پایان نامه ارشد رایگان درمورد زنجیره تأمین، کسب و کار، سیستمهای مدیریت، مدیریت دانش

دانلود پایان نامه ارشد

ت آید (رجبزاده و همکاران، 1386).
مدیریت زنجیره تأمین مفهومی است که برای نخستین بار در سیستمهای تأمین تویوتا که از سطح هماهنگی قابل توجهی در مدیریت عرضه و تأمین برخوردار بود، ابداع گردید. رویکرد سنتی زنجیره تأمین شامل تحویل درست به هنگام (JIT)23 و مدیریت تدارکات بود. اما امروزه مدیریت زنجیره تأمین از چنین مفاهیمی در مدیریت تولید و عمیات فراتر رفته است. در حقیقت مدیریت زنجیره تأمین مفهومی است که از صنایع تولیدی و سیستم تولید درست به هنگام تویوتا آغاز شد. این سیستم با هدف تنظیم مقادیر عرضه به کارخانههای تولید موتور در مقادیر صحیح، کوچک و اقتصادی، کاهش سطح موجودی و تنظیم مطلوب و مؤثر تعاملات عرضهکنندگان با بخش خط تولید، طراحی گردید. در عمل مدیریت زنجیره تأمین تلفیقی از مدیریت کیفیت فراگیر (TQM)، طراحی/مهندسی مجدد کسب و کار (BPR)24 و شیوه تولید درست به هنگام (JIT) میباشد (فائزی رازی، 1383).
2-4- اجزا و عوامل SCM (تأمین/تولید/توزیع)
طی چند سال اخیر و به دنبال نمایان شدن اهمیت و ضرورت بکارگیری مدیریت زنجیره تأمین، مدلهای فرایندی و مفهومی مختلفی توسط اشخاص حقیقی و حقوقی در زمینه مدیریت زنجیره تأمین تدوین شده است. این مدلها معمولا با توجه به نوع صنعت و تجارت و زمینه کاری از لحاظ ظاهر با هم متفاوت میباشند، ولی از لحاظ مفهوم و اجزاء و فرایندهای زنجیره تأمین، کلیه مدلها معرف سه فرایند کلیدی تأمین، تولید و توزیع میباشند. این سه فرایند به صورت یکپارچه و در کنار هم منجر به شکلگیری مدیریت زنجیره تأمین میگردند.
از جمله مدلهای جامع در این زمینه میتوان به مدل فرایندی مدیریت زنجیره تأمین اشاره کرد که توسط یک تیم از دانشکده مدیریت دانشگاه کالگاری25 با همکاری شرکت اپی لوگ26 طراحی و توسط شفردسون27 ارائه شد (غضنفری و فتحاله، 1389، ص 24).

( منبع: غضنفری و فتحاله، 1389، ص 25)
2-5- یکپارچهسازی
با وجود اینکه نظرات بسیاری در مورد یکپارچگی مطرح شده است، ولی منابع علمی محدودی در این مورد وجود دارد و هنوز یک تعریف جامع و فراگیر از موضوع یکپارچگی ارائه نشده است. ولی بسیاری از کارشناسان در این حوزه، تمایل دارند که مفهوم یکپارچگی را به مقولهای فراتر از سیستمهای اطلاعاتی یکپارچه و سختافزار و نرمافزار آن تعمیم دهند. با ظهور و توسعه مفاهیم نوین همچون شرکتهای مجازی، مشتریان مجازی، کسب وکار مجازی و کار از راه دور، یکپارچگی جامعیت خاصی یافته است، به طوری که مفاهیم مختلفی همچون فرآیندهای کسب و کار، دانش و علم مدیریت، ارتباطات و تعاملات سازمانی، ساختار سازمانی و مدیریت دانش را شامل میشود.
با این اوصاف، یکپارچگی در دنیای کسب و کار جدید، فرایند فراگیری است که طی آن فرآیندها و ساختار منعطف و به هم پیوستهای در جهت اهداف استراتژیک و رقابتی شرکت ایجاد میگردد. یکپارچهسازی سیستمها یک چرخه تعاملی را ارائه میکند که طی آن تکنولوژی، عملکردهای افراد، دانش و فرایندهای عملیاتی با یکدیگر ترکیب و به هم پیوسته میشوند.
