بالقوه و تأثیرات مثبت SCI به طور گستردهای مورد تأیید قرار گرفته است (روسن زوئک، 2009، کانون، 2010، وارت و دونک، 2008).
به طور خاص، بسیاری از شرکتها در حال تحول و دگرگونی طرز فکر و ذهنیت مدیریتی خود به سمت بازارگرایی بیشتر هستند.
2-14- فلسفههای مدیریت بازاریابی
2-14-1- گرایش تولید
گرایش تولید یکی از قدیمیترین فلسفهها برای رهنمود دادن به فروشندگان است. گرایش تولید برپایه این اصل بنا شده است که مصرف کنندگان خواهان محصولاتی هستند که در دسترس بوده، استطاعت خرید آن را داشته باشند، بنابراین مدیریت باید فعالیت خود را بر بهبود کارایی تولید و توزیع متمرکز کند.
2-14-2- گرایش محصول
گرایش محصول بر این اصل بنا شده است که مصرف کنندگان محصولاتی را که بهترین کیفیت، کارکرد و شکل را دارند خواهند خرید. بنابراین سازمان باید انرژی خود را به بهبود دائم محصول اختصاص دهد.
2-14-3- گرایش فروش
گرایش فروش بر این پایه استوار است که مشتریان مقداری کافی از محصولات شرکت را نخواهند خرید، مگر آنکه برای فروش و تبلیغات و ترفیعات فعالیتهای چشمگیری صورت پذیرد. شرکتهایی که از این روش پیروی میکنند باور دارند که محصولاتشان باید فروخته شود، نه اینکه خریداری شود.
2-14-4- گرایش بازاریابی
گرایش بازاریابی ایدهای جدید در تاریخ روابط و مبادلات به حساب میآید و بر این اساس است که وظیفه اصلی هر سازمان تعیین نیازها، خواستهها و ارزشهای بازار هدف و تطبیق سازمان برای ارضای آنها به گونهای مؤثرتر و مفیدتر از سایر رقباست.
2-14-5- گرایش بازاریابی اجتماعی
فلسفه بازاریابی اجتماعی مستلزم این است که بازاریابان نه تنها خواستهها مشتریان را به حساب آورند، بلکه خواستههای مردم دیگر را نیز که رفاهشان به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد زنجیره تأمین، عملکرد شرکت، کسب و کار، شهرک صنعتی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد زنجیره تأمین، عملکرد شرکت، بازاریابی، کارآفرینی