جدول 1-2 عناصر یکپارچهسازی سازمان
عناصر سازمانی
سازمان غیریکپارچه
سازمان یکپارچه
ابزارها
اهداف و مأموریتها
کاملا مستقل
از درون و بیرون وابسته
مدلسازی سازمان و برنامهریزی استراتژیک
فرآیندها
عملکردگرا
فرآیندهای در سطح سازمان
مهندسی مجدد فرآیندهای تجاری
سازمان
سلسله مراتبی
شبکههای افقی
تجزیه و تحلیل سازمانی
منابع انسانی
انفرادی و بدون شراکت
تیمی، شراکتی و بااتحاد
توانمندسازی نیروی انسانی
منابع مالی
بیثبات، غیراستاندارد، عدم یکپارچگی با عملیات دیگر
کیفیت بالا، دسترسی کامل، عملیات/اطلاعات/سیستمهای استاندارد، یکپارچه با عملیات
مهندسی مجدد فرایند مالی، سیستمها، استانداردسازی اطلاعات
اطلاعات
غیراستاندارد، دور از دسترس، عدم به روزآوری، ناامن
شراکتی، استاندارد، در دسترس، دقیق، دورهای دقیق
استانداردهای اطلاعات و مدیریت اطلاعات
سیستمهای اطلاعاتی
مجزا از هم(خود ایستا)
رایج، باز، یکپارچه
معماری و استانداردها
اموال فیزیکی
انعطافپذیر
انعطافپذیر، سودآور، درست به موقع (JIT)
اصول زیرساختار
(منبع، غضنفری و فتحاله، 1389، ص 133)
همان طور که در جدول (2-1) مشخص است، بسیاری از سازمانها در حال حاضر غیریکپارچه میباشند. در این حالت واحدهای مختلف سازمان هماهنگی لازم را جهت نیل به اهداف سازمان ندارد و انعطافپذیری سازمان جهت رویارویی با تحولات جدید و همراهی با شرایط نوین کسب و کار پایین میباشد. اما در سازمانهای یکپارچه، بخشهای مختلف هماهنگ با یکدیگر فعالیت میکنند. از آنجا که مقوله یکپارچگی، کل سازمان را در بر میگیرد، بنابراین اجزا مختلف نیز، باید در سازمان یکپارچه و هماهنگ گردند (غضنفری و فتحاله، 1389، ص 132).
2-6- درجات مختلف یکپارچهسازی
به طور کلی میتوان چهار درجه مختلف را برای یکپارچهسازی در نظر گرفت. هر درجه، ابعاد، پیچیدگیها تعاریف و وجوه خاص خود را داشته و میتواند برای هر یک از شرایط و حالات خاص سازمان در نظر گرفته شود. درک اینکه سازمان در چه درجهای از یکپارچگی قرار دارد و یا این که چه درجهای از یکپارچگی برای آن مناسب است، بسیار مهم میباشد. چهار درجه یکپارچهسازی عبارتند از:
الف) یکپارچگی ارتباطی
این درجه ابتداییترین درجه یکپارچگی بوده و اساس و زیربنای دیگر درجات یکپارچگی است. اساس این وضعیت ایجاد ارتباط بین تجهیزات و تکنولوژیهای مختلف برای کار با یکدیگر است. این مرحله شامل اشتراک تجهیزات فنی، برقراری امکان انتقال اطلاعات و ایجاد مسیرهای ارتباطی بین اجزای مختلف است.
ب) یکپارچگی عملیاتی
این وضعت به قابلیت کار کردن دو یا چند سیستم، برنامه و یا تکنولوژی با یکدیگر اطلاق میشود، به نحوی که از قابلیتهای هر دو تکنولوژی و سیستم استفاده شود. بسیاری از عرضهکنندگان راهحلها و تولیدکنندگان سیستمها، محصولاتشان را برای استفاده در این وضعیت ارائه میکنند، به طوری که سیستمهای آنها با پایگاههای داده و سیستمهای دیگر مرتبط میگردند.
ج) یکپارچگی مفهومی
در زمینه یکپارچهسازی، بسیاری از تلاشها به سمت پیادهسازی سیستمهای مدیریت پایگاه داده معطوف شدهاند، در این وضعیت اجزاء داده، اصطلاحات و تعاریف و مفاهیم دادهها به خوبی مشخص و بهینه میشوند. در اینجا تأکید بر کاهش خطاهای انسانی حین ایجاد، ثبت و بازیابی دادهها از طریق ایجاد استانداردها و فرمتهای مشخص دادهها است. برای نیل به یکپارچگی معنایی، تنها پیادهسازی سیستمهای مدیریت پایگاه داده کافی نیست، بلکه باید دادهها، مشخصات و استانداردهای آنها به روشنی برای کاربر تعریف شده و مشخص باشد.
د) یکپارچهسازی همگرا
این درجه از یکپارچگی پیچیدهترین و برترین درجه یکپارچگی است. برای نیل به یکپارچگی در این مرحله باید در سه وضعیت قبلی به یکپارچگی دست یافته باشیم. در این درجه، مفهوم یکپارچگی فراتر از یکپارچه کردن تکنولوژیها، برنامهها و استاندارد کردن دادهها است. یکپارچگی همگرا شامل یکپارچهسازی تکنولوژی با فرآیندهای کسب و کار، دانش و عملکردهای افراد است. یکپارچهسازی همگرا، سازمان را به سمت طراحی و ایجاد ساختار و فرایندهای مختلف و پویا سوق میدهد (همان، ص 133-135).
2-7- انواع یکپارچهسازی
الف) یکپارچهسازی افقی درون سازمانی
در این حالت سیستمهای مختلف که در بخشهای عملیاتی شرکت وجود دارند، با یکدیگر یکپارچه میشوند. نمونهای از این یکپارچگی را میتوان در زنجیره ارزش یک کارخانه مشاهده نمود. برای افزایش ارزش ایجاد شده، میتوان سیستمهای سفارش، خرید، تولید، حمل و نقل و توزیع را با یکدیگر یکپارچه نمود.
ب) یکپارچگی عمودی درون سازمانی
در حالت عمودی، سطوح مختلف یک سازمان یکپارچه میشوند. به عنوان مثال، فرایند تولید در پایینترین سطح خود توسط سیستمهای کنترل عددی، در سطوح میانی توسط سیستم برنامهریزی و کنترل تولید و در سطح بالاتر توسط سیستمهای مدیریتی و برنامهریزی، کنترل میشوند. بدین ترتیب اطلاعات مربوط به سیاستها و برنامههای تولید از بالا به پایین و اطلاعات محصولات تولید شده از پایین به بالا، در سطوح سازمانی منتقل میشوند. در حالت یکپارچهسازی عمودی، سیستمهای تولیدی در سطوح گوناگون با یکدیگر یکپارچه میشوند.
ج) یکپارچهسازی بین سازمانی
تمایل به افزایش تراکنشها و تجارت الکترونیکی بین شرکتها، طرحهای سنتی ارتباطات بین سازمانی را متحول کرده است. سازمانها به منظور افزایش قدرت رقابتی و انعطافپذیری بیشتر در مقابل تغییرات مداوم بازار، ابزارهای هماهنگی و تعاملی مؤثری را بین خود گسترش دادهاند. این نوع یکپارچگی بین تأمین کنندگان، تولیدکنندگان، توزیعکنندگان و مشتریان ایجاد میگردد (همان، ص 136).
2-8- مدیریت جریان مواد در SCM
اهمیت مدیریت مؤثر جریان مواد در طول زنجیره تأمین (شکل)، در سالهای اخیر به وسیله مجریان صنایع و دانشگاهیان درک شده است. هزینههای مرتبط با مواد، اهمیت ویژهای برای این مجریان داشته است. متخصصان صنایع تخمین میزنند که هزینههای جریان مواد در زنجیره تأمین، سهم بزرگی از هزینههای عملیاتی را در بسیاری از سازمانها به خود اختصاص میدهد، به طوریکه در برخی صنایع این هزینه تا 75 درصد کل بودجه عملیاتی را شامل میشود. یکی از اهداف مهم مدیریت زنجیره تأمین، بهبود موقعیت جریان مواد در طول زنجیره تأمین از دید مصرفکننده نهایی، توأم با کاهش همزمان هزینههای زنجیره تأمین است.
ایجاد زنجیرههای تأمین یکپارچهای که مواد مورد نیاز مشتریان نهایی و سازمانهای عضو زنجیره تأمین را به مقدار مورد نیاز، در شکل و طرح مطلوب، با مستندسازی مناسب، در مکان و در زمان مطلوب و با کمترین هزینه ممکن تدارک ببیند، در بطن فعالیتهای مدیریت زنجیره تأمین قرار دارد. زمانی که سازمانها به ایجاد و مدیریت چنین زنجیره تأمین یکپارچهای اقدام میکنند، عوامل کلیدی زیر را باید مدنظر قرار دهند:
• شناخت زنجیرههای تأمین موجود
• مهندسی مجدد لجستیک زنجیره تأمین
• تشخیص اهمیت زمان
• ایجاد یک سیستم اندازهگیری عملکرد برای زنجیره تأمین

2-9- یکپارچهسازی زنجیره تأمین
محققان به این مهم پیبردهاند که SCI نوآوری بسیار مهمی در مدیریت زنجیره تأمین به وجود آورده و رمز جدیدی از فرصتها در افزایش عملکرد شرکت به شمار میرود (داسیلوا و آرکادِر، 2007). مطالعات پیشین به SCI به عنوان سازهای از ابعاد مختلف نگریستهاند و بر اهمیت شناسایی ابعاد SCI به هنگام ارزیابی اثرات آن بر عملکرد شرکت، تأکید کردهاند (فلاین و همکاران، 2010). برای مثال لائو و همکاران (2010) استدلال کردهاند که SCI «مستلزم تحلیل تجربی جزئی شده» است چون دربردارندهی فرآیندهای سازمانی چندگانه است که عرضهکنندگان، واحدهای عملکردی داخلی و مشتریان را ادغام و یکپارچه میکند.
برای مثال کولپ و همکاران (2004)، ادعا کردهاند که فرآیند همکاری، به عنوان اشتراکگذاری اطلاعات، بعد اصلی SCI است. به طور مشابه، شاین و رابینسون (2005) به اشتراکگذاری اطلاعات و هماهنگی در تصمیمگیری را به عنوان دو بعد اصلی یکپارچهسازی زنجیره تأمین در سطح عملیاتی تعریف کردهاند. پیرو این محققان، SCI سازهای متشکل از به اشتراکگذاری اطلاعات و هماهنگی عملیاتی است. به اشتراکگذاری اطلاعات منعکس کننده میزان شفافیت اطلاعات و دسترسی مستقیم و به هنگام به اطلاعات است. در مقابل، هماهنگی عملیاتی حوزهای است که شرکتها به تبادل تصمیمات صحیح، دانش و منابع در طول زنجیره تأمین به منظور ساده کردن فعالیتهای مربوط به زنجیره تأمین میپردازند. هماهنگی عملیاتی منعکس کننده محدودهای است که یک شرکت با شرکای کانال جهت برآورده ساختن تقاضاهای مشتری و جستجوی فرصتهای جدید برای اجرای خودکار وظایف، همکاری میکند و هماهنگ است (ساندرز، 2007). به عبارت دیگر به اشتراکگذاری اطلاعات دربرگیرندهی به اشتراکگذاری اطلاعات حیاتی و اختصاصی در میان شراکای زنجیره تأمین است، در حالی که هماهنگی عملیاتی دربرگیرندهی چگونگی بهرهگیری مشترک شرکتها از دانش حاصل از به اشتراک گذاری اطلاعات و تغییر فرآیندهای کسب و کار به صورتی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد زنجیره تأمین، مدل مفهومی، عملکرد شرکت، مدل ساختاری Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد زنجیره تأمین، عملکرد شرکت، مدیریت عملکرد، بازاریابی